دریاچه ای آرام و زیبا را تصور کنیم، تخت های زیبای که دور تا دور آن چیده شده و انسانهایی که کنار این دریاچه روی تختها دراز کشیده اند و رباتها، به آنا نوشیدنی تعارف میکنند. این رویا، تصویری جدید، رنگی و پست مدرن،از رویای قدیمی بشری است. رویای همیشگی «تنبلی و تن آسایی» و خوردن و خوابیدن، بدون تلاش و کار!. در این درس از «عیب پوش» به موضوع جذاب اقتصاد ربات ها خواهیم پرداخت. موضوع بسیار مهمی که بسیاری از بزرگان تکنولوژی، به آن اشاره کرده اند. اما آیا آینده اقتصاد بشر، به کمونیسمی رباتیک تبدیل خواهد بود؟
اقتصاد رباتیک | آینده کمونیستی؟
یکی از قدیمی ترین رؤیاهای بشر، همواره این بوده که روزی از شر کارهای سخت، رها شود. جهانی را تصور کنیم که در آن انسان مجبور نیست برای تأمین نیازهای اولیه اش، بدود و تمام عمر خود را کار کند. در این «آرمانشهر»، ماشینها تولید می کنند، ربات ها خدمات خانه و محل کار را ارائه می دهند، هوش مصنوعی هم تصمیم می گیرد. اینجاست که انسان می تواند به رویایی دیرینه اش یعنی «خوردن و خوابیدن» دست پیدا کند و البته در کنار آن، گاهی هم فرصتی برای یادگیری، خلاقیت، خانواده و زندگی کردن بگذارد.
اما نکته مهم اینجاست که این تصویر، به هیچ عنوان رؤیای جدیدی نیست. بشر سالیان سال است که دوست داشته خودش کار نکند. برای همین برده داری رواج یافت، جنگها شکل گرفتند و استعمار و استثمار آغاز شد.
اما تصور بشر این است که حال به کمک تکنولوژی، می تواند «از رباتها بردگی بکشد» و به آرزوی دیرینه اش دست پیدا کند.
اما این ایده، بسیار شبیه ایده ای قدیمی به نام «کمونیسم» است. بیش از یک قرن پیش، متفکرانی به نامهای «مارکس» و «انگلس» که هردو هم از قشر مرفه جامعه بودند، ایده ای را به نام سوسیالیسم و کمونیسم پروراندند که بعدها منجر به تشکیل اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل حزب کمونیست و نخستین دولت کمونیستی شد. مارکس و انگلس (و البته پیروان آنها) تصور می کردند با حذف مالکیت خصوصی و مدیریت جمعی منابع، می توان به جامعه ای رسید که در آن همه از رفاه برخوردار باشند. اما تجربه تاریخی چیز دیگری به ما نشان داد.

وعده فراوانی | از کمونیسم تا عصر هوش مصنوعی
در قرن بیستم، برخی نظام های کمونیستی وعده دادند که با برنامه ریزی متمرکز اقتصاد، نابرابری کاهش پیدا می کند و منابع به شکل عادلانه میان مردم توزیع می شود. اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه فساد اداری بشدت بیداد کرد. بعلاوه این روش مشکلاتی بنیادین با ذات انسان داشت. تقریبا بدون استثناء همه این اقتصادها با مشکلاتی جدی، مواجه شدند.
کاهش انگیزه برای نوآوری
«مساوات» دقیقا نقطع عکس «عدالت» است. مساوات موجب می شود که انگیزه افراد برای نوآوری، بطرز عجیبی کاهش پیدا کند زیرا نوآوری یا کهنه پرستی، هیچ تفاوتی ندارند و به نوآوری پاداشی تعلق نمیگیرد. اینجاست که این اقتصاد، بدون نوآوری خواهد شد.
ضعف در شناخت نیازهای واقعی مردم
ذات انسان به دنبال رقابت و برتری جویی است. ذات انسان به دنبال «عدالت» است. اگر تمامی ادیان را بررسی کنیم، هیچ دینی درباره «مساوات» صحبت نکرده و مساوات تنها در انسان بودن افراد تعریف شده. در بقیه شئونات زندگی «عدالت» مطرح شده زیرا هر کسی باید «پاداش» کار مفیدش و یا «تنبیه» کار مضرش را ببیند و این در اقتصاد رباتیک، وجود نخواهد داشت.
همین تفاوت با ذات بشری و ذات عدالت، موجب شکست این آرمان خواهد شد و ایجاد «فلسفه گدایی» خواهد نمود.
ناکارآمدی سیستم های برنامه ریزی متمرکز
تمامی سیستم های برنامه ریزی و مدیریت مرکزی، بدون اجازه مدیریت حوزه ای، نمی توانند موفق شوند. اصالتاً سطوح مدیریتی برای این شکل گرفت که هر سطحی تا آخرین موضوع توانایی و قدرتش، کار را به پیش ببرد و همه چیز از مرکز کنترل نشود.
کنترل همه چیز از مرکز، بشدت هزینه های ساختار مرکزی را ابلا می برد و انرژی و زمانی که باید صرف سرمایه گذاری برای توسعه شود، صرف «پلیس بازی طبقاتی»، می شود. در نهایت دولتها از فربگی میترکند و مردم از لاغری پودر می شوند.
محدود شدن رقابت و کارآفرینی
وقتی انگیزه ای نیست، رقابتی هم وجود نخواهد داشت. رقابت و کارآفرینی زمانی بوجود می اید که جامعه به کارآفرینان و ایده پردازان گاداش بدهد. اگر قرار بادهمه چیز دوباره مساوی تقسیم شود، چه تفاوتی میان نوآوران و سایر افراد خواهد بود؟!
بالا رفتن هزینه های دولت و ترکیدن آن!
در طول تاریخ همانگونه که اشاره کردیم، دولتهای کمونیستی از فربهی بسیار ترکیدند و مردم از گرسنگی به ستوه آمدند.
مشکل اصلی این نبود که ایده عدالت یا رفاه عمومی ارزشمند نبود؛ مسئله این بود که تولید ثروت و تخصیص منابع، بسیار پیچیده تر از آن چیزی بود که تصور می شد.

پیش از توزیع ثروت باید آن را تولید کرد!
یکی از درس های مهم تاریخ اقتصاد این است که پیش از اینکه بخواهیم « منبعی را تقسیم کنیم، باید ابتدا، آن را تولید کنیم».
فراوانی واقعی زمانی ایجاد می شود که فناوری، دانش و بهره وری افزایش پیدا کنند. بنابراین به چه دلیلی باید چیزی تولید شود و دانسانها مفت آن را مصرف کنند!
ربات ها و هوش مصنوعی از این نظر تفاوت بزرگی با مدل های اقتصادی گذشته دارند. در گذشته، مشکل اصلی کمبود توان تولید بود.
اما امروزه برای نخستین بار در طول تاریخ، این امکان مطرح است که ماشین ها بتوانند بخش بزرگی از کارهای تکراری را انجام دهند و ظرفیت تولید انسان ها چند برابر شود.
آیا ربات ها ما را وارد عصر فراوانی می کنند؟
اینجا یک سؤال اساسی مطرح می شود که :
«اگر ربات ها بتوانند غذا تولید کنند، ساختمان بسازند، حمل ونقل را مدیریت کنند و خدمات ارائه دهند، آیا همه انسان ها ثروتمند خواهند شد؟»
پاسخ این سوال مهم، به هیچ عنوان ساده نیست.
فراموش نکنیم که اولا مساوات به هیچ عنوان برای بشر سازنده نبوده و نیست و این عدالت است بکار بشر خواهد آمد. ثانیاً تکنولوژی قرار نیست به هیچ عنوان عدالت را تضمین کند بلکه این ساختاری است که بشر میچیند که ظلم را گسترش دهد یا عدالت را!
همان گونه که انقلاب صنعتی ، موجب افزایش عظیم ثروت شد، اما در دوره هایی نابرابری هم ایجاد کرد، هوش مصنوعی و ربات ها نیز می توانند هم فرصت ایجاد کنند و هم شکاف های جدید بسازند.
مسئله اصلی ، صرفاً داشتن فناوری نیست؛ مسئله این است که مالکیت، دسترسی و قواعد اقتصادی چگونه طراحی شوند.
انسان آینده بیکار و مرفه است یا کارجو و محتاج!؟
شاید اشتباه ما این باشد که فکر کنیم هدف نهایی بشر، حذف کامل کار است. اما «کار فقط وسیله ای برای ایجاد درآمد نیست». کار ؛ گاهی منبع هویت، مرجعی برای تجربه و یادگیری، محلی برای ساخت ارتباطات اجتماعی و جایی برای اجاد «احساس اثرگذاری و مفید بودن انسان» است.
شاید آینده ای که در انتظار ماست، جهانی نباشد که انسان هیچ کاری انجام نمی دهد؛ بلکه جهانی باشد که انسان از کارهای اجباری و تکراری آزاد می شود و به سمت کارهای خلاقانه تر حرکت می کند.

سؤال اصلی آینده چیست؟
اما به جای اینکه بپرسیم آیا ربات ها جای انسان را می گیرند؛ شاید باید تعمق کنیم که «وقتی ماشین ها بخش زیادی از تولید را انجام می دهند، انسان ها چگونه ارزش خلق خواهند کرد و چگونه ثمره این بهره وری میان جامعه تقسیم خواهد شد؟»
تجربه اقتصادهای کمونیستی ناموفق قرن بیستم، به ما یادآوری می کند که صرف داشتن یک آرمانی زیبا، نه تنها کافی نیست، بلکه ممکن است بسیار کشنده هم باشد!
برای ساخت آینده ای بهتر، علاوه بر فناوری، به شناخت رفتار انسان، انگیزه ها، آزادی انتخاب و طراحی درست نهادهای اقتصادی نیاز داریم.
عصر ربات ها پایان اقتصاد نیست؛ بلکه آغاز آزمونی بزرگ است که بلوغ اقتصادی بشری را می سنجد!
جمع بندی
این روزها مبحث اقتصاد رباتیک داغ است. اما اگر قرار است ربات ها و هوش مصنوعی بخش بزرگی از کارهای تولیدی و خدماتی را انجام دهند و انسان ها کمتر مجبور به کار باشند، آنها برای تأمین نیازهای اولیه خود چکار کنند؟ در چنین شرایطی، تولید می تواند بسیار ارزان تر و بیشتر شود و شاید جامعه به نوعی «فراوانی» برسد؛ اما مسئله اصلی این است که این ثروت در اختیار چه کسانی خواهد بود؟ چنین ثروتی چگونه میان مردم توزیع می شود؟ بنابراین ربات ها به خودی خود نه سرمایه داری را از بین می برند و نه ما را به کمونیسم می رسانند؛ آنها فقط توان تولید بشر را تغییر می دهند و این انسان ها هستند که باید درباره مالکیت، توزیع ثروت، معنای کار و شکل اقتصاد آینده تصمیم بگیرند..
مجموعه مشاوره و آموزش عیب پوش با متخصصان مجرب در این حوزه، امکان پیاده سازی مفید درست این برنامه ریزی، در هر کسب و کاری را فراهم کرده. برای تماس و دریافت مشاوره ، با شماره تلفن 02128427338 تماس بگیریم. همچنین می توانیم درخواست ها یا پیامهای خود را به شماره تلفن 09202057267 ارسال کنیم.
در تلفن همراه یا سیستمهای لپ تاپ و دسکتاب، امکان ثبت نام در آکادمی، در سمت چپ بالای همین صفحه در دسترس ماست. در صورت تمایل، می توانیم با ثبت نام از میز کار خصوصی خود به همراه یاد آوری فیلم های بازدید شده ما، استفاده کنیم.










