اعظم قلی‌زاده پاشا

اعظم قلی زاده پاشا، در سال 1314در یکی از روستاهای اطراف بابل دیده به جهان گشود. پدرش شیخ‌نعمت‌الله پاشایی و طلبه‌ مدرسه‌ صدر بود. وی در کنار تحصیل مذهب، به شغل تجارت خواروبار مشغول بود. درآن زمان شاغلین این مسلک، معروف به سقط‌فروش بودند. شیخ نعمت الله تعدادی زمین کشاورزی داشت که خانواده پاشایی در فصول مربوطه در آنها کشاورزی می‌کردند. اعظم دوبرادر و یک خواهر داشت. خانواده پاشایی ها از معتمدین مازندران بودند. اعظم، دوره ابتدایی را در مکتب‌خانه آموخت. پس از آن در سن سیزده سالگی به شهر بابل رفت تا تحصلات متوسطه خود را در این شهر به اتمام برساند. به دلیل اینکه هنوز ابتدایی را از نظر قانونی به اتمام نرسانیده بود، به مدرسه ابتدایی تربیت معرفی شد. باتوجه به تسلط اعظم به علوم مختلف، از زمان ورود، درکلاس پنجم نشست. او مسافت خانه تا مدرسه در بابل را پیاده و از کنار رودخانه سجرو طی می‌کرد.

وی پس از دوسال به همراه پدر به قم رفت و تا کلاس نهم را درقم بصورت شبانه طی کرد. خانواده اعظم وی را به نزد یکی از اقوام در تهران  فرستادند. اعظم سالهای پایانی دبیرستان را در رشته‌ ریاضی در دبیرستان مروی گذراند. در همان سال دکتر اقبالی، رئیس دانشگاه تهران، اعلام کرد که دانش‌آموزان رشته‌ی ریاضی می‌توانند درکنکور پزشکی شرکت کنند. او چون به رشته‌ی پزشکی علاقه‌مند بود، 3ماه تابستان همان سال دروس رشته‌ طبیعی را خواند و همه‌چیز را به‌خوبی یاد گرفتم . امّا زمانیکه به‌ محض این‌که سر جلسه‌ امتحان نشست نتوانست پاسخی بدهد و مجبور به بازگشت به رشته‌ی اصلی‌ خود شد. در همان سال در کنکور دانشکده‌ی فنّی شرکت کرد و در دانشکده‌ی فنّی تهران در رشته‌ مهندسی شیمی پذیرفته شد. در دوره دانشجویی، مهندس مهدی بازرگان استاد ترمودینامیک و رئیس دانشکده‌ی فنی بود. اعظم قلی زاده در طول تحصیلات در زمره دانشجویان ممتاز دانشکده بود و بارها از بورسیه تحصیلی استفاده کرد. وی موفق شد در رشته‌ی مهندسی شیمی مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کند.

وی پس از فارق التحصیلی در سال 1340 در اولین کارخانه ریخته گری تهران مشغول بکار شد و درسال 1346با همسرش که 10سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج هفت فرزند (4 پسر و 3 دختر)، بود.

دهه چهل شمسی، دهه طلایی صنعت و اقتصاد ایران بود. بسیاری از کارآفرینان در این دهه موفق به ساخت کارخانجات بزرگی در ایران شدند. در این دوره کشور درحال تبدیل از کشوری که مصرف کننده صرف است به کشوری که صنایع درجه 2 خود را تولید می‌کند، بود. این دوره گذار، فرصت بسیار مغتنمی برای پیشرفت صنایع در کشور بود.

کارخانه ریخته گری تهران یکی از اولین کارخانجات مدرنی بود که در دهه چهل شمسی به کشور وارد شده بود. مالک این کارخانه مهندس داوود رجبی(وزیر راه کابینه‌ی اعلم و دکتر مصدق)، بود. رجبی از مدیران بسیار برجسته، فرهیخته و کاردان کشور بود. وی موفق شده بود تا با تلاش و اخذ وام، این کارخانه را از سوئیس خریداری کرده و تحت نظارت کارشناسان سوئیسی، نصب و راه‌اندازی کند. با توجه به وضعیت آن دوران و موضوع کاپیتولاسیون، رابطه خوبی میان کارکنان ایرانی شرکت وکارشناسان سوئیسی وجود نداشت. کارکنان ایرانی سویسیها را متکبر و مغرور می‌خواندند و سویسیها کارکنان را متخاصم و عقب مانده می‌پنداشتند. دراین میان فقط قلی‌زاده پاشا میتوانست هم با کارگران و هم با کارشناسان سویسی ارتباط برقرار کند.

باتوجه به سختی شرایط و عدم همکاری کارکنان ایرانی، سویسیها نتوانستند کارخانه را تکمیل کنند. درنتیجه این کارخانه موفق نشد تا به بهره‌برداری صددرصد برسد. در نتیجه پس از مدتی اقساط معوق تجمیع شده، وضعیت کارخانه را به سمت به ورشکستگی کشاند. در نتیجه شرکت قادر نبود حقوق کافی به کارگران بپردازد. این دستمزد به بیش از روزانه 35ریال نمی‌رسید. اعظم قلی زاده پس از دوماه کار در کنار سویسیها از مهندس رجبی خواست تا با تلاش خود و استفاده از دانش داخلی کارخانه را از ورشکستگی، نجات دهد. رجبی به خاطر ورشکستگی در بستر بیماری بود. وقتی این پیشنهاد را شنید، خوشحال شد و پیغام داد: “قلی‌زاده اگر می‌تواند، بیاید درست کند.” در نتیجه این کارخانه به مدت دو هفته تعطیل شد تا دستگاهها چک شده و سازماندهی تولید و بهره وری جدیدی را آغاز کند.

قلی زاده پاشا پس از اخراج کارشناسان خارجی، تعدادی از کارگران و سرپرستان زبده را جمع کرد و همه‌چیز را برایشان توضیح داد و آن‌ها را به همراهی و مشارکت فراخواند. با مشارکت کارگران محصولات کارخانه تا 97% سالم تولید شده و بهره وری لازم حاصل شد. قلی زاده پاشا با توجه به اینکه می‌دید که مهندس رجبی حقوق کارکنان را پرداخت نمی‌کند به همراه کارگران نقشه‌ای طراحی کرد. طبق این نقشه مقرر شد تا کارگران اعتصاب کنند و او را به عنوان گروگان نزد خود نگاه دارند تا حقوق‌شان پرداخت شود. این نقشه اجرا شد. بامراجعه پلیس و مداخله صاحب کارخانه فردای آن روز چندین چمدان پول نقد به عنوان حقوق بین کارگران توزیع شد و ماجرا خاتمه یافت.

قلی زاده پاشا از اواسط سال 42 در دانشگاه تهران مشغول به تدریس بود. وی از سال 43 فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود. وی در مشارکت با دوستان انقلابی خود، موفق شد به محضر آیت الله طالقانی رسیده و با پیشنهاد وی، به فکر تاٌسیس یک کارخانه مدرن ریخته‌گری بیفتد.

وی در قرار با شرکای خود متعهد شد تا ماشین‌آلات را وارد ننموده و تکنولوژی ریخته گری را بومی سازی کنند. سرانجام این کارخانه در اواخر دهه چهل شمسی طرّاحی، ماشین‌سازی و شروع به کار نمود. قلی زاده پاشا اولین مدیر‌عامل فولاد ایرفو بود که تاکنون در این سمت فعالیت دارد.

شرکت ایرفو با توجه به امکانات لجستیکی ضعیف ایران در جنگ تحمیلی، از سال 63 تصمیم گرفت سمت و سوی تولیدات کارخانه را به ساخت خمپاره‌ی 120 میلیمتری میلیمتری تغییر دهد. این شرکت موفق شد تا روزانه 2500 قبضه خمپاره تولید کند. پس از آن کارخانه‌های دیگر هم تدریجاً خمپاره‌های 60، 80 و 120 میلیمتری و گلوله‌ی توپ 150 میلیمتری را در داخل کشور، تولید کردند.

میراث قلی زاده پاشا

شرکت ایرفو بیش از نیم قرن در صنایع ریخته‌گری، حرارتی و ماشین‌سازی ایران تجربه دارد. این شرکت در سال‌های 78، 79، 80 به‌عنوان واحد نمونه‌ی کشوری انتخاب شده و دارای گواهینامه‌ی‌iso9001 و گواهینامه‌ ملّی ایران و برخوردار از چندین لوح تقدیر کشوری است .

محصولاتش این شرکت شامل دیگ چدنی شوفاژ سانترال، پکچ چدنی شوفاژ دیواری و زمینی (در دو مدل آشپزخانه و موتور خانه‌ای)، انواع یخچال‌ فریزر، لوله و اتّصالات چدنی فاضلاب، رادیوتور آلومینیومی، قطعات چدنی سنگین صنعتی و طراحی ماشین‌سازی خطوط تولیید است و بیش از 500 نفر اشتغال مستقیم ایجاد نموده است.

وی اکنون مشغول کار برروی پروژه‌ی کاغذ‌سازی از کاه برنج است که بیش از 100هزار شغل مستقیم و غیر مستقیم ایجاد خواهد نمود.

رمز موفقیتم در 3چیز است: تعقّل، سخت‌کوشی و توکل. یادم نمی‌‌‌‌آید از کارکردن خسته شده باشم از ادامه‌ کاری که کرده‌ام، ناامید شده‌باشم. شک برایم معنا ندارد. به نظر من انسان می‌تواند با توکل، تعقّل، تدبّر و سخت‌کوشی بر کلیه‌ مشکلات فایق آید. توصیه‌ام به جوانان عزیز این است که هرگز یاٌس ناامیدی به خود راه ندهند و همیشه با امید و اتکا قادر مطلق و با تمام وجود در خدمت آن کار قرار گیرند و صرف‌نظر از درآمد‌های عادی و تجربه‌ای که کسب کرده‌اند، قانع باشند.

از مهندس اعظم قلی زاده پاشا، تعدادی مدرسه و یم مسجد به یادگار مانده که ایشان هرساله در حال توسعه این امور خیریه هستند. اعظم قلی زاده پاشا از مفاخر صنعت ایران است.

نوشته: فرامرز عیب پوش