اگر قصد داریم فقط بفروشیم ، نخواهیم فروخت!

چکیده:

همیشه فرایند ساخت اعتماد، سالها طول می‌کشد اما تخریب، در یک لحظه اتفاق می‌افتد. اگر بخواهیم فقط و فقط بفروشیم (کاری که مدیران سنتی فروش از ما می خواهند)، قطعاً شکست خواهیم خورد!

بسیاری از فروشندگان ومدیران فروش این موضوع را تجربه کرده‌اند که در یک دوره طولانی یا کوتاه مدت شرکت فشار شدیدی برروی آنها وارد آورده و کل موضوع این بوده: ” فروش بیشتر، سریعتر، به هر قیمتی!”. تا چندوقت قبل حتی بسیاری از شرکتهای داخلی این سیاست را داشتند و به داشتن آن افتخار می‌کردند. این درس به ما گوشزد می کند که اگر قصد داریم فقط بفروشیم ، احتمال فروش ما بسیار کم است!

حتی زمانی که صحبت از بازاریاب و فروش علمی به میان می‌آمد، پول و سابقه فروششان را به رخ کشیده و این صحبتها را برای متظاهران دانشگاهی قلمداد می‌کردند که بویی از فروش نبرده و در دانشگاهها خوب صحبت کرد را فراگرفته اند.

چرا دوران فروش به پایان رسیده است؟

بالشخصه با نزدیک بیست سال سابقه فروش و ویزیتور در خیابانها در سرما و گرما، زمانی که این صحبتها در هیئت مدیه به گوشم می‌خورد، نیاز به یک اسلحه پر را، شدیدا در جلسه حس می‌کردم. مدتها از این موضوع گذشت و روال همین بود تا زمانی که دنیا تغییر کرد و هوش مصنوعی شروع به یکه تازی کرد!

افرادی که به بازاریابی اعتقادی نداشته و آن را هدیه کت شلوار پوشان دانشگاهی تلقی می‌کردند، یک شبه میلیاردها توان فروش را از داست داده بودندو جای آن را بهت و تعجب و سردرگمی گرفته بود. اینجا بود که صرفا شرکتهایی فقط توان فروش داشتند که ساختار نوین داشتند و به دانشش برندینگ مجهز بودند و شرکتهای سنتی، می‌توانستند این مهم را یک شبه انجام دهند.

همیشه فرایند ساخت سالها طول می‌کشد اما تخریب، در یک لحظه اتفاق می‌افتد. به هررو اتفاقی که رخ داد، نشان داد برندهایی که به دانش بازاریابی تسلط دارند، امکان عبور از بحرانها را هم دارند. در این مقاله این موضوع را بررسی خواهیم کرد که اگر بخواهیم صرفا بفروشیم، لازم است چه کاری انجام دهیم و اگر برنامه بلندمدت داریم این موضوع چگونه خواهد بود.

اگر قصد داریم فقط یک پروسه فروش را انجام دهیم، لازم است تا یک محصول را تولید و یا وارد کنیم و با تعداد محدودی مشتری تماس گرفته و کالا را با پول مبادله کنیم. بنابراین لازم نیست کار بیشتری انجام دهیم و هزینه، دانش، انرژی و زمان زیادی صرف کنیم. تعدادی کالا به فروش رسیده و سود حاصل خواهد شد. به همین سادگی!

اما درصورتیکه قصد داریم برای دراز مدت فروش داشته باشیم و مشتریان کالا و خدمات ما را برای دراز مدت انتخاب کنند، موضوع فرق خواهد کرد. لازم است تا در شروع کار، حداقل بین سه تا پنج سال توقع سود زیادی نداشته باشیم. این زمان در شرایط عادی و اوضاع نرمال اقتصادی است و در شرایط خاص این زمان تا 10 سال ممکن است طول بکشد.

برای نهادینه کردن بازاریابی به جای فروش، لازم است تا تفکر را به جای رویکرد در سازمان اشاعه دهیم. ارزش برند جزیی از دارایی های نامشهور سازمان است و تنها انجام بازاریابی و برندینگ سبب خواهد شد تا در دراز مدت از بازار حذف نشویم. باید کاری کنیم تا رفتار مصرف کننده در انتخاب ما، سالها و سالها به تناوب تکرار شود و این به هیچ عنوان کار ساده ای نیست.

پیش از انجام هرکاری لازم است تا اسناد بالادستی سازمان و برند تعیین و تصویب و نوشته شوند. اینکه چرا این کار را شروع کردیم؟، چرا این محصول را انتخاب کردیم، چرا این بازار را انتخاب کردیم، چرا این تعداد تولید یا وارد کردیم، چرا به این بخش وارد شدیم، چقدر پیش از انجام این کار تحقیق کردیم، چه نگرشی داریم، نگرش ما فروش محور است یا مارکتینگ محور؟، و هزاران سوال دیگر که لازم است به آنهاپاسخ دهیم تا است تا به برنامه تدوین شده برسیم.

طبیعی است انتظار سهامداران از مدیران این است که بیشتر بفروشند و بیشتر سود کنند اما انجام این کار به این سادگی نیست. در نگرش مدرن مارکتینگ محور، تمام نگاهها معطوف به برند است. بنابراین طبیعی است که در برخی از شرکتها برای کمپین لانج محصول جدید به اندازه بودجه چندسال خود هزینه میکنند.

سوالات متداول
منابع

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

اقتصاد رباتیک ، اقتصادی است که در آن ربات ها و هوش مصنوعی بخش بزرگی از کارهای تولیدی و خدماتی را انجام می دهند و انسان ها کمتر مجبورند برای تأمین نیازهای اولیه خود کار کنند. در چنین شرایطی، تولید می تواند بسیار ارزان تر و بیشتر شود و شاید جامعه به نوعی «فراوانی» برسد؛ اما مسئله اصلی این است که این ثروت در اختیار چه کسانی خواهد بود و چگونه میان مردم توزیع می شود. بنابراین ربات ها به خودی خود نه سرمایه داری را از بین می برند و نه ما را به کمونیسم می رسانند؛ آنها فقط توان تولید بشر را تغییر می دهند و این انسان ها هستند که باید درباره مالکیت، توزیع ثروت، معنای کار و شکل اقتصاد آینده تصمیم بگیرند.

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

آشغال، چیزی که بیشتر از برگ درختان و بیشتر از آسمان و بیشتر از هر چیز دیگری در اطرافمان می بینیم آشغال، به معیاری برای حضور انسان تبدیل شده. طوریکه اگردر طبیعتی بکر، آشغال نبینیم، درخواهیم یافت هنوز انسان جهان سومی به آنجا دست نیافته است. اما آشغال چه ارتباطی با اقتصاد دارد؟ چرا ما زباله گردی را جایگزین گردشگری کرده ایم؟

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

هنر مطالبه گری یعنی توانایی بیان خواسته ها، نیازها و حقوق خود به شیوه ای آگاهانه، محترمانه و مؤثر، به گونه ای که هم از حق خود دفاع کنیم و هم رابطه سالمی با دیگران حفظ کنیم. مطالبه گری با پرخاشگری یا اعتراض صرف تفاوت دارد؛ فرد مطالبه گر با شناخت هدف، استفاده از گفت وگوی منطقی، ارائه دلیل و انتخاب زمان و روش مناسب، تلاش می کند تغییر مثبتی ایجاد کند.

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مدیریت استراتژیک

پول، یکی از قویترین محرک های بشر است. پول، رویای همیشگی بشر است که انسان هیچ وقت از هیچ مقداری از آن سیر نشده و نخواهد شد. اما ثروتمندترین مرد جهان (ایلان ماسک)، ادعا کرده که تا سال 2036 پول، از میان خواهد رفت. بدون درنظر گرفتن اینکه این ادعا، یک پروژه است یا یک پیش بینی، زندگی بشر بدون پول، چه تغییری خواهد کرد؟ آیا با ورود هوش مصنوعی و رباتها به بازار کار، پول از بین خواهد رفت؟ در این درس از «عیب پوش» به بررسی آینده پول پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان ارسال کنیم…