ک

کال

واژه کال (Call) در زبان انگلیسی به معنای تماس (یا محل خروج) است. در فروش و ویریت مستقیم این واژه، توسط ویزیتورهای فروش مستقیم از دهه 30 میلادی به بعد مورد استفاده فراوان قرار گرفت و این واژه در فروش به معنای سرزدن مستقیم به مشتری و ویزیت وی، معنا شد. مطابق تعریف برایان تریسی، این واژه به معنای جلسات از پیش تنظیم شده و رودررو، بین فروشنده و مشتری یا چشم انداز اهداف فروش تعریف شده است.

مقالات مرتبط:

کال چیست؟

کال کارد

کال کارد(Call Card)، یا کارت مشتری یا کارت ویزیت مشتری یا پرونده ویزیت مشتری، کارتی است که در آن مناسبات ویزیت مشتری در آن درج ‍شود. این کارت شامل اطلاعات اولیه مشتری و اطلاعات نحوه ویزیت وی در هر دوره و نحوه رفتار خرید وی و همچنین موجودی وی در هر ویزیت است. این کارت یک داشبورد کوچک مفید برای دسترسی سیع به اطلاعات مشتری و رفتار خرید اوست. امروزه با الکترونیکی شدن ویزیت، تقریبا این مفهوم از میان رفته است.

مقالات مرتبط:

کال کارد چیست؟

کانال توزیع

کانال توزیع یکی از بخشهای مهم آمیخته بازاریابی و کانال یا روشی است که محصول یا خدمات از جریان آن عبور کرده تا به خریدار و نهایتا به دست مصرف کننده نهایی برسد.

مقالات مرتبط:

انواع کانالهای توزیع

کاوریج

کاوریج یا پوشش (Coverage)، به بازدید مسیرها و میزان پوشش و ویزیت جایگاهها اطلاق می شود.

مقالات مرتبط:

کاوریج چیست؟

کچ ۲۲ 

کچ22 یا تبصره ۲۲ (Catch-22)، یک موقعیت “دوسرباخت” پارادوکسیکال است که برای اولین بار توسط جوزف هلر، نویسنده و طنز پرداز امریکایی مطرح شد. این اصطلاح، درحقیقت نام رمانی است به ‌سبک کمدی سیاه است که هلر آن را آمدر سال ۱۹۶۱ به چاپ رسانید. وقایع این رمان مربوط به سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ و درخلال جنگ جهانی دوم رخ می‎دهد.

تبصره ۲۲  چیست؟

کش ون

کش ون(Cash Van) به خودروهای فروش و توزیع در روش پخش گرم اطلاق می‌شود. محصولاتی که بوسیله خودروهای پخش حمل شده و درزمان سفارس درجا به فروش رسیده و تحویل می شوند، توسط این خودروها به فروش می رسند. به این روش Cash Van sale  نیز گفته می‎شود.

مقالات مرتبط:

انواع توزیع کالا

کمپانی نالج

کمپانی نالج(Company Knowledge)، یا شرکت شناسی به‌طور خلاصه مي‌توان گفت مهارت شرکت شناسی، به منظور شناخت و درک متقابل از اهداف و انتظارات سازمان برای تمامی اعضای یک سازمان حیاتی و اثربخش است.

کمپانی نالج چیست؟

لوگوتایپ چیست؟

لوگو(logo)، آرم یا به اصطلاح مارک تجاری، نشانه‌ی گرافیکی است که به شکل یک نوشته، علامت، سمبل، طرح گرافیکی یا ترکیبی از همه این موارد است.

لوگو، مختص شرکتها و برندهای امروزی نیست. از دیرباز حتی پیش از زمانی که خط اختراع شود، قبایل و طوایف انسانی، علامتها و نشانه های مخصوص به خود را داشتند که آنها اولین لوگوهای تاریخ بشر بودند.

سالها بعد، ادیان و فرقه ها هم علامتها و نشانه های مخصوص به خود را داشتند. یکی از قویترین لوگوهای تاریخ، علامت صلیب مسیحیان است که از دو خط متقاطع تشکیل شده. بعدها علامت حزب نازی، یکی از تاثیرگذارترین و وحشتناکترین لوگوهای تاریخ بشری شد که از همان لوگوی صلیب گرفته شده بود.

امروزه لوگوها به عنوان نمادهای به خاطرسپاری برندها و کسب و کارها تقریبا به وسیله همه شرکت‌های تجاری، تولیدی و صنعتی و هم‌چنین کسب وکارهای کوچک و بزرگ مورد استفاده قرار میگیرند. هدف از خلق آنها ماندگاری در ذهن مخاطب و انتقال پیامهای اساسی و کوتاه است.

لوگو می‌تواند ترکیبی از حروف، نشانه‌ها و نماد باشد و اهمیت آن بدان دلیل است که حافظه تصویری ما از تمام حافظه های ما ماندگارتر و قویتر است. لوگو مانند چهره و مشخصه یک برند است. لوگو بخشی از هویت بصری برند یا کسب و کار است.

قدرت لوگو به حدی زیاد است که در بسیاری از موارد تصویر آن اولین چیزی است که با شنیدن یک نام تجاری به ذهن مخاطب خواهد رسید.

لوگوتایپ چیست؟

لوگوتایپ، گونه ای از لوگو است که به لوگوهای نوشتاری، مشهور است. لوگوتایپ از فرم دهی به یک نوشته خلق می شود. این شکل از لوگو، به عنوان لوگوتایپ یا وردمارک شناخته می شود.

لوگوتایپها نوشتارهایی خارج از فونت‌های مرسوم هستند که صرفا به یک برند یا کسب و کار خاص اختصاص دارند و معرف آن هستند. لوگوی دیزنی و یا توییتر، مونوگرام یا فیوآیکونهایی هستند که از طراحی با یک حرف یا حروف اختصاری برند بصورت تایپ بیس طراحی شده اند. تایپ بیس ها طراحی با نام شرکت یا برند که شکلی گرافیکی را می سازند. به اینگونه لوگوها، لوگوی وردمارک یا لترمارک نیز گفته می شود.

در این نوع لوگو انتخاب یا ساخت فونت اهمیت بسیار زیادی دارد و باید با نام برند همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال لیبل های مد و فشن باید از فونت های شیک و باکلاس که توجه کاربر نهایی را جلب می‌کند، استفاده کنند. درصورتی که آژانس های دولتی و حقوقی باید از فونت های کلاسیک که حس امنیت را به مخاطب منتقل می کنند، استفاده کنند.

از لوگوتایپ به عنوان لوگوهای مونوگرام یا لترمارک(Lettermarks)، نیز نام برده می شود. لوگوهای مونوگرام یا لترمارک، لوگوهایی هستند که از حروف تشکیل شده و معمولاً حروف ابتدای نام برند در آن مورد استفاده قرار می گیرد. از نمونه های این لوگو می توان بهIBM, CNN, HP, HBO اشاره کرد.

نوشته: فرامرز عیب پوش

تبصره 22، چیست؟

تبصره ۲۲  (Catch-22)، یک موقعیت “دوسرباخت” پارادوکسیکال است که برای اولین بار توسط جوزف هلر، نویسنده و طنز پرداز امریکایی مطرح شد. این اصطلاح، درحقیقت نام رمانی است به ‌سبک کمدی سیاه است که هلر آن را آمدر سال ۱۹۶۱ به چاپ رسانید. وقایع این رمان مربوط به سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ و درخلال جنگ جهانی دوم رخ می ‎دهد.

این اثر به عنوان یکی از رمان‌های برتر قرن بیستم شناخته می‌شود. داستان به گونه‌ای نوشته شده‌است که زمان گذرا و از دیدگاه افراد مختلف بیان شده‌است. شخصیت بارز این رمان  افسری امریکایی به نام “یوساریان” است که در نیروی ویژه هوا-دریای آمریکا و در اسکادران بمب افکن b-25 خدمت می‌کند.

این رمان، در دنیای مدیریت به دلیل دیدگاه انتقادی که به عملیات‌های بروکراتیک ادارات و سازمانها و قوانین پارادوکسیکال دارد، مشهور است.

امروزه، اصطلاح تبصره ۲۲  (Catch-22)، به عنوان یکی از اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی، شناخته شده‌است. این اصطلاح معمولاً به موقعیت‌هایی که در آن باخت قطعی است اطلاق می‌شود. به عنوان مثال اگر فردی در موقعیتی دشوار قرار بگیرد که از آن گریزی نداشته باشد، و برای حل «مشکل الف» باید «عمل ب» را انجام دهد؛ اما «عمل ب» را تنها زمانی می‌تواند انجام دهد که «مشکل الف» را نداشته باشد، باصطلاح می گویند دچار تبصره22 شده است.

داستان تبصره ی 22، کمدی سیاه و بینظیری است. شخصیت اصلی داستان(یوساریان)، در نیروی ویژه هوا-دریای امریکا، توپچی است. او غالبا از زیر کارها در می رود، و مرگ درجنگ را شجاعت نمی داند. بنابراین همواره برای نجات جانش از خطرات بی پایان جنگ، دارد به هوشمندانه ترین شکل ممکن از خلاقیت خود استفاده کند.

فرمانده‎اش، مشکل اصلی اوست که مدام، تعداد مأموریت‎های موردنیاز برای تکمیل دوره ی خدمت سربازان را افزایش می دهد. یوساریان، حتی اگر هم بتواند به هر طریقی از انجام این مأموریت های مرگ بار شانه خالی کند، از قانونی بنام تبصره22، راه گریزی ندارد.

این قانون بیان می کند که اگر کسی با تمایل خود به شرکت در مأموریت های خطرآفرین و مرگبار ادامه دهد، دیوانه و مجنون تلقی خواهد خواهد شد، اما اگر این شخص، درخواست رسمی و مورد نیاز برای معاف شدن از این مأموریت ها را ارائه دهد، دقیقا همین ارائه همین درخواست، اثبات می کند که وی دیوانه نیست و بنابراین، شرایط لازم برای معاف شدن از مأموریت ها را نخواهد داشت.

در ادبیات فارسی، معادلهای مختلفی برای این موضوع وجود دارد. در فرهنگ ما، موضوعاتی با عنوان “دوسرباخت”، “دوسرسوخت”، و یا “کلاف سردرگم”، یا “جمع اضداد”، مطرح است که البته نه تماما فارسی هستند و نه کاملا بیانگر موضوع. تنها بخشی از موضوع را روایت میکنند اما تمامیت آن را منتقل نمیکنند. البته شاید نزدیکترین اصطلاح فارسی “دورباطل”، باشد.

نوشته: فرامرز عیب پوش