بهروز فروتن

بهروز فروتن، در یازدهم فروردین ماه سال ۱۳۲۴ در امیریه تهران دیده به جهان گشود. خانواده وی، از خانواده های معمولی تهران بودند و اوضاع اقتصادی مناسبی نداشتند. روحیه علاقه به کسب و کار در وی چنان بود که آام قرار نداشت و همواره به دنبال کار و کسب درآمد بود. ین موضوع سبب شد تا بهروز جوان، در هفت سالگی وارد دنیای کار شود و به همراه دوستانش به ساخت و فروش بادبادک، روروک و فانوس بپردازد و از این راه کسب درآمد کند.

او حتی توپ فوتبالی را خریداری کرده بود و آن را به سایر کودکان برای بازی اجاره می‌داد. او تا ده سالگی به هین منوال پیش رفت و همواره در کنار پدرش بود  نحوه کسب و کار را از وی می‌آموخت. پدرش خیلی زود دار فانی ا وداع گفت و بهروز مجبور شد باقی زندگی کاری خود را به تنهایی بیاموزد. بهروز ده ساله بود که پدرش را از دست داد. او بعد از مرگ پدر، دریافت که فروشگاه‌هایی که برای شاگردی به وی پول می‌دادند، بخاطر پولی بود که پدرش به این فروشگاه ها می‌داد تا وی را به کاربگیرند و نحوه کسب و کار را آموزش ببیند.

با اینکه بهروز فروتن، پدرش را خیلی زود از دست داد اما این ماجرا باعث نشد او مسیر زندگی‌اش را گم کند بلکه مصمم‌تر از قبل به زندگی‌اش ادامه داد.

در دوران جوانی مجبور بود تا روزها کار کند و در دانشگاه شبانه درس بخواند. وی درجوای روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در برخی روزها، تنها فرصتش برای خواب و استراحت، در اتوبوس شرکت واحد بود. فروتن برای اینکه هم به درس برسد و هم به کار، مجبور بود حساب شده عمل کند؛ وی روز‌ها کار می‌کرد و شب‌ها درس می‌خواند. تنها وقتی که برای خواب داشت، زمانی بود که با اتوبوس به محل کار خود می‌رفت.

به گفته خودش در برخی اوقات اتوبوس آن‌قدر شلوغ بود که باید ایستاده می‌خوابید. از طرفی هم باید حواسش جمع بود که به موقع در ایستگاه پیدا شود. چراکه اگر ایستگاه را رد می‌کرد باید پیاده برمی‌گشت چون پولی برای خرید بلیت اضافه نداشت. بهروز فروتن با تمام سختی های موجود زندگی؛ در کنار کار، درسش را هم خواند و توانست لیسانس مدیریت و روابط عمومی بگیرد. علاوه بر این‌ موارد، وی دوره‌های فنی مربوط به صنایع غذایی را نیز گذراند.

وی پس از مدتی ازدواج کرد و برای تامین هزینه های زندگی، در آموزشگاهی شروع به کار کرد. وی به دلیل اینکه علاقه زیادی به مبحث آموزش، تدریس و تعلیم و تربیت داشت، به سرعت در این آموزشگاه پیشرفت کرد و پیشنهاد شراکت با صاحب آموزشگاه را ارائه نمود.

وی تا مدتی با یک شریک خود، آموزشگاه را اداره می‌کرد. همچنین با توجه به علاقه بسیار به امور تجاری، در کنار تدریس، به فعالیتهایی نظیر پیمانکاری و ساخت و ساز نیز می‌پرداخت. به همین دلیل کمتر به امور آموزشگاه و نظارت برفعالیت شریک خود می‌پرداخت. همین موضوع سبب شد تا بسیاری از امور آموزشگاه از جمله موارد مالی را به شریک خود بسپارد. وی پس از مدتی متوجه شد که شریکش در آموزشگاه، کلیه وجوه نقد موجود، حسابهای بانکی و خصوصا شهریه‌هایی که از دانش‌آموزان گرفته شده بود را برداشته گریخته است. این موضوع ضربه مالی بسیار بزرگی به فروتن زد، اما وی ایستاد و از فروش دارایی هایی که داشت، شهریه ها و بدهی‌های آموزشگاه را پرداخت کرد.

بخاطر این زیان شدید، بهروز فوتن مجبور بود تا هم در آموزشگاه تدریس کند و هم سرایداری آنجا را انجام دهد. به دلیل عدم توانایی مالی او مجبور بود تا امور تبلیغاتی آموزشگاه را هم شخصا انجام دهد.

او حتی در خاطراتش عنوان کرده که:” یک روز که مشغول چسباندن اعلامیه در خیابان بودم؛ یکی از شاگرد‌هایم مرا دید تعجب کرد اما وقتی از ماجرا با خبر شد، کمکم کرد تا اعلامیه‌های بیشتری برای تبلیغ آموزشگاه توزیع کنیم”.

بهروز فروتن پس از این موضوع در آن زمان مجبور شد برای جبران ضرر‌های بوجود آمده، خانه‌اش را بفروشد و در همان خانه به عنوان مستاجر، زندگی کند. شاید هرکس دیگری به جای فروتن، خرد می‌شد و درهم می‌شکست. اما بهروز، هیچ‌گاه تسلیم نشد و فعالیت خود را با اراده محکمتری ادامه داد. او در مصاحبه ‌ای در این خصوص عنوان کرده:”روزهای سخت زیادی را پشت سر گذاشته‌ام، روزهایی که حتی پولی برای سوار شدن به اتوبوس یا تاکسی نداشته‌ام، اما همیشه مسؤولیت اشتباهاتم را به گردن گرفته‌ام و کس دیگری را مقصر ندانسته‌ام. در دوره‌ای برای جبران یکی از فرود‌هایم، خانه‌ای که داشت را فروختم و مستاجر خانه خود شدم.”

بهروز فروتن در زندگی حرفه‌ای خود کارهای زیادی را تجربه کرد اما همه این کارها موفق نبوده. یکی از مواردی که در زندگی فروتن بسیار به چشم می‌خورد این موضوع است که وی به قدری که شکست را تجربه کرده، موفقیت را تجربه نکرده است. فروتن تقریبا در تمامی کارهایی که شروع کرده، شکست خورده اما این موضوع موجب نشده که ناامید شود و همین موضوع سبب شد تا با سختی فراوان، صنایع غذایی بهروز را تاسیس کند.

صنایع غذایی بهروز

صنایع غذایی بهروز با شعار تبلیغات “دوست من سلام!”، مشهور است. اما این صنایع درزمان تولد، اینگونه نبود. بهروز فروتن برای جبران بدهی‌ها و تامین هزینه‌های زندگی، در زیرزمین همان خانه اجاره‌ای، به همراه همسرش اقدام به ساخت مواد غذایی دست ساز خانگی مانند ترشی و زیتون می‌کرد. او محصولات تولیدی خانگی خودشان را با خودروی ژیانش(فروتن برای قدردانی خودروی ژیان خود را تاکنون نگه داشته است)، این محصولات را به فروشگاه‌های مختلف می‌برد و آنها را بصورت مستقیم پخش می‌کرد. رقبای وی شرکتهای بزرگ و ثروتمند بودند و در موضوع قیمت توانایی رقابت با آنها را نداشت. بنابراین تصمیم گرفت روی کیفیت و نحوه پرداخت تمرکز کند و برتری موضوعی خود در فروش را با این دو موضوع، پیش ببرد.

فروتن برای اینکه در گردونه رقابت باقی بماند، تصمیم گرفت در زمان تحویل کالا، از فروشگاهها پولی دریافت نکند. وی تسویه را به بعد از فروش موکول کرد و کالای امانی در فروشگاهها گذاشت. بنابراین فروشگاه‌ها بیشتر تمایل داشتند با وی کار کنند تا با شرکت‌های خشک و بزگ که بصورت نقد، کل موجودی دخل فروشگاه را خالی می‌کردند و فروشنده باید منتظر می‌ماند تا کالاها به فروش برود و پول به دخلش بازگردد. اما در خصوص کار با فروتن، موضوع فرق داشت. در حقیقت بهروز فروتن فروشگاه‌ها را مجبور کرده بود که بخاطر اینکه با سرمایه وی کارکنند، از محصولات او استفاده کنند.

فروتن همواره از این موضوع به عنوان استراتژی موفق در آن دوره یاد می‌کند. البته این استراتژی با مخاطراتی هم همراه بود. بسیاری از صاحبان فروشگاهها از این امکان سوء استفاده می‌کردند. برخی از آنها  بدهی خود را دیرتر از موعد مقرر، پرداخت می‌کردند و برخی نیز منکر بخشی از حساب می‌شدند. اما به هررو، تمام این سختی‌ها، نتیجه داد و وی توانست موفق شود.

بهروز فروتن کم کم اقوام نزدیک خود را در زیرزمین خانه به کمک گرفت و کسب و کار خود را به تدریج توسعه داد. او با همان خودروی ژیان، کالاهای خود را توزیع می‌کرد. همزمان در فکر توسعه و مهاجرت به کارگاه جدیدتر و بزرگتر بود. او محیطی راهم برای کارگاه درنظر گرفت و آن را اجاره کرد و تجهیزات کامل تولید را در آن مکان نصب و راه اندازی کرد. در اولین روزهای راه اندازی کارگاه جدید، آن کارگاه آتش گرفت.

این اتفاق تقریبا درهمان زمانی رخ داد که وی کار‌های اخذ جواز را انجام داده بود و امور کم کم داشت روبه راه می‌شد. زمانی که بصورت تلفنی به وی خبردادند که کارگاه آتش گرفته، فروتن خود را به سرعت به محل حادثه رساند. پیش از رسیدن او، آتش نشانی به محل حادثه رسیده بود و آماده اطفاء حریق بود. اما در کمال تعجب زمانی که خودروهای آتش نشانی شیر آب تانکر را باز کردند، متوجه شدند هیچ آبی در مخزن ماشین وجود ندارد.

به دلیل همین سهل انگاری، به سادگی کل سرمایه‌ای که بازحمت ومشقت برای ساخت آن کارگاه خرج کرده بود، جلوی چشمانش خاکستر شد و او هیچ کاری نتوانست انجام دهد. اما او به شانس اعتقادی نداشت. او هیچ گاه این همه اتفاقات بد و ناگوار را به حساب بداقبالی و بدشانسی نگذاشت و پس از هر فاجعه، فورا تصمیم گرفته و آن را جبران نموده است. این یکی از مهمترین خصوصیت‌های یک کارآفرین موفق است. موفقیت یک کارآفرین به تعداد موفقیت‌های او نیست، بلکه بستگی به تعداد شکست‌های وی دارد.

بهروز به سرعت کسب و کارش را گستر داد و تعدادی از اقوام را نیز در زیرزمین همان خانه‌ به کار گرفت. او به همراه همسر و بستگانش محصولاتشان را درست می‌کردند. فروتن پس از سالها تلاش یکی از معتبر‌ترین کارخانه‌های تولید مواد غذایی کشور را تاسیس کرد. کارخانجاتی که تمام ایرانیان حداقل یک بار درل طول زندگی محصولات این کارخانجات را استفاده کرده اند. در برخی از سالها تعداد کارمندان و کارکنانی که او به‌طور مستقیم با آن‌ها درارتباط بود به ۱۵۰۰ نفر می‌رسید. البته خصوصیت تلاش مستمر هیچ گاه از زندگی بهروز فروتن بیرون نرفت. او هنوز مانند گذشته تلاش می‌کند.

فروتن صنایع غذایی بهروز را به دلیل وجود بدهی های سنگین و عدم توانایی پرداخت وامهای کلان، واگذار کرد و “صنایع غذایی بهرنگ” را تاسیس نمود. او بارها تلاش کرد تا صنایع غذایی بهروز را پس بگیرد اما موفق نشد. به هررو صنایع غذایی بهروز بدون فروتن هم همچنان در اوج است و به فعالیت خود ادامه می‌دهد. البته زندگی فروتن اثبات نموده که او هیچ گاه تسلیم نشده و نخواهد شد.

زندگی بهروز فروتن پر است از فراز و نشیب‌های بسیار، فرود‌هایی که تنها یکی‌از آن‌ها برای خیلی از ما‌ کافی است که قید زندگی و تلاش را بزنیم و با دوختن آسمان و زمین به‌هم، از بخت بدمان گله کنیم. اما فروتن عاشق تجربه کردن و از نو شروع کردن است. او انسان خوش شانسی نیست. شاید برخی تصور کنند که وی انسان خوش‌شانسی است که به این موفقیت‌ها دست پیدا کرده اما فروتن به هیچ عنوان به شانس و اقبال اعتقاد ندارد. البته با مطالعه سرگذشت وی، ما هم به این موضوع پی خواهیم برد که بسیاری از ما، به مراتب از وی خوش‌شانس تریم.

میراث بهروز

فروتن، بیش از ۴۰۰ لوح و تندیس افتخار داخلی و بین‌المللی دریافت کرده است. او، نخستین سفیر یونیسف در ایران است و در سال ۱۳۸۴ بعنوان قهرمان قهرمانان صنعت غذایی انتخاب و تمبر یادبودی نیز به همین مناسبت در ایران منتشر شده‌است. وی همکار سازمان ملی استاندارد ایران است. او در طول مدت فعالیت خود، بیش از ۹ کنگره ملی صنایع غذایی دایر نموده، مشاور عالی خانه صنعت و معدن، عضو کمیسیون کار و اخلاق اجتماعی اتاق ایران، عضو مجمع خیرین دانشگاه فنی حرفه ای و دانشگاه تهران و دانشگاه شریف، نخستین پایه‌گذار مرکز تحقیقات غذایی ایران و همچنین عضو شورای صنایع غذایی کشور است.

از وی بعنوان کارآفرین نمونه کشور ده‌ها سخنرانی و مصاحبه در نشریات مختلف ایران موجود است. همچنین وی نویسنده چندین کتاب از جمله کتاب همیشه برخاستن و کارآفرینی است که در دانشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. فروتن کتابی را تحت نام کارآفرینی به شیوه بهروز فروتن برای مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف تالیف نمود که مورد استقبال دانشجویان و کارآفرینان ایران قرار گرفت.

بهروز فروتن، نمونه بازر زنده یک انسان موفق است. او اثبات کرد که شانس در زندگی وی نقشی ندارد و هرکاری را که بخواهد، با تلاش و پیگیری به سرانجام خواهدرساند. او موفق شده در این راه افراد دیگری را نیز با خود همراه کند و این یکی از بارزترین خصوصیات انسانهای موفق است. فراز و فرود‌های زندگی از انگیزه و اراده وی نکاسته و حتی موجب الهام او شده است. فروتن یک الگوست. الگویی کامل که به هیچ عنوان بی عیب و نقص نیست. بلکه کاملا مانند یک انسان ناقص است. اما این نقایص سبب شده که وی همواره تلاش کند، بخواهد و بدست آورد. او به راستی الگویی کامل از یک کارآفرین موفق است.

نوشته: فرامرز عیب پوش

اردوان فرهادمشیری

اردوان فرهاد مشیری، در بیست وهشتم اردیبهشت ماه۱۳۳۴ در تهران، دیده به جهان گشود. خانواده وی از خانواده‌های اصیل و فرهنگی بزرگ ایران قبل از انقلاب بودند. پدر وی تحصیلکرده و از پزشکان نظامی ارتش بود و مادرش فرهنگی و نویسنده بود. خانواده مادری وی، صاحب کسب و کار انتشارات بودند و این کسب وکار را بعدها به لندن منتقل نمودند.

اردوان جوان، دوران دبیرستان را در تهران گذراند و برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفت. او تحصیلات خود را در رشته حسابداری در دانشگاه لندن به اتمام رسانید. پس از اتمام تحصیل، به ایران بازنگشت و در لندن، به عنوان حسابدار در یک شرکت خصوصی، مشغول به کار شد. در همین اثنا، انقلاب ایران رخ داد و والدین مشیری، در سال ۵۷ ایران را ترک کردند و به وی پیوستند.

او به سرعت در کارش پیشرفت کرد و مبدل به حسابدار و حسابرسی خبره تبدیل شد. کار در شرکتهای خصوصی بزرگ مانند ارنست اند یانگ، پی.کی.اف و دی لویت، از ا حسابداری مسلط به تجارت روز جهان ساخت. آشنایی او با شریک روس‌اش، موجب شد تا به دنیای تجارت بین اروپا و روسیه وارد شود. با توجه به تخصص مشیری در امور مالی و اعتماد شرکا، وی به سرعت به یکی از مدیران کسب و کار در قلب اقتصادی اروپا تبدیل شد. همچنین اقدام به سرمایه گذاری در روسیه نمود.

این سرمایه گذاری ها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و رونق جهش گونه اقتصاد روسیه، مشیری را به یکی از ثرتمندان اروپا تبدیل کرد. امروزه اردوان مشیری، مالک شرکت‌های متعددی در زمینه انرژی و فولاد در روسیه و انگلستان است.

مشیری علاقه بسیاری به دنیای فوتبال داشت. او پس از تلاش فراوان صاحب بخش بزرگی از سهام باشگاه آرسنال شد. این کارآفرین ایرانی، پس از آن وارد مذاکره با باشگاه اورتون انگلیس شد و موفق شد با فروش سهام خود در باشگاه آرسنال، حدود نیمی از سهام باشگاه اورتون را خریداری کند. در زمان مذاکره مشیری با اورتون، سرمایه داران بزرگ جهان با این باشگاه در حال مذاکره بودن اما نهایتا مشیری موفق شد این سهام را بدست آورد.

مشیری پس از خرید باشگاه اورتون در مصاحبه ای اعلام کرد:”خوشحالم که این فرصت را بدست آوردم تا در باشگاه اورتون سهام داشته باشم. این باشگاه تاریخ غنی در فوتبال اروپا دارد”.

امروزه ثروت مشیری به بالغ بر سه میلیارد دلار می‌رسد. این موضوع مشیری را در زمره پانصد فرد ثروتمند جهان قرار داده است.

مشیری هنوز دارای دو گذرنامه ایرانی و انگلیسی است و به ملیت ایرانی خود افتخار می‌کند. او معتقد است زمانی به ایران باز خواهد گشت و تجربیات خود را در اختیار جوانان ایرانی قرار خواهد داد.

رییس این باشگاه اورتون پس از خرید مالکیت باشگاه توسط مشیری، در مصاحبه‌ای عنوان کرد:”پس از یک تحقیق کامل، عقیده دارم شریک بسیار خوبی برای باشگاه پیدا کرده ایم. در این ۱۸ ماه اخیر فرهاد، دانش فوتبالی او و وضعیت مالی او را شناخته‌ام. هواداری او از تیم، من را متقاعد کرده که او انسان درستی برای حمایت اورتون است”.

مشیری یکی از بزرگترین ثروتمندان ایرانی زنده در جهان است. وی و شریک تجاریش(علی شیر عثمانوف)، شرکت مشترکی را در روسیه و انگلستان اداره می‌کنند.

نوشته: فرامرز عیب پوش

خلیل ارجمند

خلیل ارجمند ارجمند در شهریور سال ۱۲۸۸ در تهران دیده به جهان گشود. خانواده ارجمند از خانواده های بسیار متمول و سرشناس در آن زمان بودند. دنیا آمد. پدر او رحیم و مادرش قدسیه نام داشتند. رحیم ارجمند از مدیران دولتی بود که تا سطح معاونت وزارت پست و تلگراف ارتقاء یافت. رحیم ارجمند رویای مهندس شدن پسرانش را در سر داشت و هزینه های زیادی برای ادامه تحصیل آنها می‌پرداخت. برادران ارجمند جزو دانش آموزان برتر بودند و همواره به تحصیل مشغول بودند. در آن زمان دولت بورسیه های فراوانی برای دانش آموزان ایرانی قرار داده بود تا بتوانند با هزینه دولت به صورت رایگان در دانشگاههای خارجی تحصیل کنند. خلیل ارجمند پس از پایان دوره دبیرستان در بورس اعزام دانشجویان به فرانسه پذیرفته شد و در سال ۱۳۱۵ پس از اتمام تحصیلات و یک سال کارآموزی در یکی از صنایع تولیدی فرانسه، با مدرک مهندسی به ایران بازگشت.

خلیل ارجمند در ۳۳ سالگی

خلیل پس از بازگشت از فرانسه در دانشکده فنی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. در اولین مراحل فعالیتش، در کنار تدریس در دانشگاه، شروع به کار مستقل نمود و پیشنهادات دولتی برای استخدام در دولت را نپذیرفت. توانایی بدنی و فکری و قریحه سرشار، او را آماده کارهای بزرگ و مستقل نمود. مقاطعه‌کاری ساختمان راه‌آهن، یکی از کارهای او بود. مهندس خلیل ارجمند، فردی نبود که در یک جای ثابت، خود را مشغول کند. به تنهایی، اقدام به تهیه ماشین‌آلات مکانیک و آهنگری کرد. او که همواره سودای تاسیس یک کارخانه مهندسی را داشت، به همراه برادرش سیاوش، شرکت ارج را را نزدیک میدان دروازه قزوین در تهران در سال ۱۳۱۶ (یک سال پیش از تاسیس شرکت سامسونگ)با هشت کارگر ساده و در یک کارگاه کوچک بنیان نهاد. نام ارج علاوه بر اینکه یادآور نام خانوادگی خلیل بود، نمایشگر سه کلمه آهنگری، ریخته‌گری و جوشکاری هم بود. با این وجود که این کارخانجات به دست خلیل ارجمند بنیان نهاده شده بود و برادران دیگر او از جمله سیاوش با او همکاری می‌کردند. پس از مرگ برادر سیاوش ارجمند مدیریت کارخانجات صنعتی ارج را برعهده گرفت و این کارخانه را به سرعت گسترش داد. خلیل ارجمند موسس این کارگاه بود و برادرش سیاوش نزد وی به عنوان سرپرست کارگاه مشغول بکار بود.  به تدریج آن را به سه تا شش مغازه وسعت داد. پس از مدتی اندک، محل فعالیت خود را به خیابان شوش (در جنوب شرقی تهران) انتقال داد. اولین کار ارجمند، ساختن در و پنجره و نرده‌های فلزی بود. وی پیشنهادی برای کارهای فلزی انبار قماش به اداره ساختمان بانک ملی داد؛ اداره مذکور از یک مهندس اروپایی، درباره ارجمند نظرخواهی کرد؛ وی ارجمند را جوانی باهوش، ولی بی‌تجربه و فاقد وسایل معرفی کرد. بانک ملی در مهرماه ۱۳۱۷، تصمیم گرفت گلخانه ای درست نماید. اولین تجربه ارجمند در این زمینه، شاهکار تناسب و زیبایی، سبکی، ارزانی و استحکام بود. کارخانه بزرگی تأسیس کرد. اساس صنعت موتور برق، تولید سیم های نازک و عایقدار بود.

خط تولید ارج در دهه ۴۰ شمسی

وی برای اولین بار، سیم‌های مسی قطور را به سیم های نازک تبدیل کرد. برای این کار از خراسان، کرمیت می‌آورد و سیم‌های نازک را، از طریق ماشین مفتول‌سازی تولید می‌کرد. او پس از چند ماه مطالعه، روشی برای عایقدار کردن سیم‌ها پیدا کرد. سرانجام، سیم‌های عایق‌دار نازکی به بازار آمد که برای هزاران موتور، کارخانه و دینام‌های وسایل نقلیه، به کار می‌رفت. وی همین سیم‌ها را در دستگاه ترانسفورماتور جوشکاری به کار می‌برد. بزرگترین شاهکار صنعتی ارجمند، ساخت مجموعه تلمبه‌های الکتریک بود که ۱۰۰% در کارخانه وی تولید می‌شد. لاستیک اتومبیل از دیگر وسایلی بود که وی دو سال بر روی آن کار کرد. با اشغال کشور (شهریور ۱۳۲۰) راه‌های تجاری محدود شد. همین مسئله، باعث گسترش فعالیت ارج گردید و تقاضا برای خدمات و تولیدات وی به شدت افزایش یافت؛ کارگاه و دفتر، برای فعالیت وی کافی نبود. در همین زمان شریک و مدیر دقیقی به نام مهندس اکبری به ارج آمد. ارجمند در اردیبهشت ۱۳۲۱ نواحی شرق تهران، بیرون دروازه خراسان، کارخانه بزرگی تاسیس کرد و ارج به آن مکان انتقال یافت.

او به سرعت توانست کارخانه ارج را به یکی از کارخانجات بزرگ تولیدی لوازم خانگی کشور بدل کند و این شرکت به سرعت توسعه یافت. در اواخر پاییز سال ۱۳۲۳ خلیل در اوج موفقیت بود و در حال گسترش صنعت و بزرگ کردن کارخانجات خود بود. او همواره علاقه داشت با مهندسین خود همکاری کند و عادت به نشستن پشت میزها نداشت. سرانجام در ۳۰ مهر ۱۳۲۳ به قصد سرکشی، وارد چاه آبی شد که به دستور وی در نزدیکی کارخانه برای احداث یک رختشویخانه عمومی حفر کرده بودند. هنگام ورود به چاه، بندهای کابل دستگاه بالابر در محل اتصال به جعبه پاره شد و ارجمند به عمق ۳۶ متری سقوط کرد؛ در حالی که هنوز، جوانی ۳۴ ساله بود.

به مناسبت درگذشت وی، کانون مهندسین ایران با ریاست غلامعلی فریور در ۹ آبان جلسه‌ای تشکیل داد و مهندس بازرگان در آن به سخنرانی پرداخت. از نظر مهندس بازرگان، شخصیت ارجمند نشانه‌ای از آثار قدرت احسن الخالقین بود که خداوند با خلقت او بهترین آفرینندگان خود را به نمایش گذاشت: ارجمند اگرچه فعال و مولد ثروت بود، ولی در بند جاه و مال نبود. خودخواهی را کنار گذاشته، خیر عموم و سعادت میهن را طلب می‌نمود. در کارخانه با کارگران با نهایت جوانمردی رفتار می‌کرد. در دانشکده فنی تهران و کانون مهندسین در سخاوت و بلند همتی بر همه، پیشدستی می کرد. دوستی با وفا و همکاری باصفا بود. با وجود همه توانایی‌ها تکبر و خودستایی نداشت و در بند تظاهر و تبلیغ نبود. وی مرد عمل و آیینه اخلاق بود. وی در عمر ۳۵ ساله خود برابر ۳۵۰ سال عمر، کار کرد و خدمت به خلق خدا نمود.

با وجود اینکه کارخانه ارج در سال ۱۳۱۶ پایه‌گذاری شد، فوت خلیل ارجمند در طی ده سال، اثر منفی در توسعه این واحد داشت در این مدت، پدر و همسر خلیل، مسئولیت اداره آن را بر عهده داشتند و دو برادر وی مشغول تحصیل بودند. برادرش، مهندس اسکندر ارجمند (متولد ۱۳۰۳) پس از اخذ مهندسی از دانشگاه فنی تهران، به آمریکا رفت و در زمینه سیستم گرمایش مرکزی و تهویه مطبوع در یکی از دانشگاه‌های دولتی آنجا ادامه تحصیل داد. پس از بازگشت به ایران، مدیریت کارخانه ارج را به عهده گرفت. کارخانه در سال ۱۳۳۷ با مدیریت او و برادر دیگرش سیاوش ارجمند اداره می‌شد. کارخانه در این سال با همکاری سه کارشناس فرانسوی و سوئدی، ۴۰ مهندس و کارمند و ۶۰۰ کارگر فنی اداره می‌شد‌. در سال ۱۳۳۷، مساحت آن یک هکتار بود و ۱۰ سالن بزرگ، کارگاه‌های آن را تشکیل می‌داد. این کارخانه، اقدام به ساخت سقف فلزی برای ساختمان تربیت بدنی پارک شهر کرد. ابعاد این ساختمان، ۶۰۳ متر در ۳۸ متر بود. کارخانه در این سال ۸۰۰ تن آهن را به ابزارهای مختلف تبدیل کرد و برای ارائه خدمات فنی در زمینه تلمبه‌های برقی و برخی محصولات صنعتی، اقدام به تأسیس مرکز فنی تعمیرات کرد. بعدها نیز کارخانه‌ای برای نصب سیستم‌های مرکزی ساخت. همچنین سرمایه‌گذاری در کارخانه آلومتک و ساخت انواع پروفیل آلومینیوم و کابل‌های آلومینیومی در قزوین به توسعه واحدهای صنعتی خود پرداخت. وی تا سال ۱۳۵۷ علاوه بر اداره کارخانه و فعالیت‌های صنعتی، در دانشگاه نیز تدریس می‌کرد. تعدادی از فعالان اقتصادی، واحدهای صنعتی وابسته به ارجمند را یکی از مدرن‌ترین و علمی‌ترین بنگاه های تولیدی ایران در پیش از انقلاب توصیف شده است.

مهندس سیاوش ارجمند (متولد ۱۳۰۷) تحصیلاتش را در دبستان خرد، دبیرستان شرف و دانشکده فنی دانشگاه تهران با رتبه اول به پایان رساند. سپس در رشته برق دانشگاه مونیخ ادامه تحصیل داد. پس از پایان تحصیلات، مدتی در کارخانجات انگلستان و زیمنس آلمان به تکمیل معلومات عملی و نظری خود پرداخت و از سال خلیل ارجمند ۱۳۳۴ مدیریت ارج را بر عهده گرفت. او به زبان انگلیسی و آلمانی تسلط کامل داشت.

این کارخانه در دهه چهل به کیلومتر ۵ جاده مخصوص کرج، انتقال یافت و زمینی حدود ۱۷۰۰۰ متر در نزدیکی میدان آزادی فعلی در کیلومتر ۵ جاده مخصوص کرج خریداری کرد. در آن زمان این کارخانجات ۹۰ هزار متر فضای تولیدی داشت و اولین تولید کننده لوازم خانگی در ایران بود. و در سال ۱۳۵۲ در بورس پذیرفته شد. ظرفیت بهره‌برداری آن در اواخر اردیبهشت ۱۳۵۴ به ۴۵۴ هزار و ۱۰۰ دستگاه از انواع لوازم خانگی رسید. این شرکت بالغ بر ۲۳۰۰ پرسنل داشت و سرمایه آن پانصد و پنجاه میلیون ریال در اوایل دهه پنجاه بود. کل کارگران مشغول در واحدهای صنعتی ارجمند پنج هزار نفر بودند. دکتر منوچهر گودرزی از مدیران برجسته سازمان برنامه و بودجه (مدیریت و برنامه‌ریزی)، در دهه پنجاه مدیرعامل کارخانه ارج شد. در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ فروش ارج، از ۱۸۳۶ میلیون ریال به ۲۱۲۷ میلیون ریال و سپس به ۳۶۸۷ میلیون ریال؛ یعنی حدود دو برابر افزایش داشت. سود شرکت پس از کسر مالیات نیز از ۱۹۴ میلیون ریال به ۳۷۷ میلیون ریال افزایش یافت.

از نظر سیاوش ارجمند، راه رسیدن به پیشرفت و توسعه اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی ماهر است. زمینه‌های آموزش از طریق دبستان تا دانشگاه، محیط کار، مشارکت اجتماعی و کوشش‌های فردی فراهم می‌شود. تغییر دائم تکنولوژی، نیازمند آموزش و مهارت‌های تازه است. زندگی ماشینی امروز و تکنولوژی به وسایل فنی جدید وابسته است. بر اساس همین باور، مدیران کارخانه در جذب نیروی کارآمد و آموزش کارکنان خود می‌کوشیدند. مدیران صنایع، نشست مشترکی با وزیر کار و امور اجتماعی داشتند که موضوع آن، مشکلات واحدهای صنعتی خصوصاً مسائل کارگران بود. سیاوش ارجمند، مشکلات عمده را کاهش در بهره‌وری، مرغوبیت و مقدار تولید صنایع بزرگ ارزیابی می‌کرد و علل آن را سه عامل می‌دانست: ۱- ماده ۳۳ قانون کار و طرز اجرای آن؛ ۲- آیین‌نامه انضباطی مربوط به نیروی کار؛ ۳- نحوه اجرای قانون سهیم شدن کارگران در سود ویژه کارگاه ها.

ارجمند در توضیح این مسئله گفت: علاقه کارگران به اخراج از کارخانه برای گرفتن خسارت اخراج و نحوه بررسی شکایات کارگران در کمیسیون‌ها و دادگاه‌ها باعث اتلاف وقت و کاهش راندمان کار می‌شود. تقاضای بالا برای نیروی کار ماهر و نقص قانون، سبب جذب شدن همین کارگران اخراجی در کارخانه های دیگر می‌شود؛ در نتیجه، جابه‌جایی گسترده نیروی کار (بین ۲۰ تا ۳۰ درصد) صورت می‌گیرد؛ همچنین نحوه پرداخت بیمه بیکاری، یکی دیگر از عوامل خروج نیروی کار است. نحوه پرداخت بهره‌وری به کارگران، بدون توجه به بالا رفتن کیفیت و مقدار تولید نیز به زیان واحدهای تولیدی منجر می‌شود.

کارخانه ارج برای جذب نیروهای فنی، آزمون برگزار می‌کرد تا به این وسیله نیروهای کارآمد را جذب نماید. کارخانه ارج در طی دهه سی تا پنجاه، چندین مدل بخاری نفتی و گازی، کولر آبی، ماشین لباس شویی، یخچال و فریزر از مدل ۱۰ تا ۱۷ فوت تولید کرد. محصولات آن در کشورهای خاورمیانه نیز دارای شهرت و اعتبار بود. او در سال ۱۳۵۲ همچون بسیاری از صاحبان صنایع (مثل برخوردار، تفضلی، آزمایش و…) در تأسیس بانک شهریار به عنوان عضو هیئت مدیره، مشارکت داشت. سیاوش ارجمند در سال ۱۳۳۷ با هایده مستوفی ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر به نام لیلا شد.

میراث خلیل ارجمند

ارجمند قبل از مرگش وصیت کرده بود، مبلغ صد هزار ریال در اختیار مهندس ریاضی (رئیس وقت دانشکده فنی) قرار دهند؛ تا از آن برای امور تعاونی دانشجویان استفاده شود. این مبلغ در سال ۱۳۵۱ به سه میلیون ریال رسید. شورای کتاب کودک، پلاک‌های یادبودی از نویسندگان کودک در سال ۱۳۵۳ تهیه کرد که به وصیت خلیل، سیاوش ارجمند هزینه آن‌ها را پرداخت. او در کنار فعالیت‌های صنعتی، به وضعیت مسکن کارگران نیز توجه داشت. با توجه به روحیات خلیل، سیاوش ارجمند همواره برای خود و برادرش در امور خیریه شرکت داشت و همواره از این امور استقبال می‌کرد.

در دی ماه ۱۳۴۹ کارخانه ارج به همراه کارخانه صنعتی بهشهر (متعلق به خانواده لاجوردی) و سپنتا (متعلق به فریدون فلفلی و مهربان) طرح تأسیس خانه‌های سازمانی برای کارگران را به اجرا درآورد؛ اجاره‌بهای این خانه‌ها تا زمان اشتغال در کارخانه، کم بود. وزارت مسکن و کار نیز با اعطای هفتاد و دو هزار متر زمین و تهیه نقشه ساختمان در منطقه قلعه سلیمان‌خان به این سه کارخانه کمک کرد. این خانه‌های سازمانی اداری ساختمان‌های چهار طبقه بود و هر بلوک، ۲۸ واحد آپارتمان دوخوابه ۷۸ متری داشت.

کارخانه ارج همچنین اولین واحد تولیدی بخش خصوصی بود که از مددکاران اجتماعی برای کمک به کارکنان خود بهره گرفت. در واقع گردانندگان ارج به این اصل ایمان داشتند که با افراد تأمین‌شده، سرزنده و بانشاط بهتر می‌توان کار کرد و انتظار محصول بیشتری داشت. بنابراین به خوبی از وجود مددکاران اجتماعی را در کارخانه پذیرا شدند. بعد از آن در شرکت نفت، روغن نباتی شاه‌پسند (شرکت صنعتی بهشهر) و قو، مددکاران اجتماعی استخدام شدند.

سیاوش ارجمند در نهادهای صنفی حضوری فعال داشت. وی در دهه چهل، عضو اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران بود. همچنین در دهه پنجاه از مؤسسان و اعضای هئیت مدیره سندیکای صنایع فلزی و لوازم خانگی بود. (دوره اول تا سوم) (۲۰) در ۲۶ مرداد ۱۳۵۶ چهل نفر از مدیران بخش خصوصی به عنوان مشاور وزیر بازرگانی به طور رایگان با او همکاری داشتند. سیاوش ارجمند رئیس کمیته صنایع و دکتر سادات تهرانی رئیس کمیته سیاست اقتصادی به همکاری با یک سازمان دولتی پرداختند.

کتاب سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران به تفصیل به زندگی خلیل ارجمند پرداخته است

پس از آن، کارخانه ارج، به یک شعبه برای تأمین نیازهای بانک ملی و ارجمند به عنوان مهندس و حلال مشکلات این اداره تبدیل شد. کارخانه ارج، بزرگ‌ترین طاق نصرت را برای مراسم عروسی محمدرضا پهلوی ولیعهد ساخت. این طاق نصرت در محل ورودی بانک ملی نصب شده بود. کارخانه او اقدام به ساخت پنجره‌های فلزی گردان و سردرهای مشبک در شهرهای اهواز، گرگان، اصفهان و شیراز نمود. درهای فلزی ساختمان بیمه و تعاونی مصرف کارکنان شرکت را نیز در همین سال‌ها ساخت. تهیه سیم دینام و لاستیک اتومبیل از دیگر تولیدات کارخانه ارج بود.

این کار در سال‌های اشغال ایران در جنگ جهانی دوم صورت گرفت، آن هم در شرایطی که با گرانی لاستیک و احتیاج عمومی، انجام آن، محال به نظر می‌رسید؛ اما کارخانه ارج به انجام آن توفیق یافت. ماشین های جوشکاری، توربین آبی برای آسیاب و دستگاه مولد برقدهی نیز از دیگر تولیدات آن بود. تولید مبل و صندلی‌های آمفی تئاتر و کلاس‌های دانشگاه نیز به وی سپرده شد. همچنین، دو دستگاه تلمبه انتقال آب گرم برای گرمایش مرکزی بانک‌های ملی شعبه انزلی و گرگان ساخت. دستگاه تهویه و شوفاژ نیز برای گرمایش مدارس درست کرد؛ به دنبال آن، اقدام به نصب سیستم گرمایش و تهویه مطبوع بیمارستان فارابی نمود.

بدون شرح!

به دنبال تشدید مشکلات تولید در اولین کارخانه تولید لوازم خانگی کشور، کارخانجات صنعتی ارج در سال ۹۷ (درآن سال، سامسونگ به بزرگترین تولید کننده تلفن همراه و مانیتور در جهان بدل شده بود)، رسما تعطیل و ماشین آلات کهنه این کارخانه و مواد اولیه و هر گونه دارایی آن هم به مزایده گذاشته شد و فروخته شد. پس از ۸۰ سال فعالیت برند قدیمی ارج که در نظر مردم ایران حقیقتا ارجمند بود، از میان رفت و برای همیشه به تاریخ سپرده شد. خلیل ارجمند در منابع تاریخی به عنوان یکی از چهره‌های اقتصادی بهائی در حکومت پهلوی یاد شده است که به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب اسلامی مطابق قانون، اموال خانواده ارجمند نیز مصادره می‌شود.

مقایسه سامسونگ و ارج

با توجه به اینکه سامسونگ یک سال بعد از گروه صنعتی ارج (یعنی در سال ۱۹۳۸ ) تاسیس شد، بسیاری از کارشناسان ایرانی اعتقاد دارند که زمانی که این شرکت در حال صادرات به خاورمیانه و خاوردور بود، سامسونگ حتی تولید لوازم خانگی خود را شروع نکرده بود. البته که چنین است اما شرایط کره جنوبی و نوع ساختار اداری و صنعت محور این کشور با کشور ما بسیار متفاوت است. بعلاوه اینکه اگر کتاب سنگفرش خیابانها از طلاست خاطرات موسس شرکت دوو (کیم وو چونگ)، را مطالعه کنیم، در خواهیم یافت که در دهه هفتاد رئیس جمهور وقت که از حزب حاکم بود تصمیم گرفت کره جنوبی را به یکی از غولهای صنعتی جهان تبدیل کند تا ارزش اقتصادی این کشور به حدی باشد که کره شمالی از ترس قدرتهای جهانی، جرات حمله مجدد به شهرهای این کشور را از سر بیرون کند. او سلاح اقتصادی را برای مبارزه با کره شمالی انتخاب کرده بود. بنابراین به ۱۰ نفر از مدیران شرکتهایی که تازه تاسیس بودند ولی ظرفیت بزرگ شدن را داشتند (از جمله کیم وو چونگ و لی بیونگ چول و هشت نفر دیگر از جمله مدیر گلداستار که امروزه به عنوان ال.جی شناخته میشود)، دعوت کرد تا در جلسه‌ای برنامه های خود برای ابر شرکت شدن را بیان کنند و به ایشان رانتهای صادراتی، معافیت ۱۰ ساله مالیاتی و وامهای کلان بدون بهره اعطا کرد. حتی کیم وو چونگ در خاطراتش عنوان کرده که این وام شرکت او و شرکت چول را متحول کرد. اقساط این وام کاملا بدون بهره بوده و سه سال تنفس پرداخت داشت. بعد از اتمام این دوره ۱۰ ساله این شرکتها میبایست سهم تعیین شده از صادرات را میداشتند و همچنین موظف به پرداخت مالیات به دولت بودند تا درآمد دولت از درامد افزایش داده شده این شرکتها، تامین شود. کیم وو چونگ ۲۰ سال بعد به دلیل عدم شفافیت مالیاتی (در دوره بعداز اتمام رانت)بازداشت شد و شرکت خودروسازی دوو توسط جنرال موتورز توسط و شرکت دوو الکترونیکس ابتدا توسط گروه صنعتی انتخاب و سپس توسط هلدینگ دانگ بو خریداری شد.

ساختمان سامسونگ در سال ۱۹۳۹

شرکت سامسونگ (به کره ای به معنای سه ستاره)، توسط لی بیونگ چول به عنوان یک شرکت بازرگانی تأسیس شد و بیشترین حجم کاری خود را بر صادرات ماهی، میوه و سبزی به چین قرار داد. طی یک دهه، با رشدی بسیار سریع، سامسونگ به یکی از ۱۰ شرکت بزرگ کره تبدیل شد. در سال ۱۹۶۹ شرکت سامسونگ الکترونیک به عنوان یک شرکت تابعه در گروه سامسونگ متولد شد. این شرکت در دهه ۱۹۷۰ با سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین، صنایع شیمیایی و پتروشیمی و کشتی‌سازی، راه صنعتی شدن را در پیش گرفت.

در ۱۹۷۳ دومین برنامه ۵ ساله مدیریت این شرکت اعلام و گذار از مرحله تولید و تجارت مواد اولیه به ساخت محصول نهایی، هدف اصلی این گروه اعلام شد. در دهه ۱۹۷۰ شرکت سامسونگ آنچنان توسعه پیدا کرد، که شرکت‌های صنایع سنگین، پتروشیمی، کشتی‌سازی و ابزارهای دقیق سامسونگ یکی پس از دیگری تأسیس گردید و اولین صادرات صنایع الکترونیک این گروه نیز از سوی سامسونگ الکترونیک صورت گرفت. محصولات این شرکت در دهه ۱۹۸۰ توانستند به بازارهای جهانی راه یابد.

در سال ۱۹۸۷ با درگذشت لی بیونگ-چول، پسر او لی کان هی مدیریت گروه را برعهده گرفت. لی کان-هی یک سال بعد برنامه توسعه دوم گروه سامسونگ را در شرکت به راه انداخت. این برنامه شامل بر تجدید ساختار کسب‌وکار قدیمی و تبدیل شرکت به یکی از ۵ شرکت برتر الکترونیک و شرکتی در کلاس جهانی بود.

یکی از ساختمانهای سامسونگ در سال ۲۰۱۸

در دهه ۱۹۹۰ تغییرات بسیار زیادی در این شرکت شکل گرفت. این دهه را می‌توان دوران مدیریت نوین در سامسونگ دانست. در این دوران شعار اول کیفیت انتخاب و تبلیغ شد. در این دوره، ۱۷ محصول مختلف نظیر نیم‌رسانا، نمایشگرهای رایانه و  البته موبایل در بازار جهانی تولید شد و در برخی از آن‌ها نظیر نمایشگرهای ال‌سی‌دی به مقام اول جهانی دست یافت. هم‌زمان، علاوه بر جهت‌گیری به سمت بکارگیری شش سیگما و تولید محصول کیفی، کیفیت کارکنان نیز مورد توجه قرار گرفت. از ابتدای قرن بیست و یکم، حرکت به سمت دوران دیجیتال برای این شرکت تشدید شد. زمانی که گوشی های تلفن همراه سامسونگ به بازار راه یافتند، هیچ کس از آنها استقبال نکرد. در سه سال اول تولید این گوشی ها با زیان همراه بود اما مدیر شرکت سامسونگ(لی کان هی)، معتقد بود که دنیای آینده دنیای دیجیتال و تلفن همراه است. او تحقیقات زیادی درباره موفقیت نوکیا انجام داد و همواره در حال تقلید کارهای بیل گیتس و استیو جابز بود. به گونه ای که هرگاه محصول جدیدی از کارخانه اپل معرفی میشد، هون تعداد زیای از آنها را برای تحقیقات و بررسی کارایی خریداری میکرد. سامسونگ در سال ۲۰۱۱ تولید ال سی دی را به گونه ای با همکاری شرکت ال جی برای برتری بر شرکتهای غربی با ال ال جی به توافق رسید و با همکاری شرکت هیوندای  به یکی از بزرگترین غولهای تلفن همراه بدل شد. فناوری در سامسونگ به گونه ای پیشرفت کرد که دیگر مشخص نبود اپل از سامسونگ کپی برداری میکند یا سامسونگ از اپل. با تاسیس شرکت فاکسکان در چین و تولید گسترده اپل در چین، سامسونگ بسیاری از قطعاتاولیه اپل را تامین کرد. یک بعد از تعطیلی کارخانجات صنعتی ارج(سال۹۷)، سامسونگ عنوان بزرگترین شرکت تولید کننده مانیتور و تلفن همراه در جهان را به خود تخصیص داد. سامسونگ همچنین جزو برترین شرکتهای تولید لوازم خانگی در جهان است و در تمام شهرهای جهان لوازم خانگی سامسونگ حضور دارد.

نوشته: فرامرز عیب‌پوش

منابع و ماخذ:

  • سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران/فریدون شیرین کام و ایمان فرجام‌نیا
  • بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
  • مجله صنعت، نشریه کانون مهندسین، شماره ۴ و بهمن ۱۳۲۳
  • خاطرات وحید، شماره ۱۳، آبان ۱۳۵۱
  • مجله اتاق بازرگانی تهران، شماره ۶۹ و ۷۰، مرداد ۱۳۳۷
  • مجله اطلاعات