دام وام یا تله بدهی

دام بدهی یا سیاست تله قرض چیست؟

چکیده:

دام بدهی یا دام وام (loan trap) ، رویکرد استراتژیک منفی است که بواسطه اعطای وام ، وام دهنده بیشتر به دنبال مصادره وثیقه است.

سیاست دام وام (Loan Trap) یا تله بدهی (Debt Trap Policy) نوعی استراتژی اقتصادی و سیاسی است که در آن یک کشور یا هر دولت یا سازمانی که وام دهنده باشد، با اعطای وام های کلان به کشورهای در حال توسعه، عمداً یا به طور غیرمستقیم آنها را در چرخه ای از وابستگی مالی گرفتار می کند. مطابق این سیاست، وام ها اغلب با شرایطی همراه هستند که بازپرداخت آنها را بسیار دشوار و برخی اوقات غیرممکن است. اما کشور وام گیرنده در آن زمان راهکار بهتری جز وام گرفتن نداشته و یا سیاست دیگری داشته است.

به هررو نرخ بهره بالا، دوره های بازپرداخت طولانی یا تضمین هایی که دارایی های استراتژیک کشور بدهکار (مانند بنادر، معادن یا زیرساخت ها) را در معرض خطر قرار می دهد زیرا در حقیقت آنها اهداف وام دهنده هستند!

این معامله برد-برد برای وام دهنده و باخت-باخت برای وام گیرنده است. وام دهنده اگر وام و سودش را پس بگیرد، سودی سرشار کسب کرده و اگرنه هم، به وثیقه ها دسترسی پیدا کرده. وام گیرنده بیچاره اما، در هر دو حالت بازنده ات. یا سود بالایی داده و یا بخشی از کشورش را!

دام وام یا تله بدهی

دام بدهی در کسب وکارها به چه شکل است؟

دام بدهی یا تله وام در کسب وکارها وضعیتی است که یک شرکت به دلیل وام گیری بیش از حد یا شرایط نامناسب وام، وارد چرخه ای از بدهی می شود که بازپرداخت آن تقریباً غیرممکن شده و در نهایت به ورشکستگی، از دست دادن کنترل شرکت یا فروش اجباری دارایی ها منجر می گردد.

وام گیری بیش از ظرفیت

بسیاری از کسب وکارها (به ویژه استارت آپ ها و SMEها) برای گسترش سریع، وام های بزرگ با نرخ بهره بالا می گیرند. اگر درآمد پیش بینی شده محقق نشود (مثلاً به دلیل رکود بازار، رقابت شدید یا مدیریت ضعیف)، سود وام ها بخش بزرگی از cash flow را می بلعد.

وام های کوتاه مدت گرانقیمت

محصولات مصرفی با بهره های بسیار بالا (مانند لوازم خانگی یا فرش یا هر چیزی که برای  اقتصاد کسب و کارها مولد نباشد)، با دادن اقساط بلند مدت و بهره های بسیار بالا یا وام های بانکی با ضمانت شخصی، به سرعت تبدیل به تله می شوند. کارآفرین مجبور می شود وام جدید بگیرد تا وام قبلی را پرداخت کند و همین موضوع، گلوله برفی را به بهمنی بزرگ تبدیل میکند!

عدم تطابق جریان نقدینگی

وام هایی که اقساط ماهانه سنگین دارند، اما درآمد کسب وکار فصلی یا نامنظم است، بسیار خطرناک هستند. نشانه ها و عواقبب آن عموماً پرداخت سود وام بیش از ۲۰-۳۰٪ از درآمد ماهانه و یا استفاده از وام جدید برای پرداخت قسط قبلی (کلاه به کلاه) و همچنین کاهش شدید حاشیه سود است.

این موضوع فشار روانی روی صاحبان و مدیران کسب و کار ایجاد میکند و موجب ایجاد این ذهنیت می شود که کسب و کارشان سود ندارد.! اما آنها نباید فراموش کنند که هر چه دارند، از همین کسب و کار است، پس جایی مسیر را اشتباه رفته اند!

چرا سیاست تله بدهی در مقیاس کلان اجرا می شود؟

سیاست «دام وام» یا تله بدهی عمدتاً به دلایل استراتژیک، اقتصادی و سیاسی توسط قدرت های بزرگ اقتصادی جهان اجرا می شود. هدف اصلی، کسب نفوذ بلندمدت بر کشورهای هدف بدون نیاز به جنگ یا اشغال نظامی است. وام دهندگان با اعطای وام های سنگین، کشورها را در موقعیتی قرار می دهند که در آینده مجبور به امتیازدهی شوند. این سیاست ابزاری کم هزینه برای «استعمار اقتصادی» است.

کسب نفوذ ژئوپلیتیک

با کنترل دارایی های استراتژیک (بنادر، معادن، راه های تجاری) وام دهنده می تواند مسیرهای تجاری، نظامی یا انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً تصاحب یا اجاره طولانی مدت یک بندر در سریلانکا به یکی از قدرتهای اقتصادی جهان، دسترسی به اقیانوس هند را برای این ابرقدرت، تقویت کرده است.

منافع اقتصادی

وام دهنده به منابع طبیعی، بازارهای جدید و فرصت های سرمایه گذاری ارزان دسترسی پیدا می کند. اگر بدهکار نتواند اقساط را بپردازد، وام دهنده می تواند دارایی ها را تصاحب کند یا قراردادهای جدید با شرایط بسیار مطلوب منعقد نماید.

تضمین وفاداری سیاسی

شورهای بدهکار اغلب در مجامع بین المللی یا مسائل منطقه ای از سیاست های وام دهنده حمایت می کنند تا فشار بدهی کاهش یابد.

رشد اقتصادی صادراتی

وام ها معمولاً به شرکت های کشور وام دهنده اختصاص می یابند (مثلاً شرکت های چینی پروژه ها را اجرا می کنند) و این امر اشتغال و سود را به کشور وام دهنده بازمی گرداند.

در واقع، این سیاست شکلی از «دیپلماسی بدهی» است که در آن بدهی به عنوان اهرم قدرت استفاده می شود. البته همه وام ها تله نیستند؛ اما وقتی شفافیت وجود نداشته باشد، شرایط وام ها عمداً سنگین طراحی شود و ارزیابی ریسک واقعی انجام نشود، به تله تبدیل می گردد. کشورهای قربانی معمولاً ضعف نهادهای مالی، فساد داخلی یا نیاز فوری به توسعه زیرساخت دارند که این آسیب پذیری را افزایش خواهد داد.

چگونه کسب و کارها یا کشورها در این دام می افتند؟

این روش اینگونه کار می کند که پس از اینکه بدهکار امکان پرداخت اصل و سود وام خود را ندارد، به دریافت وام‌های روزپرداخت مجبور شده و وام های بیشتری میگیرد. وام گیرندگان پرداخت بهره درصد بالا را ادامه می‌دهند و دوره وام را بلندتر می‌کنند، اینکار آنها را به‌طور مؤثر در دام بدهی قرار می‌دهد.

کشورهای توسعه یافته، دارای منابع سرشار ارزی مازاد هستند. این کشورها برای استفاده بهینه از این منابع ارزی، آنها را با بهره های متفاوت، به کشورهای در حال توسعه و نیازمند پول، وام می‌دهند. این وامها با قراردادهای مختلف و یا پروژه های گوناگون، تضمین می‌شوند تا بازپرداخت آنها میسر باشد. عموما کشورهای در حال توسعه؛ این وامها را سرمایه گذاری نمی‌کنند بلکه نیازهای توسعه یا زیرساختی خود را با آن تامین می‌کنند که پروژه های زودبازدهی نیست و سالهای بعد که زمان بازپرداخت این وامها فرامی‌رسد، کشورهای وام گیرنده مجددا با کسری منابع ارزی مواجه هستند.

این کشورها یا بازپرداخت وامها را با وام گرفت مجدد تامین می‌کنند، و یا مجبور هستند چاره‌ای دیگر برای بازپرداخت این وامها بیابند. معمولا بازپرداخت چنین وام‌هایی آن هم با بهره‌های سنگین، در توان بسیاری از کشورها نیست، بخصوص اگر تحریم‌شده باشند.

راهکارهای پیشگیری کلان چیست؟

راهکارهای بسیاری وجود دارد اما پیش از هر چیزی، هنگام دریافت وام با بهره جهت پروژه‌های اقتصادی، باید با نوعی وثیقه تضمین شود و بدون دریافت وثیقه سرمایه‌گذاری انجام نخواهد شد. تنها وثیقه کافی برای دریافت این نوع وام‌ها برای کشورهای فقیر وام گیرنده، واگذاری کنترل اراضی ملی، منابع، محصولات کلیدی و زیرساخت یک کشور در صورت عدم پرداخت اقسام وام و همچنین دادن امتیاز حق اولویت توسعه به شرکت‌های وام دهنده در این نوع پروژه‌ها می‌باشد.

راهکار پیشگیری از افتادن شرکتمان در دام بدهی چیست؟

لازم است بصورت دائم، موارد زیر را بررسی کنیم:

  • نسبت بدهی به درآمد (Debt Service Coverage Ratio) را همیشه بالای ۱.۵ نگاه داریم.
  • پیش از وام گیری، سناریوهای بدبینانه (worst-case) را بررسی کنیم.
  • از وام های بلندمدت با نرخ ثابت و بدون ضمانت شخصی در صورت امکان استفاده کنیم.
  • تمرکز روی رشد ارگانیک و سودآوری قبل از وام گیری سنگین.

در دنیای کسب وکار، بدهی می تواند اهرمی مفید باشد، اما زمانیکه مدیریت نشود، به سریع ترین راه نابودی شرکت تبدیل می شود.

وام گرفتن برای اقتصاد مضر است یا مفید؟

نفس وام گرفتن توسط همه کشورها انجام می شود. اما مهم وام گرفتن نیست. بلکه مهم علت وامک گرفتن و سودی است که در ادامه کشور از قبال دریافت آن وام کرده است. اگر وام گرفتن در نهایت بدون برنامه، بدون سرمایه گذاری در بهره وری و بدون هدف انجام شود، نتیجه آن قطعاً برای هر کشوری سود نخواهد داشت.

همکاری با وام دهندگان و یا دریافت وام از این کشورها، به تنهایی به زیان اقتصاد کشورها نیست. چیزی که ممکن است درآینده خطرساز باشد، عدم توانایی در بازگشت بدهی‌ها و اجبار به واگذاری منابع کشورهاست.

جمع بندی درس

به هررو هر کشور یا شرکتی، تا به حال هزاران بار وام گرفته و هیچ کشور یا فرد یا شرکتی بدون بدهی نیست. مسئله قرض گرفتن یا نگرفتن نیست. مسئله این است که پولی که قرض میگیریم باید روی موضوعاتی صرف شود که هم برای ما و هم برای وام دهنده سود ایجاد کند. دومین موضوع این است که بهره هر وامی را باید پروژه خودش دربیاورد و از جای دیگری تزریق نکنیم.

اگر خواستیم هر گونه وامی دریافت کنیم با مشاورین مجرب ما در «عیب پوش» تماس حاصل کنیم.

سوالات متداول
دام وام یا سیاست تله بدهی چیست؟

سیاست تله قرض یا بدهی سیاست وام دادن با بهره های بالا برای گرفتن وثیقه است نه سود مشخص شده.

چرا برخی کسب و کارها یا کشورها از این تله بدهی استفاده می کنند؟

با توجه به اینکه برخی کشورها یا کسب و کارهایی که نقدینگی ندارد، چیزهایی دارند که بدرد وام دهندگان میخورد، وام دهنده این طرح را برای کسب آن مزیت به عنوان وثیقه میکند. حال اگر کشوری هم توانست بازپرداخت را بدهد، سود وام آنقدر بالا در نظر گرفته شده که در هر صورت با خت_باخت برای وام گیرنده و برد_برد برای وام دهنده است.

چگونه در دام بدهی نیفتیم؟

عدم برنامه ریزی یعنی برنامه ریزی برای شکست. بدون برنامه حتما در دام خواهیم افتاد. با مشاورین مجرب در این زمینه همواره مشورت کنیم.

منابع

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

آشغال، چیزی که بیشتر از برگ درختان و بیشتر از آسمان و بیشتر از هر چیز دیگری در اطرافمان می بینیم آشغال، به معیاری برای حضور انسان تبدیل شده. طوریکه اگردر طبیعتی بکر، آشغال نبینیم، درخواهیم یافت هنوز انسان جهان سومی به آنجا دست نیافته است. اما آشغال چه ارتباطی با اقتصاد دارد؟ چرا ما زباله گردی را جایگزین گردشگری کرده ایم؟

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

هنر مطالبه گری یعنی توانایی بیان خواسته ها، نیازها و حقوق خود به شیوه ای آگاهانه، محترمانه و مؤثر، به گونه ای که هم از حق خود دفاع کنیم و هم رابطه سالمی با دیگران حفظ کنیم. مطالبه گری با پرخاشگری یا اعتراض صرف تفاوت دارد؛ فرد مطالبه گر با شناخت هدف، استفاده از گفت وگوی منطقی، ارائه دلیل و انتخاب زمان و روش مناسب، تلاش می کند تغییر مثبتی ایجاد کند.

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

ما دوست داریم همه چیز تحت کنترل ما باشد، اما خوشبختانه یا متاسفانه، این موضوع امکانپذیر نیست! به جای ان می توانیم شرایط و ازرافیان را «مدیریت» کنیم. مدیریت اطرافیان، بجای ریاست و زورگویی و سلطه گری و «کنترل»، کار بسیار دشواری است. در این درس از «عیب پوش» به بررسی راهکارهای مدیریت مفید دیگران و شرایط پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان ارسال کنیم…

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

ابرتورم شرایطی است که در آن ارزش پول به سرعت کاهش می یابد و قیمت کالاها و خدمات با سرعت زیادی افزایش پیدا می کند. برای کاهش آسیب های این وضعیت، باید هزینه های ضروری را مدیریت کرد، ذخیره اضطراری داشت، مهارت های درآمدزا را تقویت کرد، به یک منبع درآمد وابسته نبود و دارایی ها را با آگاهی مدیریت کرد. همچنین تهیه منطقی کالاهای ضروری، کنترل بدهی ها، استفاده از اطلاعات معتبر و حفظ سلامت روان و روابط اجتماعی، نقش مهمی در افزایش توان مقاومت در برابر بحران های اقتصادی دارد. آمادگی زودهنگام و تصمیم گیری منطقی می تواند به حفظ کیفیت زندگی و کاهش اثرات منفی ابرتورم کمک کند.