تاریخچه اختلال یادگیری

تاریخچه کشف اختلال یادگیری چیست؟

چکیده:

اختلال یادگیری چیست؟ چه زمانی کشف شد؟ چرا باید درباره اختلال یادگیری بدانیم؟ اگر خودمان اختلالی نداریم، اختلال دیگران چه ارتباطی به ما دارد؟ اینها سوالاتی است که در این درس از عیب پوش به آنها میپردازیم و تشریح و بررسی میکنیم. همراه هم باشیم...

در سال 1877 پزشکی آلمانی به نام آدولف کاسمائول، مقاله ای مفصل منتشر کرد که در آن اختلال غیرعادی یکی از بیماران خود را شرح داده بود. اگرچه این بیمار از هوش متوسطی برخوردار بود و هیچ مشکل بینایی و گفتاری نداشت، اما از مشکلاتی شدید در خواندن رنج می برد. کاسمائول نخستین بار از این مشکل، به عنوان « کلمه کوری» نام برد.

وضعیت اختلال یادگیری در قرن نوزدهم

آدولف کاسمائول، دانشمندی بود که این موضوع دیگر بشدت توجهش را جلب کرده بود. بنابراین بازهم سعی کرد روی این بیماران تحقیق کند. او در مقاله دیگری عنوان کرده بود که: در تحقیقات پزشکی خودم، مواردی را می بینیم که در ادبیات پزشکی به عنوان « آفازی » ثبت شده اند. این نام درست نیست. ما نباید این بیماری را آفازی بنامیم. زیرا بیماران ما، در عین حال می توانند افکار خود را با گفتار و نوشتار بیان کنند. آنها قدرت گفتار و نوشتن را از دست نداده اند. با این وجود، اگرچه شنوایی کاملی دارند، کلماتی را که می شنوند شاید متفاوت درک کنند. باوجود بینایی کامل بود، کلمات نوشته شده ای را که می بینند، نمی توانند بخوانند.

سال ها بعد، سایر پزشکان نمونه هایی از بیماران در همین طیف را مشاهده کردند که اتفاقاً خیلی هم باهوش بودند و منظور خودشان را به خوبی بیان می کردند، اما در خواندن دچار مشکلات شدیدی بودند. در سال 1887 چشم پزشک آلمانی رودولف برلین اصطلاح « نارساخوانی » را برای توصیف این اختلال خاص خواندن ابداع کرد.

اگرچه پزشکان و دانشمندان در دهه 1800 شروع به نوشتن در مورد افراد مبتلا به کمبود خواندن کردند، این مشکل برای نزدیک به یک قرن یک راز باقی ماند. دانش آموزان دارای ناتوانی در یادگیری معمولاً دچار آسیب های مغزی یا عقب مانده ذهنی هستند و اگر اصلاً آموزش تخصصی می دیدند، معمولاً در کلاس هایی برای دانش آموزان دیرآموز که موفقیت تحصیلی برایشان غیرممکن بود، قرار می گرفتند. در نتیجه، اکثر این جوانان، اعتماد به نفس درستی نداشتند و به همان استانداردهای پایینی که بدنه جامعه به آنها القاء کرد، سالها تن دادند.

در قرن نوزدهم این مشکل برای نزدیک به یک قرن یک راز باقی ماند تا تاریخ به قرن بیستم رسید.

وضعیت اختلال یادگیری در قرن بیستم

در قرن بیستم؛ ناگهان تغییرات مشهودی در اوایل دهه 1960 آغاز شد. تعداد فزاینده ای از والدین از یافتن خدماتی برای کمک به کودکان نیازمند خود ناامید بودند، که بسیاری از آنها یا به عنوان «ناتوان ادراکی» یا «کند ذهنی» تشخیص داده شده بودند، اما چنین خدماتی وجود نداشت.

در آوریل 1963، به منظور افزایش آگاهی در مورد علت آنها و ایجاد حمایت از آموزش تخصصی، یک گروه والدین میزبان کنفرانسی در شیکاگو با عنوان کاوش در مشکلات کودکان دارای معلولیت ادراکی بود. سخنران اصلی ساموئل کرک، روانشناس مشهور امریکایی بود که تجربه زیادی در کار با کودکان با نیازهای ویژه داشت.

کرک اصطلاح ناتوانی های یادگیری را که برای اولین بار در کتاب خود به نام آموزش کودکان استثنایی معرفی کرده بود، در این کنفرانس، با والدین جدید به اشتراک گذاشت. او توضیح داد که کودکان دارای ناتوانی در یادگیری آنهایی هستند که «اختلالات در رشد زبان، گفتار، خواندن و مهارت های ارتباطی مرتبط مورد نیاز برای تعامل اجتماعی دارند» و سپس دانش آموزانی را که این تعریف برای آنها صدق نمی کند توصیف کرد:

گروه مورد تحقیق من؛ کودکانی را که دارای نقص حسی مانند نابینایی یا ناشنوایی هستند، شامل نمی شود، زیرا ما روش هایی برای مدیریت و آموزش ناشنوایان و نابینایان داریم. من همچنین کودکانی را که عقب ماندگی ذهنی عمومی دارند از این گروه حذف می کنم.

والدینی که در کنفرانس شرکت کردند، سخنرانی کرک را الهام بخش و همچنین انگیزه دهنده توصیف کردند و امید رفته رفته شکل گرفت.

در نهایت، یک نفر پیدا شده بود که موانعی را که با آن روبرو بودند درک کند. کرک معتقد بود که برای بهبود فرزندانشان امید زیادی وجود دارد. در ژانویه سال بعد، گروهی از همین والدین، انجمنی برای کودکان با ناتوانی های یادگیری را تأسیس کردند. این انجمن بعدها به انجمن ناتوانی های یادگیری آمریکا تغییر یافت.

در طول سال های بعدی، آگاهی و تحقیق درخصوص ناتوانی های یادگیری با سرعتی فزاینده رشد کرد. در سال 1969 کنگره ایالات متحده قانون کودکان با ناتوانی های یادگیری خاص را تصویب کرد. این نخستین بار بود که قانون فدرال خدمات حمایت آموزشی را برای کودکان دارای ناتوانی یادگیری تصویب میشد.

انوع اختلالات یادگیری چیست؟

در درس مربوط به «انواع اختلالات یادگیری چیست؟» ، به شکل کامل این اختلالات را شرح داده ایم که پیشنهاد می شود حتما این درس مطالعه شود. اما در اینجا به اختالات شناخته شده تر اشاره خواهیم کرد.

نوع اختلالشواهد
اختلال نوشتاریاختلال فرد در نوشتار و املاء
اختلال نار سا خوانی یا دیسلکسیااختلال در خوانش و نوشتار
اختلال دیسگرافیا یا نوشتار پریشیدر هم رفتگی و گیج شدن در تشخیص کلمات
اختلال حسابناتوانی در محاسبات ذهنی با سرعت معمول
اختلال دیسفازیناتوانی در تولید کلمات و درک زبان گفتاری
اختلال ای دی اچ دی ADHDبیش‌فعالی و کاهش توجه (ADHD)، بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری
اختلال آفازیمانند دیسفازی ناتوانی در تولید کلمات و درک زبان گفتاری

کم کم، مدارس بیشتر و بیشتری در سراسر ایالات متحده، بخشها و برنامه های آموزشی ویژه ای ایجاد کردند که دانش آموزان را بر اساس نیازهای فردی آنها گروه بندی می کند و به حل مشکلات یادگیری منحصر به فرد آنها کمک می کند. در سال 1975، با تصویب کنگره، قانون آموزش همه کودکان معلول، همه دانش آموزان از 3 سالگی تا بیست و یک سالگی، با نیازهای ویژه از بودجه عمومی دولت و بصورت رایگان تصویب شد. پانزده سال بعد، این قانون برای تغییر اصطلاح «معلول» به «ناهنجاری و پیچیدگی» تجدید نظر شد و به قانون آموزش افراد دارای پیچیدگی ذهنی (IDEA) تغییر نام داد.

بسیاری از افراد در جهان، از جمله بزرگسالان و کودکان، ممکن است مهارت های خواندن ضعیفی داشته باشند. اما این لزوما به این معنا نیست که آنها در «فرآیند یادگیری» ناتوان هستند.

وضعیت اختلال یادگیری در قرن بیست و یکم

در عصر مدرن تکنولوژیک، قوانین IDEA چندین بار تاکنون تجدید نظر شده است. امروزه ناتوانی های یادگیری توسط IDEA به این شکل تعریف می شود. اصطلاح « ناتوانی یادگیری خاص» به معنای اختلال در یک و یا چند فرآیند روانشناختی اساسی درگیر در درک یا استفاده از زبان، گفتاری یا نوشتاری است.

با توجه به اینکه «نحوه سیم کشی مغز» این افراد تفاوت دارد «نه هوش آنها»، ممکن است در توانایی ناقص گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن مشکلاتی داشته باشند. این افراد به هیچ عنوان «کند ذهن» یا «عقب مانده» نیستند و در بسیاری از افراد هوش آنها از افراد عادی بالاتر است. این تکنولوژی و دانش کم ما در آموزش دادن به آنهاست که ممکن است نتوانیم از این مغزهای ارزشمند، استفاده کنیم و مطالب را به آنها انتقال دهیم.

جمع بندی درس

در حقیقت بشر امروزی فهمیده که اشکال اصلی، نه تنها در افراد دارای اختلال یادگیری نیست، بلکه در خود ماست که با این مغزهای پیچیده نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم و آنها را درک کنیم. در سالهای اتی ممکن است مفهوم «اختلال یادگیری» به شکل «ناتوانی ما در آموزش ذهن های پیچیده»، تغییر کند تا همه درک کنند که نوع آموزش است که تعیین کننده است وگرنه سیستم مغز انسانهایی که ما آنها را «مختل» ، می خوانیم، ممکن بسیار از مغزهای «پیچیده تر» هم باشد!

یادگیری موضوعی است که تمام بشر نیازمند آن است. کسب و کارها نیز از این مهم مستثنی نیستند. کسب و کارها برای پیشرفت و ماندگاری در بازار باید بتوانند به نییروها و کارکنان و اعضای سازمانشان آموزش بدهند.

کارشناسان و مدرسان «عیب پوش»، در کنار کسب و کارها هستند تا در آموزش و رفع اختلالات در یادگیری به آنها کمک کنند. شما می توانید همین حالا اقدام کنید و با شماره تلفن 09202057267 تماس گرفته و از مشاوره کارشناسان آکادمی بهره مند شوید.

مدرسان عیب پوش با برگزاری کلاسهای آموزشی در سازمانها به آنها کمک میکنند تا در مواردی مانند «فروش» ، «بازاریابی» و «مدیریت» آموزش ببینند. آموزشهای این مدرسان سبب شده تا سازمانهایی که این اموزشها را برگزار کرده اند، افزایش فروش و سود را به طرز چشمگیری تجربه کنند.

چه مدیر سازمان باشیم چه یکی از کارکنان آن، تفاوتی ندارد. ما در پیشرفت سازمانمان سهیم هستیم. اگر آموزش را در سازمانمان نهادینه کنیم، اولا این کار به نام ما تمام خواهد شد و ثانیا خدمتی که به سازمان کرده ایم، برای همیشه باقی خواهد ماند. همین حالا اقدام کنیم.

سوالات متداول
چرا باید درباره اختلالات یادگیری بدانیم؟

برای مدیریت بهتر در زندگی کار، باید با اختلالات اطراف مان آشنا باشیم. نمی توانیم همه را مثل خودمان ببینیم. با آگاهی نسبت به کمبودهای دیگران می توانیم به آنها کمک کنیم و سازمان و خانواده و در نهایت جامعه بهتری داشته باشیم.

عیب پوش چه کمکی به سازمانها برای آموزش بهتر میکند؟

روشهای عیب پوش در اموزش کاملا کارگاه محور و متفاوت است. ما در آموزش در سازمانها و کسب و کارها به دنبال صرف زمان و انتقال تئوریک مطالب نیستیم. ما در کارگاههای نعاملی آموزشی، سعی میکنیم به جای تماشاچی، «بازیکن» تولید کنیم.

اشتراک گذاری:

کتابخانه عیب پوش

گروه تولید محتوای عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای عیب پوش، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش راهبریآموزش مدیریت سرمایه های انسانی

رقابت گروهی یا تیمی، رقابتی است که یک تیم با وجود یک مربی یا راهبر، با تیم یا گروه دیگری بر سر منابعی مشخص و محدود مسابقه می دهند. در این درس از عیب پوش، رقابت گروهی را به همراه هم کشف خواهیم کرد…

آموزش راهبریآموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت سرمایه های انسانی

قدرت در سازمان، همواره موضوع جذاب و قابل بحثی بوده که بحثهای مختلفی درباره آن وجود داشته. در این درس از عیب پوش، این مفهوم و کارکردهای آن را بشکل کامل شرح خواهیم داد. با هم همراه باشیم…

آموزش مدیریت سرمایه های انسانی

بارها شنیده ایم که فلان موضوع باید «تفویض» شود. اما فرآیند تفویض چیست؟ تفویض کار با تفویض اختیار چه تفاوتی دارد؟ چگونه تفویض کنیم؟ به چه فرد یا سازمانی تفویض کنیم؟ چگونه آن را بررسی کنیم و … اینها همه سوالاتی است که در این درس از عیب پوش به آنها پاسخ خواهیم گفت. همراه هم باشیم…

آموزش مدیریت سرمایه های انسانی

همه ما موضوعاتی نظیر «سخنرانی های انگیزشی»، موضوعات انگیزشی، جملات انگیزشی و غیره را شنیده ایم. اما «انگیزش» چیست؟ چه کاربردی دارد؟ تفاوت آن با انگیزه چیست؟ چگونه آن را ایجاد کنیم. در اسن درس از «عیب پوش» به تمام این موضوعات خواهیم پرداخت…