ضرب الاجل یا ددلاین (Deadline) چیست؟

ضرب الاجل یا ددلاین (Deadline) چیست؟

مفهوم ضرب الاجل یا ددلاین (Deadline) به معنای زمان یا تاریخی یا محدودیت زمانی است که در آن کار یا پروژه یا هر موضوعی باید تکمیل یا انجام شود.

آکادمی آنلاین عیب پوش

مدل پنج نیروی رقابتی پورتر (Porter’s Five Forces) چیست و چه کاربردی دارد؟

مدل پنج نیروی رقابتی پورتر (Porter’s Five Forces) چیست و چه کاربردی دارد؟

مایکل یوجین پورتر(Michael Porter)، مایکل پورتر ، اقتصاددان، دانشمند و استراتژیست ملقب به پیامبر برنامه‌ریزان راهبردی ، رهبر استراتژیک و مشاور دولت بزرگترین اقتصاد جهان است.

مدل پنج نیروی پورتر چیست؟

مشهورترین اصل پورتر، مدل پنج نیروی پورتر است. این مدل برای تحلیل جذابیت یک صنعت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یکی از مشهورترین اصول در استراتژی، نیروهای پورتر است.

منابع و ماخذ:

  • Colvin, Geoff (October 29, 2012). “There’s No Quit in Michael Porter”.
  • Sharp, Byron; Dawes, John (1996), “Is Differentiation Optional?
  • Speed, Richard J. (1989), “Oh Mr Porter! A Re-Appraisal of Competitive Strategy,” Marketing Intelligence and Planning.
  • Yetton, Philip, Jane Craig, Jeremy Davis, and Fred Hilmer (1992), “Are Diamonds a Country’s Best Friend? A Critique of Porter’s Theory of National Competition as Applied to Canada, New Zealand and Australia,” Australian Journal of Management, 17 (No. 1, June), 89–120.
  • Allio, Robert J. (1990), “Flaws in Porter’s Competitive Diamond?,” Planning Review, 18 (No. 5, September/October), 28–32.
  • Spender, J.-C., & Kraaijenbrink, Jeroen. (2011). Why Competitive Strategy Succeeds – and With Whom. In Robert Huggins & Hiro Izushi (Eds.), Competition, Competitive Advantage, and Clusters: The Ideas of Michael Porter (pp. 33-55). Oxford: Oxford University Press.

هدف و انواع آن چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟

هدف و انواع آن

هدف و انواع آن چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟

شاید یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در زندگی، واژه هدف یا تارگت (Target) باشد. اما واقعاً این وازه به چه معناست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ و چگونه می توان به آن دست پیدا کرد. در این درس هدف و انواع آن را به طور کامل شرح خواهیم داد تا شناخت بهتری از انواع اهداف پیدا کنیم و شبهات درخصوص مغالطات معمول و مصطلح در این موضوع رفع شود.

مفهوم کلی هدف چیست؟

می‌توان گفت هدف، وضعیت حالت یا نقطه‌ای در زمان آینده است که یک فرد یا افراد مختلف قصد دارند در آن وضعیت قرار بگیرند یا در آن نقطه مورد نظر حضور داشته باشند. اهداف؛ معمولاً وضعیتی است که انسان‌ها دوست دارند در آن وضعیت قرار داشته باشند اما امروز در آن وضعیت قرار ندارند. هدف ممکن است در آینده بسیار دور، دور یا نزدیک قرار داشته باشد اما هرچه باشد، چیزی در «آینده» است.

چرا تعریف های مختلفی از هدف وجود دارد؟

نگرش یک جانبه به هر مفهومی، موجب می‌شود نتوانیم آن پدیده را به درستی بررسی کنیم و درپی آن، نتوانیم به درستی آن را درک کنیم. اهداف تعیین می‌کنند که ما چه تصمیماتی بگیریم و چه مسئولیت‌هایی را برای دستیابی به آن‌ها بپذیریم. نگرش ما ، افکار و بینش ما را تعیین می‌کند. بینش ما گویش ما و گویش ما کنشها و عادات ما را تعیین میکند. کنش و عادات ما به منش ما تبدیل شده و منش ما «سرنوشت» ما را رقم خواهد زد. ما همواره در حال تصمیم گیری و انتخاب کردن هستیم و انتخابهای خود را بر اساس اهدافمان انجام می دهیم.

بنابراین درک این مفهوم به این سادگی هم نیست. به همین دلیل است در جامعه تعاریف متناقض و بعضاً اشتباهی از اهداف وجود دارند. این تعاریف به دلیل عدم آگاهی و شناخت تمام موضوع و نگاه کلی یا برد ویو (Bird view) از هدف است. داستان فیل و اتاق تاریک حضرت مولانا، به همین سوگیری شناختی اشاره دارد.

هدف به چه دردی می خورد و چرا باید هدف داشت؟

است هدف در آینده‌ای نزدیک یا آینده‌ای بسیار دور قرار داشته باشد اما موضوع اصلی هدف نقطه یا وضعیت یا حالتی است که افراد دوست دارند ه آن حالت یا وضعیت برسند و در آن نقطه قرار داشته باشند اهداف می‌توانند کوتاه مدت بلند مدت یا میان مدت باشند برای دسترسی به اهداف نیازمند انجام امور و برنامه‌هایی هستیم که به مجموع آنها استراتژی گفته می‌شود به زبان ساده استراتژی نحوه دسترسی به اهداف استراتژی مسیر دسترسی به اهداف را تعیین می‌کند و به ما آموزش می‌دهد و به ما نشان می‌دهد که تا چه حد به اهداف نزدیک شده یا از آن دور شده‌ایم.

تفاوت هدف و آرزو چیست؟

آرزوها و رویاهای ما، افکاری در ذهن و قلب ما هستند که توسط امیال و اشتیاقات ما بروز کرده و توسط همانها هم پیگیری می‌شوند. آرزوها و رویاها، می‌توانند واقعی و قابل دسترسی باشند و می‌توانند نباشند. اما اهداف کاملا قابل دسترسی هستند و با عقل و منطق هماهنگی دارند. ممکن است دستیابی به آنها بسیار دشوار باشد اما اولین شرط اهداف این است که «غیر ممکن» نیستند. به عنوان مثال ممکن ما آرزو داشته باشیم که کاش در قاره دیگری به دنیا می‌آمدیم. این آرزو هیچ گاه محقق نخواهد شد اما اگر هدف داشته باشیم که به آن قاره برویم، ممکن است با برنامه و استراتژی درست به آن دست پیدا کنیم.

اهداف به چند دسته تقسیم می شوند؟

اهداف به طور کلی جایگاههایی در آینده هستند که تمایل داریم در آن وضعیت یا جایگاهها حضور داشته باشیم اما نوع دستیابی به آنها، زمان و استراتژی، آنها را به انواع مختلفی تقسیم می‌کنند. در این درس بشکل کامل از هدف و انواع آن ابهام زدایی شده و اهداف به معنی مختلف توضی حداده شده است.

ویژن (VISION) یا دیدگاه اساسی چیست؟

ویژن (VISION) یا دیدگاه اساسی یا همان چشم انداز اصلی، جایی است که در جهان می‌خواهیم روی آن بایستیم. در درس مربوط به «ویژن یا چشم انداز چیست؟» ، توضیحات لازم در این خصوص ارائه شده است.

چشم انداز چیست؟
هدف و انواع آن

میشن (MISSION) یا ماموریت اساسی چیست؟

میشن یا ماموریت اساسی، ماموریت ما در این جهان است. آمده‌ایم آن کار را انجام بدهیم و برویم. هر روز صبح بیدار می‌شویم، به سرکار می‌رویم، بچه‌دار می‌شویم و بعد می‌می‌ریم. در گور ما یک انسان دفن نخواهد شد. اطمینان داشته باشیم در گور ما، به جای خودمان، هزاران آرزو دفن خواهد شد. ماموریت شخص ما یا سازمان ما، آن چیزی است که مشکلی را از دیگران حل کرده و زندگی دیگران را بهتر می‌کند و قلب ما به ما می‌گوید باید آن را انجام دهیم، همین.

خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

حضرت سعدی

هدف اصلی (AIM) چیست؟

هدف اصلی (AIM) ، همان هدفی است که دستیابی به آن می‌تواند در راستای دستیابی به ماموریت و نهایتاً ویژن یا چشم انداز کمک ‌کند. یعنی هدف اصلی یا اهداف اصلی می‌توانند چند هدف باشند. از اینجا به بعد می‌توان اهداف اصلی مختلفی داشت که هرکدام از آنها در دستیابی به ماموریت و چشم انداز ما را یاری کند.

هدف بلندمدت (GOAL) چیست؟

اهداف بند مدت، اهدافی مانند برنامه های توسعه کشوری هستند. به عنوان مثال برنامه بلندمدت ممکن است در زمان یک دولت آغاز شود و در دولتهای بعدی به اتمام برسد. برنامه ها و اهداف بلند مدت، نیازمند رسیدن به اهداف زیرین آن هستند.

هدف میان مدت (OBJECTIVE) چیست؟

اهدف میان مدت مانند اهداف سالانه، دوسالانه یا فصلی، تقریبا مدت زمانی نیمه بلند دارند. اهداف میان مدت مسیر را برای دستیابی به اهداف بلند مدت فراهم میکنند. معمولا این اهداف با گانت چارتهایی مشخص و برنامه ریزی می شوند و استراتژی برای رسیدن به آنها تعیین می شود.

هدف و انواع آن
هدف و انواع آن

هدف کوتاه مدت (TARGET) چیست؟

تارگت یا اهداف کوتاه مدت، هدفهایی هستند که مسیر را برای رسیدن به اهداف میان مدت هموار می‌کنند. تارگت ها، مفاهیمی ساده و قابل دسترسی در آینده نزدیک با پتانسیل ایجاد تغییر زندگی است. دستیابی به تارگتهاست که راه را برای ایجاد تغییرهای اساسی و دستیابی به اهداف میان مدت باز می‌کند. با دستیابی پلکانی به هر تارگت، وضعیت کلی زندگی بهبود یافته و مسیر شفافتر می‌شود.

استراتژی چه نقشی در دستیابی به اهداف دارد؟

همانگونه که در درس استراتژی تعریف شده، استراتژی، نحوه دستیابی به اهداف هستند. استراتژی‌ها، انواع مختلفی دارند که در درس‌های مربوط به استراتژی به تفصیل در مورد آنها صحبت شده است. استراتژی‌ها می‌توانند به اشکال مختلف وجود داشته باشند و یا به صورت تلفیقی یا به تنهایی از آنها استفاده شود. به هر صورت، استراتژی باید در دستیابی یا نزدیک شدن به اهداف به کمک ما بیاید.

آیا هدف، وسیله را توجیه می کند؟

اینکه اهداف باید دستیابی شوند و به آنها رسیده شود شکی نیست، اما موضوع اینجاست که به چه ترتیب و با چه استراتژی باید به این اهداف مورد نظر دسترسی پیدا کرد. ممکن است هم هدف و هم استراتژی، هر دو «اخلاقی» یا «غیر اخلاقی» باشند. مفهوم وسیله، همان استراتژی یا برنامه‌ای است که می‌تواند ما را به اهداف نزدیک کند. در خصوص مدیریت اخلاقی در درس مربوط به آن صحبت‌های توضیحات لازم داده شده و می‌توان در خصوص مدیریت اخلاق مدار یا مدیریت اخلاقی مطالعه لازم را در این درس انجام داده است.

اما موضوع اینجاست که همان اهداف در صورت وجود بینش و منش اگر به گونه‌ای تنظیم شده باشند که به بهتر کردن «وضعیت زندگی ما و سایر مردم روی کره زمین» کمک کنند؛ قاعدتاً اهداف «مفیدی» به شمار می‌آیند. در درس «منش چیست؟»، توضیحات لازم در این خصوص داده شده است.

هدف و انواع آن
هدف و انواع آن

بدون وجود منش، «دانایی توانایی و مهارت»، می‌تواند به سلاحی بسیار خطرناک تبدیل شود و حتی تا از بین بردن نسل بشر پیش برود. اگر بخواهیم مثالی در این خصوص بزنیم می‌توانیم به جنگ جهانی دوم و وضعیتی که ارتش نازی برای جهان به وجود آورده بود، اشاره کنیم.

در ارتش نازی بهترین مهندسان متخصصان و پزشکان در حال نابودی سایر مردم بودند و تنها هدف آنها این بود که ارتش ایدئولوژیک نازی بتواند بر سراسر زمین سلطه پیدا کند. به همین دلیل پزشکانی که قسم خورده بودند حافظ جان انسان‌ها باشند، با بهترین و پیشرفته‌ترین شیوه‌ها، به راحتی جان انسان‌ها را می‌گرفتند. مهندسانی که قسم خورده بودند که برای بهبود طبیعت کارهای مهندسی انجام دهند، مشغول ساخت سلاح‌ها و لوازمی بودند که بتواند بیشتر آدم بکشد.

هدف و انواع آن
هدف و انواع آن

به دلیل عدم وجود منش و اخلاق در اهداف سازمانی مورد نظر، ممکن است تمام توانایی دانایی و مهارت ما به شکل سلاحی خطرناک بر علیه دیگران تبدیل شود. موضوع اهداف همین گونه است. اگر اهدافی که ما تعیین کرده‌ایم اهدافی باشد که به بهبود وضعیت زندگی در زمین یا هر نقطه دیگری از جهان کمک کند، می‌توان گفت که این اهداف، اهدافی اخلاقی هستند و اگر به غیر آن باشد، می‌توان گفت که این اهداف، اهداف غیراخلاقی هستند. ممکن است برخی برای دستیابی به اهداف اخلاقی از استراتژی‌های غیر اخلاقی استفاده کنند که این نیز اخلاقی نیست. ما برای داشتن اهداف اخلاقی باید از روشهای اخلاقی استفاده کنیم.

انسان سالها وحشیگری و روشهای غیراخلاقی را تجربه کرده و به نتیجه خاصی نرسیده است. هرچه که پیشرفت و تکنولوژی در اطرافمان می بینیم، نتیجه تفکرات اخلاقی بشر است. تمام ادیان بر این باورند که باید با صلح و دوستی برروی زمین زندگی کرد.

هدف و انواع آن
هدف و انواع آن

روشهای تعیین و برنامه ریزی اهداف

برای دستیابی به اهداف، روشهای مختلفی وجود دارد که ما به آنها استراتژی می گوییم. در این درس به روشهایی می پردازیم که استفاده از آنها می تواند در دستیابی به اهداف، به ما کمک کند.

روش طراحی هدف اسمارت (SMART)

یکی از روشها یا استراتژیهای دستیابی به اهداف، یونیزه کردن آن با روشهای مختلف است. روش اسمارت (SMART)، یکی از روشهایی است که از تجمیع اختصار واژه های مختلف تولید شده است. اسمارت روشی برای تعیین چارچوب‌های هدف‌گذاری است. اهدافی که اسمارت هستند، باید داری ویژگیهای زیر باشند:

  • مشخص (Specific)
  • قابل اندازه گیری (Measurable)
  • دست یافتنی (Achievable)
  • مرتبط (Realistic)
  • مبتنی بر زمان (Timely)

شاید بتوان ادعا کرد اهدافی که یکی از خصوصیات اسمارت بودن را نداشته باشد، اهدافی مبهم و غیرقابل دستیابی هستند هدفی به سختی قابل‌دستیابی است.

بنابراین اهدافی که اسمارت باشند، باید کملاً روشن و شفاف، دارای جزئیات و معنادار، قابل‌اندازه‌گیری، قابل سنجش، دست‌یافتنی و واقع گرایانه و مرتبط با ماموریت و ویژن و مبتنی بر زمان یعنی دارای ضرب‌الاجل (Deadline)، هستند.

هدف و انواع آن

چگونه از مسیر دستیابی به اهداف دور نشویم؟

بسیار مهم است که درنظر داشته باشیم برای دستیابی به اهداف ، کی پی آی (KPI) ، به عنوان شاخص کلیدی تعیین کنیم تا بفهمیم چه میزان به اهداف نزدیک شده یا از آن دور شده ایم. اما زمانی که شاخصی برای دستیابی به اهداف یا تعیین میزان بهره‌وری تعیین می کنیم، بهترین کار این است که همواره هدف را در نظر داشته باشیم و شاخص ها به اهداف تبدیل نشوند.

هدف و انواع آن
هدف و انواع آن

این سوگیری که به «قانون گودهارت» شناخته می شود، بایاس یا سوگیری شناختی است که اغلب مدیران دچار آن می شوند. یعنی ابتدا هدفی تعیین می کنند و برای دستیابی به آن شاخص هایی مشخص می کنند. پس از مدتی خود آن شاخص ها تبدیل به هدف می شوند و هدف اصلی از یاد می رود.

این درس را با این غزل بی بدیل حضرت سعدی به پایان می‌بریم و امیدواریم همه اهداف ما، در راستای انسانیت و بهتر شدن زندگی بشریت باشند.

طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

هم از آدمی شنیدیم، بیان آدمیت

حضرت سعدی

فرهنگ (culture) چیست؟

فرهنگ چیست

فرهنگ (culture) چیست؟

مفهوم فرهنگ (culture) ، مجموعه ای از باورها، ارزش‌ها، و رفتارهایی است که براساس ارزش‌های اجتماعی و هنجار‌های موجود در جوامع بشری وجود دارد.

فرهنگ چیست
فرهنگ چیست

مفهوم فرهنگ به چه معناست؟

در تعریفی دیگر، فرهنگ همچنین مجموعه‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، آداب و رسوم اجتماعی ، و عادت‌های افراد در یک گروه و یا در یک جامعه است. اما یکی از تعاریف ساده و جامع در خصوص فرهنگ این است که، «فرهنگ، رفتارهایی تکرار شونده است که درمیان گروهی خاص رواج دارد».

 ادوارد بارنت تایلور فرهنگ را، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه یاد بگیرد‌، تعریف می‌کند. هر منطقه از هر کشور یا حتی یک محله در یک شهر، و یا حتی یک خانواده، می‌تواند فرهنگ متفاوتی با سایر مردم داشته باشد.

فرهنگ چگونه توسعه پیدا می کند؟

فرهنگ از طریق آموزش و خصوصاً «تقلید» از دیده ها و شنیده ها، به نسل بعدی منتقل می‌شود. برخی از دانشمندان معتقدند پس از گذشت چند نسل و تکرار فرهنگی در زندگی آنها، این فرهنگ به صورت ژنتیکی توسط وراثت به نسل بعد منتقل می‌شود، که البته این موضوع هنوز اثبات نشده است.

بی فرهنگ کیست؟

شاید همه ما عباراتی مانند «بی فرهنگ» را شنیده باشیم که اساساً غلط است و فرد بی فرهنگ وجود ندارد. ممکن است فردی در مقاطعی از زمان فرهنگ یا «هنجارهای» یک جامعه را رعایت نکند و یا فرهنگی داشته باشد که با فرهنگ دیگر، درتضاد باشد اما اصولاً انسان اجتماعی نمی تواند «بی فرهنگ» باشد.

تعاریف مختلف از فرهنگ

به تعریف دیگر می توان گفت، فرهنگ راهکارهای شایع جامعه برای رفع نیازهای واقعی یا غیر واقعی آن جامعه است. جنس فرهنگ همیشه نرم‌افزاری است، اما محصول فرهنگ، «تمدن» و آثار آن است که مجموعه ای از نرم افزارها و سخت افزارهاست. به عنوان مثال زبان پارسی یک فرهنگ است اما کتابهای ادبیات فارسی، تمدن زبان پارسی هستند.

برخی فرهنگ را راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان در یک جامعه می دانند. راهی که دربرگیرنده‌ سازگاری کلی با نیازهای غریزی و فطری و اقتصادی یا جغرافیایی پیرامون تعدادی از انسانهاست. برخی هم معتقدند فرهنگ، مجموعهٔ مشترکی از اندیشه‌ها و دستاوردهاست. به هررو، تعریف ساده فرهنگ، جامع ترین تعریف برای آن است. «فرهنگ، مجموعه ای از پندارها، گفتارها و کردارهایی تکرار شونده است که درمیان گروهی خاص از انسانها رواج دارد».

هنجار چیست و چه نقشی در فرهنگ سازی دارد؟

هنجار مدل‌ فکری یا خطوط راهنمایی است که بوسیله آن، ما اعمال خود و دیگران را از لحاظ فکری، کنترل و ارزشیابی می‌کنیم.  به عبارت دیگر هنجار نوعی خط کش ذهنی درونی یا بیرونی است. هنجارهای درونی، هنجارهایی هستند که در صورت عدم رعایت آن‌ها، مجازات رسمی و مشخصی وجود ندارد اما برای هنجارهای بیرونی گرچه غیررسمی، ممکن است مجازاتهایی وجود داشته باشد.

معمولاً هنجارهای فرهنگی، رفتارهای پسندیده در جامعه را مشخص می‌کند. به عبارت دیگر فرهنگ مانند راهنمایی است که نحوه رفتار، پوشش، زبان و کنشها و واکنشها در موقعیتی خاص یا انتظارات موجود در گروهی اجتماعی است.

آکادمی آنلاین عیب پوش

مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک(Strategic Management) چیست؟

این رویکرد از مدیریت، به شکل خلاصه مدیریت منابع سازمان برای دستیابی به اهداف و مقاصد آن است. به بیان دیگر مدیریت استراتژیک اهداف را تعیین نموده، محیط قابت را تجزیه و تحلیل کرده، محیط داخل سازمان را تجزیه و تحلیل، استراتژی ها را ارزیابی کرده و اطمینان حاصل می کند که استراتژی های تعیین شده در سراسر سازمان اجرا می شوند.

همه سازمانها، شرکت‌ها، دانشگاه‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی و ارگانها و دولتها می‌توانند از مدیریت استراتژیک به عنوان راهی برای هدف‌یابی و دستیابی به اهداف استفاده کنند.

در شرکت‌های انعطاف‌پذیر ایجاد تغییرات در ساختار و برنامه‌ها را آسان‌تر است، ولی در شرکتهای خشک و بزرگ ایجاد تغییرات سخت تر اما حتی شرکت‌های انعطاف‌ناپذیر هم ممکن است از محیط در حال تغییر استقبال نکنند و نازاضی باشند.

مدیر استراتژیک ناظر و مجری برنامه های استراتژیک سازمان است و همواره در پی یافتن راه هایی برای دستیابی به اهداف سازمان است.

مکاتب مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک تعدادی مکتب فکری شناخته شده دارد.«رویکرد تجویزی»، چگونگی توسعه استراتژی ها را مشخص می کند. «رویکرد توصیفی» بر چگونگی اجرای استراتژی ها تمرکز دارد. این مکاتب بیشتر شبیه به اصول راهنمای کلی هستند.

فرهنگ کسب‌وکار، مهارت‌ها و شایستگی‌های کارکنان و ساختار سازمانی، همه عوامل با اهمیتی هستند که بر نحوه دستیابی سازمان به اهدافش تأثیر می‌گذارند.

مدیریت ارشد سازمان در نهایت مسئول برنامه ریزی و پیاده سازی استراتژی است. معمولاً استراتژی از بالا به پایین(یعنی از مدیریت ارشد به کل سازمان) ابلاغ می شود اما امروزه در بسیاری از سازمانها استراتژی ها توسط از ایده های مدیران و کارکنان سطوح پایین تر گرفته و پخته و نهایتاً اجرایی می شوند. سازمانهای بزرگ بعضاً دارای واحد استراتژی هستند.

آکادمی آنلاین عیب پوش

بازار سی تو سی (C2C) چیست؟

بازار مشتری به مشتری(C2C) چیست؟

این مدل، یکی از قدیمی ترین انواع بازار است که از دیرباز وجود داشته اما امروزه با توسعه پلتفرمهای آنلاین، این مدل بسیار توسعه یافته است. بازار سیداسماعیل نمونه ای از این مدل از بازار است. مدل بازار مشتری به مشتری (C2C) بازاری است که در آن مشتریان می توانند با هم مبادله و معامله کنند.

معمولاً در یک محیط آنلاین. این بازارها بیشتر به دو بخش «حراج» و «تبلیغات» تقسیم شده اما بخشهایی مانند «فروش اقلام دست دوم» یا «فروش لوازم شخصی» و غیره طرفداران بسیاری دارد. محبوبیت این بازارها، بعد از توسعه اینترنت بسیار بیشتر هم شده. سایتهایی مانند ای بی(eBay) و دیوار از نمونه این بازارها هستند.

به بیان دیگر مدل مشتری به مشتری (C2C) یک مدل کسب‌وکار است که مشتریان را قادر می‌سازد تا در محیطی(معمولاً آنلاین) با هم مبادله کنند.

اغلب معتقدند این مدل از کسب‌وکارها با ظهور فناوری دیجیتال ظهور کردند اما قدمت این مدل به دوران فینیقیها و پیش  از تاریخ باز می گردد.

از مشکلاتی که در این بازارها وجود دارد می توان به «عدم کنترل کیفیت» و «عدم ضمانت پرداخت» اشاره کرد.

کارکرد بازارهای مشتری به مشتری (C2C)

یکی از اساسی ترین مولفه های قدرتمند در این بازارها، « رقابت » است.یکی از خصوصیات دیگر این بازار «دسترسی گسترده» و «حق انتخاب» است زیرا حاضرین در این بازار، اغلب مواردی را پیدا می کنند که یافتن آنها در جای دیگر دشوار است. یکی از خصوصیات دیگر این بازار این است که باتوجه عدم حضور واسطه ها، عمده فروشان، شبه عمده فروشان و خرده فروشان هزینه ها کمتر است و قاعدتاً باید قیمتها پایینتر و مناسبتر باشند.

امروزه غولهای خرده فروشی تاثیرهای فراوانی بر این بازار گذاشته اند. یکی از مشهورترین این آثا «اثر آمازون» است که از نام خرده‌فروش آنلاین محبوب جهانی آمازون نامگذاری شده است. این اثر به دستاوردهای رقابتی تجارت الکترونیک اشاره دارد که امروزه خریداران بیشتری به‌جای خرید از فروشگاه‌های فیزیکی، بصورت آنلاین خرید می‌کنند.

خرده فروش یا ریتیلر (Retailer) کیست؟

خرده فروش یا ریتیلر (Retailer) کیست؟

خرده فروش فرد یا سازمانی است که در کوچکترین ابعاد قابل فروش یک محصول یا خدمات، آن را به مشتری یا مصرف کننده می فروشد.

توزیع کنندگان خرده فروش یا ریتیلر(Retailer)، عموما به توزیع کنندگانی اطلاق میشود که با مصرف کننده نهایی در تماس هستند. مصرف کنندگان عموما به این توزیع کنندگان مراجعه نموده و کالای خود را مستقیما تهیه می‌کنند. فروشگاههای خواروبار و حتی سوپرمارکتهای زنجیرهای، همه در این دسته قرار می‌گیرند.

آکادمی آنلاین عیب پوش

بازار متا مارکت (Metamarket) یا بازار تلفیقی چیست؟

بازار متا مارکت

بازار متا مارکت (Metamarket) یا بازار تلفیقی چیست؟

این گونه از بازار که به عنوان بازار تلفیقی ، متا مارکت (Metamarket)، یا مولتی مارکت (multimarket) شناخته شده است. شاید در دسته بندی بازارهای تجاری جای بگیرد، اما نمی توان گفت که الزاماً یک نوع یا مدل از بازار است. البته متامارکت هم مانند سایر بازارها، تمام خصوصیات یک بازار را دارد با این تفاوت که تاحدی، مبحث متفاوتی است.

بازار متا مارکت
بازار متا مارکت

متا مارکت چیست؟

متا مارکت بازاری مجازی است که بر ارائه طیف وسیعی از محصولات یا خدمات به مشتریان تمرکز دارد. طیفی که یا در همان صنعت یا از صنایع مختلف مرتبط هستند.

با تجمیع همه محصولات و اقلام مرتبط برای یک بازار خاص در یک پلتفرم، همه مشتریان را در یک مکان گرد هم می آورد. این مدل کسب و کار برای پاسخگویی به خواسته های مشابه طیف وسیعی از مشتریان در یک مکان طراحی شده است.

علاوه بر این، ما می توانیم آن را به عنوان یک سیستم که تجارت کالا و خدمات را ساده و سازماندهی می کند مشاهده کنیم. چنین معاملاتی زمانی رخ می دهد که خریداران و فروشندگان محصولات سازگار با یکدیگر در تماس باشند.

به عنوان مثال، در بازار متا خودرو، صنایع فرعی مختلفی حضور دارند. خودروسازان، مراکز خدماتی، شرکت های بیمه، تامین کنندگان قطعات یدکی، موسسات مالی، آموزشگاه های رانندگی و غیره در این بازار هستند.

ایده اصلی این مفهوم گرد هم آوردن مشتریانی است که نیازهای مشابهی دارند. با این حال، گزینه ارائه چندین محصول به یک مشتری را در نظر نمی گیرد. به همین دلیل است که ما از آن به عنوان رویکرد مشتری محور یاد می کنیم تا محصول محور.

به بیان ساده تر، متامارکت، مدل یا نوعی از بازار نیست. بلکه می توان گفت به نگاهی جامع به یک محصول و جمع آوری کلیه بازیگران در حوزه مربوط به آن برند یا خدمات است.

متامارکت مانند محصولات یا خدمات که ممکن است در هر گونه ای از بازار به فروش برسند. متامارکت هم می‌تواند تلفیقی از چند بازار یا مارکت باشد.

آکادمی آنلاین عیب پوش

بازار بی تو سی (B2C) چیست؟

بازار کسب و کار به مشتری(B2C) چیست؟

بازار بی تو سی (B2C) یا مدل کسب و کار B2C که به بازار کسب و کار به مصرف کننده (Business-to-Consumer) شناخته شده است، شکلی از بازار است که در آن فرآیند فروش محصولات یا خدمات، به طور مستقیم بین یک کسب و کار و مصرف کنندگانی که کاربران نهایی محصولات یا خدمات آن هستند، انجام می شود.

برندها یا کسب و کارهایی که به طور مستقیم محصول یا خدمات خود را به مصرف کنندگان می فروشند را می توان شرکت های B2C نامید.

این شکل از بازار بعد از گسترش کسب و کارهای اینترنتی در اواخر دهه 1990 بسیار گسترده و محبوب شد. در آن زمان برای اشاره به خرده‌فروشان آنلاین (مانند آمازون) استفاده می‌شد.

بعدها مشخص شد که این شکل از کسب و کار به شدت طرفدار دارد و سودهای کلانی نصیب شرکتهای فروشنده و فعال این صنعت(مانند دیجی کالا) کرد.

امروزه هم با این حال که این شکل از بازار می تواند هم بشکل فیزیکی و هم بشکل مجازی وجود داشته باشد، هنوز این شکل از بازار را به خرده فروشان آنلاین مانند دیجی کالا می شناسند.

با توجه به گستردگی بازارهای آنلاین و سادگی خرید آنها توسط مصرف کنندگان، این بازارها به تهدیدی برای خرده فروشان سنتی تبدیل شد.

با این حال، امروزه غولهای فروش اینترنتی بسیار ثروتمند و بزرگ شده اند تا حدی که به اخلالگران بازار تبدیل شده اند.

مدل کسب و کار فروشنده به مصرف کننده (B2C) یکی از محبوب ترین و شناخته شده ترین مدل های فروش است. مایکل آلدریچ برای اولین بار از نام B2C در سال 1979 پرده برداری کرد. او تلویزیون را به عنوان رسانه اصلی برای دسترسی به مشتریان بکار برد.

کلیه مراکز خرید، رستوران‌ها و هرجایی که به مصرف کننده کالا یا خدمات بفروشند، زیر مجموعه این بازار هستند.

کسب و کاری که به فروش B2C متکی است باید روابط خوبی با مشتریان خود داشته باشد تا از تکرار خرید آنها اطمینان حاصل کند. باید به طور منظم بازاریابی خود را بررسی کند و در صورت لزوم آن را تنظیم و اصلاح کند.

در قرن بیستم، تولید کنندگان، محصولات خود را به خرده فروشان فیزیکی می فروختند. فروشگاهها هم از مارژین موجود سود می بردند.با ظهور اینترنت این موضوع تغییر کرد. کسب‌وکارهای جدیدی پدید آمدند که وعده فروش مستقیم به مصرف‌کننده را دادند و واسطه ها و خرده‌فروشان را حذف کردند و قیمت‌ها را کاهش دادند.

امروزه خرده فروشان اینترنتی، بر تمام بازار مسلط شده اند و به وزنه تعیین کننده قیمت و کیفیت تبدیل شده اند. آنها بازار را کنترل میکنند.

بازار بی تو سی آنلاین به پنج دسته عمده تقسیم می شود:

  • فروشگاههای اینترنتی
  • واسطه های آنلاین
  • بر تبلیغات
  • مبتنی بر جامعه
  • مبتنی بر هزینه