ارتباط غیر کلامی چیست؟

ارتباط غیر کلامی چیست؟

انسان موجودی اجتماعی است و بسط و گسترش تمدن هم به واسطه همین اجتماعی بودن آن رخ داده است. برای زنده ماندن و ادامه بقاء در اجتماع، نیازمند برقراری ارتباط با سایرین است تا بتواند نیازهای خود را بیان نموده و نیازهای سایرین را درک کند. بخشی از این ارتباط بواسطه خلق زبان و «ارتباط کلامی» و بخش دیگری از آن «ارتباط غیر کلامی» است.

انسانها بواسطه استفاده از هزاران نشانه و ارتباط غیر کلامی از قبیل وضعیت بدن، حالت چهره، نگاه ، حرکات و صدا و سایر رفتارها، باهم ارتباط برقرار می‎کنند. نوع نشستن، دست‌دادن، بو و عطر، آرایش و لباس و لوازم و وسائل همه و همه بیانگر ارسال پیامهایی متفاوت از انسان به اجتماع یا دریافت پیامهایی از جامعه است.

چالرلز داروین، در کتاب «بیان احساسات در انسان و حیوانات»، تحقیقات خود در خصوص انواع، تأثیرات و بیان ارتباطات و رفتارهای غیرکلامی را به اشتراک گذاشته است. گرچه این ارتباط‌ات غالباً به‌قدری ظریف هستند که ما آگاهانه از آن‌ها مطلع نمی‌شویم، اما تاثیر آنها برروی انسان، انکار ناپذیر است.

ارتباط غیر کلامی شامل «حالات چهره»، «اشاره ها»، «ارتباطات فرازبانی(Paralinguistic)»، «زبان و وضعیت بدن»، «حفظ حریم شخصی»، «خیره شدن»، «لمس‌کردن»، «وضعیت ظاهری» و «لوازم و وسائل» و موضوعاتی نظیر آن است.

وقتی بین کلام ما و سیگنال‌های غیر کلامی ما، عدم تطابق وجود داشته باشد، ارتباط غیر کلامی، مخاطبان را بیشتر درگیر خواهد کرد.

یکی از مهارت هایی مدیریت، شناخت ارتباطات غیر کلامی است، این ارتباطات غیر کلامی، می تواند انرژی در صدا، لرزش آن، مکث های که افراد می کنند باشد تا زبان بدن که می تواند اطلاعاتی از وضعیت افراد را به ما بدهد، یکی از حالت های ارتباط غیرکلامی در زمانی که مکالمه حضوری داریم، حالت های صورت است که در زمان بیان های مختلف و یا حتی شنیدن لغات به اشکال مختلف تغییر وضعیت می دهد. در این مقاله به برخی حالتهای ماکرو و میکرو، اشاره خواهیم کرد.

حالات ماکرو (Macro Expressions) حالت طبیعی چهره ای است که متوجه می شوید و بین ½ ثانیه تا 4 ثانیه طول می کشد . اینها نسبتاً به راحتی قابل توجه هستند و تمایل دارند با لحن و محتوای آنچه گفته می شود مطابقت داشته باشند.

حالت میکرو (Micro Expressions) یک حالت غیرارادی چهره است که کمتر از نیم ثانیه طول می کشد. این عبارات اغلب به طور کلی نادیده گرفته می شوند، اما احساسات واقعی افراد را در مورد آنچه می گویند آشکار میکنند.

هفت حالت جهانی وجود دارد که در همه انسان ها مشترک است و مهم نیست که در کدام کشور به دنیا آمده اند. این حالتها عبارتند از :خشم، ترس، نفرت، غم، شادی، تعجب و تحقیر.

یادگیری تشخیص این حالت های ماکرو و میکرو واقعاً می تواند آگاهی ما را نسبت به فرد مقابل بالاتر ببرد.

این باور نکردنی است که چقدر بیشتر از کلمات راه برای ارتباط وجود دارد، از حالات صورت گرفته تا ژست ها و لباس هایی که می پوشیم، همه اینها زبان بدن هستند. با این حال، زبان بدن و عبارات ما می تواند احساساتی را منتقل کند که می خواستیم پنهان کنیم یا شاید حتی نمی دانستیم که احساس می کنیم.

آسیندتون چیست؟

آسیندتون چیست؟

آسندیتون(Asyndeton)، برگرفته از واژه یونانی(ἀσύνδετον)، به معنای «بی ارتباط»، است. این واژه یکی از واژه‎های کمیاب و ناشناخته است که به عنوان یک دستگاه ادبی در میان مدرسان و دانشجویان «بلاغت»، رواج دارد.

بلاغت یا «علوم بلاغی»، زیباشناسی سخن یا دانش شیواسخنی است. این دانش یا تکنیک، از جمله فنون ادبی است و شامل سه‌گانه «معانی»، «بیان» و «بدیع» است. در مقایسه با مضامین و زمینه‌های دیرینِ بلاغت در فرهنگ‌ها و جوامع جهانی، مطالعات و پژوهش‌های علمیِ معاصر، بُردِ وسیع‌تر و متنوع‌تری از مسائل عملی و معانی نظری را به حیطه علوم بلاغی وابسته و مرتبط دانسته‌اند.

به‌طور سنتی، این علوم تنها به حرفه‌ها و زمینه‌هایی از قبیل سیاست، حقوق، روابط عمومی، بازاریابی، و تبلیغات تجارتی منحصر نسب داده شده. امروزه دامنه تحقیقات علوم بلاغی به رشته‌های پیچیده و مختلفی، همچون علوم انسانی، علوم ادیان، علوم اجتماعی، و تاریخ هم گسترش یافته است.

افرادی که بلاغت تدریس یا تحصیل کرده اند، از آسندیتون به عنوان گونه‎ای طرح ادبی یاد می‎کنند که در آن یک یا چند ترکیب به هم پیوسته و عمداً از یک سری بندها، حروف ربط حذف شده اند. به عنوان مثال می توان به veni، vidi، vici و ترجمه انگلیسی آن “I come, I saw, I conquered” اشاره کرد.

استفاده از آسندیتون می تواند سرعت ریتم را افزایش داده و یک ایده واحد را به یاد ماندنی تر کند. به عبارت دیگر، این تکنیک نوعی هماهنگی غیر ترکیبی است که در آن حروف ربط وجود ندارد. مانند جمله: “خانه های خراب، مدارس ویران،…”

آسندیتون عموما با حذف حرف ربط “و” و یا حرف ربط “یا”و یا سایر حروف ربط شکل میگیرد.ارسطو در کتاب بلاغت ، معتقد است این تکنیک در خطابه گفتاری مؤثرتر از نثر مکتوب است. ارسطو همچنین معتقد بود که آسیندتون را می توان به طور مؤثر در پایان آثار به کار برد، و خود او این وسیله را در قسمت پایانی بلاغت به کار برده است.(بلاغت، کتاب سوم، فصل 19). خطابه  وینستون چرچیل،  در جنگ جهانی با عنوان”ما در سواحل مبارزه خواهیم کرد” گونه ای استفاده از این تکنیک است.

نوشته: فرامرز عیب پوش

تاریخ انتشار: آبان 1399

سندروم آپولو چیست؟

سندروم آپولو چیست؟

زمانی که ناسا موفق شد اولین انسان را طی پروژه آپولو به ماه بفرستد، بسیاری از متخصصان و افراد مختلف ۲۴ ساعت کار کردند تا آپولو موفقیت آمیز انجام شد ولی یک نفر ادعا کرد مهم‌ترین وظیفه رو من انجام دادم و اگر من نبودم امکان نداشت این پروژه انجام شود!

جالب اینجاست که این شخص مدعی، نه محقق بود، نه متخصص و نه حتی یک کارشناس ساده، این شخص، کسی بود که باید مدام قهوه درست می‌کرد و با این قهوه به افراد پروژه کمک می‌کرد تا بتوانند بیدار مانده و بر خستگی خود غلبه کنند تا پروژه به اتمام برسد.

سندرم آپولو، زمانی ظهور می کند که شخصی با اصرار ، سعی دارد تمام دستاوردهای تیم رو به اسم خودش ثبت کند.

‏این سندروم باعث می شود وقتی تیمی تشکیل میدیم از افرادی که همگی توانمندی‌های فوق‌العاده‌ای دارند، برخلاف انتظار نتیجه خوبی نداشته باشه.

سال‌های سال وقتی رئال مادرید افتخاری کسب می‌کرد همه اسم رونالدو رو میوردن ولی وقتی سال ۲۰۱۶ زیدان سرمربی رئال شد، توجه‌ها از رونالدو کم شد، همه میگفتن زیدان می تواند این تیم رو به اوج برساند. رونالدو حس کرد دستاوردها قرار است به نام زیدان نوشته بشه و اینجا چالش اصلی زیدان شروع شد!

اوایل سرمربی شدن زیدان، رونالدو نه تنها با وی ارتباط نگرفت بلکه تیم را هم بهم ریخته بود، میخواست خودش بهترین رئال باشد نه زیدان. زیدان متوجه ماجرا شد، هرچند خودش بهترین بازیکن جهان بود ولی در مصاحبه‌ای اعلام کرد : «رونالدو بهترین بازیکن تاریخ است»، اینگونه رونالدو آروم گرفت و رئال سه سال پیاپی قهرمان شد.

سندرم آپولو معتقد است اگر در تیم چند فرد توانمند وجود داشته باشن، هرکس به تنهایی توانمندی فوق‌العاده‌ای دارند، اما هیچ کدام تمایلی به توافق جمعی ندارند و هرکس سعی خواهد کرد حرف خود رو به کرسی بنشاند.

تیم‌هایی که به سندرم آپولو دچار هستند، زمان زیادی را صرف بحث‌های بی‌ثمر و مخرب می‌کنند، در تصمیم‌گیری‌ها مشکلات اساسی دارند. معمولاً اعضای تیم نظرات متقابلی دارند و تصمیمات‌شان انسجام لازم را ندارد.

رویکرد ناب چیست؟

رویکرد ناب

رویکرد مدیریت تولید ناب(lean methodology)، برای اولین بار در آموزه‎هایی که توسط پرفسور ادواردز دمینگ برای مدیریت تویوتا مطرح شد، شکل گرفت اما به این نام شناخته نشد. بعدها تویوتا سیستم تولید تویوتا (TPS)، را به عنوان فلسفه تولیدی اصلی خود بکار گرفت که هدف آن حذف ضایعات و دستیابی به بهترین بازده ممکن بر اساس دو مفهوم جیدوکا(jidoka)، و جی.آی.تی(just-in-time)، بکار برد که به یکی از پایه‎های مدیریت ژاپنی در سالهای آتی تبدیل شد.

در تولید محصول یا ایجاد کسب‌وکار، رویکرد ناب، در مقابل رویکرد سنتی تعریف می‌شود. مفهوم رویکرد ناب بشکل امروزی، توسط اریک رایس در سال ۲۰۰۸ معرفی و استفاده شد. او در سال ۲۰۱۱ در این باره کتابی با عنوان استارتاپ ناب(The Lean Startup)، را منتشر کرد. روش ناب به دلیل تمرکز بر کاهش ضایعات و بهبود کارایی به منظور ارائه ارزش بیشتر به مشتریان در کسب‎وکارها محبوب است.

به عنوان یک رویکرد فلسفی، روش ناب به دلیل توانایی آن در کمک به سازمان‌ها برای دستیابی به اهداف خود به روشی سالم‌تر، هوشمندانه‌تر و پایدارتر، از کاربرد گسترده‌ای برای فرآیندهای درون کسب‌وکارها برخوردار است. مدیریت ناب سازمان ها را قادر می سازد تا کل جریان ارزش را بهینه سازی کنند. از کوتاه کردن چشم انداز تا دوره چرخه ارزش، بهبود سرعت و افزایش کیفیت کلی در طول فرآیند تولید، بهبود جنبه هایی که بر تحویل محصول تأثیر می گذارد. در تمام چرخه، تمرکز برروی افزودن ارزش ارائه شده به مشتری است.

در رویکرد ناب به‌جای برنامه‌ریزی‌های دقیق، از آزمایش و به‌جای حدس و گمان درمورد تقاضای بازار، از بازخورد بخشی از مشتریان اولیه استفاده می‌شود. در این رویکرد، تکرار در طراحی و تکمیل آن به‌مرور زمان، نسبت به روش سنتیِ طراحیِ کاملِ اولیه، ترجیح داده می‌شود.

نقطۀ آغاز رویکرد ناب وجود ریسک است! مشخصه‌ای که استارتاپ را از هر نوع کسب‌وکار یا شرکت دیگری متمایز می‌کند هم ریسک است. بسیاری از شُماها که هم‌اکنون در حال مطالعۀ این مقاله هستید، احتمالاً تجربۀ ترکِ شغلی ثابت با درآمد مطمئن را برای پیوستن به تیم استارتاپی داشته‌اید و می‌دانید که این تجربه تا چه اندازه می‌تواند ترسناک و پُرریسک باشد.

به همین دلیل اریک رایس کتاب استارتاپ ناب را نوشت. او می‌خواست به شرکت‌ها کمک کند تا آن‌ها بتوانند از طریق Minimum Viable Product (MVP) یا همان حداقل محصول قابلِ‌ارائه و نیز با آزمایش‌های دقیق و تعهد به یادگیری، جهت‌ صحیح را بیابند و خطرها و ریسک‌ها را کاهش دهند. هسته و مفهوم اصلی رویکرد ناب در استارتاپ‌ها در واقع ایجاد کسب‌وکاری پایدار با حداقل اتلاف وقت و هزینه است.

رایس پس از دو شکست در راه‌اندازی کسب‌وکار متوجه شد که وقت و هزینۀ زیادی را صرف ساخت محصولات کرده است، بدون آن‌که مطمئن باشد که آن محصولات مشکلی واقعی را حل می‌کنند و مطمئن باشد که دقیقاً به همین دلیل با استقبال روبه‌رو نشدند.

در ژاپن تولید خودرو با روش به‌حداقل‌رساندن اتلاف وقت و هزینه انجام می‌شد و هدف از تولیدات کارخانه رساندن محصول نهایی به دست مشتری با کم‌ترین هزینه و خلق بالاترین ارزش بود.

پس از آشنایی با این سیستم، رایس متوجه شد که می‌تواند از این سیستم و رویکرد برای کارآفرینی استفاده کند. او در کتابش می‌گوید ما باید تصور خود را از شکل ظاهری شرکت مدرن تغییر دهیم و به این ترتیب رویکرد ناب در استارتاپ‌ها را با الهام از صنعت خودروسازی ژاپن معرفی کرد.

یکی از مؤلفه‌های اصلیِ روش استارتاپ ناب یا رویکرد ناب چرخۀ ساخت‌ـ‌سنجش‌ـ‌یادگیری است. اولین قدم در این چرخه کشف مسئله‌ای است که باید حل شود. دومین قدم هم تولید حداقل محصول قابلِ‌ارائه (MVP) برای شروع روند یادگیری در اسرع وقت است.

کارآفرینانی که رویکرد ناب را انتخاب و تمرین می‌کنند، تشویق می‌شوند که همه‌چیز را زیر سؤال ببرند. از ایدۀ اولیۀ خود تا انتخاب‌های طراحی و هر ویژگی‌ای که می‌خواهند اضافه کنند. در طی این روند کارآفرینان حداقل محصول قابلِ‌ارائه یا MVP خود را کشف و ایجاد کرده، این محصول را به گروهی منتخب از مشتریان اولیۀ خود عرضه می‌کنند تا مشخص شود که چه تغییرات و بهبودهایی برایش لازم است.

پاسخ و بازخورد گروه اولیۀ مشتریان موردِآزمون به کارآفرینان کمک می‌کند تا بفهمند که چه چیزی دربارۀ محصول آن‌ها درست است و نتیجه می‌دهد، چه چیزی نادرست است و نتیجۀ خوبی نمی‌دهد و نهایتاً چه جهتی را باید دنبال کنند.

این چرخه بر سرعت که یکی از ترکیبات مهم توسعۀ محصول است تمرکز دارد. اثربخشیِ تیم استارتاپی یا شرکت بر اساس این عوامل ارزیابی می‌شود: توانایی در ایده‌پردازی، ساخت محصول اولیه برای آن ایده، سنجش میزان اثرگذاری آن محصول و یادگیری از این چرخه.

تصمیم‌گیری دربارۀ ادامۀ این مسیر یا چرخش و تغییر در راه‌بُردها، نتیجۀ آموزه‌های این چرخه است. این چرخه تا زمانی که نیاز باشد، دائماً تکرار می‌شود.

ای.تی.اس چیست؟

ای.تی.اس چیست و چه مزایایی در فرایند استخدام دارد؟

ای.تی.اس(ATS)، نوعی نرم افزار جذب و استخدام نیروی انسانی است که می‌تواند فرایند استخدام را ساده‌تر و یافتن مناسب‌ترین متقاضیان را برای استخدام‌کنندگان و مدیران آسان‌تر کند. ای.تی.اس به شرکت‌ها کمک می‌کند تا متقاضیان را برای اهداف استخدامی سازماندهی کنند. این سیستم ها به کسب‌و‌کارها اجازه می‌دهند تا اطلاعات را بر اساس تجربه و مجموعه مهارت‌ها جمع‌آوری و متقاضیان را فیلتر کنند.

بیش از ۹۰٪ شرکت‌های فُرچون ۵۰۰ (Fortune 500)، در حال حاضر از ای.تی.اس استفاده می‌کنند. در حالی که این سیستم‌ها برای ذخیره اطلاعات متقاضی عالی هستند، بهترین سیستم های ای.تی.اس قادرند که کلیه ارتباطات با متقاضیان را ردیابی کنند. این امر باعث می‌شود که جست‌وجو و فیلتر‌کردن رزومه ها و سایر اطلاعات مربوط به متقاضیان آسان شود؛ در نتیجه برای انجام این کارها زمان کمتری صرف می‌شود و شرکت‌ها نیز از جذب ماهرترین افراد مطمئن می‌شوند.

ای.تی.اس فرایند استخدام را با استفاده از ابزارها و حتی تکنولوژی‌های مختلف مثل هوش مصنوعی ساده، بهینه و به‌صرفه می‌کند تا بهترین و واجدشرایط‌‌ترین متقاضیان را نشان دهد. 

از آنجا که بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها می‌توانند صدها یا حتی هزاران متقاضی را بدون داشتن صلاحیت‌های لازم جذب کنند، این نرم افزار باعث می‌شود که در زمان و هزینه‌های بعدی شرکت نیز صرفه‌جویی شود.

متقاضیان به‌دنبال فرایندهای کاربردی‌ای هستند که آسان و کاربرپسند باشند. بهترین سیستم های ای.تی.اس به افراد این امکان را می‌دهند که بدون نیاز به ورود به سیستم، از طریق هر دستگاهی و به‌راحتی، شغلی را درخواست کنند. این روند باعث می‌شود که شرکت‌ها از مجموعه متقاضیان بیشتری بهره‌مند شوند و آنان را بر اساس مهارت و تجربه و همچنین به‌صورت خودکار رتبه‌بندی کنند.

طی فرایند استخدام، ای.تی.اس به کاربران امکان می‌دهند تا به‌راحتی بازخورد و یادداشت‌هایی را درمورد متقاضی موردنظر ارسال کنند. برخی از این سیستم‌ها، امکان همکاری از طریق موبایل را نیز فراهم می‌کنند و این امر باعث می‌شود که روند استخدام، برای متقاضیان و استخدام‌کنندگان راحت‌تر شود.

بهترین سیستم های ای.تی.اس از جدیدترین فناوری‌ها، مانند پردازش زبان طبیعی و هوش مصنوعی، برای نمایش و مرتب‌سازی رزومه افراد استفاده می‌کنند. این سیستم‌ها رزومه را اسکن می‌کنند، آن را با کلمات کلیدی مطابقت می‌دهند و از الگوریتم‌های دیگری برای تحلیل داده استفاده می‌کنند.

بسیاری از سیستم های ای.تی.اس، با سایت‌ها و پورتال‌های شغل‌یابی ادغام می‌شوند و آگهی‌های استخدام را کارآمدتر می‌کنند.

استعفا و نحوه انجام درست آن

استعفا و نحوه انجام درست آن

استعفا و بیرون امدن از یک شرکت، امری بدیهی و محتمل است. همه‌ ما یک روز ممکن است مجبور ‌شویم که به دلایل گوناگون از کار خود استعفا بدهیم. این دلایل می‌توانند عدم رضایت شغلی، نداشتن موقعیت پیشرفت شغلی، مشکلات و اختلافات با مدیر یا همکاران، مناسب‌نبودن حقوق یا بالابودن حجم کار باشند. گاهی هم صرفا با رویای یافتن یک موقعیت شغلی بهتر، تصمیم به نوشتن متن استعفا نامه و در نهایت استخدام در شرکت دیگری می‌گیریم.

دلیل این تصمیم هر چه که باشد، بایم قبل از نوشتن متن نامه استعفای حرفه ای به موارد زیادی از جمله این که مشکلات استخدام چیست، توجه کرد. چرا که استعفا، هم برای فرد و هم برای سازمان هزینه‌هایی دارد که بایم در کاهش آنها کوشیم. یک قانون نانوشته می‌گویم که همیشه پیداکردن کار، وقتی هنوز استعفا نداده‌ایم و کار می‌کنیم، آسان‌تر است. پس بایم سعی کنیم هنگام عصبانیت یا در زمان عجله تصمیم نگیریم. اگر قبل از پیداکردن کار جدیم استعفا دادیم، بایم بدانیم که ممکن است ۳ تا ۶ ماه طول بکشد تا کار جدیمی پیدا کنیم.

اول از همه، در مورد تصمیممان درباره‌ی استعفا، مزایا و یا عواقب احتمالی آن خوب فکر کنیم. بهتر است قبل از اعلام تصمیم استعفا، با مدیر خود جلسه‌ای داشته باشیم و درخواست‌ها و مشکلاتمان را مطرح کنیم. ممکن است او بتواند با تغییر شرایط و بررسی درخواست‌های شما، نظرمان را برگرداند. بعد از این‌که از تصمیم خود به استعفا مطمئن شدیم، لازم است به نکاتی که در این مطلب نوشتیم توجه کنیم.

بررسی کنیم که در صورت استعفا، چه تعهداتی به سازمان داریم. تضمین‌هایی را که داده‌ایم لیست کنیم. دقت کنیم که طبق قرارداد، چه مدت قبل از ترک سازمان، الزام به ماندن یا تعلیم همکار جدیم را داریم. هم‌چنین بایم بدانیم از چه مدت قبل، لازم است که نسبت به استعفای خود تصمیم گیری کنیم.

تقریبا می‌توان گفت نوشتن استعفا نامه، یکی از مهم‌ترین و البته ضروری‌ترین مراحل تغییر شغل است. این نامه نه‌ تنها از نظر حرفه‌ای اهمیت دارد، بلکه از نظر قانونی و حقوقی نیز دارای رسمیت و اعتبار است. در زمانی بین دو هفته تا یک ماه بعد از ارسال نامه استعفا، می‌توانیم تعهدات خود را به پایان برسانیم و از شرکت خارج شویم.

در سال‌های اخیر این نامه به شکل ایمیل نوشته و ارسال می‌شود. نامه استعفاء بایم خطاب به مدیریت نوشته شود، اما در شرکت‌های بزرگ‌تر که بخش منابع انسانی و همینطور مدیریت منابع انسانی مستقل دارند، یک رونوشت به منابع انسانی هم بایم برای مدیر منابع انسانی ارسال شود.

نامه استعفا اداری بایم مختصر و مفید و در عین حال شفاف، حرفه‌ای و مؤدبانه باشد. حتما در قرارداد شما نوشته شده است که بایم حداقل چه مدت قبل از زمان خروج از سازمان، استعفا دهیم. این زمان در قانون ایران معمولا دو هفته و در برخی از موارد بسته به نوع قرارداد، ممکن است تا یک ماه هم باشد. دقت کنیم که این زمان یعنی از روز ارسال استعفا نامه، نه زمانی که به‌صورت شفاهی مسئله را با مدیر‌مان مطرح می‌کنیم.

استعفا نامه برای رسمیت و اعتبار قانونی بخشیمن به فرآیند خروج ما از شرکت (شامل تحویل کارها، شروع فرایند تسویه حساب و غیره) است. اما به‌خاطر داشته باشیم که ارسال ناگهانی نامه استعفا بدون صحبت قبلی، کاری غیرحرفه‌ای محسوب می‌شود.

همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره کردیم، در درجه اول باید با مدیر خود صحبت کنیم تا ببینیم آیا می‌توان برای شرایطی که باعث نارضایتی‌مان شده است، کاری کرد یا خیر. اگر جز این کار، راه دیگری نبود، مدیر خود را در جریان قرار دهیم که نامه استعفا را برای او ارسال خواهیم کرد.

متن استعفاء نباید لحن عصبانی داشته باشد یا در آن درباره تسویه‌حساب‌های شخصی و لیست‌کردن موارد نارضایتی خود صحبت کنیم. این موارد به جلسه خصوصی‌مان با مدیر مربوط می‌شود. در این نامه، به‌طور مختصر صرفا قصد جدایی خود را از شرکت اعلام می‌کنیم.

بهتر است که به‌هنگام استعفا دادن پل‌های پشت سر خود را خراب نکنیم؛ شاید الان زمان مناسبی برای کارکردن در این شرکت نباشد حتی اگر پیشنهاد کاری بهتری داشته باشیم چون نمی‌دانیم در آینده چه اتفاقاتی رخ می‌دهند پس مدیریت احساسات را در اولویت قرار دهیم. بسیاری از کارکنان توانمند سابق سازمان‌ها، با فراهم‌شدن بسترهای مورد نیازشان، پس از گذشت سال‌ها به شرکت قبلی خود بازگشته‌اند. قطعا اگر با صحبت‌هایی از سر خشم و عصبانیت از شرکت جدا شده بودند، امکان بازگشت را نداشتند.

حال فرض کنیم اصلا قصد بازگشت را تحت هیچ شرایطی نداریم. اما باز هم جلسه‌های خصوصی حرفه‌ای و با مدیریت خشم درست به‌وقت استعفا می‌توانند باعث شوند مدیر شما با استفاده از روابط خود در سازمان‌های دیگر، یک موقعیت شغلی مناسب‌تر را به ما معرفی کند.

اگر مدیرمان در شرکت سابق که از آنجا استعفا داده‌ایم موقعیتی شغلی را در سازمانی دیگر برایمان پیدا نکرد، بدانیم که حتما به یک توصیه نامه نیاز خواهیم داشت. بیشتر شرکت‌ها ترجیح می‌دهند فردی را استخدام کنند که مدیران قبلی‌اش آن‌قدر از او رضایت داشته‌اند که برایش توصیه‌نامه نوشته‌اند. این به نوعی ضمانت کار و اخلاق حرفه‌ای شما است. پس به‌هیچ‌وجه اصول رفتار حرفه‌ای را دست‌کم نگیریم.

متن نامه استعفا اداری مانند نامه‌های اداری دیگر یک قالب کلی دارد که رعایت بیشتر آنها اجباری و برخی از آنها هم اختیاری است. این نامه نیز مانند هر نامه دیگری بایم شامل عنوان و نام گیرنده در بالای صفحه، نام فرستنده یعنی شما به همراه امضا و تاریخ در پایین صفحه و در نهایت متن مختصر ولی شفاف استعفا در وسط صفحه باشد.

در بدنه متن استعفا، باید در درجه اول شفاف بیان کنیم که قصد جدایی از شرکت را داریم. دومین مورد اختیاری است و می‌توانیم دلیل خود را نیز بنویسید؛ اما چیزی که معمولا نوشته می‌شود عبارت «دلایل شخصی» است.

یکی دیگر از موارد اختیاری تشکر‌کردن است. به رسم رعایت احترام و نشان‌دادن اخلاق حرفه‌ای خود، بابت زمانی که در شرکت مشغول به کار بوده‌ایم و امکاناتی که در این دوره زمانی برایمان فراهم بوده است، تشکر کنیم. هرچند این‌کار ضروری نیست، اما نوشتنش در متن استعفاء اثر بسیار بهتری از ننوشتنش دارد.

جایگزینهای بدون فیلتر واتساپ

جایگزینهای بدون فیلتر واتساپ

برنامه های پیام رسان، صرفا ارتباط با افراد در سراسر جهان را آسان می کنند. این پیام رسانها برای ارسال ساده تر فایل، عکس و ویدئو و ایجاد امنیت کاربران در این ارسالها به وجود آمده است. پیام های خصوصی شما به طور کامل می تواند توسط اشخاص ثالث، سازمان های پشت برنامه ها و دولت هایی که اطلاعات خصوصی شهروندان خود را جمع آوری می کنند، خوانده شود.

واتس اپ برای امنیت کاربران خود،  از رمزگذاری End to End استفاده میکند. رمزگذاری End to End یا پایان به پایان یعنی پیام ها و داده های شما در لحظه فرستادن برای دیگران رمزگذاری شده و زمانی که دست گیرنده می رسد، این رمز برداشته می شود و در طول مسیر حتی در صورت دزدیده شدن اطلاعات کسی نمی تواند قفل آنها را باز کند.

درحال حاضر باتوجه به فیلتر شدن برخی از این پیام رسانها، ممکن است پیام رسانهای زیر مورد استفاده جایگزین قرار بگیرند. در این مقاله برخی از این پیام رسانها را معرفی خواهیم کرد.

اسکایپ

اسکایپ یکی از بهترین پیام رسانها و در عین حال یکی از بهترین نرم افزارهای برگزاری جلسات، وبینارها و مذاکرات آنلاین است. این نرم افزار توسط مایکروسافت خریداری شده . اکنون در سراسر جهان طرفداران زیادی دارد. در حال حاضر تنها نرم افزاری است که نیاز به فیلترشکن ندارد.

صدای برند چیست؟

صدای برند چیست؟

صدای برند(Brand Voice)، بر خلاف نامش، مفهومی صوتی نیست. هنوز بسیاری از بازاریابان و مدیران این مفهوم را با جینگل یا جینگلز(Brand Jingles)، اشتباه می گیرند. صدای برند، یکی از مهمترین ویژگی هایی است که در تولید محتوا و شناخت یک برند توسط مخاطب، کاربرد دارد. شاید بصورت مختصر بتوان گفت مفهوم صدای برند، به تمامی تمام ویژگی هایی گفته می شود که وقتی نام برند شنیده یا روایت شود، مخاطب به آن فکر می کند. به عبارت دیگر صدای برند شخصیتی است که برند در تمامی ارتباطات خود با مخاطبان از خود بروز می دهد.

صدای برند، عامل مهمی جهت ایجاد انسجام در کانال های ارتباطی شناخته می شود. درست است که در برندسازی، برند باید از نظر بصری مناسب به نظر برسد، از فونت‌ها گرفته تا رنگ‌ها و سبک‌های طراحی. اما موضوعی که غالبا نادیده گرفته می شود صدای برند است. با گنجاندن رسانه های اجتماعی در تلاش های بازاریابی، صدای برند به عنوان راهی برای متمایز شدن از انبوه گپ های دیجیتالی مهم تر از همیشه شده است.

به عنوان مثال شرکت تولید کننده اسنک، باید واژگان و نگرشی که در گفتگو با مخاطب در پیش میگیرد، شاد و اهل بذله گویی باشد. شرکت تولید کننده خودرو، باید صدای امنیت و جدیت و راحتی را داشته باشد و یک برند آموزشی، باید لحن و گفتاری مانند معلمی مهربان داشته باشد.

صدای برند شخصیت متمایز یک برند در ارتباطات خود است. این یعنی اگر برند یک شخص بود، چه ویژگی های شخصیتی را به خود می گرفت و فعالانه از چه چیزهایی اجتناب می کرد؟ برند از چه عبارات و انتخاب های سبکی به طور ثابت استفاده می کرد؟

همه موارد با هم ترکیب می شوند تا صدای برند را ایجاد کنند. این شخصیت در هر جایی که برند صحبت می کند، از جمله خبرنامه ها، پست های رسانه های اجتماعی، ارتباطات رسمی داخلی مانند اطلاعیه های شرکت و تبلیغات اعمال می شود.

پرتوتایپ چیست؟

پرتوتایپ چیست؟

پروتوتایپ ( Prototype) به معنای پیش‌نمونه، نمونه اولیه و مدلی از محصول است که برای آزمایش یک مفهوم یا فرآیند ساخته شده است. این مفهوم در زمینه های مختلف از جمله معناشناسی، طراحی، الکترونیک و برنامه نویسی نرم افزار استفاده می شود. نمونه اولیه به طور کلی برای ارزیابی طراحی جدید به منظور افزایش دقت توسط تحلیلگران سیستم و کاربران استفاده می شود. پرتوتایپ به جای اینکه بصورت فرضی یا تئوری کارکرد محصول را نشان دهد، به عنوان یک نمونه واقعی کار می کند.

کلمه پروتوتایپ از کلمه یونانی پروتیپون(πρωτότυπον)، به معنای شکل اولیه، گرفته شده است. تهیه پروتوتایپ به تولیدکننده محصول و همچنین به کاربر امکان می‌دهد گام‌به‌گام آن را آزمایش کند. در نتیجه تیم طراحی و مشاهده خواهد نمود که کاربر با چه نوع مشکلات احتمالی سروکار دارد. هنگام طراحی محصول عینی مانند ماوس رایانه، طراحان از مواد مختلفی که امکان آزمایش امکانات اولیه‌ی محصول را به آنها می‌دهد، استفاده می‌کنند. امروزه چاپگرهای سه‌بُعدی تولید پروتوتایپ را سریع و کم‌هزینه کرده‌اند، در نتیجه طراحان می‌توانند پیش از تأیید یک طرح خاص، نمونه‌های قابل‌آزمایش و قابل‌استفاده‌ی آن را بررسی کنند.

پروتوتایپ در انواع پرتوتایپ با دقت پایین و پرتوتایپ با دقت بالا و استوری‌بورد ساخته می شوند. پروتوتایپ‌های با دقت بالا از نظر ظاهر و عملکرد شباهت بیشتری به محصول نهایی دارند.

نوشته: فرامرز عیب پوش

ذخیره فریبنده

مراقب ذخیره فریبنده باشیم!

ذخیره فریبنده، یکی از بیماریهای مهم و مشکلات اساسی در شبکه تامین است. گرچه امروزه نرم افزارهای مدیریت شبکه تامین با توانایی ها و برندهای مختلف وجود دارند، اما هنوز این مشکل، یکی از معضلات حل نشده شبکه های توزیع و شرکت های پخش و سیستم فروش در کشورمان است.

اما ذخیره فریبنده چیست و چه زمانی در توزیع با این مشکل روبرو می شویم؟ ابتدا بهتر است پیش از بررسی این معضل، نگاه کوتاهی به تعاریف موجود در زنجیره تامین بیندازیم تا موضوع بهتر و روشن تر شود. ابتدا اصل موضوع زنجیره تامین را مورد بررسی قرار دهیم. در اوایل قرن بیست و یکم، پس از انفجار تکنولوژی و پدید آمدن قابلیت توزیع گسترده، یکی از مشکلات فروش در سازمانها، زنجیره تامین و مدیریت آن بود.

زنجیره تامین چیست؟

زنجیره تأمین(Supply chain)، عملا سیستمی متشکل از سازمان‌ها، افراد، فعالیت‌ها، اطلاعات و منابعی است که در عرضه یک محصول یا خدمت به مصرف‌کننده دخیل هستند. فعالیت‌های زنجیره تأمین شامل تبدیل منابع طبیعی، مواد اولیه و اجزای سازنده به یک محصول نهایی است که نهایتا به مشتری نهایی(یا برخی اوقات مصرف کننده) تحویل داده می‌شود.

در سیستم‌های زنجیره تأمین، محصولات استفاده شده ممکن است در هر نقطه ای که مقدار باقیمانده قابل بازیافت است، دوباره امکان ورود به زنجیره تأمین را داشته باشند. ضمن اینکه زنجیره‌های تأمین زنجیره‌های ارزش را بهم پیوند می‌دهند. در برخی اوقات نیز ممکن است این اتفاق رخ ندهد که همین امر، موضوع بحث ماست. اینجاست که اصطلاحا “گره” یا “گلوگاه” در سیستم زنجیره تامین شکل گرفته و بیماری های این زنجیره، بروز می کند.

بنابراین باید مدیریت این زنجیره، بشکل کاملا علمی و تجربی، به شکلی انجام شود که همواره “کالای درست” در “زمان درست”، در “محل درست” باشد.

مدیریت زنجیره تأمین چیست؟

در زنجیره تأمین، محصولات در کارخانه های تولیدی، تولید می‌شوند، سپس به انبارها حمل و شده و در نهایت به خرده فروشی یا “مشتری نهایی” می‌رسد. درخصوص مدیریت زنجیره تامین، بین علما اختلاف محدودی وجود دارد و هر متخصص یا صاحب نظری، تعبیر خود را از این مهم ارائه می کند. برخی معتقدند که زنجیره تأمین، خرید و تهیه و تدارک محصولات مورد نیاز است. اما گروهی دیگر معتقدند که این مهم به معنای فرایند انبارداری، توزیع و حمل و نقل و نهایتا رساندن به مشتری نهایی است.

اما بطور خلاصه می توان گفت مدیریت زنجیره تامین، مدیریت تبدیل مواد اولیه و اطلاعات به محصولات و خدمات و به مصرف رساندن یا انهدام برخی از آنهاست. به بیان ساده تر، مدیریت زنجیره تامین، مدیریت بهینه کل فرایند از تولید به مشتری است. در حقیقت مدیریت زنجیره تامین مدیریت بخشهای “توسعه محصول”، “بازاریابی”، “عملیات نگهداری”، “فرایندتوزیع”، “مدیریت مالی توزیع و فروش” و نهایتا مدیریت “خدمات مشتری” است.

مدیریت زنجیره تامین نتیجه تكامل مدیریت انبارداری است. در نیمه دوم قرن بیستم که توزیع تقریبا سیستماتیک شد، محققان و مدیران شبکه توزیع، با مطالعه بر روی رابطه داخلی بین انبارداری و حمل و نقل و یكپارچه سازی آنها قادر به كاهش موجودی خود شدند كه حاصل این مطالعات نهایتا “مدیریت توزیع” نام گرفت.

در مسیر تكامل این دانش، با اضافه شدن مباحث مدیریت ساخت، تداركات و سفارشها به مدیریت توزیع مفهوم لجستیك پدید آمد و وضعیت كنونی یعنی زنجیره تامین نتیجه به هم پیوستن حلقه های عملیاتی مختلف است كه در ابتدای آن عــرضه كنندگان و در انتهای آن مشتریان قرار گرفتند.

زنجیره تامین، بعدها به انواع مختلفی مانند “زنجیره تامین بالادست”، “زنجیره تامین داخلی”و “زنجیره تامین پایین دست” تقسیم شد که موضوع بحث ما نیست. البته معمولا زنجیره های تامین، وابستگی زیادی به ماهیت شركت ها دارد.

زنجیره های تامین چه بیماری هایی دارند؟

مشكلات زنجیره تامین و منابع آنها درجهان به تعداد شرکتها وجود دارد. اما بیماری ها و مشکلاتی نظیر ذخیره فریبنده و اثر شلاق چرمی (THE BULL WHIP EFFECT)، بیماریهای اساسی شبکه توزیع هستند که عمدتا از عدم هماهنگی و عدم اطمینان مشتریان نشات میگیرند.

ذخیره فریبنده

ذخیره فریبنده یک معضل یا بیماری یا مشكل است. به عنوان مثال مشتری درخواست محصول یا خدماتی را میکند اما این محصول به دلیل مشکلات موجود در شبکه توزیع قابل ارائه و فروش نیست. ممکن است محصول در انبار موجودی وجود داشته باشد اما در مکانی است که قابل ارائه به وی نیست یا موضوع خدمات به دلایل و نواقص موجود قابل ارائه نیست.

فرض کنیم در یک شرکت آرایشی و بهداشتی، کرم ضدآفتاب در زمستان مصرف کمتری دارد. بنابراین نرم افزارها به صورت خودکار تعداد سقف و کف سفارش را تغییر داده و آنها را کاهش میدهند. اما همانگونه که در شمال کشور هوا سرد یا ابری و بازارنی است، در جنوب کشور آفتاب همچنان تابیده و نیاز به کرم ضدآفتاب وجود دارد.

موجودی شعب به تعداد کافی نمایش داده میشود و مدیران تصور میکنند که مشکلی پدید نخواهد آمد. اما در زمان فروش کرم ها در جنوب کشور، ذخیره کل همچنان مناسب است، اما این ذخیره در انبارهای شمال کشور، بی مصرف مانده و انبارهای جنوب کشور خالی از موجودی(OOS)، شده اند.

راه حل اجتناب از ذخیره فریبنده

معمولا برای رفع مشكلات زنجیره تامین سه دسته راه حل اصلی وجود دارد. دسته اول راه حلهایی هستند كه در ارتباط با طراحی و عرضه محصولات، عرضه كنندگان، مدیریت ارتباطات بین عرضه كنندگان و ارتبـــاط سازمان با عرضه كنندگان وجود دارد. دسته دوم راه حلهایی هستند كه در ارتباط با سیستم های تولیدی، مدیریت موجودی و مسائل داخلی سازمان جهت رفع مشكلات وجود دارد و دسته سوم مجموعه تدابیــــــری هستند كه درمورد توزیع كنندگان، خریداران، وفاداری خریداران و هماهنگی آنها با سازمان باید لحاظ شود.

این راه حلها بعضا به ” ادغام عمودی “، ” كنترل موجودی “، ” برنامه ریزی تولید “، ” تولید به موقع “، ” برنامه ریزی ” و”استراتژی های كاهش عدم اطمینان “، منجر می شوند. در فضای رقابتی امروز، كارایی و ثمربخشی زنجیره تامین در بیشترین سازمانها بحرانی است و به طور گسترده ای به هماهنگی اطلاعاتی بین بخشهای مختلف سازمان، سیستم های پشتیبانی اطلاعات و یكپارچه كردن سیستم های مختلف وابسته است.

با گسترش تکنولوژی و فناوری اطلاعات، این موضوع به کمک سازمانهای پخش امده و  نرم افزارهای برنامه ریزی منابع موسسه (ERP)، نرم افزارهای مدیریت زنجیره تامین (SCM)، نرم افزارهای بهینه سازی تولید (OPT)، نرم افزارهای تجزیه و تحلیل (ANAL)، کمک میکنند تا بیماری ها و مشکلات سازمانها، کاهش یابند. البته مشکلات هیچگاه کاملا از بین نمی روند ولی درصد آن پایین تر آمده و توزیع مقرون به صرفه می شود.

راهی بجز پناه بردن به تکنولوژی و استفاده ازدانش و افراد متخصص نیست. در پخش مویرگی، قانونی به نام 100*100*100*100 وجود دارد که یکی از راهکارهای استراتژیک کنترل مشکلات شبکه توزیع است. این قانون همواره اذعان میکند که مدیریت صحیح پخش یعنی به گونه ای عمل کنیم که همواره “کالای درست”، به “تعداد درست”،در “زمان درست” در “مکان درست” باشد.

این مقاله در شماره پنج مجله کسب و کار پل به چاپ رسیده است. درصورت تمایل می توانید این مجله را بصورت کامل از لینک زیر دانلود و مطالعه فرمایید.

فرامرز عیب پوش