همانگونه که در کاوش مربوط به «اختلال یادگیری چیست؟» ، به شکل کامل توضیح داده شد، اختلالات یا ناتوانی های یادگیری یا همان اختلال یادگیری یا « (Learning Disabilities)» نوع یا مجموعه ای از دو یا چند اختلال عصب شناختی است که بر سر راه مفهوم «یادگیری» قرار دارند.
اختلال یادگیری چیست؟
به زبان ساده؛ اختلال یادگیری ، یعنی متفاوت بودن شیوه «سیم کشی» مغز انسان. اختلال یا ناتوانی دریادگیری، به هیچ عنوان « عقب ماندگی ذهنی» نیست. اهمیت دارد بدانیم؛ افراد مبتلا به اختلالات یادگیری به اندازه همسالان خود، ویا حتی بعضا بیش از آنها، « باهوشند».
تفاوت آنها در نحوه یادگیری انان است. آنها به روشهای معمولی و نرمال ممکن است نتوانند آموزش ببینند. یا ممکن است در خواندن، نوشتن، هجی کردن، استدلال کردن، به خاطر آوردن، و یا سازماندهی اطلاعات، به مسئله بربخورند.
اگر والدین به این موضوع آگاه باشند، فرزندان خود را نیز آگاه خواهند کرد. اگر مدیران به این موضوع آگاه باشند، سازمانشان را آگاه خواهند کرد و اگر تک تک ما در جامعه به این موضوع آگاه باشیم، به محض برخورد با چنین مواردی ، به جای «برچسب زدن» به فرد دارای اختلال یادگیری، بسادگی به کمک وی خواهیم شتافت. فراموش نکنیم که برچسب زدن در هر موضوعی به افراد، موجب بروز فاجعاتی در زندگی آنها نظیر «استیگما» یا «پیش بینی های خود محقق شونده» خواهد شد. بنابراین خواهشمندیم همه ما به همراه هم، تا انتهای این کاوش، همراه باشیم…

انواع اختلال یادگیری چیست؟
اختلالات یادگیری به اشکال مختلفی، مختلف وجود دارد که هر کدام ویژگی های مختص به خود را دارند. گرچه در برخی از نمونه ها، افراد از بیش از یک نوع اختلال رنج می برند، اما عموما بسیاری از افرادی که دچار این اختلالات هستند، در یادگیری نوعی مهارت خاص، دچار کمبود هستند.
این در حالی است که بسیاری از این افراد، در فراگیری سایر مهارتها حتی نسبت به افراد عادی، برتری نسبی هم دارند. آرلین رافمن (Arlyn Roffman)، روانشناس مشهور، معتقد است:
“یکی از پدیده های جالب در مورد ال دی (Learning Disabilities)، تنوع آن است. اختلالات یا ناتوانی های یادگیری به اختصار به ال دی (LD)، نیز شناخته می شود. این مفهوم جهت خلاصه سازی و انتقال بهتر بکار می رود.
اختلال نوشتاری
به عنوان مثال فرد دارای این اختلال، می تواند در نوشتن املاء افتضاح باشد، اما خواننده ای بسیار مسلط و قوی باشد. ممکن است فرد در فراگیری علوم ریاضی، بسیار زبردست باشد اما در مهارت های اجتماعی، کاملا ضعیف عمل کند. یا ممکن است بسیار اجتماعی (Extraversion) و برونگرا باشد، اما قادر به سازماندهی مستقل وسایل یا کارهای مدرسه خود نباشد.
برونگرا شخصی است که در موقعیت های اجتماعی، موفق عمل می کند. برونگرایی فراتر از خوش مشرب بودن است؛ فرد برونگرا انرژی خود را از بودن با دیگران کسب می کند و هنگام تنهایی، کاهش این انرژی را احساس می کند؛ البته باید توجه داشت که ممکن است افراد به طور کامل تنها دارای یک نوع تیپ شخصیتی نباشند.
مراقبت بهداشتی، مراقبت سلامت، یا خدمات درمانی حفظ یا بهبود سلامت انسان از طریق تشخیص، درمان، یا پیشگیری بیماری، جراحت، و دیگر اختلالات جسمی و روحی است. مراقبتهای بهداشتی توسط متخصصان بهداشت و متخصصان پیراپزشکی وابسته ارائه می شود. پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، مامایی، پرستاری، بینایی سنجی، شنوایی شناسی، روانشناسی، کاردرمانی، فیزیوتراپی، پزشکیاری ورزشی و سایر مشاغل بهداشتی، همه بخشی از مراقبت های بهداشتی هستند. مراقبت های بهداشتی شامل کارهایی است که در ارائه مراقبت های اولیه، مراقبت های ثانویه و مراقبت های ثالثه و همچنین در بهداشت عمومی انجام می شود.
اختلال نار سا خوانی
بسیاری از متخصصان مراقبت های بهداشتی معتقدند که رایج ترین نوع اختلالات یادگیری، نارساخوانی است که اصطلاحی عمومی برای توصیف مشکلات خواندن و درک زبان است.
نارساخوانی، گونه ای از اختلالات یادگیری است که ارتباطی با ضریب هوشی فرد ندارد. کودکان مبتلا به نارساخوانی، نمی توانند واژه ها را به صورت مناسب، پردازش کنند. در واقع این کودکان، واژهها را به گونه دیگری می بینند و همچنین نمی توانند صدای یک حرف را با کاراکتر ویژه آن، ارتباط دهند و یا واژه را به درستی ادا کنند. برخی از این کودکان، اختلالاتی در نوشتن وهجی کردن و صحبت کردن هم دارند.
دیر به حرف افتادن، مشکل در تلفظ، مشکل در کنار هم گذاری کلمات، دشواری در یادگیری آموزش های اولیه همانند الفبا و رنگ ها و اعداد و اشتباه کردن حروف با هم، برخی از علائم این اختلال هستند.
مراقبت بهداشتی، مراقبت سلامت، یا خدمات درمانی حفظ یا بهبود سلامت انسان از طریق تشخیص، درمان، یا پیشگیری بیماری، جراحت، و دیگر اختلالات جسمی و روحی است. مراقبتهای بهداشتی توسط متخصصان بهداشت و متخصصان پیراپزشکی وابسته ارائه می شود. پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، مامایی، پرستاری، بینایی سنجی، شنوایی شناسی، روانشناسی، کاردرمانی، فیزیوتراپی، پزشکیاری ورزشی و سایر مشاغل بهداشتی، همه بخشی از مراقبت های بهداشتی هستند. مراقبت های بهداشتی شامل کارهایی است که در ارائه مراقبت های اولیه، مراقبت های ثانویه و مراقبت های ثالثه و همچنین در بهداشت عمومی انجام می شود.
براساس گزارش انجمن بین المللی نارساخوانی، تخمین زده می شود که 80 درصد از تمام کودکانی که مبتلا به ال.دی هستند، از نارساخوانی رنج می برند.
اختلال دیسگرافیا یا نوشتار پریشی
بسیاری از نارساخوانان نیز از دیسگرافیا (Dysgraphia)، رنج می برند که به موجب آن با مشکلات در نوشتن و بدخطی دست و پنجه نرم می کنند.
دیسگرافیا (Dysgraphia) یا نوشتار پریشی گونه دیگری از اختلال یادگیری است که با مشکلاتی در نوشتن مشخص می شود. کودکان مبتلا به دیسگرافیا، علاوه بر نوشتن کلماتی که خواندن آنها دشوار است، تمایل دارند کلمه غلطی را برای آنچه که سعی در برقراری ارتباط دارند استفاده کنند. در بزرگسالان بعضا این اختلال یه دنبال رویدادی آسیب زا اتفاق می افتد.
دست خط ناخوانا، یکی از علائم شایع دیسگرافیا است، اما همه کسانی که دست خط بدی دارند به این اختلال مبتلا نیستند. املای غلط و نوشتن با حروف بزرگ، اندازه و فاصله نامناسب کلمات در نوشتن، مشکل در کپی کردن کلمات، نوشتن آهسته یا به سختی، مشکل در تجسم کردن کلمات قبل از نوشتن آنها، وضعیت غیرمعمول بدن یا دست در هنگام نوشتن، محکم نگه داشتن خودکار یا مداد و در نتیجه گرفتگی دست و نگاه کردن به دست در حین نوشت، برخی از نشانه های دیسگرافیا هستند.
اختلال حساب
برخی از کودکان نیز دچار اختلال حساب هستند، ممکن است مهارت های زبان، خواندن و نوشتن متوسط یا بالاتر از حد متوسط داشته باشند، اما در درک مفاهیم انتزاعی مانند زمان و جهت، استدلال و منطق و حل مسئله ریاضیات، با چالش روبرو هستند.
اختلال حساب، گونه ای از اختلال است که افراد در پردازش مسائل ریاضی و بطور کلی پردازش موضوعات تحلیلی محاسباتی، با آن روبرو هستند.
اختلال یادگیری، به همان شکلی که بیماریها یا عوارض معمول، با یک چند علت شناخته شده، تشخیص داده می شوند، قابل تشخیص نیست
یکی دیگر از انواع ناتوانی یادگیری که نسبتا ناشناخته، دیسنومیا (Dysnomia) است. اختلال دیسنومیا گونهای از اختلال در بازیابی حافظه محسوب می شود. افراد مبتلا به این ناهنجاری، در به خاطر آوردن کلمات از حافظه خود، با مشکلات شدیدی روبرو هستند که بیان کردن آنچه را که می خواهند به صورت شفاهی و نوشتاری بیان کنند، برای انها دشوار می سازد.
گونه دیگری نیز از اختلالات یادگیری وجود دارد که در آن افراد در معاشرت با دیگران و دوست یابی مشکل دارند.
آلیسون رودز (Alison Rhodes) یکی از افرادی است که فرزندی با این اختلال دارد. رودز به تحقیقات هاروراد اجازه داد تا فرزندش تحت ارزیابی قرار گیرد. او فرزند پسری با این نوع اختلال دیسنومیا (Dysnomia) دارد. آلیسون، مشکلات فرزندش را اینگونه تشریح می کند:
“زمانیکه اسپنسر کنار سایر پسران دیگر همسن وسال خود باشد، ناتوانی او به شکل دردناکی آشکار می شود. اغلب وقتی او را با گروهی از پسران دیگر ببینم، مجبورم گریه کنم، زیرا او نمی تواند با سایرین وارد مکالمه شود و معمولا آنها او را به بازی نمی گیرند.”
اصطلاح اختلالات یادگیری به گونه هایی از اختلالات اشاره دارد که شامل چالش های خاصی مانند خواندن، نوشتن، گوش دادن، صحبت کردن، تمرکز و/یا حل مسائل ریاضی می شود. بسیاری از دانش آموزانی که دارای این اختلالات هستند، نمی توانند به درستی در یک امتحان شرکت نمایند. تصویر مربوط به دانش آموزان دبیرستانی در جلسه امتحان است.
اختلال دیسفازی
پرفسور سی مرا (Cimera)، از اساتیدی است که در خصوص اختلال یادگیری تحقیقات فراوانی انجام داده است. استاد سی مرا آموزش ویژه، یکی از افرادی است که خود دارای گونه ای از اختلال یادگیری به نام دیسفازی یا دیسفازیا (dysphasia) است. دیسفازی، گونه ای دیگر از اختلالات یادگیری است که بر ظرفیت افراد برای درک زبان و پردازش صحیح آنچه به آنها گفته می شود، تأثیر می گذارد. سی مرا، معتقد است پردازش محرک های شنوایی، برای افرادی که از دیسفازی رنج می برند، چالشی مداوم و غالبا دلهره آور است. او نحوه زندگی خود و کنارآمدن با این اختلال را با دیگران به اشتراک گذاشته و نظراتی را که دیگران با مشاهده فردی که دارای اختلالات یادگیری است را تشریح می کند:
“تصور کنیم داری چنین اختلالی هستیم. حال باید فکر کنیم که این اختلال، چه تاثیری بر ما و زندگی ما خواهد گذاشت. تصور سایرین از ما، فردی فضایی، بی توجه است که هیچ انگیزه ای برای به خاطر سپردن موضوعات ندارد”.
سی مرا می افزاید که تصورات نادرست در مورد دیسفازی و سایر ناتوانی های یادگیری حتی امروزه نیز گسترده است. مردم اغلب به این نتیجه می رسند که کسانی که در حال یادگیری ناتوان هستند محکوم به یک زندگی نادانی هستند، امیدی به تحصیل در دانشگاه ندارند یا امیدی به تحصیل در دانشگاه ندارند، و سرنوشتشان این است که در پست ترین مشاغل-اگر اصلاً شاغل باشند- کار کنند. خود سیمرا این را تجربه کرد، همانطور که توضیح می دهد: «اگر به معلمانم گوش می دادم که می گفتند من «مطالب دانشگاه» نیستم یا «آنچه برای نویسنده شدن لازم است» ندارم؟
پرفسور سی مرا، خود نمونه ای عالی از اثبات دستیابی افراد دارای اختلالات یادگیری به موفقیت است. اگر مشکلات این افراد، به درستی تشخیص داده شده و از آنها حمایت شود، این افراد انگیزه تلاش برای غلبه بر موانع یادگیری خود را با تمرکز بر توانایی به جای ناتوانی، دارند. سیمرا پس از تشخیص دیسفازیا در دوران دانشگاه، با تلاش خود، اثبات کرد که افراد دارای اختلال یادگیری هم می توانند تا مقطع دکترا و بالاتر پیشرفت کنند.
سی مرا، پس از اتمام تحصیلات خود، به تحقیق در خصوص آموزش پرداخت و در این زمینه هشت کتاب تالیف کرد. وی اکنون استاد آموزش ویژه در دانشگاه ایالتی کنت است. پرفسور سی مرا به طور گسترده برروی کودکانی که دارای اختلالات یادگیری هستند، تحقیق می کند. با این حال، او همواره در طول عمر خود با آنچه که از دوران نوجوانی به خاطر دارد، در حال مبارزه است. وی معتقد است:
“آنچه زندگی من را بیشتر از هرچیز تحت تأثیر قرار داد، مشکل در یادگیری اطلاعات شنیداری نبود. چیزی که بیش از همه بر من تأثیر گذاشت این بود که باتوجه به رفتار جامعه، من تصور می کردم که یک “بازنده” هستم.
با وجود تمامی کارهای شگفت انگیزی که انجام دادم، هنوز احساس می کنم کودکی هستم که مدام مورد تمسخر قرار می گیرد. هنوز احساس می کنم قادر به انجام درست هیچ کاری نیستم. هنوز هم گاهی اوقات افسرده می شوم.

اختلال ای دی اچ دی ADHD
بسیاری از مقالات و کتاب های مربوط به ناتوانی های یادگیری، درخصوص اختلال بیش فعالی کمبود توجه یا ای دی اچ دی بحث ها و اشارات زیادی داشته اند، زیرا این گونه از اختلال، در میان کودکان و بزرگسالان بسیار شایع است. با این حال، اگرچه ناتوانی های یادگیری و ای دی اچ دی ارتباط بسیاری با یکدیگر دارند، اما به هیچ عنوان یکسان نیستند. دارسی آندریس[2] مدرس آموزشهای ویژه معتقد است:
تصور غلطی که درخصوص ای دی اچ دی (ADHD) وجود دارد، این است که این اختلال، گونه ای اختلال یادگیری است. سردرگمی در مورد این دو به این دلیل رخ می دهد. والا ای دی اچ دی می تواند بر نحوه یادگیری تأثیر بگذارد و ثانیا 30 درصد از افراد مبتلا به ای دی اچ دی ، دارای اختلال یادگیری هستند.
دکتر دارسی آندریس (Darcy Andries) که یکی از محققان در اختلال ای دی اچ دی است؛ معتقد است بزرگترین تفاوت بین این نوع اختلالات این است که حتی اگر دانش آموزی با ناتوانی یادگیری در یک یا دو زمینه نقص داشته باشد، عموماً در سایر زمینه ها عملکردی متوسط یا بالاتر از آن دارد، در حالی که دانش آموزان مبتلا به ای دی اچ دی در تمام جنبه های شناختی مشکل دارند. او از نوعی قیاس برای توصیف این موضوع استفاده می کند:
مغز “عادی” را به عنوان اتاقی با چراغ های روشن تصور کنید. ناتوانی در یادگیری یک یا دو لامپ اتاق را خاموش می کند و برخی از مناطق را تاریک می کند در حالی که بخشهای دیگر، هنوز روشن هستند. با این حال، ای دی اچ دی کل نور اتاق را کاهش می دهد. این اختلال، همیشه روی فرد تأثیر می گذارد، نه صرفاً زمانی که کارکردهای شناختی خاصی (مانند خواندن) را انجام می دهد. دانش آموزی که هم دارای ای دی اچ دی و هم ناتوانی یادگیری است، اتاقی تاریکتر در ذهن خود دارد و یک یا دو قسمت آن به طور قابل توجهی تاریک تر است.
اختلال یادگیری چگونه شیوع می یابد؟
اختلالات یادگیری بسیار رایج هستند. این اختلالات بر کودکان و بزرگسالان از هر گروه سنی، نژادی، مذهبی، طبقاتی و سطح درآمد تأثیر می گذارند. بر اساس گزارش مرکز ملی اختلالات یادگیری ایالات متحده، 15 میلیون کودک، نوجوان و بزرگسال در ایالات متحده، حداقل تحت تأثیر یک یا چند ناتوانی یادگیری قرار دارند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده (CDC) بیان می کند که 4.7 میلیون کودک از سن 3 تا 17 سال در طول سال 2006 دچار ناتوانی یادگیری بوده اند.
اختلالات یادگیری برپسران تأثیر بیشتری دارد یا دختران؟
بسیاری از متخصصان مراقبت های بهداشتی معتقدند شیوع آمار ناتوانی های یادگیری، به ویژه نارساخوانی، درپسران بسیار بیشتر از دختران است. درگزارشی که در ژوئیه 2008 توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ایالات متحده منتشر شد، تصریح کرده که در میان دانش آموزان 6 تا 17 ساله، پسران تقریباً دو برابر دختران دارای اختلالات بیش فعالی و یادگیری هستند و تقریباً یک سوم بیشتر از دختران در معرض ناتوانی های یادگیری بدون ای دی اچ دی هستند.
این موضوع تاحدی بحث برانگیز است، زیرا همه موافق نیستند که جنسیت، عاملی موثر بر افراد دارای این اختلال باشد. به گفته انجمن ملی معلمان آموزش ویژه ایالات متحده (NASET)، تعداد پسران و دخترانی که از نارساخوانی رنج می برند، تقریبا برابر است. اما به دلایل نامعلومی بسیاری از ناتوانی های یادگیری دختران شناسایی نشده و در نتیجه درمان نمی شوند. برخی از محققان این انجمن معتقدند شیوع بالاتر این اختلال در میان مردان به دلیل «سوگیری ارجاع» است.سوگیری ارجاع به این معنی است که وقتی پسران دارای مشکلات تحصیلی هستند، راحت تر به کلاس های آموزش ویژه ارجاع داده می شوند، زیرا بیشتر در کلاس درس معمولی، اختلال ایجاد می کنند.

علائم و نشانه های هشدار دهنده اختلال یادگیری چیست؟
هیچ علائم یا نشانه خاصی وجود ندارد که برای همه افراد مبتلا به ناتوانی های یادگیری، بطور یکسان صدق کند. یکی از اولین علائم در کودکی که دارای ناتوانی شدید یادگیری است، تأخیر در دستیابی به نقاط عطف رشدی خاص یا کوتاه آمدن از چیزی است که برای سن او طبیعی تلقی می شود. این مفهوم در کودکان پیش دبستانی، ممکن است شامل مشکلات در یادگیری الفبا، گفتن لغات یا جملات جدید، یادگیری اعداد و شمارش، شناسایی رنگ ها، درک سؤالات و عدم علاقه به داستان گویی باشد. سایر شاخص های احتمالی در کودکان خردسال، شامل تاخیرهای حرکتی مانند دست و پا چلفتی یا بی دست و پا بودن و ناتوانی(یا به ظاهر عدم تمایل) در پیروی از دستورالعمل های عادی است. کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری خفیف تا متوسط اغلب تا زمانی که مدرسه را شروع نکرده اند، تشخیص داده نمی شوند. در مهدکودک یا کلاس اول، ممکن است مشکلاتی در زبان، حافظه، املا و نوشتن، تمرکز و یا درک مطلب از خود نشان دهند. آنها همچنین ممکن است مشکلات اجتماعی داشته باشند که مانع از توانایی آنها در دوست یابی شود. آنها اغلب مورد تهاجم شوخی یا کنایه (توسط معلمان یا همکلاسی ها) قرار نمی گیرند، اما در خصوص اینکه چرا باید از قوانینی مانند ایستادن در صف، نوبت گرفتن و صبر تا پایان صحبت طرف مقابل، تبعیت کنند کمی گیج هستند. گری دیرنفلد (Gary Direnfeld)، مددکار اجتماعی، علائم معمول ناتوانی یادگیری را که بر مهارت های اجتماعی تأثیر می گذارد، اینگونه شرح می دهد:
“ممکن است کودک، نقش دلقک کلاس را بازی کند یا ممکن است ترجیح دهد با بزرگسالان معاشرت کند. کودک احتمالاً از عبارات، کنایه ها، جوک ها یا کنایه هایی که از دیگران شنیده می شود استفاده می کند، اما آنها را به طور نامناسب، در زمان نامناسب، با افراد نامناسب به کار می برد. او درک ضعیفی از مرزها دارد، گفته های خود را قطع می کند، بی مقدمه به سراغ دیگران می رود یا چیزهایی را بدون درخواست گرفته یا استفاده می کند. این کودک ممکن است دوستان کمی داشته باشد و این دوستان افرادی باشند که با وی ماهیت مشابهی دارند. ممکن است چنین کودکی بیشتر مورد سرزنش یا تنبیه قرار گیرد. او در مدرسه مشکل دارد و ممکن است مورد آزار و اذیت قرار گیرد.”

چه چیز موجب اختلالات یادگیری می شود؟
علت دقیق اختلالات یادگیری ناشناخته است، همانطور که پرفسور سی مرا توضیح می دهد:
“محققان واقعاً نمی دانند چه چیزی باعث ناتوانی های یادگیری شده. با این حال، تصور فعلی این است که ناتوانی های یادگیری از تفاوت در نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز ناشی می شود. این بدان معنا نیست که افراد دارای ناتوانی های یادگیری دارای مغزهای معیوب هستند. آنها فقط موضوعات را بصورت متفاوتی درک می کنند”
با این حال، اگرچه دانشمندان نمی توانند علت یا حتی مجموعه ای از علل مشخص را تعیین کنند، اعتقاد بر این است که عوامل خاصی با ایجاد ناتوانی های یادگیری مرتبط هستند. اینها شامل تأثیرات ژنتیکی است (برخی از ناتوانی های یادگیری در خانواده ها دیده می شود). بعلاوه عواملی نظیر رشد مغز پیش و حین تولد؛ کمبود وزن درهنگام تولد، جمله زایمان زودرس؛ مصرف سیگار، الکل یا مواد مخدر مصرف در دوران بارداری، تغذیه نامناسب و قرار گرفتن در معرض سموم محیطی مانند سرب یا سایر فلزات سنگین سمی، همه در شکل گیری این اختلال دخیل هستند.
چگونه اختلالات یادگیری را تشخیص دهیم؟
برای اینکه ناتوانی های یادگیری به درستی تشخیص داده شوند، باید تمام علل احتمالی دیگر (از جمله مشکلات پزشکی یا عقب ماندگی ذهنی)، در تشخیص درنظر گرفته نشوند. به همین دلیل، گاهی اوقات از ناتوانی های یادگیری به عنوان «تشخیص طرد شدن» یاد می شود. آفیا علی (Afia Ali) و ایان هال (Ian Hall)، روانپزشکانی هستند که معتقدند آنچه به عنوان ناتوانی های یادگیری تصور می شود در واقع ممکن است عوارض جانبی مشکلات سلامتی مانند صرع، از دست دادن شنوایی یا بینایی، نوسانات شدید وزن، کمبود وزن و سوءتغذیه تا چاقی، اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و افسردگی و ای دی اچ دی باشند.

آموزش منظم | راهکار نهایی
برای معلمانی که به اختلافات مشخصی بین عملکرد بالقوه و واقعی کودکان توجه کنند، ناتوانی یادگیری قابل تشخیص است. اولین گام معمولاً انجام معاینه فیزیکی کامل است. به طوری که بتوان سایر عوامل بالقوه را رد کرد. در مرحله بعد، ارزیابی گفتار و زبان را انجام شده و همچنین ارزیابی های فکری که مهارت های کلامی و غیرکلامی را آزمایش می کنند، انجام خواهند شد. هنگامی که ناتوانی یادگیری (یا ناتوانی خاصی) درکودک مشخص شد، برنامه ای درمانی مناسب توسط تیمی از مربیان با نظرات والدین تهیه خواهد شد.
متأسفانه، تعداد نگران کننده ای از ناتوانی های یادگیری، بدون تشخیص باقی می مانند. برخی از افراد در تمام طول زندگی خود در این فکر هستند که چرا در یادگیری یا تمرکز مشکل دارند!
یکی از اولین علائم کودکی که دارای ناتوانی شدید یادگیری است، تأخیر در دستیابی به برخی نقاط عطف رشد یا کوتاه آمدن از چیزی است که برای سن او طبیعی تلقی می شود.
این افراد، غالبا اغلب از تحقیر والدین و معلمان رنج برده و به آنها گفته می شود که از هوش کمی برخوردارند. آنها احساس خواهند کرد هر چقدر هم که تلاش کنند، نمی توانند کاری را درست انجام دهند. تصور احمق بودن به این افراد دست خواهد داد و هیچ که کمکی به آنها نمی شود. درصورتیکه مشکل واقعی صرفا وجود ناتوانی یادگیری است که آنها هرگز از وجود آن باخبر نبودند.

جمع بندی درس
آگاهی در خصوص اختلال یادگیری یا «اختلالات یادگیری» به هیچ عنوان موضوعی تخصصی نیست. همه باید آگاه باشیم. این کاوش برای همه ماست. به عقیده کارشناسان «آکادمی عیب پوش» ، همه ما لازم است که در خصوص اختلال یادگیری و نحوه تشدید و نهادینه شدن آن در زندگی افراد، آگاهی داشته باشیم.
اینکه شخصا خود ما دارای اختلال یادگیری نباشیم، به هیچ عنوان کافی نیست بلکه باید این پدیده را بشکل کامل بشناسیم، تا زمانیکه در هر جایی از «جامعه» با آن مواجه شدیم، بتوانیم به همنوع خودمان کمک کنیم.
با این حال متخصصان «عیب پوش» در خدمت همه سازمانها و کسب و کارها هستند تا به هر صورت آنها را در آموزش به سازمانشان یادری دهند. همین حالا با شماره های این مجموعه تماس بگیریم یا به شماره 09202057267 در تمامی پیامرسانهای داخلی و خارجی، پیام ارسال نماییم.










