بلاغت و سخنوری، هر دو از توانایی های بزرگ بشری هستند. این توانایی ها به حدی کارکرد دارند که بسیاری از افراد قدرتمند جهان که به رهبری کشورهای مختلف رسیدند، از این سلاحها برای قانع کردن مردم، استفاده کرده اند.
اینکه خودمان انسان خوبی باشیم و سعی در انجام کارهای خوب و مفید برای بشر کنیم، خوب است اما اگر بتوانیم روی سایرین هم تاثیر بگذاریم و «دنیا را به جایی بهتر تبدیل کنیم»، عالی است. تنها با «مذاکره» و بهره گیری از علومی مانند «بلاغت» و «سخنوری»، می توانیم تولید محتوایی درست انجام دهیم و به اهدافمان دست پیدا کنیم.
در این درس از «عیب پوش»، به بررسی این دو توانایی بینظیر بشری خواهیم پرداخت. باهم همراه باشیم…
بلاغت یعنی چه؟
بلاغت علمی کلاسیک و نوشتاری است. هدف اصلی بلاغت، زیباسازی کلام و رساندن معنا به زیباترین، تأثیرگذارترین و مناسب ترین شکل ممکن است.

سخنوری چیست؟
سخنوری که به اشتباه در فضای تولید محتوای فارسی، به «بلاغت» ترجمه شده است، صنعتی ادبی در «نوشتن متن سخنرانی یا متون تاثیرگذار» است. مطابق این صنعت، گوینده بر اساس اقتضای زمان و مکان برای رسیدن به هدفی مشخص، از آن استفاده میکند. سخنوری بیشتر موضوعی اجرایی است و در زبان کاربرد دارد، اما بی شباهت به نوشتن متن شیوا و گیرا هم نیست.
حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح، در یونان باستان، یکی از دانشمندان و فیلسوفان بزرگ به نام «ارسطو»، قواعدی را برای سخنوری و تولید محتوا تعیین کرد که برای همیشه ماندگار شد.
بعدها «آرتور شوپنهاور» هنر متقاعد سازی دیگران را نوشت و تا حد زیادی این قوانین ارسطو را تکمیل کرد. ارسطو با این وجود بیشتر برروی «اخلاق» تمرکز داشت در حالی که شوپنهاور، بیشتر برروی کارکردهای مغز و منطقهای آن، متمرکز بود.
به هررو تولید محتوای امروزی و قانع کردن مخاطبان و سخنوری، به حد زیادی در امروز، مدیون زحمات «ارسطو» و «شوپنهاور» است. تولید کنندگان محتوای امروزی، بدون درنظر گرفتن قوانین این دو دانشمند بزرگ، نمی توانند محتوایی جذاب بسازند. اما باز به خاطر داشته باشیم که «سخنوری»، «بلاغت» نیست!
ارسطو سه اصل اتوس (Ethos) ، لوگوس (Logos) و پاتوس (Pathos) را به عنوان اصول سخنوری مطرح کرد.
| اصل | تلفظ | کارکرد |
| اتوس | Ethos | نمایش آن اخلاقیات دوست داشتنی مان به دیگران |
| لوگوس | Logos | به دیگران اطمینان خاطر بدهیم، فقط حرف بیهوده نزنیم |
| پاتوس | Pathos | کاری کنیم که دیگران درگیر احساسات شوند |

تاریخچه بلاغت چیست؟
تاریخچه بلاغت به قرن پنجم هجری باز می گردد. دانشمند بزرگی به نام عبدالقاهر جرجانی در کتاب های دلائل الإعجاز و أسرار البلاغة این علم را به عنوان و نام «بلاغت» معرفی کرد. البته پیش از جرجانی، دانشمندانی مانند جاحظ، قدامة بن جعفر و ابن قتیبه به جنبه های مختلف بلاغت پرداخته بودند، اما هیچ یک، به وضوح و روشنی «بلاغت» را تعریف نکرده بودند.
در ادبیات فارسی بلاغت تعریف کلاسیک و مشخصی نداشت و متنها و شعرها تا قرن چهارم، بیشتر سبکهایی حماسی داشتند. سبک حماسی را می توانیم در اشعار حضرت رودکی و حضرت فردوسی ببینیم و درک کنیم.
اما تأثیر آثار جرجانی و البته سبکهای هندی و عربی روی متون فارسی، سبب شد شاعران و نویسندگان بزرگ ایرانی مانند حضرت سعدی حضرت حافظ و حضرت خیام و حضرت صائب و سایر نویسندگان نثر فاخر مانند حضرت بیهقی، از بلاغت و صنایع آن به شدت بهره ببرند.
این علم، به اشتباه به «ارسطو» نسبت داده شده اما مبدع این علم، عبدالقاهر جرجانی بود که برای نخستین بار در قرن پنجم هجری، دو کتاب «دلائل الإعجاز» و «أسرار البلاغة» را نوشت و بلاغت را تدوین و ابداع کرد.
تدوین شد. پیش از او، دانشمندانی مانند جاحظ، قدامة بن جعفر و ابن قتیبه به جنبه های مختلف آن پرداخته بودند.در سنت ادبیات عرب دارد و از قرن های اولیه اسلامی توسعه یافته است.
باز هم فراموش نکنیم چیزی که در یونان باستان به نام بلاغت سه گانه توسط ارسطو بیان شده بود، «علم سخنوری» بود نه «علم بلاغت». علم بلاغت چه خوشمان بیاید و چه نه، علمی ایرانی و اسلامی است.

بلاغت با فن بیان چه تفاوتی دارد؟
بلاغت و فن بیان دو مفهوم کاملا متفاوتند. ما می توانیم بلاغت داشته باشیم اما سخنور خوبی نباشیم و بالعکس. می توانیم فن بیان خوبی داشته باشیم ولی متن خودمان را نخوانیم. این دو شاید به هم مرتبط باشند ولی هم معنی نیستند.
چگونه بلیغ سخنرانی کنیم؟
برای بلیغ سخنرانی کردن، این مهم را باید آموزش ببینیم. هیچ کس از کودکی بلیغ نیست. تولید محتوای متنی نوعی هنر، علم و دانش و توانایی است و البته در جمع، گونه ای «شایستگی» است. بیان این محتوا مانند اجرایی درست و بازیگری است.
برای درگیر کردن مخاطب با گفتار و سخنان خودمان، لازم است تا او را به موضوع دعوت کنیم. برای اینکار باید سوال بپرسیم.
پرسش؛ زمانی مفیدتر واقع می شود که است که پاسخ آن، استدلال ما را اثبات کند. یا اینکه مخاطب را وادار به بیان مشکل خودش کند.
سخنرانی ما، باید به طور طبیعی جریان داشته باش و روان باشد. «روایی» و «پایایی»، دو اصل مهم در ارائه محتوای بلیغ است.
در پایان محتوا می توانیم به مخاطب تلنگری بزنیم. با اینکار ما وی را با انگیزه ای احساسی درگیر خواهیم کرد. این انگیزه، مخاطب را به حرکت وادار میکند تا کاری انجام دهد.
همیشه لازم است در پایان سخنرانی، درخواست اقدام به عمل (Call to Action) داشته باشیم.
اگر تمامی شاعران و نویسندگان و سخنوران بزرگ تاریخ امروز زنده بودند، به عنوان سخنوران معروف، شناخته می شدند. آنها همواره قدرت متقاعدکنندگی بلاغت کلام را داشتند.
حداقل این اطمینان می تواند وجود داشته باشد که ارسطو با نهایت قدرت از توانایی قدرت اقناعی و بلاغی در نوشتار جذاب و گیرا و البته در «سخنوری» خود استفاده می کرده تا برای کسانی که باید از آن یاد بگیرند، ارزش ایجاد کند. مهم این است که او از این سلاح برای فریب مردم و ایجاد فرصتی برای فروختن چیزی استفاده نمی کرده است.

جمع بندی درس
چیزی که ارسطو از بلاغت عنوان کرد، نوعی «هنر» بود. چیزی که شوپنهاور از بلاغت و فانع کردن دیگران بیان کرد، نوعی «مهارت و سیاست» بود. چیزی که «گاندی» از سخنوری و بلاغت کلام عنوان کرد، «صداقت و دانش» بود. اما اگر تمامی این سجایا را جمع کنیم، به چیزی به عنوان «شایستگی» خواهیم رسید. شایستگی (مهارت + دانایی + توانایی + منش انسانی)، چیزی است که بشر امروزی به شدت به آن نیاز دارد.
مشاورین «عیب پوش» با سالها تجربه و تخصص در «سخنوری»، «تولید محتوا» و «توسعه کسب و کار» در کنار سازمانها می توانند آنها را در مسیر مدیریت بهتر کسب و کارشان همیاری دهند. برای دریافت مشاوره رایگان با تلفنهای اکادمی تماس بگیریم یا در آن ثبت نام کنیم.










