علت بی تفاوتی کارکنان چیست و چرا کارکنان به محیط کار اهمیت نمی دهند؟

چکیده:

بی تفاوتی کارکنان ، پديده‌اي مخرب است كه در آن افراد سازمان نسبت به محيط خود دلسرد شده و از آن كناره مي‌گيرند. در این درس مهم، این مورد را بررسی خواهیم کرد.

بی تفاوتی کارکنان به سازمان و محیط کار، پديده‌ای مخرب است كه در آن افراد سازمان نسبت به محيط خود دلسرد شده و از آن كناره مي‌گيرند. جامعه‌شناسان معتقدند، احساس بی قدرتی، نا اميدی نسبت به آینده، هزينه فایده به نفع زندگي شخصی و كم توجهي به همنوعان، عدم عضویت در فعاليت‌هاي مدني مانند کمپین ها و گروههای کاری و حساس نبودن نسبت به نهادهای اصلی در سازمان از مهمترين مؤلفه‌های بی تفاوتی کارکنان است.

بی تفاوتی مدیران، عامل ایجاد بی تفاوتی متقابل

وقتی در سازمانی بي‌تفاوتي افزايش پيدا كند، فرار از کار و تخلف نيز افزایش خواهد یافت. سازمانی كه به سمت بي‌تفاوتي مي‌رود، در نهايت سقوط خواهد کرد. قانون‌گريزي يكي از نشانه‌هاي بارز سقوط سازمان است. افراد در بی تفاوتی، کم کم روحیه کار تیمی و صوصیات اجتماعی و انسانی خود را از دست داده و به سمت خلق و خوی غریزی و حيوانی، سوق پیدا می کنند.

بروز این پدیده در سازمانها، علل مختلفی دارد. البته این پدیده در سازمانهای مسموم، بیشتر از سازمانهای نرمال اتفاق می افتد و دلیل آن حس ناامیدی از ایجاد تغییر است. افراد بسته به نوع و تایپ شخصیتشان، در مقابل شرایط واکنشهای متفاوتی از خود نشان می دهند. اما زمانی از نمایش واکنش دست بر می دارند، که از اینکه واکنش آنها تاثیری در بهبود شرایطشان داشته باشد، ناامید شوند. در منابع انسانی مثال بسیار مهمی وجود دارد:”رفتاری که تقویت نشود، تکرار نخواهد شد”.

مدیریت میکرو، عامل مهم بی تفاوتی کارکنان

علل اصلی بروز بی تفاوتی می توان به “مدیریت میکرو”، “عدم شايسته سالاری”، “برخورد گزينشي و تفاوت گذاشتن بین کارکنان”، “عدم اطلاع از نيازهاي كاركنان”، بی توجهی به برخی سمتهای خاص”، “وجود سلسله مراتب طولانی در تصميم گيري”، “بي توجهي به رفاه اعضا”، “عدم بازخورد مثبت در عملكرد افراد”، نام برد.

برای رفع این معضل لازم است تا افراد باید در مقابل اقداماتی که انجام می دهند، پاداش دریافت کنند. اگر واکنش مثبت افراد برای سازمان اهمیت داشته باشد، باید در مقابل انجام کارهای مثبت، پاداش بگیرند. بعلاوه باید به آنها در انجام امور آزادی داد و به آنها اهميت بخشید. اگر افراد احساس عدالت کنند و بدانند به هر شغل بدون مقايسه با مشاغل ديگر، ارزشمند است، احساس حقارت نخواهند کرد.

با انجام ارزيابي دو جانبه يعنی مديران از زير دستان خود و كاركنان از مديران خود، این احساس ارزش تقویت خواهد شد. انجام این کار، می تواند مناسبات بين آنها را بهبود ببخشد و نظر كاركنان نسبت به سازمان را تغيير دهد.

با افزایش رفاه در محل کار و زيبایی آن، کارکنان بصورت ناخود آگاه احساس شور و علاقه خواهند کرد. همچنین با آموزش دائمی و مستمر و افزايش دانش كاركنان، همکاری آنها با تغییرات بیشتر شده و مقاومت آنها در برابر تحولات و تغييرات سازمان، کمتر خواهد شد.

بدین ترتیب شايسته سالاری در سازمان جایگزین دیکتاتوری شده و کارکنان در تصمیمات سازمان مشاركت خواهند داشت. انجام همه این امور موجب ایجاد حس “ارزشمندی”، در کارکنان شده و مقاومت آنها از بین خواهد رفت. اینگونه احساس بی تفاوتی کم کم از میان خواهد رفت. البته این موضوع نیازمند استمرار است و بصورت مقطعی جواب نخواهد داد.

سوالات متداول
منابع

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

آشغال، چیزی که بیشتر از برگ درختان و بیشتر از آسمان و بیشتر از هر چیز دیگری در اطرافمان می بینیم آشغال، به معیاری برای حضور انسان تبدیل شده. طوریکه اگردر طبیعتی بکر، آشغال نبینیم، درخواهیم یافت هنوز انسان جهان سومی به آنجا دست نیافته است. اما آشغال چه ارتباطی با اقتصاد دارد؟ چرا ما زباله گردی را جایگزین گردشگری کرده ایم؟

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

هنر مطالبه گری یعنی توانایی بیان خواسته ها، نیازها و حقوق خود به شیوه ای آگاهانه، محترمانه و مؤثر، به گونه ای که هم از حق خود دفاع کنیم و هم رابطه سالمی با دیگران حفظ کنیم. مطالبه گری با پرخاشگری یا اعتراض صرف تفاوت دارد؛ فرد مطالبه گر با شناخت هدف، استفاده از گفت وگوی منطقی، ارائه دلیل و انتخاب زمان و روش مناسب، تلاش می کند تغییر مثبتی ایجاد کند.

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیکآموزش موفقیت و توسعه شخصی

ما دوست داریم همه چیز تحت کنترل ما باشد، اما خوشبختانه یا متاسفانه، این موضوع امکانپذیر نیست! به جای ان می توانیم شرایط و ازرافیان را «مدیریت» کنیم. مدیریت اطرافیان، بجای ریاست و زورگویی و سلطه گری و «کنترل»، کار بسیار دشواری است. در این درس از «عیب پوش» به بررسی راهکارهای مدیریت مفید دیگران و شرایط پرداخته ایم. این درس را با دقت مطالعه کنیم و لینک آن را برای دوستانمان ارسال کنیم…

آموزش مالی و سرمایه گذاریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

ابرتورم شرایطی است که در آن ارزش پول به سرعت کاهش می یابد و قیمت کالاها و خدمات با سرعت زیادی افزایش پیدا می کند. برای کاهش آسیب های این وضعیت، باید هزینه های ضروری را مدیریت کرد، ذخیره اضطراری داشت، مهارت های درآمدزا را تقویت کرد، به یک منبع درآمد وابسته نبود و دارایی ها را با آگاهی مدیریت کرد. همچنین تهیه منطقی کالاهای ضروری، کنترل بدهی ها، استفاده از اطلاعات معتبر و حفظ سلامت روان و روابط اجتماعی، نقش مهمی در افزایش توان مقاومت در برابر بحران های اقتصادی دارد. آمادگی زودهنگام و تصمیم گیری منطقی می تواند به حفظ کیفیت زندگی و کاهش اثرات منفی ابرتورم کمک کند.