چگونه متفاوت باشیم

چگونه متفاوت باشیم؟

چکیده:

در این درس به موضوع تفاوت و اینکه چگونه متفاوت باشیم، به شکلی که هم مقبول باشیم و هم راهی را که دیگران می روند الزاما انتهاب نکنیم.

برخی افراد حقیقتا متفاوتند اما بسیاری از افراد سعی میکنند متفاوت باشند. کسانی که براستی ویژه و خاص می اندیشند همانهایی هستند که جامعه هم بخاطر منحصربفرد بودنشان به آنها احترام می گذارد و زندگی آنها کاملاً از زندگی دیگران متفاوت است. تفاوت اصلی اینجاست که آنها آموخته اند بجای اینکه منحصربفردی خود را پنهان کرده و همرنگ جماعت شوند خودشان باشند و برای ذات درونی و بیرونی خودشان ارزش قائل شوند. این دسته افراد به هیچ وجه سعی نمیکنند متفاوت باشند بلکه تلاش میکنند به همان خود معتبرشان تبدیل شوند. این افراد همواره با خودشان مسابقه میدهند و از گذشته خودشان پیشی میگیرند. در حقیقت رقیب اصلی افراد متفاوت شخص آنهاست.

جالب است که بسیاری از افراد جامعه به ظاهر با ایده واقعی و اصل بودن موافقند اما در عمل سعی میکنند با کپی کردن از افرادی که متفاوت هستند به متفاوت بودن دست یابند. آنها می خواهند نسبت به سایرین برجسته و متفاوت باشند و خاص به نظر برسند.

از مثال های رایج این اتفاق، کسانی هستند که تظاهر میکنند که مثلا عاشق یک سبک از موسیقی کلاسیک هستند. یا هزاران نفر در جامعه برای اینکه دیگران فکر کنند آنها اصل و شیک هستند عین یک مد لباس و پوشاک را کپی میکنند در صورتیکه بسیار زیباتر هستند زمانیکه درک کنند سبک پوششی که با ذات واقعی شان تطابق بیشتری دارد آنها را زیباتر جلوه خواهد داد.

جمع بندی درس

باید بپذیریم که هیچ دو انسانی، شبیه هم نیستند. برای داشتن یک زندگی خاص و منحصربفرد باید همان چیزهایی را که باعث تفاوت ما می شود را در آغوش بگیریم. نه اینکه آن را پنهان کنیم.

فراموش نکنیم که یافتن خود، کار ساده ای نیست. در حقیقت یکی از سخت ترین کارهاست. اما کپی بودن و جعلی بودن بسیار آسان است. کپی بودن هیچ شجاعتی نیاز ندارد اما خود واقعی بودن بسیار چالش برانگیز است و مبارزه میطلبد.

ساده است که اخبار جعلی را باور کنیم و با نظر جمع موافق باشیم. ساده است که تایید دیگران را بدون قانع کردن آنها دریافت کنیم. همین که سربه زیر و حرف گوش کن و مطیع باشیم کافیست تا جامعه ما را به چالش نگیرد. با این استراتژی نیاز نیست بیشتر بدانیم.

همین که به اندازه بحث کردن درباره همه موضوعات متخصص هستیم کافیست. یا اینکه ذهن خود را با پیام های رسانه های جمعی پر کنیم و روی هر اطلاعاتی فکر و مطالعه نکنیم و با ذهن ناخودآگاه خود زندگی کنیم کافیست تا یک کپی خوب از بقیه جامعه باشیم. اما تفاوت همواره در ذهن هشیار ما رخ میدهد. بخاطر سخت بودن تحقیق و تفکر است که اکثر مردم ترجیح می دهند سرشان را پایین انداخته و راه اکثریت را درپیش بگیرند.

سوالات متداول
چرا متفاوت بودن اینقدر کم است؟

چون بسیار سخت است. بعلاوه اکثر مردم بخاطر اینکه دیگران متفاوت بودن را تایید نمی کنند، تفاوت خود را به نمایش نمی گذارند.

منابع

اشتراک گذاری:

گروه تولید محتوای آکادمی عیب پوش

گردآوری همه مطالب و درسهای این آکادمی، توسط متخصصین، مدرسین و مدیران با سابقه در حوزه های مربوطه انجام شده‌ و تمام دروس دارای اصالت هستند.

مطالب مرتبط

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصی

نارساخوانی یا دیسلکسیا (Dyslexia)، گونه ای اختلال یادگیری است. این اختلال، موجب ایجاد مشکلاتی در توانایی های خاصی می شود که برای یادگیری مفید هستند. توانایی هایی نظیر؛ خواندن و نوشتن.

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیمعرفی اثر های روانشناسی فردی

در این کاوش به همراه هم انواع اختلال یادگیری را باهم بررسی کرده ایم. اختلالاتی نظیر؛ ای دی اچ دی (ADHD)، اختلال دیسفازی یا دیسفازیا (dysphasia)، اختلال دیسنومیا (Dysnomia)، اختلال حساب، اختلال نوشتار پریشی، اختلال نارساخوانانی دیسگرافیا (Dysgraphia) و اختلال نوشتاری و …

آموزش مدیریت سرمایه های انسانیآموزش موفقیت و توسعه شخصیمعرفی اثر های روانشناسی فردیمعرفی سندروم ها و بیماریهای مدیریتی

شاید بسیاری از اوقات با واژه هایی نظیر «کند ذهن» یا «خنگ» روبرو شده باشیم. واژه های بسیار کشنده ای که اثراتی عجیب و مخرب و نابود کننده دارند. اختلالات یادگیری یا «ناتوانی های یادگیری (Learning Disabilities)» یکی از اختلالاتی است که مردم عادی، به علت عدم شناخت و آگاهی ممکن است به تعابیری بد و زشت از آن یاد کنند. در این درس، ما اختلال یادگیری، اختلالات یادگیری، یا ناتوانی در یادگیری را شرح داده و آن را بررسی خواهیم کرد تا بتوانیم به افرادی که دارای این اختلال هستند، بهتر کمک کنیم و جامعه بهتری داشته باشیم…

آموزش مباحث مدیریتیآموزش مدیریت استراتژیک

چرا وقتی قصد اجرای برنامه های روزانه را داریم، یک تماس یا یک مراجعه، تمام رشته های ما را پنبه میکند؟ انگار این مراجعات تمامی ندارند؟ کارکنان با هیجان استرس ما را از برنامه خودمان خارح میکنند و دائم یک کپسول آتش نشانی در دستمان میگیریم و بحران های کوچک و بزرگ را خاموش میکنیم!. انگار ما کارمند آنها هستیم و نه بالعکس! اگر هم اقدامی نکنیم، که نمی شود! چاره کار چیست؟ چرا همواره در حال انجام امور «فوری و مهم» هستیم و از وظایف اصلی مان یعنی انجام امور «مهم و غیر فوری، غافلیم!؟» مدیریت آتش نشانی، رویکردی واکنش گرا است که مدیران را در حل مداوم بحران های فوری نگه می دارد و از برنامه ریزی پیشگیرانه بازمی دارد. در ایت درس از آکادمی عیب پوش، این شیوه مدیریتی را با راهکارهای آن مورد بررسی قرار خواهیم داد…