علی خسروشاهی

داستان خانواده خسروشاهی داستان بسیار جذابی در صنعت ایران است. بسیاری از بزرگان صنعت ایران، احترام خاصی برای این خاندان قائل هستند. به اعتقاد بسیاری از بزرگان اقتصادی ایران معتقدند، این خانواده، از تاثیرگذارترین خانواده‌های ایرانی در صنعت ایران در قرن بیستم هستند. اما داستان علی خسروشاهی، داستانی شنیدنی و البته بخشی از آن، داستانی تراژیک است. امروزه بسیاری از بزرگان صنعت پخش، علی خسروشاهی را پدر پخش ایران می‌شناسند. او بدون شک، تاثیرگذارترین فرد در صنعت پخش مدرن در کشور است.

سیدعلی خسروشاهی در سال 1290 شمسی در خسروشاه تبریز دیده به جهان گشود. خانواده او خانوادهای متمول و تجارت پیشه بودند. پدر وی حاج غفار خسروشاهی بود. خاندان خسروشاهی از اواخر قاجار تا قبل از انقلاب اسلامی، جزو فعالترین خانواده‌های ایرانی بودند. عموی وی، حاج حسن خسروشاهی نام داشت. حاج حسن خسروشاهی، در اواخر قاجار تا اوایل دوران پهلوی اول، رئیس اتاق بازرگانی تبریز بود. در آن زمان که هنوز قوانین مدنی و بازرگانی رایج نبود و معاملات بر اساس قوانین شرعی صورت می گرفت، او به علت داشتن درجه اجتهاد، مرجعی برای حل و فصل اختلافات معاملاتی تجار بود. این خانواده بیشتر به واردات کالاهایی مثل فاستونی، کاغذ چای، شکر می‌پرداختند. خانواده خسروشاهی، از تجاری بودند که در بازار تهران و بازار تبریز صاحب حجره بودند و فعالیتهای گسترده اقتصادی داشتند. علی خسروشاهی دوران کودکی خود را در تهران گذراند و از نوجوانی در فعالیتهای اقتصادی خانواده همکاری می‌کرد.

خاندان خسروشاهی شرکای زیادی داشت. علی خسروشاهی، به همراه برادرش حسن، با شرکایی به نام برادران شالچیلار کارخانه نساجی آذربایجان را در قزوین با تعداد 100دستگاه ریسندگی و بافندگی پنبه تاسیس کردند. تاسیس این کارخانه، تجربه چندان موفقی برای برادران خسروشاهی و برادران شالچیلار نبود به همین دلیل پس از مدتی، بین شرکا اختلاف ایجاد شد و در سال ۱۳۲۵ از یکدیگر جدا شدند. به این ترتیب، کارخانه فروخته شد و هر کدام از شرکا، سرمایه خود را در رشته دیگری به کار گرفتند. حسن خسروشاهی، نمایندگی شرکت دارویی ماکسون و رابینز و شیرخشک کرافت را گرفت. علی خسروشاهی نخست نماینده فروش محصولات دارویی بوتس و بخاری علاءالدین و محصولات نستله شد و برادران شالچیلار نیز، نمایندگی شرکت دارویی UCB را گرفتند.

با اینکه علی خسروشاهی تجارت خود را داشت، همواره از برادرش مشورت میگرفت و او را در تصمیم گیری های خود شریک می‌کرد. با اینکه اوضای مالی و اقتصادی وی خوب بود، اما رویای بزرگی در سرداشت که او را رها نمی‌کرد. این رویا، تاسیس یک کارخانه موادغذایی بزرگ بود که او همواره در سفرهای مختلف در کشورهای اروپایی نظیر آن را دیده بود. در آن زمان، کشور، کارخانه مدرن موادغذایی نداشت و مواد غذایی بیشتر بصورت سنتی در کارگارههای مختلف سراسر کشور تولید می‌شد و محصولات مدرن، بیشتر از خارج از کشور وارد می‌شد.

تاسیس مینو

سرانجام در اوایل سال ۱۳۳۸، علی خسروشاهی توانست کارخانه کوچکی با عنوان “شرکت سهامی خاص خوراک ایران”، در تهران تاسیس کند. شکل گرفت. علی خسروشاهی در پاییز همین سال توانست پس از جلب رضایت شرکت هنکل آلمان، نمایندگی توزیع پودر دترجنتی با نام تجاری “تاید” را بگیرد و انحصار بازار پودر رخت‌شویی ایران را از آن خود کند. پس از این، خسروشاهی توانست توجه و موافقت شرکت بوتس را برای گرفتن لیسانس این شرکت را برای تولیدات مواد غذایی کارخانه خود جلب کند. او نام تجاری مینو را برای کارخانجات خود برگزید و این کارخانجات که شرکت “پارس” نام گرفته‌بود، به شرکت “پارس مینو”، تغییر نام داد. تعداد کارکنان این کارخانه در ابتدا بیشتر از ۱۵ نفر نبود و این کارخانه، تولید مواد غذایی را با تولید آب‌نبات و تافی شروع کرد.

همزمان با به راه افتادن کارگاه آب نبات سازی، شرکت مینو به دنبال راه اندازی قسمت داروسازی نیز بود و قرار شد داروهای بوتس را در ایران تحت لیسانس بسازند. “تافی”، اولین محصول مینو بود که با نام “تافی‌کره‌ای‌سه ستاره”، تولید شد. مغازه دارها تافی را بر اساس وزن می خریدند و مشتریان این محصول بیشتر کودکان بودند. کودکان، این تافی را بصورت دانه‌ای می‌خریدند و بنابراین، سود این محصول برای فروشندگان بسیار مناسب بود و این محصول سریعا جای خود را دربازار پیدا کرد. البته تافی ایراداتی هم داشت و یکی از مهمترین آنها این بود که این محصول، خیلی کشی بود و به دندان می‌چسبید و مدتی طول کشید تا این اشکال رفع شود. تولید تافی که با دو دستگاه شروع شده بود، کم کم بیشتر شد و بعدها تعداد دستگاه های تولید به بیش از پنجاه دستگاه رسید.

محصولات مینو به سرعت در بازار جای خود را باز کرد و این کارخانجات به “گروه صنعتی پارس مینو”، تغییر نام داد. کارخانه به سرعت بزرگ شد و امور مربوز به ساختمان سازی درکارخانه در سال 1340 آغاز شد و در سال 1341 شمسی، به اتمام  رسید و کارخانه به بهره برداری رسید. شرکت مینو در اواخر شهریور ۱۳۴۱ برای اولین بار ویفر را در بازار ایران عرضه کرد. کارخانه ویفرسازی، سومین کارخانه‌ای بود که در گروه، به راه افتاد. یکی از عوامل موفقیت این محصول، تولید آن در بسته های زیبای دو و پنج ریالی بود که با استقبال مصرف کنندگان مخصوصا کودکان روبرو بود. خسوشاهی، توان خرید مصرف کننده را بررسی و تحقیق کرده بود و به آن آگاهی داشت.

خسروشاهی برای توسعه کارخانه‌های بعدی ویفر در نیمه دوم سال ۴۰، تقاضای وامی به مبلغ پنج میلیون تومان از بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران کرد. بانک شصت درصد مبلغ طرح، یعنی چهارمیلیون تومان را بعد از بررسی‌های مالی و فنی، به وی پرداخت کرد. فریدون علاقبند مامور ارزیابی و نظارت این طرح در بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران در خاطرات خود در این خصوص، چنین می‌گوید.

وقتی برای بررسی از علی خسروشاهی پرسیدم قصد ساخت چه محصولی را دارید؟ گفت هر چه می خواهید بنویسید. او حاضر نبود نام محصول را اعلام کند، زیرا نمی خواست رقبا از برنامه تولید او مطلع شوند. اما روزی بعد از شروع تولید، چند کارتن ویفر برای بانک فرستاد تا محصول نهایی را اعلام کند.

دهه ۱۳۴۰ دهه طلایی برای گروه صنعتی مینو بود طوری که این شرکت با توسعه کارگاه‌ها، زمین‌های جدیدی خریداری کرد و کارخانجات مینو با سیاست عدم تمرکز صنایع در تهران در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، زمین مناسبی با وسعت کافی در خرمدره از توابع شهرستان زنجان خریداری کرد. عرضه آدامس بادکنکی به بازار و بعد از آن تولید “آدامس شیک”، تاسیس واحدهای تولید بیسکویت و شکلات. تولید شکلات با برند مینو تولید دو محصول به نام های کیت‌کت و اسمارتیز تحت لیسانس شرکت راونتری مکینتاش انگلستان، شرکت مینو توانست مقام اول را از نظر تولید و فروش شکلات در ایران کسب کند.

علی خسروشاهی همواره بلندپرواز بود و به سربلندی ایران می‌اندیشید. است. پس از مدتی که از کار کارخانه مینو گذشت، به تدریج سیاست علی خسروشاهی این شد که هر کجا ماشین بهتری می‌یافت، خریداری می‌کرد. ماشینهای تولید آلمان شرقی، آلمان غربی و انگلستان، ماشین های بسته بندی از ایتالیا و سوئیس، ماشین پفک نمکی از آمریکا و ماشین بسته بندی بیسکوییت از فرانسه، دستگاههای مدرنی بودند که خسروشاهی همواره به کارخانجات خود اضافه می‌کرد.

تولد پفک نمکی

خسروشاهی در سفرهایش به خارج از کشور مرتب در نمایشگاه ها و مغازه ها نمونه ی اجناس مختلف را جمع آوری می کرد و می‌چشید. در یکی از این امتحانات به محصولی برخورد که بعدا در ایران با نام پفک نمکی به بازار عرضه شد. این‌کالا نوعی اسنک شور بود که یکی از محصولات پرفروش شرکت آمریکایی بیاتریس فودز بود.

حسن خسروشاهی(برادر علی خسروشاهی)، در بسیاری از موارد درکنار برادر خود فعالیت می‌نمود. او خاطره‌ای در خصوص نام گذاری پفک نمکی عنوان کرده که در جای خود خواندنی است. او درخصوص نام گذاری این محصول می گوید:

در دوران کودکی با مادرم به قنادی مینا در ابتدای خیابان نادری می رفتیم. آنها یک شیرینی داشتند به نام پفک که خیلی مورد علاقه من بود. برادرم در کارخانه مینو قصد داشت برای اولین بار محصول اسنک تولید کند. بارها با من درخصوص این محصول صحبت کرده‌بود و نظر او این بود که جای چنین محصولی در بازار خالی است. محصولی هم که قرار بود تولید شود، خیلی پف داشت و چون محصولی شور بود، تصمیم گرفتیم که اسم آن را پفک نمکی بگذاریم.

در سال ۱۳۴۸ شمسی تاسیس شرکت صادراتی پرسوئیس، تحت مدیریت گروه صنعتی مینو تاسیس شد. تاسیس شرکت صادراتی پرسوئیس به این خاطر صورت گرفت که خسروشاهی قصد داشت تا صادرات محصولات به صورت تخصصی و در واحدی جداگانه صورت گیرد. این موضوع سبب تاسیس شرکت صادراتی پرسوئیس شد که از آن زمان به عنوان متولی صادرات محصولات گروه صنعتی مینو، مسئولیت صادرات را برعهده گرفته که این شرکت هم اکنون نیز فعال است. با پیشرفت کارخانه و فروش محصولات و رشد سریع اقتصادی شرکت، خسروشاهی به این فکر افتاد که کارخانه را به محل بزرگتری انتقال دهد.

این موضوع سبب شد که در سال ۱۳۵۲، گسترش گروه صنعتی مینو در دستور کار قرار گرفت و به همین منظور زمین فعلی شرکت صنعتی مینو خرمدره خریداری شد. این زمین با هدف احداث یک شهرک بزرگ کارخانه‌ای خریداری و با ایجاد ساختمان مسکونی آپارتمانی برای مهندسان و کارکنان بستری برای جذب و هدایت متخصصین این صنعت به این مکان که تا آن زمان یک دهکده ی کوچک بود فراهم شد. این ده کوچک، به مرور زمان به خاطر وجود شرکت مینو به یک شهرستان تبدیل شده است. با تلاشهای خسروشاهی و تیم مدیریت مینو، این کارخانه در سال ۱۳۵۴ به بهره‌برداری رسید. اولین دستگاه‌هایی که از تهران به خرمدره انتقال داده شد دستگاه های پفک نمکی بود و بدین ترتیب تولید در مینو خرمدره با محصول پفک نمکی آغاز شد. و پس از آن تولید آب نبات و تافی شروع شد. در سال 56 راه اندازی خطوط تولید بیسکوئیت خرمدره راه اندازی شد که درآن زمان، از بزرگترین خطوط تولید بیسکویت در دنیا بود. این کارخانه به گونه‌ای گسترش یافته بود که در سال 1356، بیش از 2000نفر پرسنل داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی اکثر صنایع دچار تغییرات اساسی شدند و بسیاری از این صنایع یا بسته و یا شامل قوانین مصادره شدند. باتوجه به اینکه علی خسروشاهی به دلیل اینکه به رژیم قبلی وابستگی نداشت، مشمول بند(دال)، قانون حفاظت از صنایع شد. این بند شامل کارفرمایانی می‌شد که هیچ مساله‌ای نداشتند و دولت هم از آنان حمایت می‌کرد. بنابراین خسروشاهی آزاد بود تا به فعالیت خود ادامه دهد. درسال 1358 فعالیت گروههای چپ در اوج خود بود. گروههای چپ سخنرانیهای فراوانی علیه خسروشاهی و سرمایه داری او و اینکه باید از بین برود و اموالش به کارگرانش برسد، انجام دادند. این سخنرانیها نهایتا باعث شد، کارگران مینو، علی خسروشاهی را در 29 بهمن 1358، در کارخانه خودش گروگان گرفتند و خواهان افزایش حقوق، تقسیم سود ویژه و سهام مجانی شدند!! با توجه به اینکه خسروشاهی همواره دغدغه کارکران خود را داشت، حتی با این وضعیت این موضوع را پذیرفت و حتی از دادستان کل انقلاب درخواست نمود تا حکمیت این موضوع توسط شخص ایشان صورت پذیرد.

اما با همه این احوال، در فروردین ماه 1359 ابوالحسن بنی‌صدر(رئیس جمهور وقت)، در نامه‌ای به وزارت صنایع اعلام کرد؛ در جلسه 27 اسفند سال 58 شورای انقلاب جمهوری اسلامی و براساس پیشنهاد وزیر صنایع، اداره کارخانجات گروه صنعتی مینو، به این وزارتخانه سپرده شود. صدور این حکم به شدت خسروشاهی را عصبانی وغمگین کرد بطوریکه در اوایل سال 1359 برای همیشه ایران را ترک کرد و به امریکا مهاجرت کرد.

فعالیت این گروه صنعتی تحت نظر وزارت صنایع ادامه یافت اما به تدریج کندی مدیریت دولتی سبب شد تا سود این گروه هرساله کمتر شود. در سال 1362 شرکت قاسم ایران یکی از بزرگترین شرکتهای پخش کشور توسط این گروه، به ثبت رسید. در این سال بر اساس سیاست های وقت، اداره این گروه به سازمان دولتی صنایع ملی ایران واگذار شد.

تلاشهای مستمر حجه الاسلام سید علی اکبر ابوترابی، طی تفاهم نامه ای در سال ۱۳۷۳ گروه صنعتی مینو به شرکت اقتصادی و خودکفایی آزادگان واگذار گردید. این واگذاری منجر به احیای مجدد گروه صنعتی مینو و رشد آن در صنعت غذایی کشور شد. این گروه توانست سهام شرکت شوکوپارس را در سال 1380، خریداری کند. در راستای سیاست‌های خودکفایی مجموعه آزادگان از اسفند 1387 به محل کارخانه مینو درخرمدره منتقل شد و فعالیت خود را آنجا ادامه داد. درسال ۱۳۸6، شرکت صنایع غذایی مینو فارس با موضوع تولید و فروش قند مایع خرما، کنسانتره خرما، شیره خرما و پودر خوراک دام و تولید محصولات ارگانیک و طبیعی مشتق شده از خرما تشکیل شد. در سال 1389 تاسیس کارگاه و خط جدید آدامس بدون قند که با نام تجاری “وایت” انجام شد که این آدامس به سرعت وارد بازر شد و مورد استقبال قرار گرفت. فعالیت این گروه امروزه در جاده قدیم و خرمدره ادامه یافته و این گروه از بزرگترین گروههای صنعتی مواد غذایی در کشور است.

از خرمدره تا سیلیکون ولی

همانگونه که شرح داده شد، خانواده خسروشاهی از سال ۱۲۸۰ تا ۱۳۵۸، از اولین ها و موثرترین های صنعت ایران بودند. با مهاجرت بزرگان این خانواده به امریکا، امروزه نوادگان ایشان، فعالیت‌های اقتصادی خانواده را دنبال نموده و این خانواده اکنون یکی از نامهای موفق در سیلیکون ولی هستند. فرزندان حاج حسن خسروشاهی در امریکا به نامدارتین خانواده‌ها درتکنولوژی تبدیل شده‌اند. یکی از نامدارترین افراد این خانواده، دارا خسروشاهی، مدیرعامل اوبر است.

دارا خسروشاهی، نتیجه حاج حسن خسروشاهی و نوه برادر علی خسروشاهی است. دارا خسروشاهی، فرزند اصغر خسروشاهی و نوه کاظم خسروشاهی است. کاظم خسروشاهی بنیانگذار تولی پرس است. خانواده دارا خسروشاهی به همراه پدر و عموی وی، در سال 58 به خارج از کشور مهاجرت کردند. دارا درآن زمان فقط ۹ سال داشت. خانواده وی ابتدا به جنوب فرانسه رفتند و سپس برای ملحق شدن به دیگر اعضای خانواده‌، به آمریکا مهاجرت کردند. اوبر(UBER)، بزرگترین تاکسیرانی اینترنتی جهان است که امروزه اسنپ و تپسی از آن الگوبرداری شده است. این شرکت، از گرانترین و با ارزش‌ترین شرکت های استارت‌آپی دنیاست. اوبر امروزه در بسیاری از کشورها خدمات می‌دهد و به بزرگترین غول جابجایی انسان در جهان بدل شده است.

ارزش شرکت اوبر به 65 میلیارد دلار می‌رسد و با این ارزش، به فولکس‌واگن نزدیک شده است. اوبر به انتخاب دارا خسروشاهی می بالد، و او را یکی از بهترین مدیران جهان معرفی نموده‌ است. دارا خسروشاهی به دلیل موضع‌گیری‌های سفت و سختش در مقابل ترامپ، به چهره ای محبوبی در امریکا تبدیل شده است. اندکی بعد از صدور این فرمان ترامپ، خسروشاهی برای کارکنانش در شرکت اکسپدیا نامه‌ای نوشت و در آن ترامپ را مرتجع خواند.

من معتقدم که با این دستور، رئیس جمهور کشور را به بازی عقب‌گرد کشانیده است. آمریکا ممکن است برای زندگی، مکانی امن‌تر باشد، اما مطمئنا به عنوان کشوری کوچک دیده خواهد شد. این اقدام در مقابل جریان رو به جلوی تفکر، قطعا حرکتی ارتجاعی است.

دارا خسروشاهی امروزه مانند بسیاری از مدیران شرکتهای موفق جهان، طرفداران بسیاری در اینستاگرام و فیسبوک دارد و سخنرانی‌های وی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شوند.

خانه های جنجالی

علی خسروشاهی در تهران دو خانه بسیار زیبا داشت. یکی از این خانه‌ها در محله فردوسی(جنب خانه هوشنگ ابتهاج)، و دیگری در جماران بود. خانه اولیه خسروشاهی در شهر تهران در جنوب شرقی میدان فردوسی در کوچه گل پرور بود اما این خانه پس از مدتی به دفتر کار وی تغییرکاربری داد و او به محله جماران نقل مکان کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با ملی شدن گروه صنعتی مینو، خانه خسروشاهی در میدان فردوسی نیز به عنوان اداره مرکزی شرکت خوراک و دفتر قاسم ایران تبدیل شد.

خانه علی خسروشاهی در میدان فردوسی

بعدها بخش شمالی و اصلی به عنوان سالن وی آی پی و جلسات ویژه تیم مدیریتی جدید تبدیل شد و در نهایت، در مهر ماه سال 1397 در لیست فروش املاک هلدینگ شرکت خودکفایی آزادگان قرار گرفت. پس از اینکه این خانه در لیست فروش قرار گرفت و رسانه ای شد. البته متولیان امر پاسخهای متفاوتی دادند. بسیاری معتقد بودند که این خانه نباید تخریب شود. اخبار متناقضی درخصوص این خانه در شهرداری تهران اعلام شده که مطابق برخی از آنها، این عمارت ثبت ملی شده، برخی از اخبار از مجوز تخریب آن گفتند، برخی هم اعلام نموده‌اند که تنها بخش جنوبی خانه مجوز تخریب گرفته و برخی از اخبار هم از صدور مجوز ساخت پلکان درآن، صحبت می‌کنند.

خانه علی خسروشاهی در محله جماران (سرای محله جماران)

این خانه در مرکز سه اثر ثبتی قرار دارد، از شرق ساختمان اداره مرکزی سیمان، از جنوب شرقی به خانه استاد هوشنگ ابتهاج و درخت ارغوان معروف و از غرب به عمارت عامری. خانه خسروشاهی در محله جماران نیز وسعتی حدود 15000 متر دارد. این خانه در نهایت در سال 1393 به عنوان سرای محله جماران مورد بهره‌برداری قرارگرفت. امروزه این خانه سرای فرهنگی محله جماران است که معماری زیبا و بدیعی دارد.

میراث علی خسروشاهی

علی خسروشاهی پیش از آن که با ناامیدی ایران را ترک کند و در تمام روزهای زندگی در خارج از کشور دل نگران کارخانجاتش باشد، زمین‌های بسیاری را برای گروه صنعتی مینو خریداری کرده بود. او تا روزی که کشور را ترک کند، پیشرفته‌ترین ماشین‌آلات تولید و بسته بندی را برای کارخانجات خریداری کرده بود. اما میراث او تنها زمینها و ماشین آلات پیشرفته نبود، او پدر پخش مویرگی ایران است. او برای اولین بار پخش را به شکل امروزی به کشور وارد کرد و سیستم پخش مویرگی را راه اندازی کرد. مدیران بزرگی که وی تربیت کرد، امروزه پیشتازان پخش در کشور و اساتید بی بدیل این صنعت هستند.

بدون شک خسروشاهی، با فعالیت‌های خود، نوستالژی‌های زیادی برای تمام ایرانی‌ها به‌جای گذاشته است. تاید، پفک نمکی، تافی، ویفر، ساقه طلایی، تک تک و بسیاری از محصولات دیگر، همه محصول فعالیت‌ها و زحمات خسروشاهی هستند.

به طور کلی رویه گروه صنعتی مینو و شخص خسروشاهی، ایجاد رفاه برای کارکنان شرکتهایش، ایجاد سود برای مشتریان واسط و ایجاد کیفیت برای مصرف‌کنندگان بود. او همواره بهترین ماشین‌آلات را برای هر نوع تولید خود تهیه می‌کرد. او هیچگاه وابسته به یک تولیدکننده خاص خارجی نبود.

علی خسرو شاهی در کتاب خاطراتش، خاطره‌ای را عنوان کرده که در نوع خودش جذاب است و روحیات این کارآفرین را به تصویر می‌کشد. نوع نگاه کارآفرینان بزرگ با مدیران و صاحبان صنایع امروز، تفاوت ویژه‌ای دارد. همین تفاوت موجب شده بود تا کشانی که با این کارآفرینان بزرگ کار میکردند، عاشقانه و خالصانه با آنها همکاری کنند و حتی وابستگی روحی و قلبی زیادی به این بزرگان داشته باشند.

یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می‌کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می‌شده است. مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند و کلی تحقیق کردند و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد.

با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت” “بله، درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد. نگرانی‌ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم. فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از آن ماشین، به کارخانه رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده، بالای سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟ گفت: “ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون!”

نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود. به کارگر خلاق که ما را از شر، هزینه کردن یک و نیم میلیون دلار خرج اضافی رهانیده بود، تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم…!!

داستان خانواده خسروشاهی هرچه باشد، یک پیام دارد. اینکه داشتن ثروت به تنهایی موضوع مفیدی برای یک کشور نیست، اما سرمایه‌گذاری این ثروت در صنعت کشور و کارآفرینی و ایجاد شغل، امر ارزشمندی است که نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از خانواده‌ها وجود دارند که دارای سرمایه و امکانات مالی و لجستیکی هستند، اما به جای به کارگیری این امکانات در صنعت، آن را در نوسان‌گیری بازار تورم به کاربرده و به ایجاد حباب‌های اقتصادی و افزایش تورم، کمک می‌کنند. اما خانواده خسروشاهی نه تنها به این کار دست‌نزده، بلکه به گردش چرخ صنعت در کشور کمک شایانی نموده‌اند که بسیار قابل تقدیر است. این خانواده، مؤسس شرکت سرمایه‌گذاری البرز، کارخانجات مینو، شرکت پخش قاسم ایران، کارخانجات تولید دارو، کارخانجات تولی پرس و چندین و چند کارخانه و صنایع دیگر در کشور هستند. اینکه یک خانواده تا زمانی که مجبور نشده کشور را ترک نکرده و سرمایه خود را در راستای بالندگی کشور صرف کند، امری قابل تقدیر است.

امروزه تمام فعالان صنعت پخش، به گونه‌ای دنبال‌کننده فعالیت‌های علی خسروشاهی هستند. مردی که با تلاش بسیار موجب سربلندی این کشور و خاطره ساز دوران کودکی میلیونها ایرانی بود.

علی خسروشاهی بدون شک یکی از بزرگترین کارآفرینان ایران در قرن بیستم است. او پدر پخش نوین مویرگی است. او صنایع بسیاری را به کشور هدیه داد و درخاطره‌سازی برای میلیونها ایرانی سهیم بود. او پس از ترک کشور، همواره دغدغه کارخانجات مینو و کارکنان آن را در سرداشت و تا پایان عمر حسرت روزهای اوج این کارخانجات را در دل جای داد. مرد بی‌قراری که همواره زودتر از همه کارکنان به شرکت می‌آمد و دیرتر از همه به خانه می‌رفت، در سال 1377 در سن 87 سالگی دور از وطن، دارفانی را وداع گفت و برای همیشه آرام گرفت.

نوشته: فرامرز عیب پوش

منابع و ماخذ:

  • خاطرات علی خسروشاهی
  • شرکت اوبر تاریخچه مدیران اوبر
  • کتاب موقعیت صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *