فیلم سینمایی سرمایه انسانی (Human Capital) درام مدیریتی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی مارک مایرز محصول سینمای آمریکا و ایتالیا است.
درباره فیلم سرمایه انسانی
فیلمنامه این اثر توسط اورن موورمن بر اساس رمانی به همین نام استفان آمیدون در سال 2004 است که در فیلم ایتالیایی سال 2013 توسط پائولو ویرزی نیز اقتباس شده است. در این فیلم لیو شرایبر، ماریسا تومی، پیتر سارسگارد، مایا هاوک، الکس ولف، بتی گابریل، آصف مندوی، پل اسپارکس و فرد هچینگر به ایفای نقش پرداخته اند.
این فیلم برای اولین بار در 10 سپتامبر 2019 در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. این فیلم در 20 فوریه 2020 از طریق DirecTV Cinema منتشر شد، قبل از اینکه در 17 ژوئیه 2020 توسط وی ای (Vertical Entertainment) به نمایش درآمد. این فیلم به کرونا و همه گیری آن برخورد کرد و نتوانست آنچنان که باید، بفروشد.

داستان فیلم سرمایه انسانی
داستان فیلم در شبی سرد و برفی در کریسمس، آغاز می شود. دوچرخه سواری نوجوان زیر چرخ های خودرویی له می شود و راننده فرار می کند. این حادثه ظاهراً ساده، زندگی دو خانواده کاملاً متفاوت را برای همیشه به هم گره می زند. از یک سو خانواده ای متوسط و ورشکسته که پدرش (با بازی لایا کاستا و ماریسا تومی) برای حفظ ظاهر و ورود به جمع ثروتمندان، تمام دارایی و آینده خانواده را در یک صندوق سرمایه گذاری پرریسک شرط بسته؛ از سوی دیگر خانواده ای فوق ثروتمند که پدر (مدیر همان صندوق) با دروغ و فریب، هم سرمایه دیگران را می بلعد و هم زندگی شخصی اش را با رازهای تاریک اداره می کند.
فیلم در چهار فصل و از زاویه دید چهار شخصیت اصلی روایت می شود و به تدریج نشان می دهد که چگونه حرص، جاه طلبی، پنهان کاری و بی توجهی به «ارزش واقعی انسان» نه تنها پول، بلکه جان و آینده آدم ها را نابود می کند؛ تا جایی که در پایان، حتی جان یک نوجوان هم فقط به عنوان «سرمایه انسانی» در ترازنامه بیمه و دادگاه قیمت گذاری می شود.
منتقدان این فیلم را درامی زمان مند درباره بی تفاوتی سرد سرمایه داری یا رویای آمریکایی توصیف می کنند. همچنین پیچیدگی های اخلاقی دنیای مالی را نمایش می دهد.

چرا باید این فیلم را ببینیم؟
فیلم «سرمایه انسانی» اثری فراتر از درامی خانوادگی است. این اثر، آینه برای دنیای کسب وکار است و درس های ارزشمندی برای کارآفرینان و مدیران در خود دارد.
برای کارآفرینان، فیلم می تواند نمایشی از اهمیت تعادل کار و زندگی (work-life balance) است. استرس مالی اغلب به افسردگی و جدایی منجر می شود. مهم ترین درس های مدیریت زندگی و کسب وکار که میتوانیم از این فیلم بگیریم موارد زیر هستند.
تمام تخم مرغهایمان را در یک سبد نچینینم
این فیلم آموزش میدهد که هیچ گاه نباید تمام سرمایه زندگی مان (پول، زمان، اعتبار، روابط) را روی یک معامله یا یک نفر شرط ببندیم. شخصیت اصلی داستان (درو) تمام پول خانواده را در صندوقی پرریسک سرمایه گذاری می کند بدون اینکه حتی قرارداد را درست خوانده باشد.
می توانیم با استفاده از استراتژی تنوع بخشی (diversification) که صرفاً مخصوص کار در بازارهای مالی هم نیست، در زندگی هم باید ریسک را پخش کنیم.
جاه طلبی بدون اطلاعات، خودکشی مالی است
قهرمان اصلی داستان، صرفاً چون می خواهد «مثل ثروتمندان باشد» وارد بازی ثروت می شود. او بدون دانش، بدون مشاور، بدون پلن B دل به دریا میزند. لازم است پیش از هر تصمیم بزرگ مالی یا شغلی، «دانش کافی» یا «مشاور قابل اعتماد» داشته باشیم.
اعتماد بیش از حد به موفق نماها مرگبار است
مدیر صندوق سرمایه گذاری (کوینتن) ظاهراً موفق، جذاب و قابل اعتماد است، اما در واقع کلاهبرداری حرفه ای است. این موضوع به ما آموزش می دهد که موفقیت ظاهری به معنای صداقت نیست. همیشه لازم است پیشینه آدمها را چک کنیم. صورت های مالی را ببینیم و سابقه قضایی و کیفری فرد را چک کنیم.
سرمایه گذاری روی قرض، بیچارگی است
پول قرضی یا پولهای نزول شده یا غیره، برای سرمایه گذاری در چیزی که در آن تخصص نداریم ، سریع ترین راه نابودی ما است.
قهرمان این داستان این فیلم از یک صندوق پرریسک وام می گیرد تا در همان صندوق سرمایه گذاری کند! (یعنی دو برابر ریسک).
هرگز با پول قرضی وارد معامله ای نشویم که اگر از دست برود، زندگی مان نابود می شود.
سرمایه انسانی گنج است
ارزش واقعی ما «سرمایه انسانی» خودمان و خانواده مان است، نه پول. درحقیقت عنوان فیلم تلخ ترین طعنه را در خود جای داده است. در دنیای سرمایه داری، حتی جان آدم ها هم قیمت گذاری می شود (در بیمه و دادگاه).
هیچ گاه روابط خانوادگی، سلامت روان، اعتبار و انسانیتت را فدای پول نکنیم. چون در نهایت فقط همین ها برای ما باقی خواهد ماند.
صداقت تنها راز ماندگاری است
در کسب وکار، شفافیت و صداقت تنها راه بقاست. کوینتن با درو شفاف نیست، درو با همسرش شفاف نیست، همسر با دخترش شفاف نیست. به همین دلیل عدم فعالیت، همه چیز فرو می پاشد. در شراکت، ازدواج، تیم یا سرمایه گذاری، عدم شفافیت = بمب ساعتی.
تمایل به دیده شدن در جمع ثروتمندان، بدترین انگیزه برای تصمیم گیری مالی است. قهرمان فیلم صرفاً قصد داشت عضو کلاب تنیس ثروتمندان شود و فرزندش در مدرسه خصوصی درس بخواند. انگیزه های «وانیت» (vanity) همیشه به فاجعه ختم می شوند.
پلن بی داشته باشیم
همیشه پلن B و راه خروج (Exit Strategy) داشته باشیم. هیچ کدام از شخصیت های این فیلم، راه دررو نداشتند. زمانیکه همه چیز خراب شد، همه باهم سقوط کردند.
«در دنیای واقعی، سرمایه انسانی یعنی اینکه جان یک آدم چقدر برای بیمه یا دادگاه ارزش دارد… نه اینکه چقدر برای خانواده اش مهم است.» «هرگز نباید روی پولی ریسک کنیم که از دست دادنش زندگی مان را نابود کند.»

جمع بندی
در نهایت، «سرمایه انسانی» فراتر از یک فیلم معمولی، یک روایت قدرتمند از تقاطع اقتصاد سرمایه داری است. قرار نیست اقتصاد کامل و یا کاملاً اخلاقی باشد. اما تماشای این فیلم کارآفرینان را به تأمل در جاه طلبی هایشان وامی دارد.
آکادمی عیب پوش توصیه میکند که همواره مشاوری قدرتمند و باتجربه در کنارمان داشته باشیم. برای دریافت مشاوره از متخصصین این آکادمی میتوانیم در بخش پایین صفحه درخواست خود را ثبت کنیم.









