معرفی فیلم سینمایی برابری

معرفی فیلم سینمایی برابری

فیلم سینمایی برابری (Equity)، درام اقتصادی و مالی هیجان انگیز به کارگردانی میرا منون محصول سال 2016 سینمای آمریکاست. بساری این فیلم را نسخه زنانه فیلم گرگ وال استریت می دانند.

درباره فیلم سینمایی برابری

کارگردانی این فیلم برعهده میرا منون بوده که انصافاً اثر گیرایی را خلق کرده است. این فیلم در سال ۲۰۱۶ برای اولین بار در جشنواره ساندس اکران شد و مورد توجه منتقدان قرار گرفت. برابری برخلاف داستان مردانه گرگ وال‌استریت، روایت تازه‌ای از حضور زنان در بازارهای سرمایه است.

باوجود استقبالهایی که از فیلم صورت گرفت، امتیاز این فیلم در درگاه IMDB از 6 بالاتر نرفت. فیلم در گیشه هم نتوانست اقبال خاصی بیابد اما در توزیع شبکه خانگی مورد توجه قرار گرفت.

داستان فیلم سینمایی برابری

نائومی بیشاپ (آنان گان) سرمایه‌گذار بزرگی است که قصد دارد عرضه‌ی اولیه سهام جدیدش را بفروشد، فارغ از اینکه شبکه‌های اجتماعی قابل هک هستند و دوستِ نائومی سعی می‌کند اطلاعاتش را سرقت کند.

این سرمایه گذار زن بعد از اینکه آخرین پروژه اش شکست خورده و مشتریانش را از دست داده، تاحدی اعتماد به نفسش هم آسیب دیده است.

نکات آموزنده فیلم سینمایی برابری

با توجه به زن بودن کارگردان، توقع از این می رفت که چهره زنان در فیلم آنگونه که مردان را نمایش می دهند، نباشد که البته تا حدی اینگونه است. اما در عین حال نباید فراموش کنیم که بخش بزرگی از بدنه سارمایه داری و بازارهای مالی، زنان هستند که اتفاقاً موفق و باهوش و قدرتمند هستند.

فعالیت زنان در عرصه های مختلف، فارغ از توانایی های ذهنی و فیزیکی آنها، امروزه اثبات شده و زنان در تمامی بخشهای مختلف دوشادوش مردان فعالیت می کنند. این موضوع در آسیای شرقی چیز عجیبی نبوده و سالهاست که در کشورهایی مانند چین و ژاپن، زنان تمام کارهایی که مردان انجام می دهند را انجام داده و می دهند.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی هفت

معرفی فیلم سینمایی هفت

فیلم سینمایی هفت یا سون Seven  درام مهیج جنایی تولید سینمای آمریکا به کارگردانی دیوید فینچر و نویسندگی اندرو کوین واکر است که در سال ۱۹۹۵ به روی پرد رفت.

درباره فیلم

بازیگران بزرگی همچون برد پیت، مورگان فریمن، گوئینت پالترو ، جان کریستوفر مک‌گینلی ،کوین اسپیسی ، آر. لی ارمی ، جان سی. مک‌گینلی ، ریچارد راندتری ، ریچارد شیف ، جولی ارسکوگ ، مارک بون جونیور ، جان کاسینی ، رج ای. کدی ، پیتر کرومبی ، هوثورن جیمز ، مایکل مسی ، لیلند اورسر در این اثر به ایفای نقش پرداخته اند.

فیلم سینمایی هفت در نمایش آزمایشی نتیجهٔ متوسطی به دست آورد و به‌دلیل محتوای خشونت‌آمیز و بالغانه، پیش‌بینی نمی‌شد که به خوبی در گیشه عمل کند. با این حال، این فیلم ۳۲۷ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و به یک موفقیت شگفت‌انگیز و هفتمین فیلم پرفروش سال تبدیل شد. نقدهای معاصر عموماً مثبت بودند و اجرای بازیگران اصلی و پایان فیلم مورد تحسین قرار گرفت. هفت به حرفهٔ فینچر جان تازه‌ای بخشید و به پیت کمک کرد تا به جای نقش‌های مبتنی بر ظاهرش، نقش‌های جدی‌تر و دراماتیک‌تر را عهده‌دار شود.

در سال‌های پس از اکران فیلم، کم کم نظر عموم در مورد فیلم به سوی مثبت تغییر کرد و فیلم مورد توجه قرار گرفت. این فیلم یکی از فیلمهای بسیار تاثیرگذار بر صنعت فیلم‌سازی و الهام‌بخش بسیاری از کارگردانان در خصوص شاتها، زوایای دوربین، زیبایی‌شناسی، سبک، موسیقی و داستان کارآگاهانی قرار گرفت.

فیلم هفت در تاریخ ۲ سپتامبر ۱۹۹۵ در ۲۴۴۱ سالن به نمایش درآمد و در هفته نخست نمایش به میزان ۱۳٫۹ میلیون دلار آمریکا فروش داشت. میزان فروش در آمریکای شمالی تا مرز ۱۰۰٫۱ میلیون دلار و در سایر کشورها تا مرز ۲۲۷٫۱ میلیون دلار بالا رفت و با فروش مجموعاً ۳۲۷٫۳ میلیون دلاری، جایگاه هفتمین فیلم پرفروش در سال ۱۹۹۵ را به خود اختصاص داد. این فیلم همچنین به مدت ۴ هفته متوالی در صدر جدول فروش آمریکا در سال ۱۹۹۵ قرار داشت.

تیتراژ فیلم که قاتل را در حال آماده شدن برای اقدامات خود در اواخر فیلم به تصویر می‌کشد، یک نوآوری مهم در طراحی به حساب می‌آید و بر سکانس‌های تیتراژ نیز تأثیر گذاشته است، در حالی که پایان غیرمنتظره فیلم یکی از شوکه‌کننده‌ترین و فراموش‌نشدنی‌ترین پایان‌ها در تاریخ سینما دانسته می‌شود.

داستان فیلم

داستان فیلم در شهری بی‌نام و پر از جرم و جنایت جریان دارد و ویلیام سامرست (فریمن) کارآگاه بی‌انگیزه و نزدیک به بازنشستگی با همکار تازه خود دیوید میلز (پیت) دست و پنجه نرم می‌کند. ماموریت این دو این است که جلوی قتلهای یک قاتل زنجیره‌ای  برای ارتکاب قتلهایی سریالی مبتنی بر هفت گناه کبیره را بگیرند.

نکات آموزنده فیلم

شخصیت شرور این فیلم، یکی از روانی ترین و ترسناکترین شخصیتهای فیلمهای جنایی است زیرا قاتل سریالی به دلیل اینکه خودش در نهایت به گناه حسادت آلوده می شود، خودش را مستحق مرگ می‌داند و تصمیم می‌گیرد مقتول مربوط به گناه حسادت، خودش باشد.

او تصمیم گرفت قربانی گناه خشم کارآگاه دیوید میلز باشد. پارادوکس سکانس آخر فیلم بسیار جالب است و برخلاف سایر صحنه های فیلم که کاملا تیره و مرموز هستند، این سکانس بسیار روشن و شفارف و نورانی است. این سکانس در فیلمنامه تاریکترین و در قاب دوربین، روشنترین سکانس است.

هفت گناه کبیره که در ادیان مختلف به آن به شکلهای گونانگون اشاره شده، بیشتر در مسیحیت شناخته شده است. این هفت گناه، مجموعه‌ای از رذایل انسانی هستند که عبارتند از غرور، طمع، خشم، حسادت، شهوت، شکم‌پرستی و تنبلی که در مقابل هفت فضیلت آسمانی قرار گرفته‌اند؛ پاکدامنی، اعتدال، نیکوکاری، پشتکار، بردباری، محبت و تواضع.

تقریبا در تمامی این هفت گناه لذتی به صورت کم و بیش وجود دارد و تنها گناهی که لذتی ندارد و خود شخص را از همه بیشتر آزار می دهد، «حسادت» است.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی قلمرو رویا و دیوانگی

معرفی فیلم سینمایی قلمرو رویا و دیوانگی

فیلم سینمایی قلمرو رویا و دیوانگی (The Kingdom of Dreams and Madness)، فیلم بلند مستند ژاپنی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی مامی سانادا است.

درباره فیلم

این فیلم در نوامبر 2014، برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم هاوایی نمایش داده شد. در مارس 2015، هم در سینما و هم در سرویس پخش نتفلیکس به روی پخش رفت.

اما در درون ژاپن، استودیوی والت دیزنی ژاپن نمایش اثر را در می 2014 توزیع کرد و توزیع بر روی DVD آن هم در 27 ژانویه 2015 انجام شد.

این فیلم نقدهای مثبتی از سوی منتقدان دریافت کرد. منتقدین بیشتر قلمرو رویاها و دیوانگی را اثری جذاب برای طرفداران استودیو گیبلی می‌دانند و نقد منفی آنها این بود که ممکن است برای آنهایی که با انیمه و خصوصاً انیمه‎های این استودیو آشنایی کامل ندارند، خسته کننده باشد.

 سم بایفورد از منتقدین این اثر معتقد است “تماشای این فیلم برای طرفداران استودیو گیبلی ضروری تلقی می‌شود، زیرا برای آنها به تنهایی به عنوان یک اثر گیرا خواهد بود”.

دیوید ارلیش یکی دیگر از منتقدین این اثر معتقد است که “ایجاد تصویری احساسی تقریباً با هر چیزی که در یکی از فیلم‌های میازاکی یا تاکاهاتا یافت می‌شود، دقیقاً چیزی است که در فیلم وجود دارد و فیلم تصویر ظریف روح هنری است”.

داستان فیلم

این مستند روایتی کوتاه است از زندگی و کار هایائو میازاکی و ایسائو تاکاهاتا و نحوه فعالیت همکاران و تولید آثار انیمه در استودیو جیبوری یا استودیو گیبلی یا همان استودیو جیبلی که امروزه مشهورترین استودیوی تولید انیمه در جهان است.

این استودیو مشهورترین استودیوی تولید انیمه و مانگا است با اینکه استودیوهایی بسیار بزرگتر و مجهزتر از آن در ژاپن وجود دارند. این استودیو آثاری بسیار ماندگار در پویانمایی جهان از جمله شاهزاده مونونوکه،  شهر اشباح، باد برمی‌خیزد، قلعه متحرک هاول، قلعه ای در آسمان، همسایه من توروتو و بسیاری از آثار بزرگ دیگر را تولید کرده است.

این استودیو واقع در منطقه کوگانی در ناحیه تاما در توکیو پایتخت ژاپن است که بعد از موفقیت انیمیشن نائوشیکا از دره باد در ۱۹۸۴، در ژوئن ۱۹۸۵ توسط توکوما شوتن تأسیس شد. این فیلم نمایش سختیهای تولید حجم گسترده و دقیق استوری‌بورد طراحی برای فیلم هاست. همچنین مصاحبه با میازاکی درباره موضوعاتی مانند فاجعه هسته‌ای فوکوشیما دایچی و هواپیماهای صفر است.

این فیلم روابط وی با کارکنان استدیو و خصوصاً با ایسائو تاکاهاتا و خاطراتش از پدرش را به تصویر کشیده می‌دهد. این فیلم اهمیت آثار میازاکی، تاکاهاتا و توشیو سوزوکی را برای کمک به موفقیت استودیو گیبلی نشان می دهد.

نکات آموزنده فیلم

این اثر، نگاهی شاعرانه به «کار» است. کاری که با هنر و خلاقیت و خصوصاً «عشق» همراه است. مخاطب این اثر نه تنها دوستداران انیمه نیستند، بلکه تمام جهان است.

یکی از سوالات در تمام کره زمین این است که «ژاپن چگونه ژاپن شد؟». شاید دیدن این اثر، پاسخی به این سوال باشد. میازاکی با حدود نود سال سن، چنان کار می کند که یک جوان ایرانی با بیست سال سن شاید یک صدم وی کار نکند. البته توقع میازاکی هم با جوانان ما قابل قیاس نیست. او چیزی را آرزو می کند که برایش تلاش کرده و ما چیزی را آرزو می کنیم که باید به ما «بدهند» یا اینکه «حق ما بوده و از ما گرفته شده».

ما هرروز در حال استفاده از حقوقی هستیم که برای گرفتن آن تلاشی نکرده ایم. شاید اگر نگاهی دقیق‎تر به اطرافمان بیندازیم، درک خواهیم کرد که ما بیش از آنچه کار می کنیم، دریافت کرده ایم و چیزهایی که اطرافمان وجود دارد حقمان نیست. گرچه که عموماً ما برعکس آن فکر می‎کنیم و تصور ما این است که حقمان خورده شده، ولی اگر جهان را دیده باشیم، درک خواهیم کرد که برخی امکاناتی که برای ما بدیهی به نظر می رسد، در سایر کشورهای جهان بسیار گران است. همه دوست داریم به اندازه هایائو میازاکی مشهور باشیم اما دوست نداریم به اندازه وی کار کنیم و زحمت بکشیم.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی دوازده مرد خشمگین

معرفی فیلم سینمایی دوازده مرد خشمگین

فیلم سینمایی دوازده مرد خشمگین (12Angry Men)، درام حقوقی محصول سال ۱۹۵۷ سینمای هالیوود به کارگردانی سیدنی لومت است. فیلمنامه این اثر ماندگار، توسط رجینالد رز نگاشته شده است.

درباره فیلم

نمایشنامه این فیلم که توسط رجینالد رز نوشته شده، چزو یکی از تئاترهای کلاسیک درآمده و بارها در نمایشها و فیلم‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. معروف‌ترین بازسازی این فیلم، نسخه سال ۱۹۹۷ با همین نام است که آن هم توسط مترو گلدوین مایر منتشر شد.

این اثر در کسب جوایز هم موفق بود و هم در نظر عموم؛ و در کل بازسازی خوبی محسوب می‌شود اما به هررو اصل فیلم چیز دیگری است. بعد از آن هم در سینمای هند فیلم در انتظار تصمیم‌گیری و فیلم روسی ۱۲ از بازسازی‌های دیگر این فیلم بودند.

این اثر در مجموعه لیست‌های ۱۰۰ سال بفا از جمله ۱۰۰ سال… ۱۰۰ فیلم و ۱۰۰ سال… ۱۰۰ هیجان به ترتیب به عنوان هشتاد و هفتمین فیلم برتر تاریخ سینمای جهان و به عنوان هشتاد و هشتمین فیلم هیجان‌انگیز برتر سینمای جهان شناخته شده‌است. همچنین عضو هشتم هیئت منصفه(هنری فوندا) نیز در لیست پنجاه قهرمان برتر تاریخ سینما در بنیاد فیلم آمریکا (AFI)، در رتبه ۲۸ قرار گرفته است.

داستان فیلم

هیئت منصفه یکی از دادگاههای امریکا که متشکل از دوازده نفر است، بایستی دربارهٔ گناهکار بودن یا بی‌گناهی جوانی به اتهام قتل تصمیم‌گیری کنند. غالب لوکیشن فیلم در یک اتاق گرفته شده و فیلم دارای 12 بازیگر اصلی است.

نوجوانی هجده ساله از اهالی آمریکا لاتین متهم به قتل پدرش شده و در انتظار حکم هیئت منصفه است. شواهد نشان می‌دهد او با ضربات متعدد چاقو پدر خود را به قتل رسانده‌است، گرچه نوجوان ضعیف و افسرده به نظر می‌رسد این اتهام را قبول ندارد با این حال وجود چاقویی در محل وقوع حادثه که به ظاهر متعلق به نوجوان مذکور است و او ادعا می‌کند آن را مدتی قبل گم کرده و خبری هم از محل آن نداشته‌است، به عنوان مدرک جرم، دلیلی برای مجرم شناختن او از سوی دادگاه شده‌است.

دوازده مرد از طبقات مختلف اجتماعی به عنوان اعضای هیئت هیئت منصفه دادگاهی دادگاه، مأمور تصمیم‌گیری نهایی دربارهٔ این پرونده شده‌اند. اگر آن‌ها فرد متهم به قتل را محکوم نمایند، وی باید روی صندلی الکتریکی اعدام شود.

در زمان رای گیری در شور هیئت منصفه، یازده عضو به گناهکاری وی رای مثبت داده و تنها یک نفر یعنی هعضو هیئت منصفه شماره 8، رای بر بیگناهی وی می دهد. با این رای اعضا به شور نشسته و کم کم قضای بحث ملتهب شده و آنها عصبانی می شوند و بحث بالا می‎گیرد.

فیلم  کم کم به فرایندی برای شخصیت شناسی پیچیده‌ این اعضا در می‌آید که به عنوان عضو هیئت منصفه می‌خواهند رأی نهایی را صادر کنند. پس زمینه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هریک از این اعضا، باعث واکنش‌های مختلف آنان در زمان حال می‌شود. در چنین موقعیت و اوضاع و احوالی است که شماره ۸ تلاش می‌کند بقیه همکارانش را متقاعد کند که رأی آن‌ها اهمیتی حیاتی دارد و نباید به راحتی دربارهٔ آینده و زندگی دیگران تصمیم بگیرند. به هررو نهایتاً پس از یک ساعت و نیم بحث پرونده کاملاً روشن می‌شود.

شخصیت شناسی فیلم

بازیگران در فیلم سینمایی دوازده مرد خشمگین، با شماره شناخته می‌شوند و نام ندارند. در این بین تنها هنری فوندا و جوزف سویینی هستند که در انتهای فیلم نام خود را فاش می‌کنند.

لیدر هیئت منصفه

این عضو لیدر هیئت منصفه است و در هیئت منصفه مسئول سازماندهی اعضا است. در فیلم تلاش میکند تا همه هماهنگ باشند. او در زندگی شخصی اش دستیار مربی فوتبال است.

عضو دوم هیئت منصفه

عضو دوم یک کارمند بانک خجالتی است اما در بحث کردن به اندازه کافی احساس راحتی کرده و رفته رفته در بحث ها وارد می شود.

عضو سوم هیئت منصفه

این عضو هیئت مدیره یک صاحب کسب و کار کوچک است. او با افتخار می‎گوید که کارش را از صفر شروع کرده و اکنون سی و چهار کارگر دارد. او برابطه خوبی با پسر خودش هم ندارد که این عاملی در تعصب او علیه متهم به شمار می رود. این عضو هیئت منصفه، آخرین عضوی است که متقاعد می‎شود و تنها زمانی نظرش را تغییر می دهد که متوجه شود در مورد متهم قضاوت نمی کند بلکه در حقیقت تلافی و جنگ احساسات خود با پسرش را برسر متهم در می آورد.

عضو چهارم هیئت منصفه

عضو چهارم هیئت منصفه، کارگزار سهام است. عینک می‌زند و سعی دارد همواره بسیار جدی باشد و خود را کنترل می‌کند. او سعی دارد صرفا حقیقت را ببیند و با حقایق به طور منطقی و ملموس برخورد می‎کند.

عضو پنجم هیئت منصفه

پنجمین منصفه در بیمارستان هارلم کار می‎کند و در تمام عمر در محله های فقیر نشین زندگی کرده است. جزییات و دانشی که درباره موارد فنی به بحث وارد می کند، کمک کننده است.

عضو ششم هیئت منصفه

او کارگر ساختمان و نقاش است. از کش آمدن پرونده رضایت دارد زیرا مجبور نیست کار کند. اما از این موضوع هم ترس دارد که یک قاتل به خیابان بازگردد. نهایتا پشت دست عضو نهم هیئت منصفه که مردی جاافتاده محترم و باتجربه است بازی می کند تا ریسک تصمیم گیری خود را پایین بیاورد.

عضو هفتم هیئت منصفه

نگرانی اصلی عضو هفتم هیئت منصفه این پرونده این است که آیا به بازی فوتبالی که از قبل بلیط آن را خریده است، می‌رسد یا خیر! جانمتهم پرونده کوچکترین اهمیتی برای وی ندارد. او مارمالاد می فروشد و به طور کلی نسبت به قضیه بی تفاوت است. او یک «حزب باد» کامل است. این عضو، صرفاً رای خود را به «بی گناه» تغییر می دهد، تنها به این دلیل که موج عقاید تغییر کرده، و او می خواهد که رایزنی ها به پایان برسد. و ساعت یزند و برود.

عضو هشتم هیئت منصفه

به گونه ای، این عضو قهرمان اصلی داستان است. او تنها فردی است که جرات رای دادن بر خلاف جمع و اصرار بر تفکر جمعی را دارد. ا و یک معمار است و تنها عضوی از هیئت منصفه است که در اولین رای متهم را «بی گناه» تشخیص می‎دهد. او از نحوه رسیدگی به محاکمه ناراضی است و از سایر اعضا می‌خواهد که شواهد را با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار دهند. او با مخالفت های زیادی روبرو می‌شود اما همچنان به دفاع از متهم ادامه می‌دهد.

عضو نهم هیئت منصفه

نهمین عضو مردی مسن و به ظاهر محترم است. او به شور و اشتیاق و احساس عدالت خواهی «عضو هشتم هیئت منصفه» احترام می‎گذارد و سریعاً به این عضو می پیوندد و کم کم در قالب وکیل مدافع برای متهم ظاهر می‎شود.

عضو دهم هیئت منصفه

او یکی از تندروترین اعضای هیئت منصفه و یکی از مخالفان بالقوه متهم است. او بدون تدبیر و نسبتاً متعصب، از همان ابتدا متهم را به عنوان «یکی از آن قاتلین»، محکوم می‎کند.

عضو یازدهم هیئت منصفه

این عضو هیئت منصفه، یک ساعت ساز آلمانی مهاجر است. او از اینکه آمریکایی شده بسیار خوشحال است و سیستم قضایی این کشور را دوست دارد. او به دقت به جزئییات توجه می کند و شواهد را چرخ دنده ای و ریز میبیند.

عضو دوازدهم هیئت منصفه

این عضو بازاریابی است که برای یکی از آژانس بازاریابی کار می‎کند. با توجه به اهمیت شغلش برای وی، در تصمیماتش اغلب به آن شغل مراجعه می‎کند. او زیاد متمرکز نیست و دائماً از موضوع پرونده پرت می‎شود.

نکات آموزنده فیلم

این فیلم به خودی خود یک کلاس تمام عیار مدیریت و تصمیم گیری است. شاید بتوان آن را یکی از بهترین نمونه‌های «قضاوت و تصمیم گیری» دانست.

مدل تصمیم گیری شش کلاه تفکر (six thinking hats technique) ، یکی از تکنیکهای تصمیم گیری خلاق است که برای اولین بار توسط پرفسور ادوارد دوبونو پدر تفکر خلاق مطرح شد. دوبونو که به عنوان ابداع کننده نظریه «تفکر جانبی» ، نیز شناخته می‌شود، کتابی با عنوان «شش کلاه تفکر» نیز نوشته که به زبان فارسی هم ترجمه شده است.

این فیلم بسیار مهم است و تقریباً همه باید یک بار و مدیران چندبار آن را ببینند. شجاعت، قدرت استدلال، قدرت تصمیم گیری و پایبندی به ایجاد هماهنگی از مهارت‌هایی است که هر مدیری باید آن را داشته باشد.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی انیمیشن سینمایی دوستان خیالی

معرفی انیمیشن سینمایی دوستان خیالی

انیمیشن سینمایی دوستان خیالی یا ایف(IF)، درام کارتونی کمدی فانتزی لایو اکشن محصول  سال ۲۰۲۴ سینمای هالیوود به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی جان کرازینسکی است.

درباره فیلم

انیمیشن دوستان خیالی یکی از فیلمهای پرستاره است که برخی از بازیگران جلوی دوربین و برخی به عنوان صداپیشه در آن بازی کرده اند. بازیگران بزرگی مانند رایان رینولدز، کرازینسکی، کایلی فلمینگ، فیونا شو، آلن کیم و لیزا کولون-زایاس ، فیبی والر-بریج، لوئیس گوست جونیور ، استیو کارل ، برد پیت ، امیلی بلانت ، مت دیمون ، جورج کلونی ، متیو رایس ، بردلی کوپر ، ایمی شومر ، کیگان-مایکل کی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.

این انیمیشن در هفدهم ماه می سال 2024 توسط کمپانی پارامونت پیکچرز اکران شد. این فیلم نقدهای متفاوتی از سوی منتقدان گرفت و این فیلم تحت تاثیر فروش انیمیشن درون و بیرون 2 نتوانست آن گونه که شایسته آن بود در گیشه بفروشد. با این حال موفق شد در سراسر جهان بیش از ۱۸۱ میلیون دلاری داشته باشد.

داستان فیلم

داستان فیلم درباره دختر نوجوانی به نام بی است که مادرش را به علت بیماری از دست داده و اکنون پدرش در حال مبارزه با مرگ است. بی به مادربزرگش سپرده می شود و به خانه کودکی هایش باز می گردد. او در نهایت غصه ناگهان این توانایی را به دست می‌آورد که دوستان خیالی افراد را که به اختصار ایف(IF)، یا همان دوستان خیالی (Imaginary Friend) نامیده می‌شوند، را ببیند. این موجودات که توسط کودکانی که آنها را بوجود آورده بودند، ترک شده‌اند. بی، متوجه می‌شود که همسایه‌اش، کال، نیز همین توانایی را دارد.

نکات آموزنده فیلم

با اینکه این انیمیشن مانند سایر فیلمهای کارتونی برای کودکان ساخته شده، تقریبا با تمام انسانها ارتباط برقرار می کند. همه ما همان کودکانیم که امروز تنها بزرگ شده ایم. درون همه ما هنوز آن کودکان زنده هستند اما از جامعه می ترسند و بیرون نمی آیند.

«باید باور داشته باشی تا ببینی»، این جمله، جمله کلیدی فیلم است. به هر موضوعی که باور نداشته باشیم، رخ نخواهد داد. در انتهای فیلم دیالوگی مهم وجود دارد که عنوان می کند؛ «هیج چیز غیر ممکن نیست» و این تمام چیزی است که موجب موفقیت می شود.

موفقیت در هر کاری، تنها یک آدرس دارد؛ «باور». تنها باور است که ناممکن ها را ممکن می کند. فراموش نکنیم «همین الان ما درحال زندگی کردن در باورهای سایر انسانها هستیم!». هر چیزی که در اطرافمان می بینیم، روزی باور عده ای بوده که معتقد بودند؛ «می شود».

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی سریال بازی تاج و تخت

معرفی سریال بازی تاج و تخت

سریال بازی تاج و تخت (Game of Theron’s) مجموعه تلویزیونی در ژانر درام فانتزی به کارگردانی دیوید بنیاف و دی. بی. وایس  محصول کشور امریکاست.

درباره سریال

سریال بازی تاج و تخت (Game of Theron’s) اگر نگوییم مشهورترین، باید بگوییم یکی از مشهورترین و پربیننده ترین سریال های تاریخ است. این سریال با بودجه هایی سرساام آور توسط شبکهٔ اچ‌بی‌او ساخته شده‌است. این سریال، درامی اقتباسی از مجموعهٔ داستان فانتزی ترانه یخ و آتش نوشتهٔ جرج آر. آر. مارتین است. رمان آن بازی تاج‌وتخت ، نخستین داستان از این مجموعه به شمار می رود. این سریال همچنین رکورد پرلوکیشن ترین سریال جهان را نیز به خود تخصیص داده و در چندین کشور جهان، از جمله امریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا، کرواسی، ایسلند، مالت، مراکش و اسپانیا فیلم‌برداری شده است.

این مجموعه برای اولین بار در ۱۷ آوریل ۲۰۱۱ از طریق اچ‌بی‌او در ایالات متحده به نمایش درآمد و در ۱۹ مهٔ ۲۰۱۹ متشکل از ۷۳ قسمت در هشت فصل در کل جهان شهرت یافت و به اتمام رسید. برای لانچ هر فصل آن، تدابیر امنیتی شدید برای جلوگیری از اسپویل قسمتها و همچنین جشنهای افتتاحیه برگزار می شد.

بازی تاج‌وتخت رکورددار شمار بیننده در شبکهٔ اچ‌بی‌او است و در تمام جهان وفاداران و طرفداران پروپاقرصی دارد. باوجود اینمه منتقدین نقدهایی اساسی درباره ترویج بداخلاقی، خشونت بسیار زیاد، بی بندوباری و غیره را به این سریال گرفتند، نظرات مثبت بسیاری نیز درباره بازیگری، شخصیت‌های پیچیده، داستان، گستره و عوامل فنی این مجموعه وجود داشت.

نقدهای بسیار معطوف به فصل پایانی این سریال وارد شد. منتقدین معتقد بودند که کارگردانان هم از داستان اصلی تاحدی خارج شدند و هم‌ مدت زمان این فصل را کاهش‌یافته و داستان با واکنش‌های شدیدی مواجه شد و بسیاری آن را پایانی مایوس‌کننده می‌دانستند.

داستان سریال

داستان بازی تاج‌وتخت در سرزمینهایی خیالی اتفاق می افتد که به رسم انگلستان قدیم کنترل می شوند. قاره‌های تخیلی وستروس و اسوس، در این سریال محل اتفاق داستانها هستند و زمان سریال در پایان تابستانی رخ میدهد که به مدت ۱۰ سال طول کشیده و اکنون نوبت فرارسیدن فصل زمستان است.

روایت این مجموعه بصورت موازی، چندین خط داستانی را بصورت همزمان دنبال می‌کند. اولین داستان به جنگ بین خانواده‌های اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنین و پادشاهی بر هفت اقلیم است.

این تخت، مهمترین نماد برای پادشاهی بر تمام قاره های شناخته شده است و هرکسی که بر این تخت بنشیند، پادشاه تمام سرزمینهای شناخته شده است.

خط داستانی دوم، در شمالی ترین قاره این سرزمینها رخ می دهد. در این سرزمینها، دیواری بزرگ وجود دارد که از برف و یخ ساخته شده است. این دیوار قاره های شناخته شده را از موجوداتی افسانه ای که در شمال آن زندگی میکنند، محافظت می کند.

نزدیک بودن سرزمینهای شمالی به دیوار و موجوداتی که به عنوان «وحشی ها» و «مردگان» در آن سوی دیوار زندگی میکنند، موجب شده که تهدیدهای جدیدی در سرزمین‌های یخی شمالی و قارهٔ شرقی اسوس پدیدار شوند که سایر قاره ها را هم در بر می گیرد. داستانها رفته رفته در هم آمیخته و نهایتا به یک داستان کلی تبدیل می شود.

 ین داستان‌ها در سه روند اصلی به‌صورت هم‌زمان پیش می‌روند. در ابتدا تمامی هفت اقلیم در اتحاد به سر می‌برند. تابستانی ده ساله وستروس را دربر گرفته در در دوران پایانی خود به سر می برد و به‌زودی پایان خواهد یافت. اما با مرگ دستِ شاه (دستیار و مشاور اعظم) اوضاع به‌سرعت تغییر می‌کند؛ شاه رابرت براتیون که پادشاهی را با یک انقلاب از تارگرین‌ها گرفته‌است، از دوست و هم‌رزم قدیمی خود، ند استارک، نگهبان شمال، درخواست می‌کند تا مقام دستِ شاه را بپذیرد. اوضاع نابه‌سامان کشور و احتمالِ کشته شدن دستِ شاه پیشین ند استارک را مجبور به پذیرفتن این منصب می‌کند. او برای آغاز کار، سرزمین اجدادی خود، وینترفل، را ترک کرده و به کینگز لندینگ، پایتختِ هفت اقلیم، مهاجرت کرده و فرزندان خود را در آنجا می گذارد.

دیوار بزرگی که شمال سرزمینهای شناخته شده را از سرزمین وحشی ها و مردگان جدا می کند، یکی از مهمترین المانهای داستان است. این دیوار دارای طولی حدود 500 کیلومتر و ارتفاعی حدود 300 متر است که از سنگ و یخ برای محافظت در دوران باستان ساخته شده است. این دیوار توسط نگهبانانی به نام نگهبانان شب محافظت می شود. این نگهبانان افرادی قسم خورده هستند که تا پایان عمر باید به دیوار خدمت کنند و مال و دارایی و خانواده ای نداشته باشند.

نگهبانان در گشت زنی های خود بال مردگان یا وایت واکرها مواجه می‌شوند. مردگان گونه‌ای باستانی از موجودات جادویی هستند که همه تصور می کردند سالها قبل از میان رفته اند. در قسمتهای بعدی مردگان با افزایش قدرت خود به سرزمینهای شناخته شده حمله ور می شوند.

نکات آموزنده سریال

در این سریال نکات آموزنده کم نیست. نویسنده این سریال این سریال، جرج آر. آر. مارتین تقریباً تمامی عمر خود را به نوشتن این داستان صرف کرده است و با شخصیتهای ان زندگی کرده است. جزئیات در مورد شخصیتهای این داستان به قدری کامل و کار شده است که برخی از طرفداران در این دنیا زندگی میکنند.

این سریال داستان جذاب قدرت است. قدرت و فناناپذیری، خواسته هایی هستند که بشر از بدو تولد همواره به دنبال آن است. با کسب هر پله از قدرت، بشر سعی می‌کند به پله بعدی برود و هیچ پایانی برای این حرص و طمع، بجز «مرگ»، وجود ندارد.

نکته بسیار آموزنده این سریال، جنگ پایانی آن میان «مرگ» و «زندگی» است. جایی که دیگر هیچ قدرتی کارایی ندارد و نبرد برای زنده ماندن است.

آن شنیدستی که در اقصای غور              بارسالاری بیفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را            یا قناعت پرکند یا خاک گور

حضرت سعدی

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی سکه دزدی

معرفی فیلم سینمایی سکه دزدی

فیلم سینمایی سکه دزدی (Coin Heist)، درام جنایی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۷ به نویسندگی و کارگردانی امیلی هاگینز و بر اساس رمانی به همین نام نوشته الیزا لودویگ است.

درباره فیلم

 ساشا پیترسه، الکسیس جی زال، الکس ساکسون، جی واکر و کانر رتلیف در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. فیلم در 6 ژانویه 2017 در نتفلیکس منتشر شد و نقدهای منفی بسیاری دریافت کرد.

این فیلم کلا موضوعی بسیار غیراخلاقی خصوصا دزدی برای دانش آموزان دبیرستانی را تشریح کرده که ترویج بی اخلاقی است. سعی این فیلم این بوده که موضوع را مذموم جلوه دهد اما در برخی اوقات آن را هیجان انگیز جلوه داده است.

داستان فیلم

داستان این درام درباره تعدادی از دانش‌آموزان دبیرستانی است که در ابتدا با هم مرتبط نبودند، با هم متحد می‌شوند تا بخشی از 10 میلیون دلار پولی را که از خزانه مدرسه اختلاس شده بود را جبران کنند. با اینکه نیت آنها خیر است، کاری که برای جبران آن میکنند بسیار خطرناک است. آنها تصمیم میگیرند در ضرابخانه بانک سکه ضرب کنند و آنها را بدزدند.

آنها در مسیر این تصمیم به مشکلات فراوان و عدم برنامه ریزی های مختلفی روبرو می شوند که فیلم را هیجان انگیز میکند.

نکات آموزنده فیلم

این فیلم نکات مثبتی ندارد و سراسر پر از نکات منفی و بی اخلاقی کامل است. اما یکی از نکاتی که آن را تماشایی میکند، میزان قدرت انگیزه برای انجام کارهاست. انگیزه تا حدی قوی است که می تواند کودکان بیگناه را به جنایتکارانی خطرناک تبدیل کند.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی مردی برای تمام فصول

معرفی فیلم سینمایی مردی برای تمام فصول

فیلم سینمایی مردی برای تمام فصول (A Man for All Seasons)، درام سینمایی تاریخی به کارگردانی فرد زینمان است. این فیلم زندگی سِر تامس مور، حقوقدان و سیاستمدار سرشناس سدهٔ ۱۶ میلادی را به تصویر کشیده‌ و سعی کرده در ارائه روایات صادقانه عمل کند.

درباره فیلم

بازیگران بزرگی همچون پل اسکوفیلد،  وندی هیلر، لئو مک کرن، ارسون ولز، رابرت شاو و سوزانا یورک در این درام تاریخی به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم موفق ترین فیلم سال شد و توانست جایزهٔ اسکار، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین فیلم و بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی و همچنین بهترین فیلم‌برداری و بهترین لباس را در سال ۱۹۶۷ را درو کند.

داستان فیلم

فیلمنامه این فیلم از نمایشنامه ای به همین نام اثر بولت اقتباس شده. داستان سعی دارد تا زندگی سِر تامس مور، به عنوان مردی باوجدان را نمایش دهد که تحت هر شرایطی و در هر زمانی، سعی دارد به اصول، قانون و مذهبش وفادار بماند.

سر تامس مور که بود؟

سر تامس مور (Sir Thomas More) در هفتم فوریه سال 1478 زاده شد و در 6 ژوئیه 1535 از دنیا رفت. وی به عنوان یکی از قدیسان در کلیسای کاتولیک تکریم شده‌ است. مور نویسنده، فیلسوف اجتماعی، سیاست‌مدار، و انسان‌گرای رنسانس انگلیسی و مشاور هنری هشتم پادشاه انگلستان بود. مور همچنین از اکتبر ۱۵۲۹ تا ۱۶ ماه مه ۱۵۳۲ صدراعظم انگلستان بود.


پاپ پیوس یازدهم در سال ۱۹۳۵ مور را قدیس اعلام کرد. کلیسای انگلستان از او به‌عنوان «شهید اصلاحات» یاد می‌کند. او از مخالفان و رقبای اصلاحات پروتستان و به صورت مشخص مارتین لوتر و ویلیام تیندل بود. مور برای نخستین بار از واژهٔ اتوپیا یا همان آرمان‌شهر را به کار برد و کتابی به نام اتوپیا یا آرمان شهرنیز نوشت که امروزه این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده و موجود است.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی نیمه شب در پاریس

معرفی فیلم سینمایی نیمه شب در پاریس

فیلم سینمایی نیمه شب در پاریس (Midnight in Paris)، درام کمدی-رمانتیک فانتزی محصول سال 2011 سینمای هالیوود به نویسندگی و کارگردانی وودی آلن و بازی اوون ویلسون و ریچل مک‌آدامز است.

درباره فیلم

این اثر نقدهای مثبتی از منتقدین دریافت کرد و در گیشه نیز موفق بود. بعلاوه اینکه موفق شد در هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار، اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اوریژینال را نیز کسب کند.

داستان فیلم

قهرمان داستان «گیل» بابازی اوون ویلسون نویسنده ای امریکایی است که در نوشتن آخرین اثرش به مشکل برخورده است. وی به همراه نامزدش و پدرومادر نامزدش به پاریس سفر می‌کند تا شاید هم بتواند الهامی برای این اثر بگیرد و هم سیاحتی کرده باشند. او با دیدن پاریس، شگفت زده می شود و شدیداً تحت تأثیر شهر و زیبایی‌هایش قرار می‌گیرد. اما نامزدش اینز و سایرین، زیاد چنین حسی ندارند.

رمان گیل مرتبط با موضوع نوستالژی است و البته گیل نتوانسته پیشرفت زیادی در این موضوع داشته باشد. آنها در پاریس با دوستان قدیمی نامزدش اینز روبرو می شوند. اینز هم که دوست قدیمی خود را از نامزدش باهوش تر و موفق تر می‌پندارد، ترجیح می‌دهد بیشتر زمانش را همراه با وی بگذراند.

به همین دلیل گیل، شب ها را به تنهایی در خیابان‌های پاریس پرسه می‌زند و به دنبال الهام گرفتن از روح این شهر است. شبی گیل جلوی یک کلیسا صدای زنگ نیمه‌شب را می شنود و همزمان خودرویی قدیمی می‌آید و او را به قرن بیستم در پاریس می برد. دورانی که برای وی سرشار از حس نوستالژیک  است.

در این سفر، گیل با اسکات فیتز جرالد، ارنست همینگوی، پابلو پیکاسو، سالوادور دالی، تی اس الیوت و لوئیس بونوئل ملاقلت می کند و با آنها به صحبت می نشیند. در نهایت تعجب در می یابد که آنها تمایل ندارند در قرن بیستم باشند و قرن ۱۹ را دوران طلایی برای زندگی می‌داند. هنگامی که به همراه دختری که در قرن بیستم ملاقات کرده، به قرن نوزدهم می رود، با هنرمندانی مواجه می‌شود که آنها هم قرنهای قبلی را بهتر می دانند و آرزو دارند در دوران رنسانس زندگی کنند.

نکات آموزنده فیلم

این اثر فانتزی، با چاشنی‌های نوستالژیک و اگزیستانسیالیسم براساس این تفکر ساخته شده که انسان هرگز از زمان حال راضی نیست و گذشته‌ها را رمانتیک‌تر، خالص‌تر، و برای زندگی بهتر می‌داند. فلسفه نوستالژی یکی از سوگیریهای بشر است. بسیاری از ما از زمان حال راضی نیستیم و با تصور کردن خود در گذشته، حس خوشایندتری داریم.

ما همواره تصور میکنیم اگر در 50 یا 100 سال پیش به دنیا می آمدیم، بسیار خوشبخت تر بودیم و آن زمان زندگی عالی بود و همه چیز راحت تر از امروز بود. وقتی که ما خود را در گذشته ای خوشبخت بدانیم که در آن  نزیسته‌ایم، چنین حسی از نارضایتی ما از شرایط کنونی و حال و همچنین عدم توانایی ما در بهره گیری و ایجاد حس خوشبختی و استفاده از فرصت‌های موجود و عدم توانایی تطابق با حال سرچشمه می گیرد.

به هررو چه بخواهیم و چه نخواهیم، ما به گذشته تعلق نداریم. پس بهتر است فرزند زمان خویشتن باشیم و زمانه خود باشیم و با مراجعه دائم به گذشته، عرصه را بر خود تنگ نکنیم. نوستالژی منحصر به امروز دوره ما نیست. بشر همواره فکر می کند که دوران گذشته بهتر بود و گذشتگان از آن به درستی استفاده نکردند. پس چرا به این فکر نمی کنیم که آیندگان نیز همین را درباره ما خواهند گفت.

آکادمی آنلاین عیب پوش

معرفی فیلم سینمایی سرقت

معرفی فیلم سینمایی سرقت

فیلم سینمایی سرقت (Lift)، درام کمدی امریکایی محصول ۲۰۲۴ به کارگردانی اف. گری گری با بازی کوین هارت، گوگو امبتا-را، وینسنت دن آفریو، اورسولا کوربرو، بیلی مگنوسن، جیکوب باتالون، ژان رنو و سم ورثینگتون است.

درباره فیلم

فیلم سینمایی سرقت ، در ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۴ توسط کمپانی نتفلیکس منتشر شد. در ۱۸ مارس ۲۰۲۱، فیلمنامه دنیل کونکا به‌ همین نام توسط نتفلیکس خریداری شد و مت ریوز قرار بود تهیه‌کنندهٔ این فیلم باشد. در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۱، اف. گری گری فیلم برای کارگردانی انتخاب شد و کوین هارت برای نقش اصلی انتخاب شد. او تهیه کنندگی فیلم را نیز به همراه امرالد فنل و کینبرگ برعهده گرفت.

این فیلم در وبسایت راتن تومیتوز، نظرات مثبتی درباره این فیلم ارائه نمودند و فیلم توانست امتیاز بالای 10 را از منتقدین کسب کند. این فیلم در متاکریتیک، نیز در میانگین وزنی بالای 18 است.

داستان فیلم

یک دزد حرفه‌ای توسط دوست دختر سابق خود و اف‌بی‌آی تشویق می‌شود تا با خدمه بین‌المللی خود در یک هواپیمای ۷۷۷ که از لندن به زوریخ پرواز می‌کند، یک سرقت غیرممکن را انجام دهد. 

آکادمی آنلاین عیب پوش