زباله یا گردشگری

زباله گردی یا گردشگری؟

چکیده:

آشغال، چیزی که بیشتر از برگ درختان و بیشتر از آسمان و بیشتر از هر چیز دیگری در اطرافمان می بینیم آشغال، به معیاری برای حضور انسان تبدیل شده. طوریکه اگردر طبیعتی بکر، آشغال نبینیم، درخواهیم یافت هنوز انسان جهان سومی به آنجا دست نیافته است. اما آشغال چه ارتباطی با اقتصاد دارد؟ چرا ما زباله گردی را جایگزین گردشگری کرده ایم؟

اگر از ما بپرسند بزرگ ترین محصول مشترک همه انسان ها چیست، شاید پاسخ هایی مانند فرهنگ، زبان، فناوری یا حتی پول به ذهنمان خطور کند. اما حقیقت تلخ این است که شاید بزرگ ترین محصول مشترک بشر، زباله باشد.

آشغال چه ربطی به پول دارد؟

ما انسانها معمولاً هر جایی از کهکشان که می رویم، ردی از خودمان به جای می گذاریم. گاهی یک ساختمان، گاهی یک جاده، و بسیار اوقات، تنها یک آشغال کوچک!

امروز در بسیاری از شهرهای فقیر جهان، زباله دیگر تنها یک مشکل زیست محیطی نیست. بلکه به یک صنعت، یک منبع درآمد، یک تجارت و حتی یک شیوه زندگی تبدیل شده است.

اما سؤال مهم اینجاست که :«چرا در برخی کشورها مردم از گردشگری درآمد کسب می کنند، اما در برخی دیگر، هزاران نفر از زباله گردی؟».

زباله یا گردشگری

چرا گردشگری نباشد؟

شاید مهم ترین سؤال این درس همین باشد که ؛«چرا ایران زمین با این همه جاذبه طبیعی، تاریخی، فرهنگی و اقلیمی، نتوانسته سهم بزرگی از اقتصاد گردشگری جهان داشته باشد؟»

وقتی شهر یا کشوری تمیز نباشد، یا زیرساختهای مناسبی نداشته باشد و یا زمانیکه مدیریت شهری نتواند چهره ای مطلوب از شهر ارائه دهد… سرمایه و گردشگر هر دو مقصد دیگری را انتخاب می کنند.

چگونه زباله اقتصاد شد؟

انسان را می توان از روی زباله هایش شناخت! باستان شناسان تمدن های گذشته را از روی سفال ها، استخوان ها و بقایای زندگی آنها مطالعه می کنند. اما شاید باستان شناس آینده، تمدن ما را بیشتر از هر چیز با کوه های زباله بشناسد.

امروزه حجم زباله تولیدشده در بسیاری از شهرها، از حجم بسیاری از سازه های تاریخی بیشتر است. زباله، به امضای انسان مدرن تبدیل شده است.

هرچه مصرف بیشتر، هرچه خرید بیشتر، هرچه تجمل بیشتر، زباله بیشتر.

اما زباله؛ پایان مصرف نیست، آغاز یک اقتصاد جدید است. ما زمانیکه چیزی را دور می اندازیم، تصور می کنیم دیگر ارزشی ندارد.

اما برای عده ای، همان کیسه زباله، آغاز درآمد است. مواد پلاستیکی، فلزات، کاغذ و کارتن، پت و بطری،

و بقایای وسایل الکترونیکی، لباس های کهنه یا حتی غذای دورریخته شده…

همه و همه وارد چرخه ای می شوند که میلیاردها تومان گردش مالی ایجاد می کند.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته، این چرخه کاملاً صنعتی، مکانیزه و قانونمند است. در کشورهای صنعتی و مدرن دیگر موضوع «تفکیک از مبداء» به یک قانون تبدیل شده و زباله ها حتی پیش از هنگام تولید، تفکیک می شوند.

اما در کشورهای فقیر یا در حال توسعه، همین اقتصاد بر دوش انسان هایی قرار گرفته که آنها را «زباله گرد» می نامیم.

وقتی زباله گردی، تبدیل به  شغل می شود!

هیچ کودکی آرزو ندارد وقتی بزرگ شد زباله گرد شود، اما اقتصاد همیشه بر اساس آرزوها حرکت نمی کند.

وقتی اشتغال مولد وجود نداشته باشد یا زمانیکه به علل مختلف، تولید کاهش پیدا کند، آن وقت است که سرمایه گذاری هم کمتر خواهد شد و در نتیجه، افراد به سمت ساده ترین راه کسب درآمد می روند.

زباله، آسان و در دسترس!

زباله گردی سرمایه اولیه نمی خواهد و به دفتر کار نیاز ندارد. مجوز نمی خواهد. ثبت در سامانه نمی خواهد! مدرک دانشگاهی یا سوءسابقه و امضای استشهاد نمی خواهد. تنها ماده اولیه و سرمایه ای که لازم دارد، حجم زیادی زباله است که متأسفانه ما این ماده اولیه را به وفور تولید می کنیم.

مقایسه آماری اقتصاد گردشگری با اقتصاد پسماند

مقایسه آماری اقتصاد گردشگری و اقتصاد پسماند نشان می دهد که هر دو صنایع مهمی هستند، اما از نظر اندازه، اشتغال و اثرگذاری اقتصادی، گردشگری چندین برابر بزرگ تر از صنعت پسماند است.

شاخصاقتصاد گردشگریاقتصاد پسماند و بازیافت
ارزش سالانه اقتصاد جهانیحدود ۱۱ تا ۱۲ تریلیون دلار (حدود ۱۰٪ تولید ناخالص داخلی جهان)حدود ۱.۳ تا ۱.۸ تریلیون دلار
اشتغال جهانیبیش از ۳۵۰ میلیون شغل (حدود ۱ نفر از هر ۱۰ شاغل)حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون شغل
نوع ارزش آفرینیخلق ثروت از طریق خدمات، فرهنگ، حمل ونقل، هتل، رستوران و تفریحبازیابی ارزش مواد اولیه و کاهش هزینه های دفن و آلودگی
منبع درآمدپول و ارز گردشگرانآشغال فروشی
اثر بر توسعه شهریافزایش سرمایه گذاری، اشتغال و رونق کسب وکارهابهبود محیط زیست، صرفه جویی در منابع و کاهش آلودگی

اما در مقایسه با ظرفیت های ایران، ایران ظرفیت حدود 2 ترلیون دلار درآمد از گردشگری را دارد در حالیکه اقتصاد پسماند امروز کل کشور، چیزی حدود 1 میلیارد دلار است. این یعنی ظرفیت برآوردی اقتصاد توریسم کشور 2000 برابر ظرفیت فعلی اقتصاد پسماند آن است.

در کل در جهان هم مطابق آمار، صنعت گردشگری تقریباً ۷ تا ۱۰ برابر بزرگ تر از کل صنعت مدیریت پسماند و بازیافت در جهان است. گردشگری با جذب سرمایه و ارز خارجی، زنجیره ای از صدها کسب وکار را فعال می کند؛ از هتل ها و رستوران ها گرفته تا حمل ونقل، صنایع دستی و خدمات فرهنگی. در مقابل، اقتصاد پسماند بیشتر بر جمع آوری، تفکیک، بازیافت و تبدیل زباله به مواد اولیه یا انرژی متمرکز است.

زباله گردی را انتخاب کنیم یا گردشگری را؟

نکته مهم اینجاست که این دو اقتصاد رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند. شهرهایی که مدیریت پسماند موفق تری دارند، معمولاً پاکیزه تر و جذاب تر هستند و همین موضوع باعث رشد گردشگری آنها هم می شود. در ژاپن سطل آغال وجود ندارد اما یکی پربازدید ترین کشورهای جهان است. بنابراین، سرمایه گذاری در مدیریت صحیح زباله نه تنها به حفظ محیط زیست کمک می کند، بلکه می تواند درآمد صنعت گردشگری را نیز افزایش دهد.

تفاوت گردشگر و زباله گرد چیست؟

گردشگر پول خرج می کند؛ زباله گرد پول جمع می کند. گردشگری یعنی ورود پول به یک منطقه. گردشگر، یعنی فروش غذا ، هتل ، سوغات، حمل ونقل و استفاده از خدمات فرهنگی. این صنعت چتری، برای صدها شغل درآمد ایجاد می کند.

اما در مقابل؛ زباله گردی چه می کند؟ البته که زباله گردی هم درآمد ایجاد می کند؛ اما نه از خلق ارزش، بلکه از بازیابی ارزش هایی که قبلاً هدر رفته بودند. این تفاوت، نکتیه بسیار بزرگی است.

گردشگری اقتصاد تولید می کند، اما زباله گردی اقتصاد جبران خسارت است.

چرا برخی کشورها به جای جذب گردشگر، زباله تولید می کنند؟

شهری که برای گردشگر جذاب باشد، اولاً باید تمیز و زیبا و امن و دارای هویت باشد. اما اگر خیابان ها پر از زباله باشند، اولین چیزی که از بین می رود، تصویر ذهنی گردشگر است. هیچ کمپین تبلیغاتی نمی تواند شهری را که بوی زباله می دهد، به مقصد گردشگری تبدیل کند.

زباله؛ نشانه توسعه است یا عقب ماندگی؟

ممکن است بگوییم کشورهای ثروتمند هم زباله زیادی تولید می کنند، این موضوع درست است اما کسی زباله کشورهای توسعه یافته را نمی بیند! تفاوت در مدیریت است.

کشورهای توسعه یافته، در حقیقت زباله را مدیریت می کنند، اما کشورهای ضعیف، اجازه می دهند زباله آنها را مدیریت کند.

در یک کشور توسعه یافته، زباله از مبداء تفکیک شده و مستقیم وارد کارخانه بازیافت می شود. اما در کشورهای در حال توسعه، زباله وارد محیط می شود، انسان وارد سطل زباله می شود و هزار بار این چرخه کثیف، «مشاهده و احساس» می شود. چرخه ای زشت، بدبو، بدصدا و «بد همه چیز!».  این تفاوت، تفاوت فناوری نیست، بلکه تفاوت در نوع حکمرانی است.

زباله یا توریسم

اقتصاد پنهان زباله

البته درست است که زباله تنها هزینه نیست بلکه منبع درآمد هم محسوب می شود. بسیاری از زباله ها مانند؛ پلاستیک بازیافتی، فلزات، کاغذ، زباله قطعات الکترونیکی، کمپوست و غیره، همگی بازارهای چند میلیارد دلاری دارند.

اما سؤال اینجاست که « این ثروت نصیب چه کسانی می شود؟»! زباله گردان و واسطه هایی که از فقر زباله گردان سود می برند. بنابراین اینجا دیگر فقر زباله گردها مقصر نیست، آنها «معلول» یک شیوه مدیریت هستند! زمانیکه اقتصاد رسمی نتواند فرصت شغلی ایجاد کند، اقتصاد غیررسمی رشد خواهد کرد.

نظام مدیریت پسماند ناکارآمد، موجب تشکیل باندها و شبکه های غیررسمی می شود. بنابراین زیاد نباید زباله گردها را مقصر بدانیم. لازم است عواملی را مدیریت کنیم که انسان را مجبور می کنند در میان زباله ها به دنبال زندگی بگردد.

فرهنگ مصرف؛ کارخانه تولید زباله

یکی از ریشه های اصلی این بحران، مصرف گرایی است، ما ایرانیان، همواره بیشتر از نیازمان خرید کرده و می کنیم. ما در ایران زمین، همواره بیشتر از نیازمان، بسته بندی تولید می کنیم. بیشتر از اینکه غذا بخوریم، غذا دور میریزیم!

و در نهایت ما ایرانیان، جزو رکوردداران تولید زباله در جهان هستیم! اقتصاد خطی یعنی اینکه تولید کن، مصرف کن و سریع، دور بینداز چون باید باز تولید شود!

اما اقتصاد آینده نگر، دیگر اینگونه عمل نمیکند! اقتصاد آینده نگر بر مبنای تولید مفید و بهینه، مصرف بهینه و استفاده دوباره تاکید دارد!

زباله گردی، به جای گردشگری

معاون دفتر مدیریت پسماند سازمان حفاظت محیط زیست در مصاحبه ای اعلام کرده بود که فرهنگ سازی اهمیت زیادی دارد، اما پیش از آن باید امکانات و زیرساخت های لازم فراهم شود. مردم زمانی می توانند در تفکیک پسماند مشارکت مؤثر داشته باشند که شبکه جمع آوری و مدیریت نیز متناسب با آن طراحی شده باشد.

او معتقد است بخشی از پسماند های ارزشمند به جای ورود به چرخه رسمی مدیریت پسماند، در مسیر های غیرشفاف اقتصادی قرار می گیرد. ساماندهی این وضعیت نیازمند شفافیت، مدیریت هوشمند و تکمیل زنجیره تفکیک و بازیافت است.

هزینه سالانه پاکسازی زباله چقدر است؟

سایت کی ای بی (KAB) که مشهورترین سازمان فعال محیط زیست در امریکاست، اعلام کرده که در سالهای اخیر، هر ساله، آمریکایی ها تقریباً ۱۱.۵ میلیارد دلار برای پاکسازی زباله هزینه می کنند (این عدد در ایران 200 همت معادل حدود 1 میلیارد دلار در سال است). همین سازمان اعلام کرده که جمع آوری زباله گران ترین راه برای مقابله با زباله است.

اقتصاد کثیف یا اقتصاد پسماند چه می شود؟

هر جایی که زباله باشد، مگس هم جمع می شود. بنابراین مگسهای اقتصاد پسماند، عاشق توسعه آشغال ریهتن ما هستند.

، مالیات دهندگان علاوه بر تلاش های خصوصی از سوی مشاغل، سازمان های غیرانتفاعی و داوطلبان، ۵۰ میلیون دلار برای جمع آوری زباله از کنار جاده های تگزاس هزینه می کنند.

کشورهایی که از زباله ثروت ساختند

امروز بسیاری از شهرهای جهان توانسته اند با تفکیک زباله از مبدأ، بازیافت هوشمند، تولید انرژی از پسماند و کاهش دفن زباله، نه تنها محیط زیست را حفظ کنند، بلکه درآمدهای قابل توجهی نیز ایجاد کنند.

در این شهرها، زباله یک منبع خام صنعتی است، نه منظره ای آزاردهنده در خیابان. اما رسیدن به این نقطه، نیازمند فرهنگ سازی، آموزش، سرمایه گذاری و مدیریت کارآمد است.

در چنین شرایطی، به جای آنکه مردم از حضور گردشگران درآمد کسب کنند، بخشی از جامعه ناچار می شود از زباله های همان شهر امرار معاش کند.

هدف ما از ارائه این درس، سرزنش زباله گردها نیست؛ بلکه یادآوری این واقعیت است که هیچ جامعه ای نباید به جایی برسد که جست وجوی زباله، از جذب گردشگر رونق بیشتری داشته باشد.

جمع بندی درس

اقتصاد هر کشوری، بازتاب انتخاب های مردم آن کشور است. شاید سؤال درست این نباشد که «چرا زباله گردی، جای گردشگری را گرفته؟» بلکه شاید وقت آن رسیده باشد که از خودمان بپرسیم ؛ «چگونه کشوری بسازیم که مردم برای دیدنش سفر کنند، نه برای جست وجو در زباله هایش؟»!

اگر کشوری با ظرفیت بالای گردشگری، به هر دلیلی، نتواند گردشگر جذب کند، ممکن است بخشی از نیروی کار آن به جای فعالیت در اقتصادی با ارزش افزوده بالا مانند گردشگری، به فعالیت در اقتصاد غیررسمی پسماند و زباله گردی سوق پیدا کند. این جابه جایی، نمادی از تفاوت میان «اقتصاد خلق ارزش» و «اقتصاد بازیابی ارزش» است.

اگر برای مردم ایران زمین، ارزش آفرینی، تولید، گردشگری، فرهنگ و محیط زیست در اولویت باشند، اقتصاد نیز حول همین محور شکل خواهد گرفت. اما اگر مصرف بی رویه، مدیریت ضعیف و بی توجهی به محیط زیست غالب شود، زباله به یکی از مهم ترین دارایی های اقتصادی تبدیل خواهد شد.

در دنیای امروز، مدیریت منابع، موضوعی بسیار حیاتی است و اجرای درست مدیریت منابع در برندها و کسب و کارها هم، کار هر مدیری نیست. اگر مشاور و راهنمایی نداشته باشیم، امکان موفقیت ما بسیار کم خواهد بود. لازم است با گرفتن مشاوره از مشاورین متخصص، سیستم زندگی فردی و جامعه خودمان را بهبود ببخشیم.

مجموعه مشاوره و آموزش عیب پوش با متخصصان مجرب در این حوزه، امکان پیاده سازی برنامه ریزی، در هر کسب و کاری را فراهم کرده. برای تماس و دریافت مشاوره ، با شماره تلفن 02128427338 تماس بگیریم.

همچنین می توانیم درخواستها یا پیامهای خود را به شماره تلفن 09202057267 ارسال کنیم.

در تلفن همراه یا سیستمهای لپ تاپ و دسکتاب، امکان ثبت نام در عیب پوش ، در سمت چپ بالای همین صفحه در دسترس ماست. در صورت تمایل، می توانیم از میز کار خصوصی خود به همراه یاد آوری فیلم های بازدید شده، استفاده کنیم. همین حالا اقدام کنیم و عیب پوش کارمان باشیم!

سوالات متداول
چه رابطه ای بین گردشگری و مدیریت زباله وجود دارد؟

گردشگری به شدت به پاکیزگی، زیبایی و کیفیت محیط شهری وابسته است. شهرها و مقاصدی که از مدیریت مناسب پسماند برخوردارند، برای گردشگران جذاب تر هستند و درآمد بیشتری از صنعت گردشگری کسب می کنند. در مقابل، انباشت زباله در خیابان ها و طبیعت، تصویر منفی از مقصد ایجاد کرده و باعث کاهش ورود گردشگران و سرمایه گذاری در آن منطقه می شود.

چرا امروزه زباله گردی به شغلی رایج تبدیل شده است؟

زباله گردی معمولاً نتیجه ترکیب فقر، بیکاری، ضعف نظام مدیریت پسماند و نبود فرصت های شغلی پایدار است. در چنین شرایطی، زباله به یک منبع درآمد تبدیل می شود و افراد با جمع آوری مواد قابل بازیافت مانند پلاستیک، فلز و کاغذ امرار معاش می کنند. هرچه اقتصاد رسمی ضعیف تر باشد، اقتصاد غیررسمی مانند زباله گردی گسترده تر می شود.

آیا زباله می تواند به یک فرصت اقتصادی تبدیل شود؟

بله. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، زباله یک منبع ارزشمند اقتصادی محسوب می شود. بازیافت پلاستیک، فلز، کاغذ، تولید کمپوست و حتی تولید برق از پسماند، صنایع بزرگی را شکل داده اند که علاوه بر ایجاد اشتغال، به حفظ محیط زیست نیز کمک می کنند. تفاوت اصلی در این است که این فرآیندها به صورت صنعتی و سازمان یافته انجام می شوند، نه با اتکا به زباله گردی.

آیا می توان ادعا کرد که زباله گردها عامل آلودگی شهر هستند؟

زباله گردها معمولاً عامل اصلی آلودگی نیستند، بلکه نتیجه مشکلات اقتصادی و ضعف مدیریت شهری هستند. تولید بیش از حد زباله، نبود تفکیک از مبدأ و ناکارآمدی سیستم جمع آوری پسماند، زمینه شکل گیری زباله گردی را فراهم می کند. بنابراین حل این مسئله نیازمند اصلاح ساختارهای اقتصادی و مدیریتی است، نه صرفاً برخورد با زباله گردان.

چگونه می توان از زباله گردی به سمت اقتصاد گردشگری حرکت کرد؟

برای جایگزینی اقتصاد زباله با اقتصاد گردشگری، باید زیرساخت های شهری، مدیریت پسماند، آموزش شهروندان، فرهنگ حفظ محیط زیست و خدمات گردشگری تقویت شوند. شهرهای پاکیزه، ایمن و دارای هویت فرهنگی، گردشگران بیشتری جذب می کنند و درآمد حاصل از گردشگری می تواند فرصت های شغلی بسیار بیشتری نسبت به اقتصاد غیررسمی زباله ایجاد کند.

چگونه هر یک از ما به عنوان شهروند عادی، می توانیم به کاهش زباله و توسعه گردشگری کمک کنیم؟

تک تک ما می توانیم بسادگی با کاهش مصرف غیرضروری، تفکیک زباله از مبدأ، استفاده مجدد از کالاها، پرهیز از ازنداختن زباله در خیابان و یا رها کردن زباله در طبیعت و مشارکت در پاکیزگی شهر، نقش مهمی در بهبود محیط زیست ایفا کنیم. کشوری که تمیز، منظم و زیبا باشد، هم کیفیت زندگی شهروندان را افزایش می دهد و هم به مقصدی جذاب برای گردشگران داخلی و خارجی تبدیل می شود.

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

هنر مطالبه گری یعنی توانایی بیان خواسته ها، نیازها و حقوق خود به شیوه ای آگاهانه، محترمانه و مؤثر، به گونه ای که هم از حق خود دفاع کنیم و هم رابطه سالمی با دیگران حفظ کنیم. مطالبه گری با پرخاشگری یا اعتراض صرف تفاوت دارد؛ فرد مطالبه گر با شناخت هدف، استفاده از گفت وگوی منطقی، ارائه دلیل و انتخاب زمان و روش مناسب، تلاش می کند تغییر مثبتی ایجاد کند.

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مدیریت استراتژیک

پول، یکی از قویترین محرک های بشر است. پول، رویای همیشگی بشر است که انسان هیچ وقت از هیچ مقداری از آن سیر نشده و نخواهد شد. اما ثروتمندترین مرد جهان (ایلان ماسک)، ادعا کرده که تا سال 2036 پول، از میان خواهد رفت. بدون درنظر گرفتن اینکه این ادعا، یک پروژه است یا یک پیش بینی، زندگی بشر بدون پول، چه تغییری خواهد کرد؟ آیا با ورود هوش مصنوعی و رباتها به بازار کار، پول از بین خواهد رفت؟ در این درس از «عیب پوش» به بررسی آینده پول پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان ارسال کنیم…

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

ما دوست داریم همه چیز تحت کنترل ما باشد، اما خوشبختانه یا متاسفانه، این موضوع امکانپذیر نیست! به جای ان می توانیم شرایط و ازرافیان را «مدیریت» کنیم. مدیریت اطرافیان، بجای ریاست و زورگویی و سلطه گری و «کنترل»، کار بسیار دشواری است. در این درس از «عیب پوش» به بررسی راهکارهای مدیریت مفید دیگران و شرایط پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان ارسال کنیم…

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

ابرتورم شرایطی است که در آن ارزش پول به سرعت کاهش می یابد و قیمت کالاها و خدمات با سرعت زیادی افزایش پیدا می کند. برای کاهش آسیب های این وضعیت، باید هزینه های ضروری را مدیریت کرد، ذخیره اضطراری داشت، مهارت های درآمدزا را تقویت کرد، به یک منبع درآمد وابسته نبود و دارایی ها را با آگاهی مدیریت کرد. همچنین تهیه منطقی کالاهای ضروری، کنترل بدهی ها، استفاده از اطلاعات معتبر و حفظ سلامت روان و روابط اجتماعی، نقش مهمی در افزایش توان مقاومت در برابر بحران های اقتصادی دارد. آمادگی زودهنگام و تصمیم گیری منطقی می تواند به حفظ کیفیت زندگی و کاهش اثرات منفی ابرتورم کمک کند.