توپهای ناوارون

فیلم تفنگ های ناوارون(The Guns of Navarone)

این فیلم که ترجمه دقیق آن، «تفنگ های ناوارون(The Guns of Navarone)» است، یکی از ماندگارترین آثار سینمایی جهان است.

درباره فیلم

فیلم توپها یا تفنگ های ناوارون، محصول ایالات متحده و بریتانیا در ژانر اکشن درام است. کارگردانی این اثر ماندگار، توسط جی.لی.تامپسون انجام شده. ساخت فیلم در سال 1961 به اتمام رسید. ستارگان بزرگی همچون آنتونی کویین، دیوید نیون و گریگوری پک در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.

داستان فیلم

این فیلم یکی از فیلمهای مدیریتی و راهبری است که داستان آن در زمان جنگ جهانى دوم رخ می دهد. مأموران مخفی‏ انگليسى با خبر مى‏شوند كه دو توپ غول‏آسا توسط ارتش نازی در جزيره‏ى ناوارون در درياى اژه‏ مستقر شده‏اند. این توپها ناوگانهای متفقین را مورد هدف قرار داده و امکان عبور از منطقه را غیر ممکن کرده اند.

یکی از فرماندهان متفقین به نام ناخدا مالوری، که نقش وی را گریگوری پک بازی میکند، ماموريتی از سوی متفقین پيدا مى‏كند با گروهى از کماندوهای زبده خود را به ناوارون برساند و توپ‏ها را منهدم كند…

آکادمی آنلاین عیب پوش

سریال بیلیونز

سریال میلیاردرها(Billions)

این سریال، یکی از سریالهای محبوب و پرستاره هالیوودی است که توسط برایان کوپلمن، دیوید لوین و اندرو راس سورکین کارگردانی شده است. این سریال از ژانویه 2016 در شبکه خصوصی شوتایم توزیع شد و نهایتاً فصل هفتم، یعنی آخرین فصل آن در سال2023 به نمایش درآمد. این سریال دارای یک خط داستانی اصلی و تعداد زیادی داستان‌ فرعی درباره کارکردهای پول و قدرت در ساختار امریکا و رانت ها و جرائم مالی و حواشی آن است.

درباره سریال

این مجموعه چندین بار نامزد جایزه رسانه ای GLAAD شد. این جایزه به سریال های درام با نگرشهای متفاوت است.

داستان سریال

دادستان ناحیه جنوبی نیویورک چاک رودز (جیاماتی) به دنبال یافتن مدارکی برای به دام انداختن و دستگیری یکی از مدیران و سرمایه گذاران رانتخوار اما به ظاهر نیکوکار و محبوبی به نام بابی اکسلرود است. این مجموعه عمدتاً در نیویورک و کانکتیکات فیلمبرداری شد.

 شخصیت بابی اکسلرود، یکی از مدیران و سرمایه گذاران و بورس بازان مشهور وال استریت است که به واسطه رانتهایی که دریافت کرده، ثروت هنگفتی فراهم کرده و در تمام ساختار قدرت نفوذ کرده است.

چاک رودس، دادستان ایالات متحده (با بازی پل جیاماتی) است که با وجود اینکه به دنبال جمع آوری مدارک و محکوم کردن اکستلرود است، استراتژی و تاکتیک‌های اکسلرود هم توجه و تحسین رودس، را به خود جلب کرده است. خط اصلی داستانی این سریال، بازسازی پیگردهای قانونی است که از روی پرونده های جرایم مالی حقیقی، الهام گرفته شده است.

آکادمی آنلاین عیب پوش

فیلم پاتون

فیلم سینمایی پاتون(Patton)

این درام مدیریتی حماسی بیوگرافی، محصول سال 1970 سینمای هالیوود است که درباره زندگی و نبرد ژنرال آمریکایی جورج. اس. پاتون در طول دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده است. بسیاری ممکن است نام پاتون را با مارشال پتن(رئیس جمهور فرانسه تحت اشغال آلمان نازی)، اشتباه بگیرند که صرفاً تشابهی تلفظی است. این دو با اینکه در یک دوره می زیسته اند، اما ارتباطی با یکدیگر نداشته اند.

جورج سی اسکات در نقش پاتون و کارل مالدن در نقش ژنرال عمر بردلی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته و کارگردان فیلم فرانکلین جی شافنر، فیلم را بر اساس فیلمنامه ای از فرانسیس فورد کاپولا و ادموند اچ نورث کارگردانی کرده است.

درباره فیلم

این فیلم در جوایز اسکار خوش درخشید و برنده هفت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد. اسکات همچنین برای ایفای نقش پاتون برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد، اما از پذیرش این جایزه خودداری کرد. مونولوگ آغازین، که توسط اسکات در نقش ژنرال پاتون با پرچم عظیم آمریکا در پشت سر او ارائه شد، تصویری نمادین و اغلب نقل قولی شد که در بسیاری از فیلم های بعدی مورد استفاده قرار گرفت.

داستان فیلم

داستان فیلم روایت نبرد پاتون در جنگ جهانی با ژنرالهای نابغه آلمانی است. سپاه دوم در اولین رویارویی خود با سپاه آفریقایی آلمان در نبرد گذرگاه کاسرین به طرز تحقیرآمیزی از ژنرال اروین رومل شکست می خورد اما پاتون او را به عنوان یک رقیب محترم می شمرد. پاتون به فرماندهی سپاه دوم منصوب می شود و بلافاصله شروع به تحکیم نظم و انضباط در میان سربازان کم تجربه می کند. پاتون در کنار وضعیت بد سربازان آمریکایی در سپاه دوم، سرسختی همتای بریتانیایی خود را تحسین کرده اما با رفتارهای ژنرال برنارد مونتگومری(فرمانده ارتش انگلستان)، که دائماً نیروهای آمریکایی را تضعیف می کند، میانه خوبی ندارد. شانس به پاتون برای اثبات ارزشهای خود در نبرد ال گتار رو می کند و در آن نبرد، پاتون ارتش آلمان را شکست می دهد.

پیروزی متفقین در شمال آفریقا، پاتون و مونتگومری را بر آن می دارد تا برنامه های رقابتی برای تهاجم متفقین به سیسیل ارائه دهند. طرح پاتون، برگرفته از اشاره به جنگ پلوپونز، اهمیت استراتژیک سیراکوز را نشان می دهد. پاتون پیشنهاد می کند که مونتگومری سیراکوز را تصرف کند، در حالی که برنامه او، فتح پالرمو و سپس مسینا است. اگرچه این طرح در ابتدا ژنرال هارولد الکساندر را که پاتون و مونتگومری به او گزارش می دهند تحت تأثیر قرار می دهد، اما نهایتا ژنرال دوایت دی. آیزنهاور آن را رد می کند و طرح محتاطانه تر مونتگمری مبنی بر حمله دو ارتش در کنار هم در جنوب شرقی، را تصویب میکند.

پاتون و مونتگومری حمله به ایتالیا آغاز کرده و پس از آزادسازی سیراکوز، ایتالیایی‌ها به شبه جزیره اصلی ایتالیا عقب نشینی می‌کنند. این روند موجب زمین گیر شدن ارتش متفقین شده و پاتون که از عدم پیشرفت خشمگین است، به سمت غرب پیش می رود و پالرمو را تصرف می کند…

آکادمی آنلاین عیب پوش

فیلم و عدالت برای همه

فیلم سینمایی و عدالت برای همه(And Justice for All)

این کمدی درام حقوقی سینمایی، محصول سال 1979 سینمای هالییوود به کارگردانی نورمن جویسون با بازی آل پاچینو، جک واردن و جان فورسایت است. لی استراسبرگ، جفری تامبور، کریستین لاهتی، کریگ تی نلسون و توماس ویتس در نقش های فرعی این فیلم حضور دارند. فیلمنامه فیلم که نامزد جایزه اسکار هم شد توسط والری کرتین و بری لوینسون نوشته شده است. یکی از صحنه های مشهور این فیلم که در شبکه های اجتماعی نیز بسیار وایرال است، صحنه ای است که پاچینو در آن فریاد می زند: تو از کار افتاده ای!

درباره فیلم

فیلمبرداری فیلم چه در بیرون و چه در دادگاه در بالتیمور فیلمبرداری شده است. این فیلم دو نامزدی جایزه اسکار را دریافت کرد: بهترین بازیگر مرد (پاچینو) و بهترین فیلمنامه اصلی (کرتین و لوینسون).

داستان فیلم

آرتور کرکلند، وکیل مدافعی در بالتیمور است که داستان های موکلینش داستانهایی عجیب و در هم پیجیده است. موکلش مک کالا به دلیل یک تخلف جزئی راهنمایی و رانندگی متوقف شده و سپس با قاتلی به همین نام اشتباه گرفته شده و به همین دلیل مدتی را در زندان سپری کرده است بدون اینکه مرتکب جرمی شده باشد. او موکل جدیدی به نام رالف ایگی، که زنی جوان و سیاه پوست است را قبول میکند. ایگی به دلیل سرقت دستگیر شده و از رفتن به زندان وحشت دارد.

کرکلند مرتباً با پدربزرگش سام در خانه سالمندان ملاقات می کند. بعدها متوجه می شود که در کودکی توسط والدینش رها شده بوده و این سم بوده که او را بزرگ کرده و به دانشکده حقوق فرستاده. کرکلند همچنین عاشقانه ای را با یکی از اعضای کمیته اخلاق حقوقی، گیل پکر، شروع می کند.

کرکلند یک کاراکتر نیست بلکه نوعی باور است. او با تمام مصائبی که در زندگی دارد، به کارش معتقد است و کارش را دوست می دارد. کرکلند یک شخصیت کامل و قهرمان نیست، فردس است مانند بقیه مردم با موفقیتها و شکستهای هر انسانی مثل همه انسانها.

آکادمی آنلاین عیب پوش

برباد رفته

فیلم سینمایی بربادرفته(gone with the wind)

این درام سینمایی عاشقانه تاریخی حماسی آمریکایی محصول 1939 است که براساس رمانی به همین نام از مارگارت میچل که در سال 1936 چاپ شد اقتباس شده است. این فیلم توسط ویکتور فلمینگ کارگردانی شده است. داستان فیلم در جنوب آمریکا و در بحبوحه جنگ داخلی آمریکا و دوران بازسازی پس از آن رخ می دهد.

درباره فیلم

تولید این فیلم تا ژانویه 1939 به تعویق افتاد چون کارگردان اصرار داست که کرگ گیبل نقش رت را حتما بازی کند. اما نقش اسکارلت به این سادگی نبود و حدود 1400 زن نابازیگر و بازیگر برای این نقش تست دادند و نهایتاً ویوین لی برای این نقش انتخاب شد. نهایتاً پس از دو تعویض کارگردان تولید فیلم در نوامبر 1939، درست یک ماه قبل از نمایش آن به پایان رسید.

پس از اکران در 15 دسامبر 1939 ، این فیلم حضور موفقی داشت. تقریباً تمامی منتقدین فیلم را تحسین کردند و در همه جهات بازخوردهای مثبتی دریافت کرد. در دوازدهمین دوره جوایز اسکار، فیلم بر باد رفته ده جایزه اسکار (هشت جایزه رقابتی، دو جایزه افتخاری) از سیزده نامزدی را درو کرد و برای اولین بار در اسکار رکوردی از دریافت جوایز برای یک فیلم را شکست.

فروش در گیشه نیز خوب پیش رفت. بربادرفته به پرفروشترین فیلم ساخته شده تاریخ تا آن زمان تبدیل شد و جالب است که این رکورد بیش از ربع قرن در اختیار داشت. البته جالب است نسبت به تورم، هنوز این فیلم همچنان پرفروشترین فیلم تاریخ سینماست که در نوع خود رکوردی بینظیر است.

در طول قرن بیستم، بارها و بارها در دهه های مختلف مجددا روی پرده سینماها رفت. بر باد رفته به عنوان یکی از بهترین فیلم های تمام دوران در نظر گرفته می شود و در سال 1989 به یکی از بیست و پنج فیلم افتتاحیه انتخاب شده برای حفظ در ثبت ملی فیلم ایالات متحده تبدیل شد.

داستان فیلم

اسکارلت اوهارا (ویوین لی)، دختر با اراده، زیبا، ثروتمند و نازپرورده است. در سال 1861، در آستانه جنگ داخلی آمریکا، اسکارلت در تارا، مزرعه پنبه خانواده اش در جورجیا، به همراه پدر و مادر، دو خواهر و بردگان سیاه پوستشان زندگی می کند. اسکارلت عاشق اشلی ویلکس یکی از مردان زیباروی شهر می شود اما طبق نظر خانواده قرار است با پسر عمویش ملانی همیلتون ازدواج کند. در مهمانی نامزدی، اسکارلت به سمت اشلی رفته و علاقه خود را به وی ابراز می کند اما با مخالفت وی مواجه می شود. با این حال، او توجه مهمان دیگری در این مراسم به نام نام رت باتلر را به خود جلب می کند.

جریان جنگ داخلی آمریکا، فضای زندگی همه را تحت تاثیر قرار داده و فراخوان رئیس جمهور لینکلن برای احضار داوطلبان برای شرکت در جنگ با جنوب تقریبا تمام مردان جنوبی را مجبور به ثبت نام در ارتش میکند. اسکارلت با برادر کوچکتر ملانی، چارلز ازدواج می کند تا قبل از اینکه اشلی به جنگ برود، حسادت او را برانگیزد. پس از کشته شدن چارلز هنگام خدمت در ارتش ایالات کنفدراسیون، مادر اسکارلت او را به آتلانتا می فرستد. آنجا مجددا رت را می بیند.

بعد از نبرد گتیسبورگ، جریان جنگ علیه کنفدراسیون چرخیده و بسیاری از مردان شهر اسکارلت کشته شده و ارتش اتحادیه آتلانتا محاصره می کند. رت به اسکارلت کمک می کند تا از شهر فرار کند. رت تصمیم می گیرد به جنگ برود و اسکارلت را ترک می کند. نهایتا با شکست کنفدراسیون، اسکارلت همه دارارایی خود را از دست داده و مجبور به کار در مزارع پنبه پدری اش می شود. اسکارلت که قادر به پرداخت مالیات بازسازی تحمیل شده بر مزرعه نیست، ناچار به رت متوسل می شود…

زندگی چرخی است که انسان را روزی بالا و روزی پایین می برد اما گردشش متوقف نخواهد شد. این انسان است که در بالاها نباید مغرور و در پایین ها ناامید شود. زندگی همان است که بود و این ماییم که به آن رونگ و بویی که می خواهیم را می بخشیم.

آکادمی آنلاین عیب پوش

پاپیون

فیلم سینمایی پاپیون(Papillon)

این درام سینمایی بلند امریکایی، که به «پاپیلون» یا «پاپیون»، به معنای پروانه شهرت دارد، شاهکاری بی بدیل از سینمای هالیوود است و همزمان یکی از فیلمهای مرجع سینما محسوب می شود. بازی خیره کننده داستین هافمن و استیو مک کویین، در این فیلم تماشایی است. این درام مشهور حماسی تاریخی محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی فرانکلین جی شافنر است. فیلمنامه فیلم دالتون ترامبو و لورنزو سمپل جونیور بر اساس زندگینامه واقعی یک محکوم فرانسوی(هانری شاریر) نوشته شده است. نام فیلم از کلمه «پروانه» گرفته شده که به فرانسوی پاپیلون خوانده می شود. پروانه به خالکوبی و نام مستعار شاریر اشاره دارد.

درباره فیلم

هزینه ساخت این فیلم نسبت به فیلمهای آن زمان به دلیل لوکیشن های مختلف فیلم‌برداری بسیار گران بود بودجه فیلم حدود 12 میلیون دلار بود که یکی از گرانترین فیلمهای دهه هفتاد سینما بود و برای این ژانر ریسکی بسیار بزرگ بود. اما به محض ورود فیلم به گیشه، بیش از دو برابر بودجه ساخت خود فروخت و این فروش سالهای بعد به انهاء مختلف ادامه یافت.

داستان فیلم

هانری شارییر که به دلیل خالکوبی پروانه روی سینه اش به «پاپیون» ملقب شده، به اشتباه به قتل یک دلال محبت در سال 1933 محکوم شد و در سیستم جزایی گویان فرانسه به حبس ابد محکوم شده. در این مسیر، با محکوم دیگری به نام لوئیس دگا، که جاعل و اختلاس بدنامی است، آشنا می شود. دگا باور دارد همسرش آزادی او را تضمین می کند اما پول زیادی از این اختلاس ها پیش خود دگا در زندان است و همین پول جان دگا را تهدید می کند. پاپیلون پیشنهاد می‌کند که از دگا محافظت کند، در صورتی که دگا هزینه فرار هر دوی آنها را پس از رسیدن به گویان تامین کند. با تحمل سختی های بسیار کار اردوگاه و جنگل، این دو در نهایت با هم دوست می شوند.

پاپیون از دگا در برابر یک نگهبان سادیست دفاع می کند و به جنگل می گریزد، اما دستگیر می شود و به دو سال زندان انفرادی محکوم می شود. دگا به عنوان قدردانی، غذای قاچاق به پاپیون می رساند. هنگامی که قاچاق کشف می شود، سرپرست سلول پاپیلون را به مدت شش ماه در تاریکی زندانی و جیره های او را نصف می کند، و او را مجبور می کند تا پشتیبان این غذای قاچاق را لو بدهد. پاپیلون به خوردن حشرات می افتد اما دگا را لو نمی دهد. در نهایت آزاد می شود و برای بهبودی به بیمارستان سنت لوران دو مارونی فرستاده می شود.

پاپیون نماد تلاش و پیگیری است. شخصیتی که باور دارد بیگناه است و تسلیم نمی شود. امکان ندارد کسی که حتی یک روز طعم آزادی را چشیده باشد، با دیدن این فیلم، چشم تر نکند. صحنه پایانی فیلم با موسیقی محسور کننده و زیبای آن، مبهوت کننده است. سراسر فیلم، رویای آزادی با تلاشی بی وقفه و امیدی بی پایان و عشق به زندگی عجین شده. پاپیون، خود انسان است.

آکادمی آنلاین عیب پوش

همشهری کین

فیلم سینمایی همشهری کین(Citizen Kane)

این درام سینمایی بلند که ترجمه صحیح آن «شهروند کین»، است، یکی از ماندگارترین و مشهورترین آثار سینمایی جهان است. این اثر محصول ۱۹۴۱ سینمای هالیوود به کارگردانی، تهیه‌کنندگی و بازی اورسن ولز است. فیلمنامه این اثر توسط شخص ولز و هرمان جی.مانکیویچ نوشته شده است. این فیلم همچنین اولین اثر سینمایی بلند ولز نیز محسوب می شود. بسیاری از منتقدین، از این فیلم به عنوان بهترین فیلم ساخته شده در جهان نام می برند.

درباره فیلم

این فیلم به مدت 50 سال متوالی، در نظرسنجی ده ساله مؤسسه فیلم بریتانیا، در رتبه اول قرار گرفت و در فهرست 100 فیلم برتر جهان و ایالات متحده قرار گرفت. در سال 2007 با بررسی مجدد فیلمهای ثبت شده در صدر جدول بهترین فیلم تاریخ سینمای انجمن امریکا قرار گرفت و هم اکنون نیز به عنوان بهترین فیلم جهان شناخته می شود.

این فیلم شبه بیوگرافی زندگی و میراث چارلز فاستر کین با بازی اورسن ولز را بررسی می کند، شخصیت کین شخصیتی ترکیبی است که از روی بزرگترین اربابان رسانه آمریکایی یعنی «ویلیام راندولف هرست» و «جوزف پولیتزر»، گرفته شده است.

اگرچه این فیلم بعدها به عنوان بهترین فیلم جهان شناخته شد و مورد تمجید و تشویق منتقدان قرار گرفت، ولی در گیشه موفیتی کسب نکرد و از روی پرده ها سریعا جمع شد. اما سالها بعد زمانی که توسط منتقدان مورد تمجید قرار گرفت، مجدداً در سال 1956 اکران شد و این بار به شدت مورد توجه عموم قرار گرفت.

داستان فیلم

داستان این فیلم به این دلیل مورد تمجید منتقدین قرار گرفته چون به سادگی، تمام آرزوهای یک انسان در زندگی و بی ارزش بودن آن را بیان می کند. داستان فیلم با فلش بکی برروی شخصیت اصلی داستان یعنی «کین» نامزد انتخابات فرمانداری شروع شده و وی سخنرانی آتشینی را در مدیسون اسکوئر گاردن انجام می دهد. مدتی بعد رابطه بین کین و سوزان الکساندر توسط رقبای سیاسی او، جیم دبلیو گتیس افشا می شود.

در بخش بعدی، دوربین کین سالخورده را نمایش می دهد که در عمارت اشرافی اش در قصری واقع در فلوریدا، در بستر مرگ در حالی که یک کره برفی در دست دارد، آخرین کلمه خود، «رزباد» را به زبان می آورد و می میرد. مرگ کین به یک خبر داغ در سراسر جهان پخش می شود و تهیه کننده فیلم خبری، خبرنگار جری تامپسون را مأمور کشف معنای «رزباد» می کند.

تامپسون تصمیم می گیرد تا با دوستان و همکاران کین مصاحبه کند. او سعی می کند به همسر دوم کین، سوزان الکساندر کین، که اکنون معتاد شده و کلوپی شبانه دارد مصاحبه کند اما او حاضر به صحبت با تامپسون نیست. تامپسون به آرشیو خصوصی بانکدار فقید والتر پارکس تاچر می رود. از طریق خاطرات مکتوب تاچر، تامپسون از گذشته کین که کودکی یتیم در یک پانسیون در کلرادو بوده مطلع می شود و به دنبال کشف راز رزباد می رود. ادبیات غنی پارسی، این فیلم را در بیت زیر خلاصه نموده است.

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ، بر هیچ مپیچ

آکادمی آنلاین عیب پوش

دشمن

فیلم سینمایی دشمن(Enemy)

این اثر سینمایی، فیلم بلند مهیج روان‌شناختی سورئالیستی نئو نوآر، محصول ۲۰۱۳ به کارگردانی دنیس ویلنوو و تهیه کنندگی فائورا و فیچمن است. فیلمنامه این اثر توسط خاویر گولون نوشته شده است که اقتباسی آزاد از رمان مشهور «دبل» اثر خوزه ساراماگو است.

درباره فیلم

در این فیلم جیک جیلنهال در نقشی دوگانه در نقش دو مرد که از نظر ظاهری یکسان هستند، اما از نظر شخصیتی متفاوت هستند، را بازی می‌کند. ملانی لوران، سارا گادون و ایزابلا روسلینی با وی همبازی هستند. این فیلم محصول مشترک بین المللی شرکت هایی از اسپانیا، فرانسه و کانادا است.

دشمن برای اولین بار در بخش ارائه ویژه در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو 2013 اکران شد. پس از اکران گسترده در مارس 2014، فیلم حدود 4میلیون دلار در گیشه فروخت و نقدهای مثبتی دریافت کرد. این فیلم همچنین به عنوان بهترین فیلم سال کانادا در جوایز انجمن منتقدان فیلم تورنتو 2014 انتخاب شد.

داستان فیلم

آدام بل، استاد تاریخ کالج، زندگی آرام و یکنواختی در تورنتو دارد. او به توصیه یکی از همکارانش فیلمی را اجاره می‌کند و بازیگری را که شبیه اوست، در فیلم می‌بیند. آدام دو فیلم دیگر را که آنتونی در آنها ظاهر شده است اجاره می‌کند و شیفته وی می‌شود وتصور میکند او همزاد خودش است.

آدام به دنبال آنتونی می رود و از آژانس استعدادیابی او بازدید می کند. او را با آنتونی اشتباه گرفته شده و نامه ای محرمانه دریافت میکند.

آنتونی سرانجام با آدام تماس می گیرد و آنها موافقت می کنند که در اتاق هتل با هم ملاقات کنند. آنجا متوجه می شوند که کاملاً یکسان هستند و حتی زخم های مشابهی دارند. این دو یکدیگر را ترک میکنند و قرار میگذارند باهم ملاقات نکنند اما خوابها و رویاهای مشابهی که میبینند دست از سرشان بر نمی دارد…

تماشای این اثر دیدگاههای ما را نسبت به خودمان و محیط اطراف، تخیلات و رویاهایمان باز میکند. همه ما باید مدیریت را بشناسیم و آن را در زندگی مان جاری کنیم. از یک کودک گرفته یا مسئول یک کشور، همه نیازمند دانش مدیریت هستیم تا امور زندگی مان را مدیریت کنیم. بحران ها همواره اطراف ما هستند. وجود شخصی مانند خودمان و حتی با رویاهای مشترک ما؛ شاید بدترین کابوسی باشد که هریک از ما با آن روبرو شویم. اگر چنین اتفاقی افتاد، چه می کنیم؟!

آکادمی آنلاین عیب پوش

دوازده میمون

فیلم سینمایی دوازده میمون

این فیلم سینمایی، درام علمی تخیلی آمریکایی محصول سال 1995 به کارگردانی تری گیلیام بر اساس فیلمنامه ای از دیوید پیپلز و جانت پیپلز است.

درباره فیلم

بروس ویلیس، مادلین استو، برد پیت و کریستوفر پلامر در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. فیلم در 29 دسامبر 1995 یونیورسال پیکچرز بصورت گشترده اکران شد. با توجه به ساختار و مفهوم داستان فیلم، نقدهای مثبتی از منتقدان دریافت کرد و حدود دویست میلیون دلار در سراسر جهان فروخت که حدودا ده برابر بودجه ساخت آن بود.

برد پیت در شصت و هشتمین دوره جوایز اسکار، نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد و طراحی صحنه و لباس فیلم نیز اسکار گرفت. پیت همچنین در پنجاه و سومین دوره جوایز گلدن گلوب برنده بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.

داستان فیلم

داستان فیلم در سال 2035 اتفاق می افتد بخاطر انتشار ویروسی مرگبار که در سال 1996 منتشر شده و تقریباً تمام بشریت را از بین برده، بازماندگان مجبور به زندگی در زیر زمین شده اند. گفته می شود گروهی به نام ارتش دوازده میمون این ویروس را منتشر کرده اند. جیمز کول زندانی است که در یک مجتمع زیرزمینی در فیلادلفیا زندانی است. کول برای یافتن ویروس اصلی انتخاب می‌شود تا در ازای کاهش مجازات به دانشمندان کمک کند تا درمانی بسازند. در همین حال، کول از رویاهایی که شامل تعقیب و گریز و تیراندازی در فرودگاه می‌شود، رنج می برد.

کول به گذشته باز می گردد و تصادفا 6سال قبل از حادثه یعنی سال 1990 به بالتیمور می رود، نه در سال 1996 که برنامه ریزی شده بود. او با تشخیص دکتر کاترین ریلی دستگیر و در یک بیمارستان روانی زندانی می شود. او در آنجا با جفری گوینز، یک بیمار روانی با دیدگاه های افراطی محیط زیست مواجه می شود. کول با گروهی از پزشکان مصاحبه می‌کند و سعی می‌کند توضیح دهد که شیوع ویروس قبلاً اتفاق افتاده است.

پس از تلاش برای فرار، کول در یک سلول حبس می شود، اما او ناپدید می شود و در سال 2035 از خواب بیدار می شود. دانشمندانی که پیام پست صوتی تحریف شده ای را پخش می کنند که ارتباط ارتش دوازده میمون را با ویروس نشان می دهد. کول مورد بازجویی قرار میگیرد اما به وی فرصتی دیگر برای تکمیل ماموریت می دهند. کول به طور تصادفی در طول جنگ جهانی اول به میدان نبرد می رسد، جایی که می بیند یکی از هموطنانش به نام خوزه نیز فرستاده شده است. خوزه که زخمی شده ادعا می کند عنکبوت حامل آنتی بادی را پیدا کرده و آن را به او سپرد. کول از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و سپس به سال 1996 منتقل می شود…

دیدن این فیلم علاوه بر تحریک قول تخیل، نگاهی فراطنزگونه به موضوع محیط زیست و ویروسهای دست ساز بشر دارد و خطراتی که توسط خود بشر آن را تهدید میکند را یادآوری میکند. برخی اوقات متوجه می شویم که بزرگترین دشمن ما، فقط خودمان هستیم.

آکادمی آنلاین عیب پوش

دایانا

فیلم سینمایی دایانا(Diana)

درام زندگی‌نامه‌ای دایانا محصول ۲۰۱۳ به کارگردانی الیور هیرشبیگل است که درباره دو سال آخر زندگی دایانا، شاهزاده ولز ساخته شده است. فیلمنامه این فیلم بر اساس کتاب کیت اسنل در سال 2001 با نام دایانا: آخرین عشق او، نوشته شده و توسط استیون جفریس بازنویسی شده است. نائومی واتس نقش اصلی دیانا را بازی می کند.

درباره فیلم

اولین نمایش جهانی این فیلم در 5 سپتامبر 2013 در لندن برگزار شد و نهایتا در 20 سپتامبر 2013 بصورت عمومی منتشر شد. این فیلم نقدهای منفی بسیاری را از سوی منتقدان بریتانیایی و آمریکایی دریافت کرد.

داستان فیلم

همانگونه که از نام فیلم پیداست، این فیلم به زندگی  جنجالی پرنسس دایانا پرداخته و دوسال پایانی عمر وی را به تصویر می‌کشد. فیلم با طلاق دایانا از  پرنس چارلز، شاهزاده ولز آغاز می شود. دایانا پس از مدتی با جراح قلب پاکستانی حسنات خان آشنا می شود و عاشق او می شود. در طول مسیر فیلم تورهای مبارزاتی او علیه استفاده از مین‌های زمینی به تصویر کشیده می شود.

کم کم رابطه او با دکتر خان به دلیل تمایل او به زندگی خصوصی و درگیری این دو به علت سرک کشیدن مطبوعات در زندگی آنها رو به تیرگی رفته و نهایتا از هم جدا می شوند. می رسد. پس از آن دایانا با میلیاردر انگلیسی-مصری دودی فاید رابطه ای را آغاز میکند تا نهایتا حسادت دکتر خان را برانگیزد. نهایتا فیلم به مرگ دایانا و فاید در تلاش از فرار از دست مطبوعات و کشته شدن آنها در تونلی در پاریس، پایان می یابد.

آکادمی آنلاین عیب پوش