مدیریت ذره بینی یا مدیریت میکرو (Micro management)، تقریبا درد بزرگ بسیاری از سازمانهای ایرانی است. همه جا و در همه سطوح هستند ممکن است در راس سازمان مدیران میانی و مدیران ارشد سازمان در همه این نقاط مدیران میکرو وجود داشته باشد.

مدیریت ذرهبینی | از کنترل روند، تا کنترل انسانها!
همه ما عباراتی نظیر: «لطفاً ازروی تمامی ایمیلهای خودتان، یک نسخه رونوشت به من ارسال کنید» یا مثلا «لطفاً قبل از ارسال، تبلغ را بامن چک کنید» یا را به من نشان دهید. چقدر در این کار پیش رفتهاید؟ میخواهم در مورد پیشرفت گزارش ریز داشته باشم» و …
آیا فقط با خواندن این سطور احساس استرس میکنید؟ برای بسیاری از افراد، این یک واقعیت روزانه است – آنها تحت نظر یک مدیر ذرهبینی کار میکنند. این مقاله توضیح میدهد که چرا این سبک رهبری بسیار مشکلساز است و چگونه ما، به عنوان یک فعال در کار یامنابع انسانی، میتوانیم با این پدیده، مقابله کنیم.

مدیریت ذرهبینی چیست؟
مدیریت ذرهبینی یک سبک رهبری است که با تمرکز قوی بر جزئیات و عدم اعتماد مشخص میشود. چنین مدیرانی نیاز زیادی به کنترل دارند: آنها میخواهند تا حد امکان در همه امور مداخله کنند و از همه جزئیات آگاه باشند. این امر باعث میشود که آنها دائماً کارمندان خود را زیر نظر داشته باشند، درخواست تأییدیههای متعدد کنند و بر هر مرحله از فرآیند نظارت داشته باشند.
از آنجا که مدیران جزئینگر اعتماد کمی به تیم خود دارند، در واگذاری وظایف مشکل دارند. به این موارد، کمالگرایی زیادی را نیز اضافه کنید. آنها در همه چیز ایراد میگیرند – همیشه چیزی وجود دارد که میتوان آن را بهبود بخشید. در نهایت، آنها ترجیح میدهند بیشتر کارها را خودشان انجام دهند. این به سختی راهی برای نشان دادن قدردانی از مشارکت اعضای تیم است.
مدیران میکرو به هیچ عنوان به سایر مدیران یا کارکنانشان اجازه تصمیم گیری و تفویض را نمیدهد و کارکنان احساس میکنند که همواره در حال چک شدن هستند.

عموما به مدیرانی که در ریزترین مسائل کارکنان دخالت نموده و اجازه تصمیم گیری را از آنها گرفته و صرفا آنها را تبدیل به ماشینهایی زنده میکنند، مدیر میکرو یا مدیر ذره بینی اطلاق می شود.
این مدیران در دو صورت عمده بوجود می آیند. مدیریت ذره بینی (میکرو)، کارها را طوری برنامه ریزی می کنند که همه کارها یک یا چندبار از زیر دست آنها عبور کند.
اول اینکه این مدیران به کار خود کاملا مسلط هستند اما به کارکنان خود اعتماد ندارند. ممکن است کار با نیروهای بد، به قدری روی آنها تاثیر منفی گذاشته که آنها از بدنه سازمان خاطره بد دارند و هیچ اطمینانی به اعضای سازمان ندارند. بنابراین فکر می کنند اگر خودشان همه کارها را کنترل نکنند، هیچ کاری پیش نخواهد رفت.

در حالت دوم این مدیران تخصص لازم برای مدیریت را ندارند و چون نمی دانند که کارکنان امور را دقیقا چگونه اداره می کنند، با دخالت کردن در همه امور اولا می خواهند نشان دهند که توانایی لازم را دارند، و ثانیا می خواهند از نحوه کار کارکنانشان سردرآورند.
در سازمانهایی که مدیران ذره بینی(میکرو)، فعالیت می کنند، عموما سطح وفاداری به حد زیادی پایین است. وقتی مدیران به هیچ عنوان اعتمادی به کارکنان و همکاران خود ندارند، در کلیه کارهای آنها از ریزترین موضوع تا مهمترین موضوع دخالت میکنند.
بدیهی است اگر تفویض درست انجام نشده و کارکنان اختیاری از خود برای انجام اموری که انجام آن را بر عهده دارند نداشته باشند، قطعاً هم به سازمان وفاداری نخواهند داشت و هم اعتماد به نفس خود را از دست خواهند داد.

مدیریت ذره بینی (میکرو)، بیش از اینکه کارکنان را بیازارند، خود را اذیت می کنند. سطح استرس بالا، شلوغی، عقب افتادن کارها در زمان غیبت آنها، وابستگی همه چیز به آنها، عدم روان بودن کارها، قفل شدن سازمان ، بوجود آمدن گلوگاه در سازمان و موضوعات شبیه به این، همه ارمغان مدیریت ذره بینی است. اگر مدیر ذره بینی می شناسیم، به وی کمک کنیم تا از این عذاب خلاص شده و کم کم به تفویض ایمان آورده و در همه شئونات دخالت نکند.










