تصور کنیم یک روز معمولی صبح، گوشیمان را برمیداریم تا پبامهای واتساپمان را چک کنیم یا سری به اینستاگرام بزنیم، با مشتریمان جلسه مجازی در گوگل برگزار کنیم یا حتی برای لحظاتی با دوستانمان در تلگرام خندهای به اشتراک بگذاریم… اما ناگهان همه چیز خاموش میشود. اینترنت قطع است. نه برای یک ساعت، نه دو ساعت؛ برای ماه ها!. کسبوکارها فلج، دانشآموزان بدون کلاس، پزشکان بدون دسترسی به اطلاعات حیاتی، و میلیونها نفر در حبس دیجیتال.
این دقیقاً چیزی بود که در یکی از بزرگترین قطعیهای اینترنت اخیر کشور رخ داد. ضرر اقتصادی عظیم، استرس جمعی و اختلال در زندگی روزمره. اما آیا این مصیبت بزرگ، فقط زیان بود یا مثل هر بحران دیگری، در دل خود فرصتی برای درسآموزی و تغییر داشت؟

بحران؛ لباس خطر بر تن فرصت!
جان اف. کندی میگوید: «در هر تهدیدی، فرصتی نهفته است که در لباس خطر ظاهر شده.» بسیاری از ما وقتی بحران میآید، فقط به ضررها فکر میکنیم. اما تاریخ نشان داده که دقیقاً در همین لحظات سخت است که انسانها و جوامع بیشترین رشد را تجربه میکنند. قطع اینترنت مثل یک آینه بزرگ بود که ضعفهای ساختاری، وابستگیهای خطرناک و حتی رفتارهای فردی و جمعی ما را به نمایش گذاشت.
بیاییم با هم مهمترین درسهایی را که این بحران برایمان به ارمغان آورد، مرور کنیم. درسهایی که اگر جدی بگیریم، نه تنها در بحرانهای آینده مقاومتر میشویم، بلکه زندگی روزمرهمان هم بهتر خواهد شد.
از نیاز مشتری سوءاستفاده نکنیم!
وقتی اینترنت قطع بود، برخی فروشندگان قیمت کالاهای ضروری را بالا بردند. برخی از پیامرسانهای داخلی قیمت تبلیغات خود را تا چندین برابر بالابردند!. این رفتار نه تنها غیراخلاقی است، بلکه در بلندمدت اعتماد مشتریان را نابود میکند. اما بسیاری از شبکه های اجتماعی داخلی هم بودند که منصفانه برخورد کردند و اکنون هم مشتریان خود را دارند. این تفاوت سوئاستفاده با ایجاد اعتماد است. کسبوکارهای پایدار، آنهایی هستند که در سختترین شرایط هم به فکر مشتریاند، نه فقط سود لحظهای.
از زمین خوردن دیگران خوشحال نشویم!
متأسفانه برخی در شبکههای اجتماعی (وقتی کمی اینترنت برمیگشت) از فلج شدن رقبا یا کسبوکارهای آنلاین ذوقزده بودند. اما واقعیت این است که شادی بر پایه بدبختی دیگران، شادی کاذب و ناپایداری است. وقتی یک بخش از جامعه ضربه میخورد، در نهایت همه ما آسیب میبینیم.
از توسعه بدبختی حمایت نکنیم!
بحران نشان داد که گاهی شایعات و اخبار کذب، خود بدبختی را گسترش میدهند. درس اخلاقی روشن این موضوع این است که پیش از بازنشر هر چیزی، فکر کنیم که آیا این کار به آرامش جمعی کمک میکند یا آتش را شعلهورتر؟
ساختن بسیار سختتر از خراب کردن است!
سالها تلاش برای توسعه زیرساخت دیجیتال در یک بحران کوتاه آسیب دید. این یادآوری تلخ است که «تخریب آسان است، اما بازسازی زمان، سرمایه و اراده جمعی میخواهد.» چه در کسبوکار، چه در روابط شخصی و چه در زیرساختها. زیرساختها برای ایران است نه برای حکومت. ما باید به عنوان یک ایرانی از زیرساختهای کشور حمایت کنیم و از تخریب آن به هیچ عنوان خوشحال نشویم!
خرید آگاهانه داشته باشیم!
بسیاری از کسبوکارهای کوچک در قطع شدن اینترنت آسیب دیدند. فروشگاه های دیجیتا اینستاگرامی، فروشگاه های تلگرامی، کسب و کارهای محلی و غیره. این قطع شدن اینترنت این درس را به ما داد که اولا اگر شماره تلفن کسب و کارهای نوپا و کوچک و محلی را داریم، از آنها خرید کنیم. اگر زن سرپرست خانوار یا معلولی را می شناسیم که کسب و کاری دارد، حتما از آنها خرید کنیم. خرید آگاهانه نجات کشور است. اگر از کسب و کارهای محلی و تولید داخلی حمایت کنیم، در بازارهای بین المللی هم تولید کنندگان بزرگ ایرانی توان رقابت دارند.
ارائه کننده سریع راه حل، برنده بازی است
کسبوکارهایی که در زمان قطعی، راهحلهای آفلاین ارائه دادند، محتوای مفید رایگان منتشر کردند یا به مشتریان کمک کردند، نه تنها اعتبارشان افزایش یافت، بلکه مشتریان وفادارتر به دست آوردند. امروزه سرعت و شتاب کسب و کار است که اهمیت دارد.
خوشبختی را در یک جمله تعریف کنیم: «دیدن شادی دیگران»
این بحران به ما نشان داد که وقتی اطرافیانمان در سختی هستند، شادی واقعی ما هم تحت تأثیر قرار میگیرد. موفقیت فردی در بستر موفقیت جمعی معنا پیدا میکند.
مدیریت بحران و بازیابی پس از بحران داشته باشیم!
آمادهسازی قبل از بحران (بکآپ، پلن B) و برنامهریزی برای بازگشت سریع بعد از آن، تفاوت بین بقا و نابودی است. شرکتهایی که قبلاً سناریوهای بحرانی تمرین کرده بودند، سریعتر بلند شدند.
پورتفولیوی درآمدی و سرمایهگذاری داشته باشیم
تخممرغها را در یک سبد نچینید! این معروفترین و کاربردیترین درس این ماجرا بود. وابستگی کامل به اینترنت، یک ریسک مرگبار است. چه در کسبوکار (چند کانال درآمدی) و چه در سرمایهگذاری (ترکیبی از داراییهای دیجیتال و فیزیکی).
یک روز خوب همین امروز است!
در دل بحران، بسیاری فهمیدند که نباید منتظر «فردای بهتر» بمانند. فرصتها را امروز باید ساخت. زندگی کوتاهتر از آن است که همیشه در انتظار شرایط ایدهآل باشیم.
این درس فقط مرور و بازی با کلمات نیست. ما در آن به عمق روانشناسی بحران، داستانهای واقعی افراد و کسبوکارهایی که از این اتفاق درس گرفتند یا آسیب دیدند، و راهکارهای عملی برای آینده میپردازیم. هدف ما قضاوت نیست؛ آگاهی است.
تیم ما در عیب پوش باور دارد که توسعه خرد و دانش فردی، کلید مدیریت بهتر بحرانها و رسیدن به موفقیت پایدار است. ما نمیخواهیم فقط سرگرم کنیم؛ میخواهیم به شما کمک کنیم تا در دنیای پرتلاطم امروز، با آگاهی بیشتر تصمیم بگیرید، کسبوکارتان را مقاومتر کنید و زندگی معنادارتر و شادتری بسازید.
اگر این درس برایمان مفید بود، آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم. چون شاید همین یک اشتراکگذاری، جرقهای برای تغییر در زندگی دیگران (حتی یک نفر) باشد.

جمع بندی
زندپی پر از اتفاقات پیش بینی نشده است. جهان منتظر ما نمی ماند و اندوه یا شادی ما برای جهان اهمیتی ندارد. ما باید یاد بگیریم چگونه خومان را با محیط تطبیق دهیم!. برنامه ریزی برای زندگی، موضوع حیاتی است و عمل به آن برنامه بسیار مهمتر است. تعهد به عمل موجب موفقیت ما در هر برنامه ای می شود. اینکه بپرسیم «چرا فلان چیز مهیا نیست؟» شاید سوال نادرستی باشد. بهتر این است بپرسیم چگونه می توانیم سیستم زندگی فردی و سیستم زندگی اجتماعی را بهبود ببخشیم.
باید این سوال را مطرح کنیم که : «نقش من در این جامعه چیست؟» آیا من صرفا یک تماشاگرم، یا یک کنشگر؟ موضوع موفقیت در در سازمانها، هم به همین شکل است. موفقیت نیازمند برنامه ریزی، تجربه و دانش کافی در این حوزه است.
عیب پوش با متخصصان مجرب در این حوزه، امکان پیاده سازی مفید درست این برنامه ریزی، در هر کسب و کاری را فراهم کرده. برای تماس و دریافت مشاوره ، با شماره تلفن 02128427338 تماس حاصل فرمایید. همچنین می توانیم درخواست خود را به ایمیل info@eybpoosh.com ارسال کنیم. در تلفن همراه یا سیستمهای لپ تاپ و دسکتاب، امکان ثبت نام در آکادمی، در سمت چپ بالای همین صفحه در دسترس ماست. در صورت تمایل، می توانیم با ثبت نام از میز کار خصوصی خود به همراه یاد|آوری درس های بازدید شده ما، استفاده کنیم.
همین حالا اقدام کنیم…










