قهر سازمانی

قهر سازمانی چیست و چه تاثیری در عملکرد نیروها دارد؟

چکیده:

قهر سازمانی یکی از خطرناک‌ترین پدیده برای سازمانها است که ممکن است تا حد زیادی برروی بازدهی سازمان تاثیر گذاشته و یا بکلی آن را از هم بپاشد. این پدیده ابتدا بصورت فردی آغاز شده و بعدا بصورت یک ویروس شایع شده و دامن کل سازمان را در بر می گیرد.

قهر سازمانی
قهر سازمانی

قهر سازمانی پدیده روی برگرداندن کارکنان از سازمان است. مطابق این پدیده، کارکنان دیگر انرژی، انگیزه و توان کارکرد خود را از دست داده و به موجوداتی بدون بازدهی تبدیل می شوند.

قهر سازمانی
قهر سازمانی

مهمترین دارایی هر سازمانی منابع انسانی آن سازمان هستند. یعنی نیروهایی که در آن سازمان کار میکنند تا سازمان بازدهی داشته باشد.

درواقع عملا سازمان خوب یا بد وجود ندارد. سازمانی که نیروهای مستعد و فعال و باانگیزه و شاد داشته باشد، سازمانی خوب تلقی شده و بالعکس آن سازمانی بد. یک سازمان هرقدر دارای برندی قوی باشد، یا مجهز و به روز باشد، زمانی که نیروهای خوبی نداشته باشد، به زودی سهم بازار خود را از دست داده و خواهد مرد.

به عنوان مثال اگر تیمی در لیگ برتر قهرمان شود، با وجود همان بازیکنان با همان کادر فنی، در تیم  دیگری، قهرمان نخواهند شد.

وقتی افراد یک سازمان درون سازمان جای رشدی برای خود نبینند و صرفا وعده و وعید بشنوند و در واقعیت چیزی نبینند، حس کنند حقوقشان تضییع شده و سازمان از آنها بیگاری میکشد، یا خروجی کارشان دیده نشود، از پتانسیلشان استفاده نشود، افرادی که لیاقت ندارند مدیرشان باشند یا… با سازمان قهر می‌کنند.

زمانی که کارکنان قهر می‌کنند، دو حالت رخ خواهد داد. یا اینکه جایی برای رفتن دارند که حتما از سازمان مهاجرت کرده و خواهند رفت. در حالت دوم درصورتیکه جایی برای رفتن نداشته باشند، میمانند و میسازند و این سوختن و ساختن، مرگ سازمان است.

زمانی که کارمندی با سازمان قهر میکند دیگر دلسوزی برای سازمان ندارد، برای حفــظ و نگهداری منابع سازمان تلاشی نمیکند، جلوگیری از اتلاف منابع نمیکند به مشتری و ارباب رجوع بهایی نداده و با سایر واحدها همکاری نمیکند .

قهر سازمانی
قهر سازمانی

و بود طور خلاصود با سازمان همدلی نداشته ودرمواقع پیشامدهای مهم به یک جمله اکتفا میکند: “به من مربوط نیست!”. وقتی کارمندان سازمان با سازمان قهر کنند سازمان آرام آرام از بین رفته و خواهد مرد.

افرادی که روزی با تمام شوق استخدام شده بودند و با انرژی تلاش می‌کردند و چرخ‌دنده های سازمان را میچرخاندند حالا از سازمان دل می کنند.

سوالات متداول
منابع

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

مولتی تسک بودن یا آچار فرانسه بودن، یا چند منظوره گی انسانی مفهومی است که در کار و کسب بسیار رایج است. در این درس از عیب پوش بررسی خواهیم کرد که اولا مولتی تسک کیست و ثانیا آیا مولتی تسکک بودن مفید است یا مضر؟

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مدیریت استراتژیکآموزش مدیریت سرمایه های انسانی

کار خیر حقیقی ساختن جامعه ای است که فقیر نداشته باشد با کمک مستقیم به فقرا و خرید از دستفروشان، کار ساده را انتخاب کردیم و دلخوش به رفع احساساتمان شدیم، غافل از اینکه با همین نیت خیر، در حال نابودی جامعه مان هستیم…

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

زنان در طول تاریخ با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی متعددی روبه رو بوده اند، اما همین مسیر دشوار می تواند به فرصتی برای ساختن مزیت های تازه تبدیل شود. «سبقت گرفتن» زنان از مردان نباید به معنای شکست دادن مردان باشد؛ بلکه یعنی زنان بتوانند توانایی ها، استعداد و قدرت تصمیم گیری خود را بدون ترس از کلیشه ها و محدودیت ها به کار بگیرند. موفقیت زنان در مدیریت، کسب وکار، جامعه و زندگی شخصی نه تنها تهدیدی برای مردان نیست، بلکه با استفاده بهتر از ظرفیت نیمی از جامعه، می تواند به پیشرفت کل جامعه منجر شود.در این درس از «عیب پوش» به بررسی راهکارهای پیشرفت زنان در جامعه و کار پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان هم ارسال کنیم…

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

اقتصاد رباتیک ، اقتصادی است که در آن ربات ها و هوش مصنوعی بخش بزرگی از کارهای تولیدی و خدماتی را انجام می دهند و انسان ها کمتر مجبورند برای تأمین نیازهای اولیه خود کار کنند. در چنین شرایطی، تولید می تواند بسیار ارزان تر و بیشتر شود و شاید جامعه به نوعی «فراوانی» برسد؛ اما مسئله اصلی این است که این ثروت در اختیار چه کسانی خواهد بود و چگونه میان مردم توزیع می شود. بنابراین ربات ها به خودی خود نه سرمایه داری را از بین می برند و نه ما را به کمونیسم می رسانند؛ آنها فقط توان تولید بشر را تغییر می دهند و این انسان ها هستند که باید درباره مالکیت، توزیع ثروت، معنای کار و شکل اقتصاد آینده تصمیم بگیرند.