سعید سعادت

سعید سعادت در سال 1332 درشهر قم دیده به جهان گشود. در دوران دبیرستان به دلیل علاقه بسیار زیادی که به دروس ریاضی داشت و بسیار هم موفق بود، معمولا به دانش آموزانی که در این دروس ضعیف بودند کمک کرده و به آنها درس می‌داد. در بین کودکانی که به آنها درس می‌داد دانش آموزی بود که 9  تجدید از دروس اصلی و از جمله دروس ریاضی آورده بود. با برنامه ریزی و کمک هایی که به او کرد با نوی رات خوبی قبول شد و باعث تعجب خانواده و دوستان خود شد. از همان زمان متوجه توانایی خود در کار تدریس و آموزش شد و اینکار را به طور جدی تر دنبال کرد تا جائیکه به عنوان مدرس مجرب و توانمند شهرت پیدا کرد. تقریبا از همان زمان ها به بعد تدریس به عنوان یک فعالیت اقتصادی که به آن علاقه بسیار زیادی هم داشت، وارد زندگی وی شد و قسمت مهمی از وقت وی علاوه بر تحصیل صرف مطالعه و تدریس شد.

در دوره دانشگاه بیشتر متقاضیان، داوطلبان کنکور و به خصوص در زمینه فعالیت کاری وی داوطلبان کنکور برق و مکانیک بودند، از طرف دیگر علاوه بر تدریس به کار تالیف و ترجمه کتاب مشغول شده بود و در سالهای آخر دانشگاه اولین کتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال را برای داوطلبان کنکور تالیف کرد. از آن زمان تا به حال بیش از 30 سال در زمینه آموزش به فعالیت مشغول است. در طی سالها آموزش و تحلیل نقاط قوت و ضعف آموزش در ایران یکی از مهم ترین دغدغه های وی بوده است و تقریبا روزی نیست که بدون تفکر و دل نگرانی در زمینه آموزش گذرانیده باشد وی تحصیلات خود را در رشته متالورژی دانشگاه صنعتی شریف در سال 1355 به اتمام رساند.

عشق به تدریس و آموزش و شناخت توانایی در این زمینه، وی را بیش از پیش به امر آموزش علاقه مند می‌کرد. با افزایش تعداد متقاضیان آموزش و داوطلبان تحصیل در دانشگاه ها، نمی توانست جوابگوی بسیاری از متقاضیان و داوطلبان باشد، لذا به این فکر افتاد که موسسه آموزشی داشته باشد که هم بتواند به فعالیت های آموزشی خود بپردازد و هم نیاز و حجم درخواست های داوطلبان را پاسخگو باشد، به این ترتیب کار را با راه اندازی آموزشگاه کنکور برای دوره های فوق دیپلم به لیسانس، که در آن زمان متقاضیان فراوانی هم داشت، شروع کرد و نتایج بسیار بهتری از تجارب آموزشی خود به دست آورد. کار در حجم وسیع تر تجربیات بهتری در زمینه آموزش نصیب وی می‌کرد و شناخت بیشتری از نیاز های متقاضیان و داوطلبان فراهم می‌کرد.

با افزایش حجم تدریس و کلاسها نیاز های بیشتری احساس می شد وکم کم کار توسعه می یافت. کار ساده ای نبود ولی علاقه فراوان وی به توسعه آموزش باعث می شد که در شناخت نیاز ها و تحلیل مشکلات مرتبط با آن فعالیت کرده و زمینه های توسعه کار را فراهم کند.

گاه برای حل یک مسئله پیچیده ریاضی ، روزها وقت می‌گذاشت تا بتواند آنرا با راه حلی که خود می‌خواست حل کند و تا خود به جواب درست نمی‌رسید دست بردار نبود و به این سادگی ها کنار نمی‌کشید. و با رسیدن به جواب درست احساس رضایت وصف نشدنی تمام وجودش را فرا می گرفت و خستگی را از تنش بیرون می‌کرد.

سعادت شراکت برای تاسیس آموزشگاه را با یکی از دوستان دوران دانشگاهی که در رشته برق و الکترونیک درس می‌خواند شروع کرد و بخش عمده ای از سرمایه اولیه را خودان با پول هایی که از تدریس به دست می آوردند فراهم شد. این دوشریک برای اولین بار ” مجتمع فنی تهران”، را تاسیس کردند. در ابتدای فعالیت و شروع کار در موسسه هر دو، حدود 10 تا 12 ساعت تدریس می‌کردند. اشتراک عقیده و روحیات مشترکی که داشتند باعث می شد خیلی زودتر به خواسته های خود برسند. این ارتباط تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است. با همراهی یکدیگر زمینه ای فراهم شد تا در مدت زمان کوتاهی به دلیل افزایش تعداد متقاضیان و داوطلبان از مدرسین دیگر استفاده کنند و کار وفعالیت خود را توسعه دهند. با عوض شدن مدل کار و توسعه فعالیت ها ایده های جدید تری به ذهنشان می‌رسید که استفاده از این ایده ها نیز به توسعه کار کمک می‌کرد.

کار تکراری و یکنواخت وی را خسته می کند ، با وجود اینکه در زمینه آموزشی و فرهنگی فعالیت می‌کرد، اما نمی توانست همیشه فعالیتی یکنواخت داشته باشد، لذا تصمیم گرفتند که آموزش در زمینه برق و الکترونیک و تعمیر رادیو و تلویزیون را به آموزش‌هایشان اضافه کنند و به همین انگیزه برای اولین بار لابراتوارهایی که مجهز به وسایلی برای آموزش های عملی در این زمینه بود را راه اندازی کردند، چون به این باور رسیده بودند که دانش آموزان و داوطلبان باید در محیطی واقعی مهارت های مورد نیاز و مربوطه را فرا بگیرند.

برای این کار هم در آن زمان هزینه های فراوانی کردند و حتی برخی اوقات ناچار شدند از دیگران قرض بگیرند، که البته به دلیل حسن اعتبار و شهرت در کار این کار عملی شد. با این کارها و به دلیل جوان بودن و نوآوری در شیوه آموزش هایشان عده ای از رقبا اعتقاد داشتند که ” آنها جرقه هایی هستند که به زودی روبه خاموشی خواهیم رفت” . که البته این گونه نشد و بسیار هم موفق شدند و در آن زمان هیچ موسسه ای کار با این شیوه و این کیفیت را انجام نمی داد. خود این مسئله باعث رونق گرفتن بیشتر فعالیت های آموزشی ما شد. این موفقیت علاوه بر دلگرمی بیشتر ما در فعالیت های آموزشی ، درس های فراوانی به ما داد. ما در زمینه مسائل آموزشی و توسعه کارشان سعی می‌کردند نیاز جامعه را در نظر بگیرند ، هر چند که این کار به راحتی انجام نمی‌شد، اما چون تنها مسائل مالی برایشان مطرح نبود و در کنار آن مسائل و نیاز جامعه و رسیدن به اهداف آموزشی برایشان در اولویت قرار داشت توجه آنها را به این موضوع جلب کرد که آموزش کامپیوتر، از نیاز های جامعه است و می‌تواند در آینده نه چندان دور پاسخ گوی نیاز های بسیاری از افراد باشد.

نو بودن این رشته و علاقه ما به فعالیت در این زمینه باعث شد که آموزش و فعالیت های آموزشی در این زمینه را توسعه دهند و برای اولین بار در همین زمینه کتاب ms-dos را به صورت کتاب ترکیبی با کتاب کار ویتشر کردند. این کتاب حدود 2 میلیون نسخه فروش داشت، که نشان دهنده نیاز و علاقه جامعه بود. انتخاب عنوان کتاب و ترکیب مطالب آموزشی با کتاب کار هم از نظر موضوع و هم از نظر سبک کار و روش آموزش روش نو و تازه ای بود. این شرکا که از ابتدا توجه به مشتریان و نیاز آنها را سرلوحه کارشان قرار داده بودند برنامه ریزی های وسیع تری را در این زمینه انجام دادند.

سعادت، با توسعه فعالیت های آموزشی و کاری، تصمیم گیری های لازم را در هیئت مدیره مطرح می‌کرد و با ایده ها و نظرات جمعی برنامه های آموزشی و فعالیت های مرتبط با آن را توسعه دادند. به اعتقاد وی اگر سازمان را به یک کشتی و مدیر سازمان را به ناخدا تشبیه کنند ، این ناخدای کشتی است که افراد را در مسیر درست هدایت می کند و اگر حتی فردی از خدمه این کشتی کار را به درستی انجام ندهد باز این ناخدا است که می‌تواند کشتی را به مقصد درست هدایت کند. به همین علت ما نیز توانستیم با انتخاب نیروها و هدف گذاری های درستی که داشتند ، افراد کارشناس ومتخصص در زمینه های مختلف و با تخصص های مورد نیاز را جذب کنند ، که همگی آنها با عشق و گذشت و فداکاری برای رسید به اهداف آموزشی مجموعه را یاری می‌کنند.

سعادت همواره سعی کرده نیرو هایی را به همکاری دعوت کند که اهداف و انگیزهای کاری مشابهی با او را دنبال کنند و تنها منافع مادی برای آنها مطرح نباشد. یکی از عوامل موثر در موفقیت فعالیت سعادت و همکارانش، استفاده از نیروها و افرادی است که به جز انگیزه های مالی مسائل بالاتر و مهم تری دغدغه زندگی آنها است و تنها به مادیات فکر نمی‌کنند. استفاده از نیروهای خلاق و خوش فکر با انگیزه های بالا و دارا بودن روحیه کاری در زمینه های آموزشی از جمله مسائلی بوده است که در مسیر توسعه فعالیت ها به آن توجه شده است.

نو بودن موضوع و توجه به روش های استاندارد آموزش در این زمینه و در نظر گرفتن نیاز متقاضیان آموزش در این زمینه باعث شد که در برنامه ریزی ها و جهت گیری هایشان توجه بیشتری به مشتریان و نیاز آنها بکنند. از طرف دیگر برقراری ارتباط موثر با نهادهای آموزشی مطرح کشور و حسن شهرت در پاسخ گویی به نیاز های آموزشی آنها باعث می شد که به عنوان یکی از پیش رو های آموزش در این زمینه مطرح باشند. توجه به استاندارد های آموزشی ودوره های بین المللی رسمی آموزش کامپیوتر و فن آوری اطلاعات و ارتباطات و فعالیت در این زمینه نیز از عوامل موفقیت در این زمینه بود. برای اولین بار در ایران با همکاری کارشناسان و همکاران صاحب نظر در زمینه فن آوری اطلاعات و ارتباطات موفق شدند تا نقشه راه یک فرد در مسیر برنامه ریزی و تحصیل در علوم مختلف کامپیوتری را ترسیم کنند. سعی مجتمع فنی تهران همواره توسعه کیفی و رعایت استاندارد‌های بین‌المللی در آموزش و توسعه فعالیت ها در این زمینه بوده است.

به این دلیل که سرمایه گذاری و فعالیت در زمینه مسائل آموزشی و فرهنگی در دراز مدت به جواب می رسد. درک این موضوع باعث می شود تا در برنامه ریزی و توسعه کار صبر وشکیبایی به خرج دهند و انتظار معجزه نداشته باشند. شناخت درست هدف و برنامه ریزی و هدف گذاری صحیح از عواملی است که باعث می شود مشکلات و فراز و نشیب های مسیر کار کمتر شده و یا از میان برداشته شود. توجه به به کیفیت آموزش و حفظ آن در مسیر توسعه فعالیت های آموزشی باعث شده است که وی کیفیت را به عنوان اصل مهم در موفقیت و حل مشکلات و مسائل مسیر کار سر لوحه کار ها قرار دهد.

توصیه سعادت به جوانان این است که “به خدا توکل داشته باشند ، و در کارهایشان عجول نباشند. نمی توان یک شبه ره صد ساله را طی رفت. سعی کنند در کارهایشان به نیازهای مردم اهمیت بدهند ، چونکه رضایت مردم باعث رضایت خداوند و خشنودی خداوند علاوه بر اجر معنوی باعث رونق گرفتن کار ها و هموار شدن راه ها می شود. به گمان وی قضاوت صحیح در زمان کار و سعی و تلاش برای انجام درست کار عامل مهمی در موفقیت کاری است . جوانان باید برای رسیدن به هدف هایشان نیز تلاش زیادی بکنند و مطمئن باشند که با سعی و تلاش و توجه به نیاز مردم و همینطور توکل بر خداوند در کار ها و طلب توفیق از او انجام بسیاری از کارهایی که در نظر دیگران غیر ممکن و یا دشوار جلوه می کند ، راحت خواهد شد. شروع خلاقانه و بدنبال تامین نیاز و کیفیت کار برای مشتریان بودن با عث خواهد شد که بدون تردید موفق شوند ، حتی اگر در این راه چند بار شکست بخورند.”

سعید سعادت، یکی از موفق ترین نمونه های کارآفرینی در کشور ماست. بنیان گذاری مجتمع فنی تهران از مهم ترین فعالیت های آموزشی اوست. همچنین تاکنون چاپ بیش از 600 عنوان کتاب در 30 شاخه مدیریت ، برنامه ریزی ارتباطات ، آموزش های مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات در زیر مجموعه های سخت افزار و نرم افزار ، شبکه ، گرافیک رایانه ای و ict کودک و نوجوان و icdl از فعالیتهای موفق سعادت می‌باشد.

نوشته : فرامرز عیب پوش

برگرفته از مصاحبه زهرا بهوی‌پور

محمدتقی توکلی

مهندس محمدتقی توکلی، در سال 1310 در تبریز، دیده به جهان گشود. خانواده او، از خانوادهای مهاجر قفقازی بود که به ایران مهاجرت کرده بودند. این خانواده پس از استقرار در تبریز، نام توکلی را برای خود انتخاب نموده و در همین شهر ساکن شدند. دوران کودکی و دبیرستان محمدتقی، در تبریز گذشت. وی پس از اتمام دوره دبیرستان به امریکا فرستاده شد تا تحصیلات خود را در این کشور تکمیل کند.

پدرش تقی توکلی، در قفقاز کارگاه کبریت سازی داشت و با توجه به آشنایی که با این صنعت داشت، در سال ۱۲۹۷ اولین کارگاه و کارخانه تولید کبریت را راه‌اندازی کرد و این کارخانه به سرعت گسترش و شهرت یافت. تا جایی که حاج توکلی بزرگ را از آن پس به تقی کبریت‌ساز توکلی، می‌شناختند.

حاج تقی توکلی بزرگ، در سال ۱۳۳۷ از دنیا رفت. این فرصتی برای پسرش محمد تقی ایجاد کرد که پس از اتمام تحصیلات خود، از امریکا بازگردد و سکان هدایت کارخانه کبریت‌سازی را در دست بگیرد. محمدتقی پس از بازگشت از امریکا مدیریت کارخانجات را برعهده گرفت. او با توجه به شرایط روبه رشد اقتصادی کشور در آن دوره،  به سرعت کارخانه را توسعه داد.

محمدتقی توکلی در سال ۱۳۴۲ به این فکر افتاد که با دورریز چوب‌های کارخانه کبریت‌سازی، کاری انجام دهد و همین موضوع به راه اندازی نخستین کارخانه کابینت‌سازی و تولید نئوپان منجر شد.

در سال ۱۳۴۷ محمدتقی توکلی به فکر راه‌اندازی کارخانه ماشین‌سازی در تبریز افتاد و این مهم را به مسئولان سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران پیشنهاد داد و در نهایت با تلاش او این کارخانه با همکاری چکسلواکی راه‌اندازی شد.

محمدتقی توکلی در گفتگویی اعلام کرد کارخانه کبریت سازی توکلی با تولید سالانه ۱۰میلیارد جعبه کبریت، بزرگترین تولیدکننده کبریت در جهان است.

یکی از نوآوریهای دیگرمدیریت توکلی، تولید چوب مورد نیاز برای کبریت بود که این موضوع در جهان کم نظیر است. کارخانجات کبریت توکلی، مالک باغهایی هستند که درختان آن به نوبت کاشته و برداشت می‌شوند و چوبهای استحصال شده از این درختان، در صنعت کبریت سازی مصرف می‌شود. این موضوع همه به سلامت جنگلها و حفظ منابع طبیعی کمک نموده و هم تولید مقرون به صرفه مواد اولیه کبریت را درپی دارد.

الگویی که توکلی در تولید کبریت از آن استفاده می‌کرد، قابل تعمیم به کل صنایع ایرانی است. برای قطع وابستگی به شرکتهای خارجی و مواد اولیه خارجی، استفاده از این الگو، راهکاری بسیار ارزشمند است. خوشبختانه کشور عزیزمان دارای منابع سرشار مواد اولیه برای استفاده در صنایع مختلف است که متاسفانه بسیاری از این مواد اولیه، بصورت خام صادر شده و در کشور ارزش افزوده پیدا نمی‌کنند.

در صورت استفاده از الگوی محمدتقی توکلی در سایر صنایع، می‌توان امیدوار بود که اثر تحریم ها و خصومتهای خارجی تاحد بسیار زیادی کاهش یافته و کشور به خودکفایی در بخشهای مختلف نزدیک شود.

ایفای نقش در احداث کارخانه کبریت توکلی، راه‌اندازی اولین کارخانه برق خصوصی، احداث کارخانه نئوپان، احداث کارخانه فورمیکا سازی، و احداث کارخانه نئوپان روکش‌دار از جمله خدمات محمدتقی توکلی به خطه آذربایجان و مردم ایران است.

وی علاوه بر راه‌اندازی و اداره «ماشین‌سازی تبریز» و «مس سرچشمه کرمان» در تاسیس مجموعه‌های دیگری نظیر کارخانه‌های بلبرینگ‌سازی تبریز، ایدم، شرکت گسترش صنایع ریلی، کمپرسورسازی تبریز و پمپ ایران و تراکتورسازی نقش داشته است.

وی در سال ۱۳۸۵ هجری‌شمسی از طرف فرهنگستان علوم جمهوری‌اسلامی ایران، به‌عنوان مهندس برجسته کشور انتخاب و مورد تجلیل قرار گرفت.

سرانجام پس از سالها تلاش و نوآوری در صنعت کبریت سازی کشور، محمدتقی توکلی در ۱۸ دی ماه ۱۳۹۷ به علت کهولت سن در ۸۷ سالگی در تبریز، دیده از جهان فروبست.

نوشته: فرامرز عیب پوش

اصغر شیرزادی

اصغر شیرزادی در مهر ماه سال 1343 در تهران دیده به جهان گشود. پدر وی معمار و مادرش خانه‌دار بود. درکودکی پس از تجویز داروی اشتباه از طرف پزشک معالجش، دچار معلولیت از ناحیه هردوپای خود شد. این موضوع ابتدای بروز یک انقلاب در ذهن وی بود. شاید هر فردی در ابتدای مقاله، درانتظار داستانی پر از غم و اندوه باشد. اما موضوع برای شیرزادی جوان، متفاوت بود. او روزانه دو کیلومتر مسیر خانه تا مدرسه را پیاده و با دوعصا زیر بغل طی می‌کرد و از همه همسالان خود دیرتر به خانه می‌رسید. این موضوع نه تنها موجب افسردگی وی نشد، بلکه او از این زمان برای تفکر و تعمق استفاده می‌کرد. با توجه به سختی راه و کندی در حرکت، او این فرصت را داشت تا بیشتر برای تغییر اوضاع فکر کند.

وی از همان دوران نوجوانی، از انجام هرکاری که منجر به ایجاد استقلال مالی برای وی شود، را امتحان کرد. او به شدت اهل رقابت بود و وضعیت جسمانی او مانعی برای رقابت وی نبود. در مدرسه با وجود اینکه در دبستان و دبیرستان از دانش آموزان خوب و شاگرد اول بود، بعد از زمان مدرسه علاوه بر مطالعه جانبی از فروش دوغ گرفته تا فروش بلیط در کیوسکهای اتوبوسرانی را انجام می‌داد. او بسیاری از این تجربیات را به این دلیل انجام داد که درکی از شرایط داشته و برای شرایط بهتر تلاش کند. شیرزادی جوان رویایی داشت و تحقق این رویا، به قدری اهمیت داشت که حتی معلولیت وی مانعی برای آن نبود. از همان دوران نوجوانی، تمام ذهن وی برروی یک موضوع متمرکز بود؛ چگونه می‌توان به معلولین خدمت کرد و محدودیتها و مشکلات آنها را کاهش داد؟!. چگونه می‌توان کاری کرد، که معلولین به سطح جامعه برگردند؟!.

عموما افراد سالم، درک درستی از مشکلات و سختیهای مضاعف زندگی معلولین ندارند. مطابق آمار سازمان بهزیستی، از هر 10 نفر در کشور ما، 1 نفر به نوعی دچار معلولیت فیزیکی یا حرکتی است. این که ما این معلولین را در کنار خود به سادگی و بصورت عادی مشاهده نمی‌کنیم، دلیل بر تعداد کم آنها نیست، بلکه به خاطر موانع بسیاری است که شهرها و جامعه ما برای حضور معلولین دارد. درواقع، ما به معلولین اجازه حضور در جامعه نداده‌ایم تا بخواهیم آنها را در کنار خود ببینیم.

این موضوع شیرزادی جوان را می‌آزرد اما با اراده و انگیزه‌ای که از این آرزوی خود بدست آورده بود، هرگز از وضعیت موجود خود خسته نمی‌شد. او نمی‌توانست بسادگی راه برود، بنابرین تصمیم گرفت پرواز کند!

اصغر شیرزادی پس از اتمام دوره دبیرستان، به دنبال تحقق رویای خود، وارد حوزه کمک به معلولین شد. درآن دوره اولین کنکور پس از انقلاب فرهنگی در حال برگزاری بود و شیرزادی جوان فرصت یافت تا از این زمان برای افزایش مهارتهای خود بهره ببرد. او دوره های درودگری، تراشکاری و ماشین افزار را در این زمان گذراند و طرحهای خود را برروی نقشه آورد. او در نظر داشت به هرشکل ممکن، باری از دوش معلولین کشورش بردارد. وی، دریافت که یکی از بزرگترین موضوعات جامعه معلولین، وضعیت اشتغال آنهاست.

شیرزادی تصمیم داشت تا بصورت حرفه‌ای‌تر و با دانش بیشتری به این حوزه وارد شود. بنابراین وارد دانشگاه شد تا دانش خود را در این حوزه نیز افزایش بخشد. یکی از معضلاتی که در دانشگاه حس کرد، موضوع دسترس پذیری بسیار سخت محیطهای آموزشی و بالطبع، سطح جامعه بود. او در اولین کنکور پس از انقلاب فرهنگی، پذیرفته شد و به دانشگاه راه یافته بود. در حین تحصیل، شیرزادی جوان دست از تحقیق و تلاش نکشید و در همین دوره موفق شد تا دو اختراع مهم را به ثبت برساند.

دستگاه کاتر کاستر (برش فیزیکی قفسه سینه حین عمل باز) و دستگاه فیکسچر ساعت، دو اختراعی بود که شیرزادی را به جامعه مخترعین کشور وارد کرد. او موفق شد تا این دو اختراع مهم و کاربردی را در سازمان پژوهشهای صنعتی ثبت کند. به دنبال ثبت این اختراعات، به این فکر افتاد تا این اختراعات را به تولید انبود برساند. این کار موجب شد تا پیگیری های پی‌درپی جهت اخذ مجوزات لازم و غیره را طی کند و این مهم برای یک معلول، سختی مضاعف در پی‌داشت. این مهم باعث شد تا بروکراسی ها و شرایط شروع یک پروژه صنعتی را درک کند و تجربه ارزشمندی از این موضوع کسب کند.

وی در سال 1367 پس از اتمام تحصیلات در رشته مهندسی مکانیک، درشرکت سرمایه گذاری به عنوان کارشناس استخدام شد. او به مدت یک سال در شغل کارمندی فعالیت کرد. شغل کارمندی نیازهای ذهنی و روحی او را مرتفع نمی‌کرد بنابراین تصمیم گرفت تا از شغل کارمندی استعفا داده و رویای خود را دنبال کند. او به سرعت از شرکت سرمایه گذاری استعفا داد و با دوستان خود مجموعه‌ای را راه اندازی کرد تا تولیداتی که پیش از این به ثبت رسانیده بود را بصورت صنعتی تولید کند. او شروع به سرپرستی کارگاه کوچکی کرد که باتفاق دوستان خود تاسیس کرده بود. پس از مدتی، تعدادی از این محصولات این کارگاه کوچک به مرحله تولید رسید و استقبال بسیار خوبی نیز از این تولیدات صورت گرفت. اما به دلیل اینکه راه‌اندازی این صنایع مستلزم حضور در خارج از محدوده 40کیلومتری شهر و منطقه صنعتی بود، عملا امکان حضور معلولین و کار در این صنایع وجود نداشت. بنابراین این تولیدات، به انبوه سازی نرسید.

شیرزادی دست از تلاش و توسعه نکشید. باتوجه به شرایط ویژه وی و همکارانش، او تصمیم گرفت تا تولید را در فضایی درون شهری و بدون آلایندگی صنعتی ادامه دهد. در ابتدای دهه هفتاد، اوج شکوفایی صنایع جدید و تکنولوژی رایانه‌ای بود. در این زمان با ورود رایانه به کشور، اقبال سازمانها و شرکتها به این تکنولوژی جدید افزایش یافته بود. شیرزادی این حوزه را بکر و رو به رشد یافت. بنابراین به سرعت وارد حوزه سخت افزار شد و سازمانی را تاسیس کرد که سیستم‌های سخت افزار کامپیوتری را مونتاژ نموده و به بازار عرضه کنند. افرادی که در این سیستم فعالیت داشتند، عمدتا از معلولین حرکتی بودند که در بازار کار عادی، از توانایی خاصی برخوردار نبودند اما در این سیستم، آنها نیروهایی کارآمد و تولیدی بودند. این اولین کارآفرینی شیرزادی برای معلولین در سطح صنعتی بود.

وی سعی داشت تا سازمانهای بزرگ و شرکتهایی که مصرف کننده سخت افزار رایانه بودند، شناسایی و انتخاب کند. وی با تحقیقی که برروی بازار روز رایانه ایران انجام داد، شرکت ایزایران را انتخاب نمود. درآن زمان شرکت ایزیران، یکی از بزرگترین مجموعه‌های سخت افزاری در ایران بود. بنابراین با این شرکت وارد مذاکره شد و موفق شد مدیران این مجموعه را به کارگاه خود کشانده و موافقت ایشان را نسبت به برون سپاری ساخت و مونتاژ سیستم‌های کامپیوتری جلب کند.

در پایان سال اول تعداد 50.000 سیستم توسط این کارگاه برای ایزیران مونتاژ شد و این موفقیت بزرگ سبب شد تا هم مجموعه از نظر اقتصادی پیشرفت کند و هم نیروهایی که در این سازمان مشغول بودند، به عنوان تکنیسین‌های متبحر و کارآزموده ادامه فعالیت دهند. این کارگاه به سرعت توسعه یافت و معلولین بیشتری را برای فعالیت به خود جذب نمود. این صنایع، تا ابتدای دهه هشتاد فعالیت نمود. باگذشت زمان، تکنولوژی سخت افزار روز به روز در حال پیشرفت بود. در ابتدای دهه هشتاد، اقبال مصرف کنندگان تجهیزات کامپیوتری ازکامپیوترهای رومیزی به سمت لپ‌تاپ معطوف شده بود. شیرزادی دائما این تغییرات را رصد می‌کرد و مترصد فرصتهای جدید بود.

او تصمیم گرفت وارد عرصه لپ تاپ و تولید آن شود. این تصمیم بزرگ، نیازمند زیرساختهای متناسب با آن بود. وی که از توسعه بیم نداشت و همواره به دنبال رشد و گسترش صنعت بود، تصمیم گرفت تا این موضوع را بصورت کاملا صنعتی اجرایی کند. بنابراین با تحقیق فراوان، زمین صنعتی بزرگی را در منطقه 22 تهران تهیه نمود. اما زمینی که برای کارخانجات تهیه شده بود، مشکلاتی داشت که ساخت کارخانه را متوقف نمود. مالک قبلی که تعاونی این زمین را از وی خریداری کرده بود، باشکایت از راه و شهرسازی، موجب شده بود تا پروژه نه تنها متوقف شود، بلکه خسارات هنگفتی به سیستم موجود وارد کند.

با بروز این بحران، اصغر شیرزادی تصمیم سختی گرفت. او تصمیم گرفت تا سرمایه های انسانی و لجستیکی موجود را حفظ نموده و به سمت تولید در بخش دیگری هدایت کند. این تصمیم شجاعانه موجب شد تا این شرکت از مونتاژ سیستم‌های کامپیوتری و لپ‌تاب، به سمت تولید ملزومات و لوازم صنعتی و لباسهای کار روی آورد. تصمیمات انسانهای بزرگ در دشواریها و بحرانها و مسیرهای سخت، مشخص کننده تفاوت این انسانها با افراد عادی است. یکی از مهمترین خصوصیات افراد موفق، عدم مواجهه با بحران نیست، بلکه تصمیم درست برای عبور از بحران است.

شیرزادی راهی یافته بود تا سرمایه های لجستیکی و انسانی این سیستم را حفظ کند. او حتی برای نیروهایی که قصد داشتند از سیستم جداشوند نیز برنامه ریزی کرده بود. شیرزادی با رایزنی با مشتریان قبلی خود، تعدادی از متخصصین موجود که امکان تغییر به صنعت جدید نداشتند را در نزد مشتریان خود مشغول به کار نمود.

نحوه مدیریت او، یک سویه و خطی نبود. او همواره با تمام همکاران خود در سازمان مشورت می‌کرد و نیروهای شاغل در سیستم را قانع می‌نمود تا تصمیمات گرفته شده را بصورت جمعی به اجرا بگذارند. بنابراین زیرساختهای سازمان را به کمک همه اعضای سازمان (که غالبا از معلولان بودند)، برای تولید منسوجات صنعتی و پوشاک کار، تغییر داد. با توجه به تجارب قبلی، طی کردن این مسیر ساده‌تر و با سرعت بیشتر انجام گرفت. این سازمان شروع به معرفی محصولات خود به مشتریان قبلی و جدید نمود.

برای ورود به عرصه رقابت، شیرزادی تصمیم گرفت تا در این صنعت نیز بدعتی نو بنا نهد. او برای اولین بار در تولید لوازم صنعتی و لباس کار، گارانتی بدون قید و شرط و به شرط ارجاع گذاشت. تمام محصولاتی که در این کارخانه تولید می‌شد، دارای گارانتی بدون قید و شرط کیفی بود.

امروزه این سازمان بیش از 150 شرکت دولتی و غیر دولتی به عنوان مشتریان ثابت خود دارد. پس از پاندمی ویروس کرونا، شیرزادی تصمیم گرفت تا خط تولید ماسک و لباسهای محافظتی را راه‌اندازی کند. کارکنان به سرعت شیفت بندی شده و بخشهای متفاوتی در کارخانه، کمک به تولید ماسک و لباس محافطت نمودند. این خط تولید، کمک موفقی به تامین این کمبودها در کشور در زمان بحران کمبود ماسک و لباس پزشکی بود. به عقیده او، این بازار جدید، بازاری نیست که بزودی از بین برود بنابراین لازم است تا سازمانهایی که توان ورود به این صنعت و کمک به اقتصاد و بهداشت کشور را دارند، وارد میدان شده و کمک کنند.

او درنظر دارد تا این موضوع را توسعه و بهبود بخشد اما یکی از مهمترین عقایدی که موجب موفقیتهای این مجموعه شده، انجام مطالعات کامل پیش از ورود به صنعت است.

توصیه وی به مدیران جوان و کارآفرینان ایرانی این است که علیرغم مشکلات موجود در کشور با وجود اینکه درآمدهای موجود هزینه‌های فردی را پوشش نمی‌دهد، باید حاشیه صبر و تحمل و تلاش را در خود تقویت نموده و برای هر پیشرفتی برنامه ریزی داشته باشند. استارتاپها به جای اینکه از ابتدا به فکر بزرگترین پیشرفتها و قله صعود باشند، بهتر است تا دستاوردهای کوچک را یکی پس از دیگری بدست آورند . موفقیت بزرگ، مجموعه‌ای از موفقیتهای کوچک است. تخصص گرایی و حرکت برروی تولید و خدمات تخصصی، رمز موفقیت است.

شیرزادی معتقد است رقابت سالم و درست، موجب پیشرفت سازمانهاست. او همواره اهل رقابت بوده و هست. توصیه وی به کارآفرینان این است که محصولاتی که تولید می‌کنند، باید از نظر قیمت و کیفیت قابل رقابت باشند. او در صنایع تحت مدیریت خود نیز رقابت را بصورت اصل قرار داده است. شیرزادی به مشتریان خود توصیه می‌کند به هیچ عنوان به دید ترحم به محصولات و کارکنان این سازمان نگاه نکرده و صرفا در بازار رقابت به کیفیت و قیمت محصولات آنها نگاه کنند. به عقیده او معلولین کمبودی نسبت به بقیه انسانها ندارند، به شرط اینکه از هرکسی در جای خود و در تخصص خود بهره برداری شود.

به عقیده وی هرقدر بازار رقابت بیشتر و سنگین تر باشد، محصولات بهتری تولید خواهد شد و مشتریان حق انتخاب بیشتری خواهند داشت. اگر تولید کنندگان ایرانی بتوانند کیفیت و قیمت خود را رقابتی کنند، خواهند توانست در بازارهای بین المللی رقابت کنند.

به اعتقاد شیرزادی، مدیران در سازمانها به ناخدایان کشتی شبیه هستند. هر مدیری باید به ظرفیت های خود و سازمانش واقف باشد. مدیران در لباس ناخدایان کشتی سازمان، باید بتوانند قایق سازمان خود را در تلاطم اقتصاد با کمترین تلفات، به ساحل نجات برسانند.

امروزه باتوجه به مشکلات و فشارهای اقتصادی که در ذهن مدیران و کارکنان سازمانها وجود دارد، بروز یک مشکل کوچک ممکن است ایجاد یک بحران بزرگ نماید. بنابراین بهتر است مدیران همواره شرایط موجود را برای تمام اعضای سازمان شرح داده تا این نیروها احساس کنند که در سازمان شریک هستند. یکی از دلایلی که شیرزادی به تاسیس و فعالیت در تعاونی اعتقاد دارد، جلب مشارکت حداکثری تمام نیروهای فعال در سازمان است.

 او همواره معتقد است انسانها و سازمانها باید همواره ظرفیت‌های خود را شناخته و بر اساس این ظرفیت‌ها تصمیم گرفته و حرکت کنند. ظرفیت‌ها ممکن است در هر برهه‌ای از زمان تغییر کنند و برنامه‌هایی که مدیران برای استفاده از ظرفیت‌ها طراحی می‌کنند، باید براساس آنها تنظیم شوند. وی معتقد است هرکسی در حوزه مسئولیت و جایگاهی که دارد، موظف است کار خود را به درستی انجام داده و نگاه به دیگران نداشته باشد. اگر این فرهنگ نهادینه شود، موجب خواهد شد که کل کشور به سمت موفقیت پیشرفت حرکت کند. او معتقد است نباید منتظر شرایط و محیط ماند زیرا که شرایط محیط، هیچ گاه بصورت ایده‌آل نخواهد شد و در هر برهه و زمانی از وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور، مشکلات بزرگی بر سر راه کارآفرینان وجود خواهد داشت. فارغ از وضعیت سیاسی و اقتصاد کشور، لازم است تا کارآفرینان وظیفه خود بدانند که سهم خود را در حرکت در مسیر صحیح و کمک به بالندگی اقتصاد و تولید کشور، ادا کنند. هیچ معجزه‌ای در اقتصاد رخ نخواهد داد. معجزه اقتصاد، در تولید، صبر و تلاش مکرر و مضاعف، است.

به اعتقاد وی، امروزه به دلیل مشکلات اقتصادی و موانع اداری و غیره که در سر راه جوانان و کارآفرینان کشور وجود دارد، گونه‌ای از ناامیدی در جوانان شکل گرفته که ایشان را به این فکر واداشته که مهاجرت و حضور در کشورهای دیگر، میتواند سکوی بزرگی برای موفقیت آنها باشد. متاسفانه بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری که کشور درراستای توسعه جوانان به عنوان سرمایه های انسانی کشور انجام می‌دهد، در داخل کشور به بهره برداری نرسیده و کشورهای دیگر بهره لازم از این نیروی کار متخصص و با انگیزه را می‌برند. افراد نخبه که قصد خروج از کشور را دارند، به سرعت جذب کشورها و شرکتهای مختلف خارجی می‌شوند اما بخشی از جامعه تحصیل کرده که به اندازه نخبگان درخواست حضور در کشورهای پیشرفته را ندارند، بیشترین سهم سرخوردگی را پیدا می‌کنند.

آنها نه آنقدر نخبه هستند که کشورهای دیگر به سرعت آنها را جذب کنند و نه حاضرند پس از سالها تلاش برای کسب مدرک، به بازار کار به عنوان نیروی کار عادی بپیوندند. این جوانان همان بخش بزرگی هستند که مشکلات کار، مسکن، ازدواج و زندگی سالم را دارند که یکی از بزرگترین نگرانی کارآفرینان بزرگ امروز کشور است.

شیرزادی در سال 82 ، طرحی را به نام “شهر بی مانع”، به کمیسیون ماده 32، ارائه نمود و این طرح با موافقت این کمیسیون مواجه شد. در این طرح شهری با تمام امکانات کامل و دسترسی استاندارد و آسان در خارج از پایتخت پیش بینی شده بود. دراین شهر امکانات کامل زندگی از قبیل آموزش، تفریح، سلامت و کار برای معلولین پیش بینی شده بود که در دنیا بدون سابقه و نمونه بود. اما مشکلات اداری و بروکراسی موجود در بدنه ساختار اداری کشور مانع از اجرای آن شد. سالها بعد گروهی از آلمان و ترکیه برای بررسی وضعیت معلولان به کشور مراجعه کرده بودند که در خلال بازدید آنها این طرح به ایشان معرفی شد. چندی بعد، یکی از افراد حاضر دربازدید، این طرح را الگوبرداری نموده و با حمایت دولت ترکیه، این طرح را در شهر آلانیا(ترکیه)، اجرا کرد که از استقبال گسترده‌ای نیز در جهان برخوردار شد. وی از شیرزادی خواست تا از اجرایی شدن طرحی که از روی طرح وی کپی برداری شده بود، بازدید کند.

اصغر شیرزادی با وجودیکه از اینکه این طرح در کشور اجرایی نشده و دیگران از استعدادهای ایرانی کپی برداری نموده و خود را درجهان مطرح می‌کنند خرسندنبود، از طرح بازدید نمود و راهنمایی های لازم را انجام داد. تا امروز، هنوز این طرح در گلوگاه مشکلات ساختاری اداری کشور مسکوت مانده و درمرحله اولیه خود قرارداشته و به مرحله اجرا نرسیده است.

شیرزادی معتقد است صادرکنندگان ایرانی که در کشورهای همسایه و کشورهای آسیای میانه فعالیت می‌کنند رقابت تنگاتنگی با رقبای خارجی خود و خصوصا رقبای ترک دارند. در این میان دوموضوع حائز اهمیت است. اولین موضوع نقش حمایتی دولت از صادرکنندگان است که باید از طرف دولت حمایت کامل شوند و در این حمایت ثبات وجود داشته باشد. کاهش کیفیت، بازار از دست خواهد رفت. بخش دوم به تولید کنندگان باز می‌گردد. به عنوان مثال، در دوره‌ای، بازارهای حاشیه خلیج فارس، عراق، افغانستان و آسیای میانه در اختیار برندهای ایرانی بود. بسیاری از برندهای ایرانی با فرض اینکه این بازار بصورت دائم باقی خواهد ماند، کیفیت خود را افزایش نداده و در هجوم کالاهای متنوع و با کیفیت خارجی، این بازارها به برندهای خارجی واگذار شد.

بنابراین اگر تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی بخواهند توفیقی در بازارهای خارجی داشته داشته باشند، مستلزم آن است که کیفیت و قیمت کالاهای خود را بصورت رقابتی حفظ کنند.

به عنوان نمونه محصول مرغ ایرانی، در کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای مشتری و مصرف کننده و اقبال خاصی است. دولت با تغییر برنامه‌های خود، برخی اوقات تعرفه های صادرات را تغییر داده و این تغییرات موجب تغییر در محاسبه قیمت تمام شده خواهد شد. این مهم درحالی است که قیمت تمام شده مرغ برای صادرات یکسان است. این تغییرات که روزانه بر سرراه قوانین قرار می‌گیرد، موجبخواهد شد که تولید کننده و صادر کننده از حاشیه ثبات برخوردار نبوده و نتوانند برنامه ریزی صحیحی برای تولید خود انجام دهند.

هرکالایی دارای مشتری خاصی است. کالای با کیفیت و قیمت خاص، مصرف کننده خاص خود را داشته و کالای دیگری با کیفیت و قیمت متفاوت، قیمت خاص خود را دارد. این موضوع، مبحث مهمی در بخش بندی بازار است. درصورتیکه باتوجه به عدم وجود ثبات در مدیریت، تولید کننده مجبور خواهد بود تا در کیفیت خود تجدید نظر کند و اگر کیفیت تولید و صادرات کاهش یابد، متعاقبا قیمت برای این کیفیت باید کاسته شده که کاهش قیمت یا کیفیت بازار را به رقبای موجود واگذار خواهد نمود.

متاسفانه تحریم‌ها، فشار زیادی به تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی آورده است که هزینه‌های این فشارها بردوش تولید کنندگان ایرانی وارد شده است. همچنین یکی از فشارهای مضاعفی که بردوش کارآفرینان و صادرکنندگان ایرانی است، نرخ بهره‌های بانکی است.

به اعتقاد شیرزادی، اشتغال‌زایی در کسب‌وکارهای کوچک اتفاق می‌افتد. اگر بخواهیم مشکل اشتغال را حل کنیم باید کسب و کارهای کوچک را حمایت نموده و این حمایت بصورت درست از این کسب‌وکارها انجام شود. گرفتن مستمری و وامهای کوچک بدون بازگشت، آفت اقتصاد است. باید بصورت هدفمند از استارتاپها حمایت شود تا بتوانند از اقتصاد حمایت نموده و اشتغال‌زایی کنند.

او معتقد است معلولین باید به گونه‌ای حمایت شوند که به سمت کار و فعالیت گرایش داشته باشند. به عقیده وی، یکی از مشکلاتی که مانع فعالیت معلولین خواهد شد، دلسوزی و ترحم برای آنها و پرداخت مبالغی در هر نام به آنهاست. این مهم سبب خواهد شد تا معلولین به این نتیجه برسند که می‌توان بدون کار و فعالیت مبالغی بدست آورد. سازمان بهزیستی جهت حمایت از معلولین، مبالغی را به عنوان مستمری به آنان پرداخت می‌کند. این مبالغ بیش از اینکه محرک باشد، محدود کننده است. دریافت این مبالغ اندک سبب خواهد شد تا معلولین، حرکتی برای یافتن شغل انجام ندهند. به عقیده وی، کشور باید از تمام ظرفیت های خود در راستای توسعه و پیشرفت بهره ببرد. تک تک نیروهای انسانی یک کشور، ظرفیتهای انسانی آن کشور هستند.

شیرزادی دراین سالها با مشکلی مواجه شده که از نظر او، برای معلولین بسیار مخرب است. بارها و بارها، زمانی که او برای اشتغال معلولین به سازمان بهزیستی تقاضای نیروی کار داده بود، با این موضوع مواجه شده بود که متاسفانه معلولین متقاضی کار مولد، نبودند. با وجود اینکه تقریبا تمامی این متقاضیان، شغلی برای فعالیت نداشتند، حاضر به کار در واحدهای تولیدینیز نبودند. این موضوع بسیار برای وی دردناک بوده که چرا با این حال که او سالها تلاش نموده تا برای معلولین کارآفرینی کند، معلولین حاضر به کار در واحدهای تولیدی نیستند. او مقتقد است پرداخت مبالغی هرچند ناچیز، موجب خواهد شد معلولیت به جای جسم انسانها، به ذهن آنها منتقل شود. شیرزادی اثبات کرده که معلولیت به هیچ عنوان مانعی برای کارآفرینی نیست. البته قرار نیست همه انسانها کارآفرین باشند اما هرکسی در جای خود توانایی دارد که باید از آن استفاده شود.

در دین اسلام اشاره شده است که همه انسانها باید به اندازه توان خود سعی کنند و کار در راه رزق و روزی حالا، به جهاد تشبیه شده است. در سرنوشت هیچ کسی نوشته نشده که پیشرفت نخواهد کرد و در مقطعی خاص، باقی خواهند ماند. راه برای همه انسانها چه معلول و چه سالم باشند، باز است. لازم است انسانها همواره در حال بازبینی ظرفیت‌های خود باشند و این ظرفیت ها را بشناسند. هرکسی می‌تواند با شناخت ظرفیت خود، پیشرفت کند.

اصغر شیرزادی دبیر انجمن معلولین ایران و مدیر عامل کارخانجات تولیدی تعاونی فتح جم، یک کارآفرین موفق ایرانی است. او با تمام وجود در راستای بهبود وضعیت جسمانی و زندگی معلولین کشور مبارزه کرده و هیچگاه از این تلاش خسته و فرسوده نشده است. وی الگویی از کارآفرین موفق و پرتلاش ایرانی است. فعالیتهای او موجب شده تا نه تنها جامعه دوستان و اطرافیان او (که عمدتا از معلولین هستد)، بلکه جمع کثیری از معلولان کشور، فعالیتهای مفیدی را انجام داده و در بدنه اقتصاد کشور بخش مفیدی باشند.

براساس مصاحبه ای از: فرامرز عیب پوش