پندهای ماتسوشیتا

پندهای 21گانه ماتسوشیتا

ماتسوشیتا کونوسوکه(Konosuke Matsushita)، پدر مدیریت ژاپنی و موسس شرکت پاناسونیک(صنایع ماتسوشیتا)، بیست و یک پند و اعتقاد مدیریتی خود را برای پیشرفت مدیران در ژاپن مطرح نمود.بعدها این پندها به عنوان پندهای21گانه ماتسوشیتا در سراسر جهان طرفداران زیادی یافت و برخی از صاحبنظران، اینت اصول را به عنوان اصول مدیریت ژاپنی یاد میکنند.

مدیریت استفاده از نیروی دیگران با سلاح انگیزش است و ماتسوشیتا با رعایت این اصول، ظرفيت بالایی برای برانگيختن ديگران ایجاد نمود. گرچه مدیریت ژاپنی بیشتر به «بوشیدو»، مدیون است، اما اصول ماتسوشیتا تاثیر بسیاری در این سبک مدیریتی موفق داشت. در این مقاله این اصول را بررسی خواهیم کرد.

1– من فنون ویژه ای را آگاهانه به عنوان راز موفقیت به کار نمی بندم.

اگر در این راه رازی وجود داشته باشد، عبارت است از شوق طبیعی من به اعتماد کردن به همکارانم و یاری خواستن از آنها، من آنگونه آدمی هستم که با همکارانش رایزنی و مشورت می کند و از خرد و رای آنان یاری می گیرد.

2– شرط اول و نخست موفقیت شناخت توانایی های ذاتی خویش است.

عدم شناخت توانایی ها، مانع از بهره گیری از آنها می گردد. گاه یک صدای درونی به شما می گوید چه جهتی را باید برگزینید. شناسایی توانمندی ها، مستلزم شناخت استعدادها است.

3– یکی از مهمترین عوامل مدیریت، داشتن دید و فلسفه مدیریت است.

بدون داشتن فلسفه مدیریتی، ساختار کلی شرکت خلق نمی شود و سایر عوامل نمی توانند به پتانسیل کامل خود برسند. مدیریت باید بتواند به سئوالات مطروحه درباره زندگی اجتماعی و جهان هستی پاسخ دهد و بداند که: حقیقت چیست و راه صحیح کدام است؟ فلسفه مدیریت باید مبتنی بر قوانین اساسی طبیعت باشد. تعیین فلسفه مدیریت براساس وظیفه شرکت در قبال جامعه، اولین اقدام ضروری درجهت ایجاد فضای کار مناسب است.

4– فلسفه مدیریت من براساس فهم من از انسان است.

من معتقدم، انسان در راس موجودات هستی قرار دارد و این استعداد را دارد که سرآمد همه چیز در هستی باشد. من بر این باورم که عامل انسانی مهمترین و ضروری ترین عامل در اداره هر شرکتی است. مدیر باید فیلسوفی باشد که به ذات و وجود بشر اهمیت قائل شود. یک مدیر لایق هرگز نباید فراموش کند که با انسان ها سروکار دارد. 60 سال پیش به کارمندانم می گفتم اگر یکی از مشتریان از شما پرسید، چه می سازید، باید در پاسخ بگویید، سرپیچ می سازیم اما انسان ها مهمترین تولید ما هستند.

5– روش زندگی و روش مدیریت من، ساده است.

من به صورت ساده و مطابق با قوانین طبیعی کارهایم را انجام می دهم. این شیوه یعنی تبعیت از عقل و وجدان پاک. اطمینان دارم چنانچه بر عقل سلیم متکی باشید، همواره پیروز هستید.

6– فلسفه مدیریت باید ثابت بماند اما روش ها و طرح ها باید تقریباً به طور روزمره نوسازی شوند.

پیشرفت براساس قانون طبیعی، بنیان اجتماعی بشری است. به همین دلیل است که مدیریت شرکت باید دایماً به فکر توسعه و سرمایه گذاری جدید و حرکت تدریجی از فاز قدیم به جدید باشد. مدیران و کارکنان در هر کسب و کاری باید مهارت های خود را بهبود بخشند. فرآیند بهبود کارها، یک فرآیند ابدی است.

7– به باور من، محل کار یک مرکز آموزشی برای رشد اخلاق فردی و ارتقای سطح مهارت های فنی و تخصصی است.

شرکت یک محل ساده برای به دست آوردن درآمد یا پرش به یک موقعیت بالاتر نیست. فضا و محیط شرکت باید به گونه ای باشد که کارکنان تمام استعدادهای خود را بروز دهند. من از شما می خواهم با این ذهنیت کارتان را انجام دهید.

8– هدف نهایی هر شرکت باید داشتن تاثیر مثبت در اجتماع باشد.

اگر مدیریت غافل از این باشد که ضرورت وجود شرکت بهبود اجتماع بشری است هرگز به معنای حقیقی، موفق و قوی نخواهد شد. در همین راستا لازم است شرکت ها کارکنان خود را به عنوان انسان هایی اجتماعی پرورش دهند. تجربه مرا متقاعد ساخته که شرکت نمی تواند موفق عمل کند مگر اینکه تمام کارکنانش به عنوان انسان، موفق باشند.

9– مدیریت باز به معنای اعتماد کردن به کارکنان، ارتباطات روان درون شرکتی، بالا بردن روحیه کارکنان و افزودن بر یکپارچگی سازمان

من اختیارات فراوان به کارکنانم واگذار می کردم و به شایستگی و کاردانی آنان اطمینان داشتم. من همه را از جریان امور و کارها از جمله سود و زیان ماهانه آگاه می ساختم. همین سیاست ها به مقدار زیادی به رشد و کمال شرکت یاری بخشید.

10– من مدیریت را گونه ای از هنر می دانم.

هریک از فرآیندهای مدیریت یک کار هنری و خود مدیریت هنر تکاملی است. مدیریت هرگز به منزلت یک هنر اجتماعی ارزشمند دست نمی یابد مگر چیزی ارزشمند برای گفتن داشته باشد و آن وقتی است که یک فلسفه مدیریت پشتوانه آن باشد که هم یک دید فکری بدهد و هم عناصر مختلف شرکت را هماهنگ سازد.

11– در میان همه عناصر مدیریت، عامل اصلی و مرکزی کارکنان هستند.

من به کارکنانم برای آنچه می دانند، اعتماد دارم. اعتماد موجب می شود، آنان بیشترین نیروی خود را جهت کامیابی به کار گیرند. من باور دارم که دانایی تک تک کارکنان در تصمیمات مدیریتی منعکس می شود. نگرش و طرز تلقی من از تو بهتر هستم هرگاه از سوی شخص برجسته و بالای سازمان آشکار شود، می تواند همه کسب و کار او را در معرض خطر قرار دهد. واگذاری مسئولیت و اختیار و تشویق به قبول آن، روش مهمی برای توسعه کارکنان است، سرمایه گذاری روی افراد با دادن استقلال عمل میسر می گردد.

12– من به این باور رسیده ام که کارکنان از تشخیص شایستگی های خود خشنود می شوند.

هیچ کس کامل نیست. هرکس نقاط قوت و ضعفی دارد اما برای انجام کاری مناسب است. به نظر من شکست بسیاری از روِسای با استعداد ناشی از این بوده است که آنان، زیردستان خود را به عنوان بدهی و نه سرمایه تلقی می کردند. شاید این قبیل روِسا صرفاً به حدی باهوش هستند که فقط خطاها را تشخیص می دهند. به نظر من یک مدیر باید حداقل 70 درصد توجه خود را معطوف خصوصیات مثبت کارکنان خود نماید.

13– از نظر من کسی که دارای ظرفیت فراوانی جهت رشد است، یک کارمند آرمانی است.

کسی که نه تنها در درون یک پیشه و تخصص رشد می کند بلکه با آن در راه رشد و تعالی گام برمی دارد، مطلوب من است. لیاقت و وفاداری لازم است لیکن استعداد فرد مهمتر است. درضمن هرکس باید طوری فعالیت نماید که گویی مدیر کسب و کار خویش است. مدیر خود بودن چیزی است که همواره آن را توصیه کرده ام.

14– مهم نیست چند ساعت در محل کار خود حاضر هستید بلکه میزان کارآیی شما اهمیت دارد.

باید بین سختکوشی و کار در ساعت های طولانی تفاوت قائل شد. یک انسان کارآلوده که هیچ دلبستگی به هنر یا دیگر دلخوشی های زندگی ندارد، ناگزیر انسانی خمود و بی نشاط خواهد بود. من معتقدم کارگران (کارکنان) باید 2 روز در هفته تعطیل باشند تا بتوانند از زندگی خصوصی خود لذت ببرند. البته کار باید بر تفریح مقدم باشد نه برعکس.

15– باید بدانیم که خود مسئول اشتباهات و شکست هایمان هستیم.

ازاین رو باید دقت نماییم تا از تکرار آنها پرهیز شود. اینکه اشتباهی صورت نگیرد، ایده آل است. آنچه مهم است خود اشتباه نیست بلکه رفتاری است که ما از خود نشان می دهیم. شکست نیز یک ذخیره ارزشمند از آزموده ها را فراهم می آورد. باید هر شکستی به عنوان درسی برای آینده به کار آید.

16– ما تنها برای لقمه ای نان زندگی نمی کنیم.

به دست آوردن آسایش های مادی به هیچ وجه شادی و خشنودی را تضمین نمی کند. ثروت، شخصیت و موقعیت اجتماعی ملاک موفقیت نیست. جوهره انسانیت همچون الماس صیقل نیافته است. اگر انسان ها عظمت درونی خویش را باور نمایند و سخت کار کنند و اجازه دهند گوهر وجودشان بدرخشد، دنیا بهتر از این خواهد شد.

17– مدیر تنها زمانی نیرومند خواهد بود که به دو ستون همزاد راستگویی و اعتماد تکیه داشته باشد.

در کار مدیریت، افسون ویژه ای وجود نداشته و تردستی های زیرکانه ای راه ندارد. خوشبختم که توانسته ام همواره راستگویی را در پیش گیرم.

18– بنیان فلسفه مدیریت، روح فروتنی است.

واژه سونائو(SUNAO)، در زبان ژاپنی است که معمولاً به فروتنی و نرمی در یک فرد و قلب پاک و بی آلایش و خالص و بدون ریا اطلاق می گردد. اگرچه انسان ها به ساحت خدا راه نمی یابند اما روح فروتنی، انسان را خدایی می کند. یک مدیر که با روح فروتنی عمل می نماید، قادر است بایدها و نبایدها را به درستی درک نماید. اغلب کسانی که در کسب و کار شکست خورده اند، از فروتنی بی بهره بوده اند. برخورداری از روح فروتنی و فکر باز و آزاد، مستلزم تلاش آگاهانه و انضباط مداوم فردی است. درمقابل، غرور انسان را نسبت به اشتباهاتش غافل نموده و این غفلت یک خطر دایمی است. وقتی اوضاع شرکت به خوبی پیش می رود و یک مدیر به تخصص مدیریتی خودش تبریک می گوید، مستعد غرور و بی قیدی شده و خود را در معرض شکست در آینده قرار داده است.

19– از نظر من آیین مروج عشق و فعالیت های اقتصادی، دو چرخ ماشین تمدن بشری هستند.

یک آیین مروج عشق، انسان محور، حق شناسی و دیگر خصایص مثبت انسانی است. ایدئولوژی و آیین زندگی در طبیعت انسان ریشه دارد.

20– برای یک زندگی هدفمند انسان نیازمند داشتن کارهای در دست انجام و برنامه های ناتمام است.

کار ناتمام من اکنون بیش از اداره یک شرکت است. من به دنبال دستیابی به صلح، خوشبختی و سعادت نه فقط برای ژاپن بلکه دستیابی به رفاه در سطح جهان هستم.

21– تا زمانی که از رهبرانی توانمند برخورداریم، آینده ای درخشان در پیش خواهیم داشت.

ما نیازمند پرورش مردمان شایسته و کاردان برای شکل دادن به آینده هستیم. من بر این باورم که زمان آن فرارسیده تا در سیستم مدیریت بازنگری شده تا زمینه استفاده از استعدادها و خلاقیت های نیروهای جوان فراهم شود. از این رو دانشکده حکومت و مدیریت ماتسوشیتا را جهت تربیت مدیران و رهبران کارآمد، تاسیس کردم.

ایکیگای چیست؟

ایکیگای(IKIGAI)، چیست؟

ایکیگای(生き甲斐)، واژه ای ژاپنی به معنای “دلیلی برای زندگی” است. این مفهوم یکی از مهمترین عناصر در فلسفه زندگی ژاپنی و فراتر از مفهوم سامورایی بوشیدو(Busido)، است. مطابق این فرهنگ، هر انسانی، ایکیگای مخصوص به خود را دارد که باید آن را در طول زندگی بیابد.

یافتن ایکیگای، نیازمند جستجوی عمیق و طولانی و شناخت عمیق فردی است. ژاپنیها براین باورند که یافتن ایکیگای، در زندگی انسان، قناعت و بی نیازی آورده و به زندگی وی، معنا می‌دهد. در زندگی و کار، وجود ایکیگای موجب پیشرفت فرد شده و وی را یاری میکند.

درزبان ژاپنی واژه ایکی به معنای زندگی و واژه گای، به معنای اثر و نتیجه است. این اندیشه معتقد است ایکیگای همان چیزی است که صبح دلیلی برای بیدار شدن به انسان میدهد و در طول زندگی، دلیلی برای لذت بردن از آن، است.

امروزه یکی از بزرگترین معضلات بشر، تنهایی و افسردگی و بیهوده انگاشتن زندگی است. ایکیگای با تزریق امید به انسان موجب شده تا مغز بیشتر بدن را زنده نگاه داشته و انسانهای بهره مند از این موهبت، طول عمر بیشتری نسبت به سایرین داشته باشند.

بیشترین موضوعی که موجب ایجاد انگیزه در انسان میکند، احساس مفید بودن و کارآمدی اوست. این موضوع سبب شده تا انسان همواره فکر کند که در جامعه کارایی دارد و اعتماد به نفس و رضایف فردی وی تقویت خواهد شد.

ایکیگای موجب شده تا انسان به منبع ارزش خود در زندگی پی ببرد. این مفهوم سبب ایجاد شرایط ذهنی و روحی میشود که انسان احساس می‌کنند که زندگی او ارزشمند است. این شرایط لزوما به شرایط اقتصادی یک شخص یا طبقه اجتماعی وی، مربوط نیست.

حتی اگر کسی احساس کند که شرایط کنونی تیره است، ولی در ذهن خود هدفی داشته باشد، ممکن است ikigai را احساس کند. رفتارهایی که باعث می‌شود که ایکیگای را احساس کنیم، کارهایی نیستند که مجبور به انجام آن‌ها می‌شویم؛ این رفتارها خودجوش و طبیعی هستند.

کوبایاشی سوکاسا، معتقد است انسان تنها در شرایطی می‌تواند این فلسفه واقعی را حس کند که بر اساس بلوغ شخصی، ارضای امیال مختلف، عشق و شادی، نشست و برخاست با دیگران، و نوعی از حس ارزش در زندگی، به سمت خودشناسی پیشرفت کرده باشد.

برای دستیابی به این فلسفه، مجموعه ای از شرایط باید باهم اجماع کنند. اگر انسانی ماموریت اصلی خود را کشف کرده، در انجام آن مناسب عمل کند، شرایط مادی اش با انجام این کار تامین شده و نهایتا جامعه به ماموریت وی، نیاز داشته باشد، ایکیگای وی برآیندی از “اشتراک ریاضی” این شرایط است.

فلسفه سامورایی و مدیریت

فلسفه سامورایی و مدیریت

فلسفه سامورایی(bushido) و مدیریت

ساموراییان فلسفه سامورایی و مدیریت در بدو تشکیل، جنگجویان ژاپنی بودند که پیش از دوران انقلاب صنعتی در ژاپن زندگی می کردند. برخی از آنان از خانواده‌های اشرافی ژاپن و برخی از خانواده‌های فقیر بودند. آنها پس از گذراندن تعالیم و آموزه‌های سامورایی، به صورت جنگجویان خصوصی استخدام می‌شدند و به دای‌میو‌ها (اربابان محلی) خدمت می‌کردند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

از سال ۱۱۵۹ میلادی آنها گسترش یافتند و بصورت عمومی در جنگ‌های داخلی شرکت می‌کردند. سامورایی‌ها سوارکارانی بسیار ماهر و در استفاده از شمشیر و کمان زبردست بودند. به آنها محلی برای زندگی داده می‌شد و عموما زندگی آنها ساده بود. پاداش آنان، بر خلاف نظامیان دیگر، برنج یا مواد غذایی بود.

در سال ۱۶۰۳ میلادی پس از بازگردانیده شدن صلح به ژاپن به دستور شوگان(سپهسالار) وقت، سامورایی‌ها به مسئولان و مجریان محلی تبدیل شدند. پس از آن، در دوره امپراتور میجی(明治天皇)، در اواسط قرن نوزدهم و هم‌زمان با آغاز عصر تجدد در ژاپن، جایگاه رسمی سامورایی‌ها تضعیف شد، مستمری ناچیز آن‌ها صرف خرید سهام دولتی گشت و در ۱۸۷۳ یاماگاتا، وزیر جنگ ژاپن، قانون انقلابی خدمت وظیفه عمومی را وضع نمود و همین قانون سبب نابودی قطعی ساموراییان به شیوه سنتی و باستانی شد.

هرچند که به شکل رسمی ساموراییان در ژاپن منقرض شدند، اما روحیه مبارزه آنها نه تنها هیچگاه منقرض نشد، بلکه این روحیه الهام بخش روش زندگی و سبک مدیریت ژاپنی شد. به گونه ای که پس از نابودی و شکست ژاپن در جنگ جهانی، این روحیه مبارز و جنگنده ژاپن را به شکل امروزی آن تبدیل کرد. ژاپنی ها برخلاف ما ایرانیان شیفته فرهنگ خارجی نیستند بلکه آنها عاشق فلسفه قدیمی و باستانی خود هستند و از آن درس و الهام می‌گیرند. روحیه مسئولیت پذیری در ژاپن به قدری بالاست که اگر مدیری تصور کند که از پس سمتی برنخواهد آمد، آن را قبول نخواهد کرد. پس از قبول مسئولیت هم در صورتیکه افتضاحی به بار آمد، با قبول آن بسته به شدت ضرر، از عذرخواهی تا خودکشی(切腹)، پیش خواهد رفت.

فرهنگ سامورایی

بوشیدو(武士道)، به معنای “راه سلحشور”، یا “راه جنگجو”، حقیقت و روح اصیل و منشاء فرهنگ ژاپنی است. در ژاپن امروزی نیز هنوز پایه و اساس اعتقادات و آداب مدیریتی و زندگی مردم، همان روح اصیل بوشیدو است. بوشیدو، نام فرهنگ و سلوک سامورایی است که به معیارهای اخلاقی و ارزش‌های طبقه سامورایی اشاره دارد. آداب ویژه این جنگاوران که بوشیدو یا آیین “جوانمردی” یا “شیوه دلاوری” نام داشت، تلفیقی از اصول و مبانی سه دین شینتوئیسم، بودیسم و کنفوسیانیسم است.

مطابق افسانه‌های ژاپنی، ابتدا هفت سامورایی، به هفت فضیلت(بوشیدو اصلی)، که بعدها جی‌سی(JiSey)، نیز بدان اضافه شد، دست یافتند.

نماد بوشیدو یا روح سامورایی، ساکورا(さくら)، به معنای شکوفه گیلاس است. اینکه جنگجویانی در این سطح از خشونت، نمادی از یکی از لطیف‌ترین پدیده‌های طبیعت(شکوفه)، داشته باشند، بیشتر بیانگر ظاهر خشن، و درون نرم و شاعرانه این فلسفه است.

به‌طورکلی می‌توان گفت که این آیین، وفاداری را از شینتوئیسم، مطیع بودن را از کنفوسیانیزم و خویشتن‌داری را از بودیسم، وام گرفته‌است. اصول بوشیدو در طی تاریخ به صورت سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده‌است. همانگونه که اشاره شد، درابتدا آیین بوشیدو شامل هفت “اصل” یا “صفت”، بود که بعدها، به هشت اصل یا صفت اصلی تقسیم شد. در این مقاله، این صفات را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

گی(Gee)

گی(Gee)، به معنای درستی اخلاق  و اخلاق مدار بودن است. عدالت، تکیه گاه اصلی بوشیدو و فرهنگ ژاپنی است. یک سامواریی، همواره عادل است و زندگی و حین در انجام وظیفه، عادلانه رفتار می‌کند. اخلاق موضوعی است که بدون وجود آن، دلاوری معنایی ندارد و سامورایی بی‌اخلاق، نمی‌تواند سامورایی خوبی باشد.

یو(YO)

یو(YO)، به معنای شجاعت و دلیری است و مانند صفت اول(گی)، تکیه گاه و ستون بوشیدو است. بوشیدو معتقد است که یک سامورایی، ابتدا باید این دو صفت، یعنی رشادت و درستی اخلاق را داشته باشد. دلاور در راه وطن و خدمت به آن، از جان خود نیز دریغ نمی‌کند.

جین(Jeen)

جین(Jeen)، به معنای خیرخواهی و از پراهمیت ترین روابط در فرهنگ سامورایی است. طبق فرهنگ سامورایی، یک دلاور، همواره باید خیرخواه دیگران باشد و برای کسی آرزوی بد نکند و کاری در راستای رسیدن شر و بدی به دیگران انجام ندهد.

ری(Rey)

ری(Rey)، به معنای ادب داشتن و مودب بودن است. ادب مانند صفت خیرخواهی یکی از سه صفت پراهمیت در روابط عمومی یک دلاور سامورایی است. یک سامورایی، در هر حالی حتی نسبت به همه، حتی دشمن خود، مؤدب است.

ماکوتو(Makuto)

ماکوتو(Makuto)، به معنای صداقت و سومین صفت پراهمیت در روابط عمومی است. صداقت، صفتی اصلی و پررنگ در فرهنگ بوشیدو است. یک دلاور سامورایی، برای جلب توجه یا محبت و یا از بیم اذیت و آزار، دروغ نمی‌گوید.

می یو(MiYo)

می یو(MiYo)، به معنای شرف و داشتن شرافت است. شرافت، به حدی در فرهنگ سامورایی پراهمیت است، که دلاور یا باید شرافتمندانه بجنگد و پیروز شود یا جوانمردانه خود را بکشد. برپایه همین صفت، سپوکو(Sepuko)، به عنوان خودکشی شرافتمندانه جهت بازگشت شرافت سامورایی و خانواده او، پدید آمد.

چوگی(Choogi)

چوگی(Choogi)، به معنای وفاداری تا پای جان است. این اصل مانند شرافت، از صفاتی است که حتی پس از مرگ نیز باید نگاه داشته شود. یک دلاور سامورایی، نسبت به کشورش، فرادست خود، و خانواده، همواره و تا پای جان، وفادار است. حق‌شناسی، امری است که همیشه با دلاور باقی خواهد ماند. یک سامورایی، همواره نسبت به وطن خود و امپراتور حق‌شناس است.

جی سی(JiSey)

جی سی(JiSey)، به معنای کنترل نفس و متانت است. متانت موضوعی است که هیچگاه از سامورایی، جدا نخواهد شد. در فرهنگ سامورایی، یک دلاور برپایه بوشیدو، حتی در حالت هیجان روحی، متانت خود را از دست نمی‌دهد و عواطف خود را ظاهر نمی‌سازد.

اما یکی از مهم‌ترین اصول بوشیدو، رعایت ویژگی “شرافت”، است. به این ترتیب که یک دلاور همیشه باید بکوشد که شرافتمندانه زندگی کند و در مبارزات برای پیروزی مردانه بجنگد و در شکست نیز آماده خودکشی باشد. به همین دلیل یک سامورایی واقعی همیشه دو قطعه شمشیر به همراه خود دارد: یکی بلند برای جنگیدن و کشتن، و دیگری کوتاه (خنجر) برای خودکشی به هنگام شکست و ننگ. خودکشی مردانه به هنگام شکست و ذلت اصطلاحاً هاراکیری یا خودکشی با رضایت خاطر نامیده می‌شود. در هاراکیری شخص آداب نیایش به جا آورده و به حالت تمرکز نشسته و با خونسردی شکم خود را با خنجر از چپ به راست می‌درد. هاراکیری آن چنان در فرهنگ و سنت ژاپنی اثرگذار بوده، که در طی تاریخ بارها افراد عام و خاص اقدام به این عمل نموده‌اند، حتی این نوع اقدام در تاریخ معاصر ژاپن نیز مشاهده می‌شود.

این اصل پایه و مقدمه مسئولیت پذیری در میان مدیران ژاپنی است. هیچ انسان شریفی کاری که در تواناییش نیست انجام نمی‌دهد و همچنین مسئولیت اقدامات خود را به گردن دیگری نمی‌اندازد. مدیران هوندا در طی دهه هشتاد در طراحی یکی از موتورها دچار اشکال شدند. به دستور سوشیرو هوندا مدیر بخش طراحی در تمام سطح کارخانه و فروشگاهها قدم میزد و به همه کارکنان هوندا تعظیم میکرد و از همه کارگران و مدیران به خاطر اشتباهش عذرخواهی میکرد. به خواسته خود این مدیر دو درجه تنزل برای او نوشته شده و وی مجددا در بخش خدمات طراحی ادامه کار داد.

آموزه‌های بوشیدو

آموزه‌های فرهنگ سامورایی(بوشیدو)، اگر بخواهیم در یک‌کلام شرط سامورایی بودن را بیان کنیم باید بگوییم که انسان می‌بایست جسم و روح خود را در اختیار استاد خویش بگذارد. فراموش نکردن استاد، اساسی‌ترین مسئله برای یک مرید است.

سامورایی جهان در قالب یک رؤیا می‌بیند. وقتی دچار کابوس می‌شویم از خواب برمی‌خیزیم و به خود تسلی می‌دهیم که تنها یک خواب بوده‌است. در بسیاری از مکاتب نیز این اعتقاد وجود دارد که دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تفاوت چندانی با رؤیا ندارد.

به گفته یکی از بزرگان بوشیدو، غلبه بر دشمن در میدان نبرد بسیار شبیه استراتژی شکار شاهین است. گرچه شاهین میان هزاران پرنده پرواز می‌کند اما جز به پرنده‌ای که از پیش نشان کرده‌است، به دیگر پرندگان توجّهی ندارد.

مطابق این فلسفه، انسان باید به فاصله هفت نفس، تصمیم خود را بگیرد. مسئله مهم، مصمم بودن است و داشتن روحیه لازم برای گذر به فراسوی همه چیز است. اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم با موفّقیّت به انجام برساند. اگر انسان به شبحی انتقام جو بدل شود و از خود اراده نشان دهد، حتی اگر سرش را جدا کنند باز هم نخواهد مرد. زمانی که انسان تصمیمی می‌گیرد، حتی اگر حرکت مستقیم به سوی هدف، کار بسیار دشواری باشد نباید به این بیندیشد که هدف را دور بزند. طریقت سامورایی راهیست برخاسته از جدّیّت و فوریّت و بهترین روش، حمله مستقیم به سوی هدف.

دراین طریقت جسم انسان از میان هیچ، جان یافته‌است. بودن در آنجا که هیچ چیز نیست مفهوم این عبارت است که: «شکل، خلأ است.» و این که همه چیز از هیچ به وجود می‌آید یعنی: «خلأ، شکل است.» انسان باید بیندیشد که این دو، مقوله‌ای جدا از هم نیستند.

در زندگی، چیزی جز لحظه‌ای که در آن هستیم اهمّیّت ندارد. تمامی زندگی انسان، زنجیره‌ای است از لحظات پی‌درپی. اگر انسان، زمان و لحظه حال را دریابد، دیگر نه کاری برای او خواهد ماند و نه هدفی.

از طوفان و باران بسیار چیزها می‌توان آموخت. زمانی که با رگبارهای ناگهانی روبرو می‌شویم سعی می‌کنید خیس نشویم و فوراً راه خود را تغییر می‌دهیم؛ ولی با رفتن به زیر طاق دیوار، باز هم خیس خواهیم شد. اگر از آغاز مصمم باشیم سرگشته نخواهیم شد گرچه باز هم به همان اندازه خیس می‌شویم. فهم این مطلب در تمام امور نیز صادق است.

این فلسفه معتقد است از آنچه به نام ” روح یک دوران” می‌نامند، نمی‌توان رجعت کرد. این که روح به تدریج رنگ می‌بازد ناشی از به پایان رسیدن جهان است. به این دلیل گرچه همه مایلند دنیای امروز به دنیای یکصد سال پیش یا حتی پیشتر بازگردد اما این کار ممکن نیست. پس بسیار مهم است که هر نسل را به خوبی دریابیم.

سپوکو؛ خودکشی شرافتمندانه

سپوکو(切腹)، به معنای بریدن شکم که بعدها به عنوان هاراگیری(切 り)، نیز مشهور شد، نوعی خودکشی آیینی ژاپنی با خنجر تانتو(Tantu)، است. در این خودکشی، فرد طی مراسمی در حضور بزرگان (شوگان، امپراتور یا فرماندار)، شکم خود را با خجر دریده و شرافت خود را باز می‌گرداند. فرد دیگری مسئول بریدن سر وی و مرگ سریع پس از حصول اطمینان از این کار است.

سپوکو در ابتدا سندی جهت مرگ باعزت و افتخار بود و به سامورایی‌ها اختصاص داشت، اما بعدها توسط سایر مردم ژاپن نیز بکار گرفته شد. در جنگ جهانی دوم به ویژه بسیاری از افسران ژاپنی در پایان جنگ، شکست را نپذیرفتند و به این روش، خودکشی کردند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

درتاریخ ژاپن، سپوکو به عنوان نوعی مجازات اعدام برای سامورایی ها که به عنوان یک عمل شرافتمندانه سامورایی یاد می‌شود. این نوع خودکشی، ابتدا از جزایر سنگاپور به ژاپن رسید و به طور داوطلبانه استفاده می‌شد. جنگجویان سنگاپوری، ترجیح می‌دادند به جای افتادن به دست دشمنان آنها (و احتمال شکنجه شدن)، با افتخار بمیرند. اینموضوع در روم باستان نیز وجود داشت اما همه‌گیری ژاپن را نداشت و مراسمی برای آن نیز وجود نداشت. سامورایی‌هایی که اشتباه بزرگی مرتکب شده و موجب شرمساری خود و یا خانواده و ارباب خود شده بودند، بدین وسیله در مراسمی تشریفاتی، که معمولاً با آیینی مرتب و در محل‌هایی تعبیه شده و در حضور تماشاگران انجام می‌شد، باکشیدن تیغه از چپ به راست، شکم خود را می‌شکافتند و فردی مسئول کشتن سریع آنها بواسطه قطع گردنشان با شمشیر بود.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

بعدها در دوران مدرن نیز این موضوع ادامه یافت و در بسیاری از مواقع، مدیرانی که نتوانسته بودند به وظیفه خود درست عمل کنند، با حفظ شرافت به زندگی خود خاتمه داده‌اند. این موضوع تا امروز نیز در فرهنگ ژاپن زنده مانده است.

توصیه های فرهنگ سامورایی

سامورایی‌ها نسبت به دوستان و اربابان خود سوگند وفاداری ادا می‌کردند. آنها برپایه نظام بوشیدو، همواره فضایلی مانند انضباط شخصی، مهارت، شجاعت، اطاعت، احترام و ایثار را در خود تقویت می‌کردند. بسیاری از سامورایی‌ها نیز از تعالیم ذن بودیسم استفاده می‌کردند. این عادات امروزه نیز در مردم ژاپن وجود دارد. آنها توصیه‌هایی برای دوران جنگ و توصیه هایی نیز برای دوران صلح داشتند. با توجه به اینکه نصیحت پذیری و گوش دادن حرف عاقلانه بخشی از این فرهنگ بود، آنها دسته‌ای از توصیه‌ها داشتند که امروزه نیز در میان ژاپنی‌ها رواج دارند. در این بخش، به چند مورد از این توصیه‌ها، اشاره خواهیم کرد.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت
  • آن‌جا که میان مردن و زنده‌ماندن دودل باشی، بی‌درنگ مرگ را برگزین.
  • همت در کارهای بزرگ بگذار .
  • راه کمال بی پایان است.
  • کسی که اشتباه نکند، اعتماد را نشاید.
  • آراسته بودن شیوه زندگی سامورایی است.
  • در یاران خود شوربرانگیز.
  • همواره شادباش. یک سامورایی راستین هرگز نباید که پژمرده دل و افسرده جان بنماید.
  • برتری جویی، راه و رسم یک سامورایی است.
  • در خود بنگر.
  • در کار، جان و دل بگذار.
  • والایی بجوی.
  • حسابگری ناجوانمردی است.
  • در هفت نفس تصمیم بگیر.
  • فروتنان محبوبند.
  • زبان را نگاه دار.
  • زیردستان را تشویق کن.
  • نصیحت پذیر باش.
  • سخن نخستین، شکوفه دل سامورایی است.
  • مرد تک‌فن به کار نیاید.
  • همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
  • پیش از سخن گفتن، شنونده را امتحان کن.
  • از نیایش باز نمان.
  • اگر هم می‌بازی، جانانه بباز.
  • هیچ کار را کوچک مگیر.
  • در کارهای بزرگ از چیزهای کوچک بگذر.
فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

“راه سامورایی در مرگ خلاصه می‌شود. اندیشه عمیق درباره مرگ گریزناپذیر ضروریست و هنگامی که جسم و جان در آرامش است باید باید به انواع مرگ اندیشید: مرگ با ضربت شمشیر، پرتاب نیزه، مرگ در میان امواج خروشان، سوختن در میان شعله‌های آتش، یا مرگ در اثر صاعقه، مدفون شدن در زیر آوار سهمگین زلزله، یا سقوط از صخره‌ای بلند، مرگ ناشی از بیماری یا اقدام به خودکشی در پی جان باختن سرور و استاد. هر روز انسان باید خود را مرده بینگارد”

بوشیدو

کاربرد فلسفه سامورايى در مدیریت

در طول تاريخ مورد تجليل فراوان قرار گرفته و همواره در فرهنگ عامه نيز مورد احترام بوده است. گرچه ممكن است براى عامه مردم واژه سامورايى خشونت و غارت را تداعى كند اما حقيقت اين است كه در شيوه زندگی سامورايى ها سخت كوشى اهمیت فراوان داشته است. روحيه سامورايى در تحول جامعه ژاپن تاثير بسيار داشته و جريان جهانى امور در قرن بيستم را نيز تحت تاثير قرار داده است. بيشترين عاملى كه موجب نفوذ فلسفه و شيوه زندگی سامورايى ها گردید اين حقيقت بود كه آنها زندگی را بى ثبات و ناپایدار مى دانستند زيرا براي يك سامورايى كه به كرات در جنگ های مهلک شركت مى كرد، خطر درهمه جا وجود داشت .

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

با هفت خصلت می توان سبک زندگی سامورايى ها را تعريف كرد ، اين خصايص دقيقا در مدیریت مدرن هم بکار گرفته مى شوند.

کنین(Kennin)

اولين خصيصه از ميان اين هفت خصوصیت، «كنين» نام دارد. کنین به معناى شكيبايى و استقامت مى باشد، در حقیقت اين ویژگی مهمترين خصوصيتى است كه مى توان به يك مدیر، نسبت داد. زيرا مدیران و كارآفرينان، هنگام راه اندازی و يا اداره یک كسب و كار، با چالش هاى بيشمارى مواجه مى شوند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

آموزش سامورايى ها بر هنرهاى رزمى و پرورش جسم و ذهن تمرکز دارد. براى يك كارآفرين نيز مهم است كه جسمش را سالم نگاه داشته و ذهنش را براى رسيدن به تمركز بيشتر تربيت كرده و نگرش مثبت داشته باشد تا بتواند در رویارویی با چالش های سخت، استقامت كند.

شینن (Shinnen)

اين خصيصه به معنای اعتقاد و ايمان به خود مى باشد. سامورايى در خودباورى پابرجاست و اين باور به اندازه اى در او عميق است كه اطمينان دارد می تواند هر كاری را انجام دهد. قطعا در هنگام مواجهه با سناريو جنگ و چشم انداز مرگ اين خودباورى بسيار حائز اهميت بوده است، “شينن” به ژاپن جنگ زده كمك كرد تا خود را بازسازى كند و تبديل به دومين اقتصاد بزرگ جهان شود.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

مدیران نيز بخصوص درهنگام مواجهه با مشكلات و يا هنگامی که آمارها نااميد كننده هستند، بايد خودداری و خودباوری بالايى از خود نشان داده و از مرحله سخت، عبور کنند.

شینچو (Shincho)

اين خصيصه به معنای توجه و مراقبت می باشد. سامورایی ها و جامعه ژاپن در کل در خصوص  نحوه برخوردشان با دیگران بسيار حساس بوده و هستند. آنها داراى نوع پیچیده اى از رسوم بودند كه در كليه تعاملات شخصى شان نيز به آن پایبند بودند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

براى يك كارآفرين نيز مهم است كه بتواند احترام و آداب خاص رفتارى را در مواجه با مخاطبانش نشان دهد. اگرچه اين دیسیپلین رفتارى لزوما به پیچیدگی دوران سامورايى ها نيست، اما به هرحال، مدیران نيز با موقعيت هايى مواجه مى شوند كه دانستن آداب رفتارى مناسب مى تواند برايشان بسيار حياتى باشد.

سییگی (Seigi)

اين خصيصه به اصول اخلاقى «عدالت و انصاف» اشاره مى كند. عليرغم خشونتى كه در شيوه زندگی سامورايى ها رواج داشت، مثال هاى بسيارى در خصوص  نوع دوستى و صداقت سامورايى ها در تاريخ ثبت شده است.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

يك مدیر هم باید در رفتار خود اخلاقيات را نشان دهد، حفظ صداقت و امانت در تمام جنبه ها براى يك مدیر حائز اهميت است.

سسیی (Sessei)

این خصیصه بر میانه روی و اعتدال تاكيد مى كند. امروزه اين خصوصيت در مورد مدیران نیز مصداق پیدا مى كند، نیاز به حفظ تعادل ميان كار و زندگی شخصی.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

مطابق اصل سسیی، كار بيش از اندازه، بدون وجود سبك زندگی مناسب مسلما به تندرستى و روابط شخصى ضرر مى رساند. در فرهنگ ژاپنی نوعی خودکشی بواسطه کار زیاد وجود دارد که کاروشی(過労死)، نامیده می‌شود. این روش خودکشی در ژاپن امروزی نیز شایع است. آیین بوشیدو معتقد است یک سامورایی موفق، باید تعادلی ظریف بین کار و زندگی خود برقرار کند.

جی زن (Jizen)

اين خصيصه بر سخاوتمندى و نيكوكارى تاكيد مى كند. اين ویژگی بخشى ضرورى از خصوصيات لازم براى كارآفرينان است. به خصوص در شرايط  كنونى که مصرف كنندگان بيش از پیش مقتصد و انتخاب گر شده اند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

شركت هايى كه محصولات قابل اطمينان تر و سالم ترى توليد مى كنند، در جایگاه ايمن ترى قرار مى گیرند و كارآفرينانى كه چنین شركت هايى را اداره مى كنند ذهنى آرام تر و زندگی شاد ترى را تجربه مى كنند.

کی بو (Kibo)

“کیبو” در اصل به معنى اميد است. اين اميد ريشه در درك ارزش زندگی و تجليل از عناصر اصلى آن دارد. شاد بودن چه در گذشته و چه در زمان حال، بخش مهمى از فرهنگ ژاپنی است. امروزه جشن هايى كه هنوز هم به قوت در اين كشور برگزار مى‌شوند، نيز مؤيد اين امر هستند.

فرقى نمى كند كه چه مشكلاتى در سر راه يك كارآفرين یا مدیر قرار مى‌گیرد، او هیچگاه نبايد خنده و تلاش براى شاد بودن و زندگی در زمان حال را فراموش كند.

فلسفه سامورایی و مدیریت
فلسفه سامورایی و مدیریت

فلسفه سامورایی، امروزه با گذشت سالها و منقرض شدن نسل این انسانها، هنوز در ذهن و زندگی مردم ژاپن جاریست. یکی از عوامل موفقیت این کشور، تکیه بر اصول و فرهنگی است که از دل فرهنگ همین سرزمین رشد نموده و به همین مردم تعلق دارد. هیچ کشوری نتوانسته با فرهنگ وارداتی و تقلید، واقعا توسعه پیدا کند و رشد اقتصادی و فرهنگی را تجربه کند.

کشور ما باوجود سالها فرهنگ و ادبیات غنی و عاری از خشونت، نتوانسته به اصل خود چنگ زده و از نهر و چشمه خود، سیرآب شود. نگاه ما همواره به فرهنگ غرب یا شرق است و آنچه آنان انجام می‌دهند، پسندیده تر از فرهنگ اصیل و پرمایه خود ماست. امید که هریک از ما بتوانیم با رجوع به فرهنگ غنی خود، از این دریای عظیم بی‌انتها؛ قطره‌ای نوش کنیم.

آکادمی آنلاین عیب پوش

منابع:

  • Samurai life & death.
  • Benesch, Oleg. Inventing the Way of the Samurai
  • Internationalism, and Bushido in Modern Japan.
  • Oxford: Oxford University Press. Bushido.
  • Coleridge, Henry James. the Life and Letters of St. Francis Xavier
  • Wilson, William Scott. Ideals of the Samurai: Writings of Japanese Warriors.