استیگما چیست؟

این روزها بازار کرونا و مواجهه با آن و پیشگری از ابتلا به این ویروس در کشور داغ است و تنها چیزی که داغ نیست وضعیت کسب وکار و بازار است. درمورد کرونا، هرکس به نوبه خود پیام تخصصی و یا غیر تخصصی داده و من چون تخصص پزشکی ندارم اظهار نظری نمی‌کنم. اما موضوع بسیار مهمتر از خطر این ویروس خطرات جانبی است که این ویروس برای جامعه و افراد آن تولید کرده است. یکی از این خطرات پدیده استیگما یا انگ اجتماعی است. استیگما پدیده خطرناکی است که بیش از خود ویروس، افراد مبتلا یا مشکوک به ابتلای آن را تهدید می‌کند و زندگی آنها را به خطر می‌اندازد.

استیگما (انگ اجتماعی)، در روانشناسی به معنای نشان یا علامت فیزیکی و اجتماعی شرم است. استیگما یک نشان ناپیدا است که به خاطر یک نقص خاص، فرد را از بقیه افراد جامعه جدا می‌کند. مشکل کلمه استیگما این است که تمرکز آن روی تفاوت یک فرد است و نه روی افرادی که آن فرد را از جامعه جدا کرده‌اند. استفاده از کلمه استیگما باعث می‌شود این کلمه متفاوت از نژادپرستی، هوموفوبیا(تبعیض جنسیتی) به نظر برسد ولی در اصل اینگونه نیست. درواقع استیگما همان تبعیض و تعصب است که دانسته یا نادانسته در مورد یک فرد یا یک گروه صورت می‌گیرد.

طبق تحقیقات سازمان سلامت روانی کانادا، از هر پنج کانادایی یک نفر بیماری روانی و یا مشکل مربوط به مصرف مواد را تجربه می‌کند. یعنی حدود شش میلیون و پانصد هزار نفر در طول زندگی به این معضلات دچار می‌شوند. متاسفانه بسیاری از این افراد به هیچ عنوان درخواست کمک از جامعه و اطرافیان خود نمی‌کنند. این بدان دلیل است که احساس شرمندگی و یا ترس دارند. آنها بشدت ترس دارند که سایر افراد جامعه، بخاطر مشکل آنها، درباره آنها قضات و رفتار منفی داشته باشند. بسیاری از این افراد مبتلا، در پیدا کردن محلی برای زندگی، پیدا کردن شغل، حفظ روابط اجتماعی و نیز سایر بخشهای مهم زندگی خود، دچار مشکل می‌شوند. در واقع، بیشتر افراد مبتا به یک بیماری روانی می‌گویند که ننگ اجتماعی و بدنام شدن، بسیار بدتر از عوارض و نشانه‌های بیماری است.

با توجه به همه گیری این ویروس، بدیهی است که درصد بالایی از جامعه به آن مبتلا شده یا خواهند شد. افرادی که به این ویروس مبتلا شده‌اند و یا مشکوک به ابتلا هستند، در خطر ابتلا به استیگما نیز هستند. با توجه به برخورد ناآگاهانه ما با بسیاری از مسائل اجتماعی، بدیهی است که احتمال بسیار بالایی وجود دارد که این افراد، علاوه بر تحمل مشکلات بیماری، دچار ترس از محکوم شدن اجتماعی نیز بشوند. آنها بشدت می‌هراسند که برچسب “کرونایی”، مانند “زامبی”، تا مدتها برروی آنها باقی بماند. بعلاوه اینکه ترس محکوم شدن به بیمار کردن افراد نزدیک آنها نیز، این موضوع را تشدید خواهد کرد.

شاید هریک از ما ویدئوهایی که برخی از افراد را درحال منتشر کردن ویروس کرونا در مکان‌های عمومی نشان می‌دهد، دیده‌باشیم. همه ما تعجب می‌کنیم که چنین افراد روانی یا جنایتکاری چگونه به خود اجازه می‌دهند که چنین عملی را مرتکب شوند. اما هیچکدام از ما موقعیت آن افراد و برخورد جامعه با آنها را ندیده‌ایم. دقیقا آنها قربانی استیگما هستند. بیماران مبتلا به کرونا چند راه بیشتر پیش رو ندارند. یا خود را به مراجع درمانی معرفی کرده و روند درمان را پیش می‌گیرند و فشار انگ اجتماعی را تحمل می‌کنند، یا بیماری خود را پنهان می‌کنند و خود را هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی قرنطینه می‌کنند و یا بدتر از همه با انتشار بیشتر از جامعه انتقام می‌گیرند. پنهان کردن بیماری برای فرد و جامعه خطرات بسیار بزرگتری را درپی‌خواهد داشت. اگر جامعه با بیماران کرونا درست رفتار نکند، دوره پس از درمان آنها، بسیار خطرناکتر از دوران حضور ویروس خواهد بود. پس از این ویروس، موجی از افراد سرخورده و زخم خورده از استیگما را خواهیم داشت که یا افسردگی و تحمل را پیشه کرده و یا اقدام به انتقام از جامعه خواهند کرد. در هر دوصورت جامعه به شدت آسیب خواهد دید.

تعصب یعنی داشتن عقاید و یا باورهای منفی درباره افرادی که متفاوت هستند. تبعیض عبارتست از عمل کردن بر پایه این باورها و ایده‌ها. برای درمان استیگما یا پیشگیری از آن، باید تلاش کنیم تا افراد مبتلا به ویروس، احساس شرم نداشته باشند. اگر فرد تصور کند که آنچه که من هستم بد است، و این موضوع در او نهادینه شود، دیگر عصبانیت جامعه را خواهد پذیرفت و یا افسرده خواهد شد و یا درمقابل جامعه قرار خواهد گرفت.

در جوامع مختلف بسیاری از افراد استیگما را تجربه می‌کنند اما صرفا بر اساس تعصبات مختلف از قبیل تعصبات جامعه یا مذهبی این موضوع را در خود خفه کرده و آن را بروز نمی‌دهند. این افراد از لحاظ جنسی، فرهنگی، قومی، مذهبی، معلولیت فیزیکی و غیره ممکن است در معرض تبعیض قرارگیرند. این موضوع در جوامع در حال توسعه بسیار بیشتر از جوامع توسعه یافته وجود دارد و البته پنهان کاری آن نیز در جوامع در حال توسعه بیشتر است. تبعیض خود می‌تواند به مشکلات روانی و مصرف مواد منتهی شود. افرادی هم که بنا به هر دلیلی در معرض تبعیض قرار دارند، شانس کمتری برای پیدا کردن کمک برای مشکل خود در زمینه مصرف مواد و یا سلامت روانی دارند و نمی‌توانند خدماتی را برای نیازهایشان(که بسیارهم ضروری است)، دریافت کنند.

استیگما چه قدر بد است؟

آمار تکان دهنده موسسه سلامت روان کانادا نشان می‌دهد طبق تحقیقات این موسسه، بیش از نیمی از افراد مبتلا به بیماریهای روانی و اعتیاد بیان کرده‌اند که درباره مشکلات خود احساس شرمندگی می‌کنند و بیش از پنجاه درصد نیز ابراز کردند که در معرض تبعیض قرار گرفته‌اند. در یک تحقیق جدید در کانادا، محققان دریافتند که کمتر از نیمی از کاناداییها معتقدند که بیماری روانی، بهانه و دلیلی برای رفتار نامناسب است، پس با بیماران همکاری نمی‌کنند.

 تنها یک سوم کاناداییها به رفاقت و دوستی با کسی که مشکل مصرف الکل داشته باشد ادامه می‌دهند. و تنها یک چهارم کاناداییها به دوستی و رفاقت با فردی که مشکل مصرف مواد دارد، ادامه میدهند.

چه کاری می‌توان انجام داد؟

تبعیض یک مسئله حقوق بشری است. حقوق بشر عبارتست از حقوق و آزادیهایی که همه افراد جهان باید فارغ از نژاد و محل زندگی‌شان، بصورت مساوی از آن برخوردار باشند. مطابق منشور سازمان ملل، “همه افراد دارای بیماری روانی باید با انسانیت و احترام به عزت ذاتی نوع بشر مورد درمان قرار گیرند”. این احترام و عزت، آزادی است که نباید تحت هیچ شرایطی از فرد گرفته شود. این یک حق انسانی و اساسی برای همه افرادی است که چه سالم هستند و چه مشکلاتی در زمینه روانی یا اعتیاد دارند. صرف نظر از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه کسی هستند، همه انسانها این حق را دارند که بدون هر گونه تبعیضی، زندگی کنند. این شامل تبعیض به سبب بهداشت روانی و یا مشکالت مربوط به مصرف مواد نیز می‌شود.

ولی زمانی که ما درباره تبعیض صحبت می‌کنیم، قوانین حقوق بشر که با هدف دفاع از افراد در برابر تبعیض تدوین شده‌اند تنها بخشی از راه حل هستند. این قوانین زمانی کارایی دارد و از افراد حفاظت به عمل می‌آورد، که همه مردم به روح این قوانین احترام بگذارند. سلامتی چیزی بیش از نداشتن بیماری یا مشکل بهداشتی است. بهداشت و سلامتی شامل چیزهایی از قبیل حقوق بشر، ارتباطات اجتماعی و دسترسی به فرصتها است. تبعیض باعث تخریب سلامتی فرد می‌شود. زیرا تبعیض، حقوق بشر را تکذیب و ارتباطات اجتماعی میان افراد را محدود می‌کند و دسترسی‌های نابرابر ایجاد می‌نماید. زمانی که از حقوق بشر دفاع می‌کنیم و به همه کمک میکنیم در جوامع مشارکت داشته باشند، در حقیقت با تبعیض مبارزه می‌کنیم و سلامتی افراد را بهبود می‌بخشیم.

پرداختن به تفاوتهایی که مانع از مشارکت افراد در جامعه می‌شود مانند فقر، نبود مسکن مناسب، نبود فرصتهای آموزشی، جنسیت، قومیت، مذهب، اعتیادو بیماری‌های خاص، تنها چند مورد از فاکتورهای اجتماعی است که روی سلامت افراد تاثیر می‌گذارد. این فاکتورها میتواند هم علت و هم نتیجه نداشتن سلامتی مناسب باشد.

پرداختن به این نابرابریها، هم برای افراد و هم برای کلیت جامعه مفید است. ما میتوانیم از طریق ترغیب دوستان و همکاران و اقوام خود، به نهادینه شدن این قوانین اجتماعی مثبت، کمک کنیم. درصورت نهادینه شدن قوانین درجامعه و عمل افراد جامعه، دولتها نیز این قوانین را به رسمیت میشناسند. ما همچنین می‌توانیم از افرادی که مورد تبعیض قرار گرفته‌اند در برابر جامعه دفاع کنیم و به آنها کمک کنیم زندگی بهتری داشته باشند چون ممکن است هر لحظه این مورد برای هرکسی پیش بیاید.

حمایت از حق افراد برای کار کردن، نگاه به مشکلات روانی و اعیاد، به عنوان بخشی از ذات انسانیت، کمک به افراد برای شنیده شدن صحبتهایشان، استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای توسعه کمک رسانی و غیره سبب خواهد شد تا هریک از ما به عنوان اعضای اجتماع بخشی از یک جریان مثبت و خیر باشیم.

علل و آثار تبعیض

همانگونه که شرح داده شد، تعصب یعنی داشتن عقاید و یا باورهای منفی درباره افرادی که متفاوت هستند. تبعیض عبارتست از عمل کردن بر پایه این باورها و ایده‌ها. عوامل زیادی به تبعیض منجر می‌شود. در اینجا برخی از  نمونه‌های بارز آن را بررسی می‌کنیم.

ترس

ترس یکی از پایه های اساسی تبعیض است. ترس صرفا در فردی که مورد تبعیض قرار میگیرد نیست، بلکه در افرادی که یک فرد را مورد تبعیض قرار می‌دهند، بعضا بسیار بیشتر است. عموما انسانها از چیزی که شناختی از آن ندارند، میترسند. کودکان از تاریکی وحشت دارند، چون نمیدانند چه چیزی درون آن است. ما اگر کف یک استخر را نبینیم، آن را عمیق می‌پنداریم و از آن وحشت داریم. دربیماری های عمومی مانند همین بیماری کرونا نیز این ترس بسیار بزرگتر از خود بیماری است. ترس از قبیل ترس از خشونت و یا ترس از خود موضوعات، روی ذهن و رفتار انسانها تاثیر می‌گذارد. بسیاریاز ترسها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تقویت می‌شوند.

باورهای غلط

باورهای غلط نیز از عدم آگاهی سرچشمه می‌گیرد. باورهایی از قبیل اینکه افراد معتاد یا بیمار، دیگر به هیچ عنوان امکان بازگشت یا درمان را ندارند و تا پایان عمر، نمی‌توانند بهبود پیدا کنند، موجب عدم همکاری و ترد فرد از جامعه خواهد شد. جامعه باور دارد که این افراد دییگر نمی‌توانند در جامعه خود مشارکت داشته باشند. هرچند بسیاری از ما نمونه‌هایی را دیده‌ایم که افراد زندانی و یا معتاد بعد از طی بیماری یا زندان، اقدام به بازگشت به جامعه نموده و از بسیاری از مردم عادی و سالم برای جامعه مفیدتر واقع‌شده‌اند.

سرزنش کردن و سرزنش شدن

همه افراد از سرزنش شدن هراس دارند و تمایل ندارند افراد جامعه، آنها را بخاطر چیزی، سرزنش کنند. این احتمال که فرد به خاطر بیماری (مثلا ویروس که حتی ممکن است به هر فردی نفوذ کند!)، سرزنش و یا حتی مترود شود، وی را به شدت خواهد ترساند. این مهم موجب خواهد شد که وی از نظر شرایط بدنی و ذهنی، فردی ضعیف در جامعه به حساب آید. تبعیض همه عرصه‌های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد بنابراین فرد سعی خواهد کرد که مشکل خود را پنهان کند.

امروزه در جوامع قبیله‌ای و کمتر توسعه یافته، در بسیاری از موارد کل خانواده، استیگما یا داغ ننگ ناشی از یکی از اعضای خود را تحمل می‌کند و آن را در جامعه بر دوش می‌کشد. زیرا کل خانواده به عنوان یک گروه شناسایی می‌شود. در نتیجه این احتمال وجود دارد که اعضای خانواده نتوانند با دوستان و یا سایر افراد، در خصوص مشکل یکی از اعضای خانواده، درد دل کنند.

راههای ایجاد تغییر

راههای بسیار ساده‎ای وجود دارند که می‌توانند تغییرات بسیار شگرفی در جامعه ایجاد کنند. در اینجا راههایی که هریک از ما می‌توانیم با انجام آنها تفاوتی ایجاد کنیم، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

  • درصورتیکه به هرطریق بیمار شدیم، با رعایت قرنطینه و موارد بهداشتی، درباره سابقه مشکل و روزهای طی بیماری و روشهای سرکردن روزهای بیماری با دیگران صحبت کنیم. هرروز از خودمان ویدئو بگیریم تا دیگران درباره وضعیت یک بیمار کرونایی اطلاع داشته باشند. دیگران را نیزترغیب کنیم که این مطلب را با همه به اشتراک بگذارند.
  • با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و اطلاع رسانی به دوستان و همکاران و خانواده خود، از وحشت این موضوعات بکاهیم. یادمان باشد چه افراد بیمار و چه افراد معتاد یا بیماران روانی، همه مانند ما انسان هستند و هیچ تضمینی وجود ندارد که خود ما اکنون در سلامت کامل باشیم.
  • درباره کلماتی که در خصوص بیماری یا افراد بیمار استفاده میکنیم، دقت نمایم. بهتر است تمرکز ما برروی موضوع باشد نه فرد(مثلا از مشکلات مصطلح میتوان به کلمات معتاد، کرونایی، روانی و غیره نام برد که بار آنها روی فرد است نه موضوع).
  • شخصا به افرادی که دوروبر ما هستند که ممکن است به ویروس مبتلا شده باشند و یا مشکلات دیگر داشته باشند کمک کنیم. چنهان کردن موضوع هیچ کمکی ب فرد یا جامعه نخواهد نمود.
  • زمانی که تبعیضی را مشاهده کردیم یا رفتاری دیدیم که این موضوع را تشدید میکند با آن برخرود کنیم و اطلاع رسانی به همه افراد داشته باشیم تا این موضوع تکرار نشود.

باتوجه به این مقاله، سعی‌کنیم رفتار ما و یا جامعه اطراف ما با افرادی که به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند مانند یک بیمار باشد. چون بارعایت موارد بهداشتی، می‌توان از ابتلای مجدد اطرافیان جلوگیری کرد. اما اگر رفتار جامعه با فرد بیمار، شبیه به استیگما باشد، با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، اولا تحمل  برچسب بیمارکرونایی، از خود این بیماری برای وی سخت‌تر است و ثانیا این پدیده، موجب ایجاد افسردگی یا خشم شدید در فرد خواهد شد که این مهم یا سبب گوشه‌گیری فرد شده و یا سبب بروز اختلال و واکنش‌های اجتماعی انتقام جویانه در وی، خواهد شد.

نوشته: فرامرز عیب‌پوش

منبع:

CANADA Mental Health Association