آیا افزایش قیمت کالا در شرایط کرونا، کمکی به توسعه برندها خواهد نمود؟

همه ما افزایش قیمت در تمامی بازارها، خصوصا اقلام سرمایه‌ای و اساسی را در روزهای اخیر شاهد بوده ایم. این موضوع نیاز نیاز به توضیح ندارد و کاملا واضح است. بسیاری معتقدند که این موضوع، ناشی از وضعیتی است که کووید_19 برای جهان بوجود آورده و کشور ما هم از آن متاثر است. اما این موضوع به هیچ عنوان حقیقت نداشته و به قول بزرگان، چندی پیش آفتابی دلیل آفتاب برآمد و قیمت نفت در جهان برای اولین بار منفی شد!

این موضوع را نیز فراموش نکنیم که مدیران اقتصادی کشور بارها عنوان نموده اند که این افزایش قیمت ها بدون اعمال افزایش قیمت ارز است و هنوز افزایش قیمت ارز برروی کالاها اعمال نشده است. به گفته این بزرگان، انتظار می‌رود این افزایش نیز در آینده بر روی قیمت‌ها اعمال شود.

همه بزرگان اقتصادی اعتقاد دارند که بحران کرونا در ۱۰۰ سال اخیر بی سابقه بوده و نمونه مشابهی نداشته است. بنابراین باید منتظر افت قیمتها باشیم نه افزایش قیمتها اما نه تنها، به هیچ عنوان این موضوع اتفاق نیفتاده، بلکه بالعکس قیمتها روزانه افزایش می‌یابد.

همه ما استقرار بازار جهانی بر قانون عرضه و تقاضا را به خوبی درک کرده‌ایم. تمام بازارهای جهان براساس عرضه و تقاضا حرکت نموده و از این قانون متاثر هستند. بنابراین بسیاری از شرکتها با افزایش عرضه و کمبود تقاضا مواجه شده‌اند. اما سوال اصلی اینجاست که به عنوان مثال در ایران با توجه به اینکه عرضه انجام شده اما تقاضایی وجود ندارد، باز قیمت کالاها در بازار افزایش می‌یابد. در بیشتر سالها هم رشد قیمت کالا‌ها، چند برابر میزان افزایش حقوق‌ها بوده است و این مهم خود از قدرت خرید قشر کارمندان کاسته و تقاضا را کاهش می‌دهد. اما باز با تعجب مشاهده می‌شود که قیمتها روزانه در حال افزایش است. حتی قیمت برخی از اقلام در روزهای تعطیل و نیمه های شب مشخص میشود؟ در بازارهای جهانی، قیمتها عموما زمانی تغییر می‌کنند که بازارهای بورس بین المللی در حال کار بوده و قیمت را تعیین کنند.

همانگونه که همه مشاهده کردند، در این شرایط حساس، اصناف و بازاریان نیز با ستاد ملی مقابله با کرونا همراهی کامل داشتند و با اجرای زیبای وظیفه اخلاقی، ملی و انسانی خود، کمک نمودند تا سلامت جامعه حفظ شود. پس چه عاملی نیمه شب، خودرو یا مسکن را در نیمه شب پنجشنبه گران می‌کند؟

پاسخ این سوال به دوموضوع اساسی باز می‌گردد. اول اینکه کشور عزیز ما، وارد کننده بسیاری از اقلام است و افزایش ارزش دلار در برابر ریال، خودبه خود موجب افزایش قیمت خواهد بود. درضمن به دلیل شرایط بحران جهانی و ممنوعیت واردات بسیاری از کالاها، گران شدن این کالا‌ها کاملا طبیعی است. دوم اینکه به دلیل نوع ساختار تولید ناخالص داخلی(GDP) کشور، امکان تولید بسیاری از کالاها وجود ندارد یا موانعی برای تولید آنها وجود دارد. ابتدا باید تولید ناخالص داخلی(GDP)، هر کشور، بیانگر وضعیت اقتصادی آن کشور است. اقتصاد ایران یک اقتصاد ترکیبی و در حال گذار، شامل یک بخش عمومی بزرگ است، که در حدود ۶۰ درصد آن بصورت دولتی اداره می‌شود. بخش عمده‌ صادرات در ایران بر پایه صادرات نفت و گاز است.

قیمت بالای نفت در سال‌های اخیر این امکان را فراهم نموده تا اقتصاد کشور سالیانه بالغ بر ۹۰ میلیارد دلار، ارز آوری داشته باشد. درسال 2019 تولید ناخالص داخلی(GDP)، کشور حدود 586میلیارد دلار بوده است که حدود 60 درصد این مبلغ مربوط به دولت است. درمقاله های قبلی در خصوص بازارهای الیگوپولی و مونوپولی صحبت شد. اقتصاد کشور مملو از بازارهای مونوپولی و الگوپولی است. به همین خاطر عرضه و تقاضا تعیین کننده قیمت نیست و بنگاههای بزرگ اقتصادی قیمت مسکن، خودرو، ارز، طلا و غیره را تعیین می‌کنند. به همین خاطر امکان تاثیر گذاری مشتری بر این بازار بسیار کم است. به همین خاطر قیمتها براساس تصمیمات خاص گرفته شده و ناشی از بازار نیست بلکه در بسیاری از مواقع ، بازار متاثر از این تصمیمات است.

آیا افزایش قیمت تاثیری در برندینگ دارد؟

در کتاب مهندسی فروش، ارکان اصلی بازاریابی بصورت جدولی از آیتمها و بخشهای این مهم تصریح شده است. اگر بخواهیم تاثیر افزایش قیمت کالا برروی این ارکان را بصورت اجمالی بررسی کنیم، باید بر قدرت هربخش واقف باشیم. مطابق دیدگاه ارکان بازاریابی، افزایش قیمت کالا در بخشهای بازاربانی، بازارگیری و بازارداری تاثیر مستقیم دارد. این بدان معنا نیست که افزایش یا کاهش قیمت تاثیری بر بقیه ارکان بازاریابی ندارد، بلکه تاثیر این مهم بر این سه بخش بیشتر است. به عنوان یک تعریف خلاصه، بازاربانی به معنای مدیریت بازار و اطلاع از وضعیت مشتریان و ارتباط درست و کارآمد با ایشان است. بازارگیری به معنای اخذ سهم بیشتر از بازار و گشایش وگسترش حوزه فعالیت و خدمات در بازار است. بازارداری، به معنای حفظ سهم بازار و حفظ مشتریان و ایجاد مشتریان ثابت و وفادار و غعال با ارائه خدمات و کالای صحیح و فروش به‌جا است. این ارکان بطور کامل و مفصل در کتاب مهندسی فروش شرح داده شده است.

برای افزایش قیمت یک کالا یا خدمات، باید تاثیر آن برروی این ارکان را به دقت مطالعه نمود. این که بازار در حال حاضر ممکن است کالا را به هر دلیلی با قیمت بالاتری تهیه کند، ملاک درستی برای تصمیم گیری در این خصوص نیست. اگر افزایش قیمت بدون مطالعه و براساس امواج بازار انجام شود، طبیعی است که تاثیر آن بر ارکان بازاریابی منفی بوده و در نهایت کار برند را سخت تر خواهد نمود. لذا بهتر است پیش از هر تصمیم استراتژیک، مطالعه کامل از شرایط و پیش بینی درستی از آینده داشته باشیم. در نتیجه افزایش یا کاهش قیمت به خودی خود عامل پیشرفت یا پسرفت نیست بلکه نوع و شرایط و تاثیر آن بر ارکان بازاریابی، متضمن موفقیت یا شکست برند پس از این افزایش قیمت خواهد بود.

درپایان باید به این نکته اشاره کرد که در این بحران ثابت شد که رسانه های نوین و فروشگاه های مجازی، بیشترین امکان رشد در بازار را دارند و باید به این بخش از بازار به شدت توجه کرد.

دراین روز‌ها در آستانه ماه مبارک رمضان که کسبه و اصناف بعد از حدود یک ماه تعطیلی کرکره مغازه‌های خود را بالا کشیده‌اند، مردم مشاهده می‌کنند که قیمت برخی از گروه‌های کالایی نیز افزایش یافته و این امر دغدغه‌هایی را برای عموم افراد به وجود آورده است.

لازم است دراین شرایط، درک درستی از وضعیت واحد‌های صنفی و کسبه بعد از یک دوره تعطیلی یک ماهه داشته باشیم و فراموش نکنیم که این کسبه و خرده فروشان بودند که بیشترین سطح همکاری در این بحران را با دولت و مردم داشتند. بنابراین شایسته نیست که گناه این افزایش قیمتها را برگردن این زحمتکشان بیندازیم.

نوشته: فرامرز عیب پوش

مزایای کرونا از دیدگاه بازاریابی

متاسفانه ویروس کرونا یا همان کووید19، اکتشاف شده توسط برادران چینی، به لطف و مرحمت ایشان وارد کشور شد. به هرحال این مودت و برادری به قدری است که اگر کالای جدیدی در چین تولید یا کشف شود، حتما بایددر دسترس مصرف کنندگان عزیز ایرانی نیز، قرار داشته باشد. اما این نکته را درنظر داشته باشیم که برخی از بحران‌ها، در نوع خود می‌توانند به فرصتی نیز بدل شوند. البته این دیدگاه که به تمام بحران‌ها می‌توان از دیدگاه فرصت نگاه کرد، کمی بیش از حد خوشبینانه است. اما به هررو، این ویروس، علیرغم کشتاری که انجام داد و غمی که به این سرزمین وارد کرد، مزایایی هم داشت. در این مقاله، به برخی از این مزایا اشاره خواهیم کرد.

مزایای مدیریتی و بازاریابی

پیش از هرچیز بحران کرونا به ما یک موضوع مهم را یادآوری کرد و آن این بود که ما به هیچ عنوان آماده نیستیم!. انسان با تمام پیشرفتهایی که در زمینه‌های مختلف نموده است، در زمینه مقابله با بیماریهای واگیردار، موفق عمل نکرده است. البته این مهم را نیز فراموش نکنیم که طبیعت به هر حال در حال بازگشت به تعادل خویش است و این تعادل توسط انسان به هم خورده است. پس به هررو، طبیعت خود را همواره تقویت خواهد کرد تا به این تعادل دست یابد.

کرونا موضوع مهم دیگری را که از منظر بازاریابی بسیار حائز اهمیت است، به ما یادآوری کرد و آن اهمیت جایگزینی روشهای بازاریابی و فروش و یا داشتن آلترناتیو، برای روشهای مرسوم است که در این بحران به خوبی نیاز به آن را مشاهده کردیم. در این وضعیت، کسب و کارهای جدید نه تنها زیان ندیدند، بلکه رشد سریع و مناسبی را تجربه کردند. مشاغلی که پیش از این کمتر مورد استفاده قرار می‌گرفتند، امروزه با وجود نیاز به آن، به شدت رشد کرده اند. البته با بازگشت شرایط عادی، مشاغل سنتی و نیمه مدرن به حالت عادی باز خواهند گشت اما این مشاغل جدید، هیچگاه کمرنگ نخواهند شد، بلکه رشد خود را نیز حفظ خواهند نمود.

انسان همواره به دنبال آسایش است بنابراین با درک این آسایش توسط تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان خدمات، استفاده از تکنولوژی به شدت افزایش خواهد یافت. همانگونه که در مقالات مختلف شرح داده شد، نگرش امروز در کسب و کارها، نگرش بازاریابی است و این نگرش بر نیاز مشتری تمرکز دارد. مصرف کنندگان سنتی بسیاری وجود دارند که پیش از این، به هیچ عنوان خرید اینترنتی انجام نمی‌دادند اما امروز، از طریق موبایل خرید می‌کنند. بنابراین حداقل مزایای این موضوع برای کسب و کارها این خواهد بود که مصرف‌کننده، از این بخش نیز از این به بعد استفاده خواهند کرد.

کرونا با ایجاد شرایط خاص و اجبار به دورکاری، در مدیریت سرمایه های انسانی تحول جدیدی ایجاد نمود. برخی از شرکتها با دورکاری، بهره وری بیشتری یافتند. این به مدیران سنتی نشان داد که نظازت و فشار مستقیم بر سرمایه های انسانی نه تنها نتوانسته موفق عمل کند، بلکه افراد با ایجاد استقلال در محل کار خود، امکان شکوفایی بیشتری پیدا کرده اند. نه تنها تعهد کاری ایشان کم نشده، بلکه خروجی کارکنان افزایش یافته است. هیچ چیزی به اندازه این ویروس نمی‌توانست ارزش سرمایه های انسانی را برای سازمانها یادآور شود.

وضعیتی که ویروس کرونا در جهان ایجاد کرد نشان داد که رفتارهای مصرف کنندگان آن گونه که سازمانها درک می‌کردند، نبوده و تنها برخی از سازمانها که تحقیقات بازار درست انجام داده و بر نیازها و تمایلات مشتریان خود تسلط داشتند، توانستند خدمات مناسب و درست ایجاد نموده و ایجاد رضایت از برند را در مشتریان خود افزایش دهند.

مزایای اجتماعی

شاید بتوان گفت موضوع بسیار با اهمیتی که از دیدگاه اجتماعی مزیت محسوب می‌شود، موضوع مدیریت ترس اجتماعی است. پانادمی این ویروس، موجب ایجاد ترس بزرگی در سراسر جهان شد اما در برخی از کشورها مدیریت دولتها و در برخی از کشورها مدیریت مردم، نشان داد که این پدیده را نیز می‌توان مدیریت نمود و تحلیل‌گرانی که منتظر شورشهای عظیم و خطرناک بودند، تحلیل‌های درستی ارائه نکردند.

انتشار این ویروس و ایجاد وضعیت قرنطینه، به همه نشان داد که دیدار انسانها و مراوده آنها با یکدیگر چقدر اهمیت داشته و انسانها بدون هم و در تنهایی امکان ادامه حیات ندارند. انسان پس از ساخت اجتماع، دیگر نتوانست از آن جدا شود. هرچند که پانادمی شدن این ویروس به همین دلیل فاصله های نزدیک اجتماعی است، ولی اهمیت روابط انسانی(بارعایت ضوابط بهداشتی)، بر همه مشخص شد و شاید پس از این اتفاق، انسانها برخوردهای بهتری با یکدیگر داشته و همواره به یاد بیاورند که همه ضعیف هستند و همه مانند هم هستند و طبقات برای طبیعت تفاوتی ندارد و این انسانها هستند که فواصل طبقاتی را ایجاد نموده‌اند و از نظر طبیعت، تفاوتی بین انسانها وجود ندارد.

موضوع بسیار مهم دیگری که در این خلال مشخص شد، این بود که مردم به این موضوع پی بردند که لازم است برای هر مشکلی، به متخصص آن مراجعه کرد. وقتی سازمانی دچار مشکل می‌شود از مدیران باتجربه و دانشمند برای رفع مسئله استفاده می‌شود. هیچ گاه در هیچ سازمانی برای رفع ورشکستگی یا افزایش فروش، دخیلی به جایی بسته نمی‌شود. هر چیزی در جای خود دارای احترام است و کارکرد خود را دارد. هر دردی داروی خود را دارد و داروی این بیماری، بعد از پیشگیری مراجعه به پزشکان است. افرادی که کتابهای هاریسون را آتش زده و پزشکی نوین را در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر قرار می‌دادند، دربه‌در، به دنبال ماسک و دستکش در داروخانه‌ها بودند!.

البته ایجاد بازارهای سیاه و احتکار مواد مصرفی و اقلام حیاتی و ضروری نیز امری اجتناب ناپذیر در بازار است و در تمام جهان اتفاق افتاد. روی دیگر این سکه البته این بود که کاسبان این بیماری با اینکه از این موقعیت سواستفاده کردند و اقدام به تبلیغات و احتکار و غیره کردند، برای مردم مشخص شدند و همچنین برخی از انسانهای شریف که جان برکف یا مال برکف در خدمت کشورو مردمشان بودند شناخته شدند.

مزایای زیست محیطی

با ایجاد قرنطینه در کشورهای مختلف و کاهش رفت و آمد، تولید گازهای دی اکسید و مونوکسید کربن به طرز چشمگیری کاهش داشت. البته همواره این صنایع هستند که بیشترین آلودگی را تولید می‌کنند و با از کارافتادن صنایع، انتشار گازهای گلخانه‌ای نیز بشدت کاهش داشت.

پس از انتشار این ویروس، انسان فرصت یافت نگاهی به عقب انداخته و به کارهایی که با زمین و موجوداتش نموده، نگاهی بیندازد.

مزایای تکنولوژیک

پیش از این، یکی از ضعیف‌ترین کسب‌وکارها در بازار، استارتآپ‌ها بودند. با توجه به اینکه کسی از استارت‌آپ‌ها استقبالی نمی‌کرد و جذب سرمایه در این بخش، بیشتر توسط شتاب‌دهنده‌ها و یا سرمایه‌های شخصی انجام می‌شد. اما با وجود وضعیت قرنطینه، همه به این فکر افتادند که کسب وکاری داشته باشند که در صورت بروز مجدد چنین شرایطی، بتواند از آنها محافظت کند. بنابراین سرمایه‌ها به سمت استارت‌آپ‌ها سرازیر شد و پس از یک دوره کوتاه، مسلما رشد چشمگیری را در بخش سخت افزار و خصوصا نرم‌افزارهای‌کسب‌وکار اینترنتی، شاهد خواهیم بود.

البته این موضعات، تنها بخشی از مزایای شیوع کرونا بود. اما فراموش نکنیم به هررو، فاجعه‌ای رخ داده و خانواده‌های بسیاری، داغ‌دار شده‌اند و عزیزانشان را از دست داده‌اند. آنها ممکن است بعدها از مزایای ایجاد شده توسط این شرایط استفاده کنند، اما قطعا غمی که بر ایشان تحمیل شد را فراموش نخواهند کرد. به امید روزی که این ویروس و ویروس‌های بعدی، به راحتی قابل درمان باشند. به امید این که به یاری خداوند متعال، به زودی و قطعا به یاری هم، این ویروس را از بین برده و برآن فائق آییم.

نوشته: فرامرز عیب‌پوش

استیگما چیست؟

این روزها بازار کرونا و مواجهه با آن و پیشگری از ابتلا به این ویروس در کشور داغ است و تنها چیزی که داغ نیست وضعیت کسب وکار و بازار است. درمورد کرونا، هرکس به نوبه خود پیام تخصصی و یا غیر تخصصی داده و من چون تخصص پزشکی ندارم اظهار نظری نمی‌کنم. اما موضوع بسیار مهمتر از خطر این ویروس خطرات جانبی است که این ویروس برای جامعه و افراد آن تولید کرده است. یکی از این خطرات پدیده استیگما یا انگ اجتماعی است. استیگما پدیده خطرناکی است که بیش از خود ویروس، افراد مبتلا یا مشکوک به ابتلای آن را تهدید می‌کند و زندگی آنها را به خطر می‌اندازد.

استیگما (انگ اجتماعی)، در روانشناسی به معنای نشان یا علامت فیزیکی و اجتماعی شرم است. استیگما یک نشان ناپیدا است که به خاطر یک نقص خاص، فرد را از بقیه افراد جامعه جدا می‌کند. مشکل کلمه استیگما این است که تمرکز آن روی تفاوت یک فرد است و نه روی افرادی که آن فرد را از جامعه جدا کرده‌اند. استفاده از کلمه استیگما باعث می‌شود این کلمه متفاوت از نژادپرستی، هوموفوبیا(تبعیض جنسیتی) به نظر برسد ولی در اصل اینگونه نیست. درواقع استیگما همان تبعیض و تعصب است که دانسته یا نادانسته در مورد یک فرد یا یک گروه صورت می‌گیرد.

طبق تحقیقات سازمان سلامت روانی کانادا، از هر پنج کانادایی یک نفر بیماری روانی و یا مشکل مربوط به مصرف مواد را تجربه می‌کند. یعنی حدود شش میلیون و پانصد هزار نفر در طول زندگی به این معضلات دچار می‌شوند. متاسفانه بسیاری از این افراد به هیچ عنوان درخواست کمک از جامعه و اطرافیان خود نمی‌کنند. این بدان دلیل است که احساس شرمندگی و یا ترس دارند. آنها بشدت ترس دارند که سایر افراد جامعه، بخاطر مشکل آنها، درباره آنها قضات و رفتار منفی داشته باشند. بسیاری از این افراد مبتلا، در پیدا کردن محلی برای زندگی، پیدا کردن شغل، حفظ روابط اجتماعی و نیز سایر بخشهای مهم زندگی خود، دچار مشکل می‌شوند. در واقع، بیشتر افراد مبتا به یک بیماری روانی می‌گویند که ننگ اجتماعی و بدنام شدن، بسیار بدتر از عوارض و نشانه‌های بیماری است.

با توجه به همه گیری این ویروس، بدیهی است که درصد بالایی از جامعه به آن مبتلا شده یا خواهند شد. افرادی که به این ویروس مبتلا شده‌اند و یا مشکوک به ابتلا هستند، در خطر ابتلا به استیگما نیز هستند. با توجه به برخورد ناآگاهانه ما با بسیاری از مسائل اجتماعی، بدیهی است که احتمال بسیار بالایی وجود دارد که این افراد، علاوه بر تحمل مشکلات بیماری، دچار ترس از محکوم شدن اجتماعی نیز بشوند. آنها بشدت می‌هراسند که برچسب “کرونایی”، مانند “زامبی”، تا مدتها برروی آنها باقی بماند. بعلاوه اینکه ترس محکوم شدن به بیمار کردن افراد نزدیک آنها نیز، این موضوع را تشدید خواهد کرد.

شاید هریک از ما ویدئوهایی که برخی از افراد را درحال منتشر کردن ویروس کرونا در مکان‌های عمومی نشان می‌دهد، دیده‌باشیم. همه ما تعجب می‌کنیم که چنین افراد روانی یا جنایتکاری چگونه به خود اجازه می‌دهند که چنین عملی را مرتکب شوند. اما هیچکدام از ما موقعیت آن افراد و برخورد جامعه با آنها را ندیده‌ایم. دقیقا آنها قربانی استیگما هستند. بیماران مبتلا به کرونا چند راه بیشتر پیش رو ندارند. یا خود را به مراجع درمانی معرفی کرده و روند درمان را پیش می‌گیرند و فشار انگ اجتماعی را تحمل می‌کنند، یا بیماری خود را پنهان می‌کنند و خود را هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی قرنطینه می‌کنند و یا بدتر از همه با انتشار بیشتر از جامعه انتقام می‌گیرند. پنهان کردن بیماری برای فرد و جامعه خطرات بسیار بزرگتری را درپی‌خواهد داشت. اگر جامعه با بیماران کرونا درست رفتار نکند، دوره پس از درمان آنها، بسیار خطرناکتر از دوران حضور ویروس خواهد بود. پس از این ویروس، موجی از افراد سرخورده و زخم خورده از استیگما را خواهیم داشت که یا افسردگی و تحمل را پیشه کرده و یا اقدام به انتقام از جامعه خواهند کرد. در هر دوصورت جامعه به شدت آسیب خواهد دید.

تعصب یعنی داشتن عقاید و یا باورهای منفی درباره افرادی که متفاوت هستند. تبعیض عبارتست از عمل کردن بر پایه این باورها و ایده‌ها. برای درمان استیگما یا پیشگیری از آن، باید تلاش کنیم تا افراد مبتلا به ویروس، احساس شرم نداشته باشند. اگر فرد تصور کند که آنچه که من هستم بد است، و این موضوع در او نهادینه شود، دیگر عصبانیت جامعه را خواهد پذیرفت و یا افسرده خواهد شد و یا درمقابل جامعه قرار خواهد گرفت.

در جوامع مختلف بسیاری از افراد استیگما را تجربه می‌کنند اما صرفا بر اساس تعصبات مختلف از قبیل تعصبات جامعه یا مذهبی این موضوع را در خود خفه کرده و آن را بروز نمی‌دهند. این افراد از لحاظ جنسی، فرهنگی، قومی، مذهبی، معلولیت فیزیکی و غیره ممکن است در معرض تبعیض قرارگیرند. این موضوع در جوامع در حال توسعه بسیار بیشتر از جوامع توسعه یافته وجود دارد و البته پنهان کاری آن نیز در جوامع در حال توسعه بیشتر است. تبعیض خود می‌تواند به مشکلات روانی و مصرف مواد منتهی شود. افرادی هم که بنا به هر دلیلی در معرض تبعیض قرار دارند، شانس کمتری برای پیدا کردن کمک برای مشکل خود در زمینه مصرف مواد و یا سلامت روانی دارند و نمی‌توانند خدماتی را برای نیازهایشان(که بسیارهم ضروری است)، دریافت کنند.

استیگما چه قدر بد است؟

آمار تکان دهنده موسسه سلامت روان کانادا نشان می‌دهد طبق تحقیقات این موسسه، بیش از نیمی از افراد مبتلا به بیماریهای روانی و اعتیاد بیان کرده‌اند که درباره مشکلات خود احساس شرمندگی می‌کنند و بیش از پنجاه درصد نیز ابراز کردند که در معرض تبعیض قرار گرفته‌اند. در یک تحقیق جدید در کانادا، محققان دریافتند که کمتر از نیمی از کاناداییها معتقدند که بیماری روانی، بهانه و دلیلی برای رفتار نامناسب است، پس با بیماران همکاری نمی‌کنند.

 تنها یک سوم کاناداییها به رفاقت و دوستی با کسی که مشکل مصرف الکل داشته باشد ادامه می‌دهند. و تنها یک چهارم کاناداییها به دوستی و رفاقت با فردی که مشکل مصرف مواد دارد، ادامه میدهند.

چه کاری می‌توان انجام داد؟

تبعیض یک مسئله حقوق بشری است. حقوق بشر عبارتست از حقوق و آزادیهایی که همه افراد جهان باید فارغ از نژاد و محل زندگی‌شان، بصورت مساوی از آن برخوردار باشند. مطابق منشور سازمان ملل، “همه افراد دارای بیماری روانی باید با انسانیت و احترام به عزت ذاتی نوع بشر مورد درمان قرار گیرند”. این احترام و عزت، آزادی است که نباید تحت هیچ شرایطی از فرد گرفته شود. این یک حق انسانی و اساسی برای همه افرادی است که چه سالم هستند و چه مشکلاتی در زمینه روانی یا اعتیاد دارند. صرف نظر از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه کسی هستند، همه انسانها این حق را دارند که بدون هر گونه تبعیضی، زندگی کنند. این شامل تبعیض به سبب بهداشت روانی و یا مشکالت مربوط به مصرف مواد نیز می‌شود.

ولی زمانی که ما درباره تبعیض صحبت می‌کنیم، قوانین حقوق بشر که با هدف دفاع از افراد در برابر تبعیض تدوین شده‌اند تنها بخشی از راه حل هستند. این قوانین زمانی کارایی دارد و از افراد حفاظت به عمل می‌آورد، که همه مردم به روح این قوانین احترام بگذارند. سلامتی چیزی بیش از نداشتن بیماری یا مشکل بهداشتی است. بهداشت و سلامتی شامل چیزهایی از قبیل حقوق بشر، ارتباطات اجتماعی و دسترسی به فرصتها است. تبعیض باعث تخریب سلامتی فرد می‌شود. زیرا تبعیض، حقوق بشر را تکذیب و ارتباطات اجتماعی میان افراد را محدود می‌کند و دسترسی‌های نابرابر ایجاد می‌نماید. زمانی که از حقوق بشر دفاع می‌کنیم و به همه کمک میکنیم در جوامع مشارکت داشته باشند، در حقیقت با تبعیض مبارزه می‌کنیم و سلامتی افراد را بهبود می‌بخشیم.

پرداختن به تفاوتهایی که مانع از مشارکت افراد در جامعه می‌شود مانند فقر، نبود مسکن مناسب، نبود فرصتهای آموزشی، جنسیت، قومیت، مذهب، اعتیادو بیماری‌های خاص، تنها چند مورد از فاکتورهای اجتماعی است که روی سلامت افراد تاثیر می‌گذارد. این فاکتورها میتواند هم علت و هم نتیجه نداشتن سلامتی مناسب باشد.

پرداختن به این نابرابریها، هم برای افراد و هم برای کلیت جامعه مفید است. ما میتوانیم از طریق ترغیب دوستان و همکاران و اقوام خود، به نهادینه شدن این قوانین اجتماعی مثبت، کمک کنیم. درصورت نهادینه شدن قوانین درجامعه و عمل افراد جامعه، دولتها نیز این قوانین را به رسمیت میشناسند. ما همچنین می‌توانیم از افرادی که مورد تبعیض قرار گرفته‌اند در برابر جامعه دفاع کنیم و به آنها کمک کنیم زندگی بهتری داشته باشند چون ممکن است هر لحظه این مورد برای هرکسی پیش بیاید.

حمایت از حق افراد برای کار کردن، نگاه به مشکلات روانی و اعیاد، به عنوان بخشی از ذات انسانیت، کمک به افراد برای شنیده شدن صحبتهایشان، استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای توسعه کمک رسانی و غیره سبب خواهد شد تا هریک از ما به عنوان اعضای اجتماع بخشی از یک جریان مثبت و خیر باشیم.

علل و آثار تبعیض

همانگونه که شرح داده شد، تعصب یعنی داشتن عقاید و یا باورهای منفی درباره افرادی که متفاوت هستند. تبعیض عبارتست از عمل کردن بر پایه این باورها و ایده‌ها. عوامل زیادی به تبعیض منجر می‌شود. در اینجا برخی از  نمونه‌های بارز آن را بررسی می‌کنیم.

ترس

ترس یکی از پایه های اساسی تبعیض است. ترس صرفا در فردی که مورد تبعیض قرار میگیرد نیست، بلکه در افرادی که یک فرد را مورد تبعیض قرار می‌دهند، بعضا بسیار بیشتر است. عموما انسانها از چیزی که شناختی از آن ندارند، میترسند. کودکان از تاریکی وحشت دارند، چون نمیدانند چه چیزی درون آن است. ما اگر کف یک استخر را نبینیم، آن را عمیق می‌پنداریم و از آن وحشت داریم. دربیماری های عمومی مانند همین بیماری کرونا نیز این ترس بسیار بزرگتر از خود بیماری است. ترس از قبیل ترس از خشونت و یا ترس از خود موضوعات، روی ذهن و رفتار انسانها تاثیر می‌گذارد. بسیاریاز ترسها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تقویت می‌شوند.

باورهای غلط

باورهای غلط نیز از عدم آگاهی سرچشمه می‌گیرد. باورهایی از قبیل اینکه افراد معتاد یا بیمار، دیگر به هیچ عنوان امکان بازگشت یا درمان را ندارند و تا پایان عمر، نمی‌توانند بهبود پیدا کنند، موجب عدم همکاری و ترد فرد از جامعه خواهد شد. جامعه باور دارد که این افراد دییگر نمی‌توانند در جامعه خود مشارکت داشته باشند. هرچند بسیاری از ما نمونه‌هایی را دیده‌ایم که افراد زندانی و یا معتاد بعد از طی بیماری یا زندان، اقدام به بازگشت به جامعه نموده و از بسیاری از مردم عادی و سالم برای جامعه مفیدتر واقع‌شده‌اند.

سرزنش کردن و سرزنش شدن

همه افراد از سرزنش شدن هراس دارند و تمایل ندارند افراد جامعه، آنها را بخاطر چیزی، سرزنش کنند. این احتمال که فرد به خاطر بیماری (مثلا ویروس که حتی ممکن است به هر فردی نفوذ کند!)، سرزنش و یا حتی مترود شود، وی را به شدت خواهد ترساند. این مهم موجب خواهد شد که وی از نظر شرایط بدنی و ذهنی، فردی ضعیف در جامعه به حساب آید. تبعیض همه عرصه‌های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد بنابراین فرد سعی خواهد کرد که مشکل خود را پنهان کند.

امروزه در جوامع قبیله‌ای و کمتر توسعه یافته، در بسیاری از موارد کل خانواده، استیگما یا داغ ننگ ناشی از یکی از اعضای خود را تحمل می‌کند و آن را در جامعه بر دوش می‌کشد. زیرا کل خانواده به عنوان یک گروه شناسایی می‌شود. در نتیجه این احتمال وجود دارد که اعضای خانواده نتوانند با دوستان و یا سایر افراد، در خصوص مشکل یکی از اعضای خانواده، درد دل کنند.

راههای ایجاد تغییر

راههای بسیار ساده‎ای وجود دارند که می‌توانند تغییرات بسیار شگرفی در جامعه ایجاد کنند. در اینجا راههایی که هریک از ما می‌توانیم با انجام آنها تفاوتی ایجاد کنیم، مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

  • درصورتیکه به هرطریق بیمار شدیم، با رعایت قرنطینه و موارد بهداشتی، درباره سابقه مشکل و روزهای طی بیماری و روشهای سرکردن روزهای بیماری با دیگران صحبت کنیم. هرروز از خودمان ویدئو بگیریم تا دیگران درباره وضعیت یک بیمار کرونایی اطلاع داشته باشند. دیگران را نیزترغیب کنیم که این مطلب را با همه به اشتراک بگذارند.
  • با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و اطلاع رسانی به دوستان و همکاران و خانواده خود، از وحشت این موضوعات بکاهیم. یادمان باشد چه افراد بیمار و چه افراد معتاد یا بیماران روانی، همه مانند ما انسان هستند و هیچ تضمینی وجود ندارد که خود ما اکنون در سلامت کامل باشیم.
  • درباره کلماتی که در خصوص بیماری یا افراد بیمار استفاده میکنیم، دقت نمایم. بهتر است تمرکز ما برروی موضوع باشد نه فرد(مثلا از مشکلات مصطلح میتوان به کلمات معتاد، کرونایی، روانی و غیره نام برد که بار آنها روی فرد است نه موضوع).
  • شخصا به افرادی که دوروبر ما هستند که ممکن است به ویروس مبتلا شده باشند و یا مشکلات دیگر داشته باشند کمک کنیم. چنهان کردن موضوع هیچ کمکی ب فرد یا جامعه نخواهد نمود.
  • زمانی که تبعیضی را مشاهده کردیم یا رفتاری دیدیم که این موضوع را تشدید میکند با آن برخرود کنیم و اطلاع رسانی به همه افراد داشته باشیم تا این موضوع تکرار نشود.

باتوجه به این مقاله، سعی‌کنیم رفتار ما و یا جامعه اطراف ما با افرادی که به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند مانند یک بیمار باشد. چون بارعایت موارد بهداشتی، می‌توان از ابتلای مجدد اطرافیان جلوگیری کرد. اما اگر رفتار جامعه با فرد بیمار، شبیه به استیگما باشد، با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، اولا تحمل  برچسب بیمارکرونایی، از خود این بیماری برای وی سخت‌تر است و ثانیا این پدیده، موجب ایجاد افسردگی یا خشم شدید در فرد خواهد شد که این مهم یا سبب گوشه‌گیری فرد شده و یا سبب بروز اختلال و واکنش‌های اجتماعی انتقام جویانه در وی، خواهد شد.

نوشته: فرامرز عیب‌پوش

منبع:

CANADA Mental Health Association