آخرش چه می شود؟ این سوالی است که شاید بیشتر از هر سوال دیگری، این روزها می شنویم؟ اما این چه سوالی است؟ آیا محلی از اعراب برای مطرح کردن دارد؟ آیا پرسش چنین سوالی، بیشتر از روی یاس و ناامیدی نیست؟
در این در از «عیب پوش»، این موضوع مهم را مورد بررسی قرار داده ایم.
آخرش چه می شود؟
این سوال سالهاست که غدغه بزرگ کسب و کارها و البته تمام مردم بوده است. اما امروزه بیشتر این سوال را مطرح میکنیم. همه جامعه (اگر نگوییم تمام جهان)، مانند یک زنجیر به هم وابسته و متصل هستند. انسان گربه یا کبوتر نیست که بتواند بصورت مستقل زندگی کند. انسان برای بقا، به انسانهای دیگر(بخوانیم جهان)، نیاز دارد. در جهان امروز، بحران ها برای همه هستند و کسی نمی تواند ادعا کند که بحران روی زندگی او تاثیری ندارد! اما آخرش چه می شود و این بحران ، چه زمانی پایان می باید؟! آیا می توان انتظار داشت روزهای خوش بازگردند؟ چرا ما باید در چنین وضعیتی باشیم؟
اولش چه شده بود؟
ما تنها کشوری در جهان هستیم، که خوانندگان مان در یک کشورند، تلویزیونهای مخالفمان در چند کشور و مردمانمان پراکنده در سطح جهان و مردم مقیم کشورمان، همواره در انتظار یک روز خوب هستند! ما حتی برای «یک روز خوب»، هزاران ترانه و شعر داریم پس چنین سوالی، اساساً نهفته در فرهنگ ایرانی است!
اما چرا؟ ما تنها کشوری هستیم که مردم ما یک سوال اساسی دارند؟ آخرش چه می شود؟ شاید بتوان گفت پرسش این سؤال از منظر جامعه شناختی، بشدت حساس است. در کشورهای همسایه مثلاً کشوری مانند پاکستان، پاکستانی ها چنین سوالی ندارند؟ در افغانستان باوجود تمام مشکلات مالی و اجتماعی و سیاسی، همه مردم امید دارند با همه سختی ها، با تلاششان گشایشی رخ دهد. این بدان معناست که مردم افغانستان با تمام سختی هایی که کشیده اند، از خود نمی پرسند که آخرش چه می شود، بلکه فقط از مسیر زندگی لذت می برند.
چرا طرح چنین سوالی برای یک جامعه مضر است؟
وقتی که مردم یک جامعه (به عنوان اعضای خرد یک سیستم بزرگ)، از خود و دیگران، بپرسند آخرش چه می شود؟ یعنی این مردم امید خود را از دست داده اند و سرخورده هستند. به همین دلیل می پرسند آخرش چه می شود؟
شاید بتوان گفت این سوال، پاسخی مشخص در ذهن مردم دارد اما دوست دارند، فرد دیگری این پاسخ را تایید کند!
آنها به خوبی واقف هستند جامعه ای که کتاب نخواند، رفتارهای تکانشی و به روز انجام می دهد و مریض است. جامعه ای که کتاب نخواند، امید ندارد زیرا منتظر است فرد یا سیستمی از بیرون مسائل او را حل کند.
جامعه ای که به اینده امید ندارد و به تغییر بهینه خودش؛ «ایمان» ندارد، به خودش بدهکار است.جامعه ای که تفکر را مهمترین بخش زندگی قرار ندهد، جامعه ای عقب مانده است. جامعه ای که نخبگانش به رشته هایی مانند پزشکی و مهندسی بروند(که پولساز تر است اما هوش مصنوعی می تواند همه این کارها را انجام دهد)، پس شاگردان ضعیف تر را به علوم انسانی خواهد فرستاد. چنین جامعه ای از نظر سیاسی و از نظر علوم انسانی عقب مانده است.
پس سوال درست چیست؟
شاید سوال مفید و کاربردی، این باشد: «چه شده که ما به اینجا رسیده ایم؟». باید مطالعه کنیم و تاریخ را بخوانیم. یکصد و بیست سال پیش خواسته های مشروطه با امروز تفاوت چندانی نداشت.
چرا با پرسش چنین سوالی، پیشرفت نمی کنیم؟
جوامعی که یک خواسته را سالیان سال و حتی قرنها دنبال میکنند، جوامعی کوتاه فکر هستند. جامعه در درازمدت نتیجه نمی گیرد و دوست دارد نتایج کوتاه مدت بگیرد. چون همین نتایج هم حاصل چرخهای فکری قوس دار بلند مدت است، پس در کوتاه مدت هم شکست می خورد و در یک چرخه باطل، سالیان سال گیر میکند.
افرادی که امید داشته باشند و بتوانند برنامه ریزی کنند و از دانش دیگران کمک بگیرند، برنده بازی خواهند بود.
چه باید کرد؟
بازیابی پس از بحران بسیار اهمیت دارد. فراموش نکنیم که دنیا به پایان نرسیده و جنگ و بحران و تورم صرفاً برای ما نیست، بلکه تمام کشورهای جهان در طول تاریخ، این موضوعات را تجربه کرده اند. زندگی مانند دوی صد متر است که ابتدا شروع میکنیم و انتها با ما نیست!
امروزه کسب و کارهایی که مانند قدیم بصورت حجره ای و فرد محور مدیریت می شدند، دیگر توان ادامه ندارند و جای خود را به کسب و کارهای باهوش و با استراتژی خواهند داد. ما در تیم مدیروز سالها به این موضوع تاکید کردیم که کسب و کارها، مشاوره را نباید به عنوان یک موضوع لوکس و تجملاتی نگاه کنند، بلکه بالعکس، اتاق فکر کسب و کارها باید از مشاورین قدرتمند بیرونی تشکیل شود.
جمع بندی
برنامه ریزی برای زندگی، موضوع حیاتی است و عمل به آن برنامه بسیار مهمتر است. تعهد به عمل موجب موفقیت ما در هر برنامه ای می شود. اینکه بپرسیم «آخرش چه می شود؟» شاید سوال نادرستی باشد. بهتر این است بپرسیم چگونه می توانیم سیستم زندگی فردی و جامعه را بهبود ببخشیم.
نقش من در این جامعه چیست؟ آیا من صرفا یک تماشاگرم، یا یک کنشگر؟ موضوع موفقیت در در سازمانها، هم به همین شکل است. موفقیت نیازمند برنامه ریزی، تجربه و دانش کافی در این حوزه است.
آکادمی عیب پوش با متخصصان مجرب در این حوزه، امکان پیاده سازی مفید درست این برنامه ریزی، در هر کسب و کاری را فراهم کرده. برای تماس و دریافت مشاوره ، با شماره تلفن 02128427338 تماس حاصل فرمایید. همچنین می توانیم درخواست خود را به ایمیل info@eybpoosh.com ارسال کنیم.
در تلفن همراه یا سیستمهای لپ تاپ و دسکتاب، امکان ثبت نام در آکادمی، در سمت چپ بالای همین صفحه در دسترس ماست. در صورت تمایل، می توانیم با ثبت نام از میز کار خصوصی خود به همراه یاد|آوری درس های بازدید شده ما، استفاده کنیم.










