سندرم استکهلم

سندرم استکهلم پدیده ایست روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی و احساس مثبت نسبت به گروگان‌گیر پیدا کرده و در مواقعی این حس وفاداری تا حدیست که از کسی که جان/مال/آزادیش را تهدید می‌کند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیمش می‌کند.

این عارضه توسط دکتر بیل بیِروت نام گذاری شد. دکتر بیروت پس از سرقت از بانکی در میدان نورمالمستوری استکهلمِ سوئدمامور مشاوره به پلیس بود. در طی این گروگان‌گیری چهار کارمند به مدت شش روز به گروگان گرفته شدند. در طی این شش روز قربانیان وابستگی عاطفی به گروگان‌گیرها پیدا کردند تا حدی که از همکاری با پلیس سرباز می‌زدند و حتی پس از آزادی از این مصیبت، هفته هها در دفاع از گروگان گیران خود برآمدند.

درحالی‌که با توجه به نظرات متفاوت محققان، فهرست روشنی در این مورد مشخصات این سندروم وجود ندارد اما می‌توان برخی از علائم این سندروم را برشمرد:

  • احساسات مثبت قربانی به گروگان‌گیر یا زندانبان
  • احساسات منفی قربانی نسبت به خانواده، دوستان و مقاماتی که سعی در نجات آن‌ها دارند و موفق هم می‌شوند
  • پشتیبانی از دلایل و رفتارهای گروگان‌گیر
  • احساسات مثبت زندانبان یا گروگان‌گیر نسبت به قربانی
  • رفتارهای حمایتی قربانی در زمانی کمک به زندانبان

مشابه این سندروم در زمان اشغال فرانسه توسط سربازان نازی نیز شکل گرفت بطوریکه مردم برخی از مناطق فرانسه در دفاع از هیتلر برآمده و عکس سران اس اس و گشتاپو را در منزل نگه میداشتند و در زمان شکست آلمان نازی، با آنها همدردی و سوگواری کردند. علت این عارضه روانی عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی درونی دانسته می‌شود. قربانی پذیرفته که در همکاری با گروگانگیر و فردی که زندگی وی را به گروگان گرفته است، امنیت بیشتری داشته و آسیب کمتری خواهد دید. در برخی موارد قربانیان حتی از آزادی امتناع نموده و به شدت با قربانیان گروه گروگان گیری که توسط پلیس دستگیر میشوند، همدردی میکنند.

نوشته: فرامرز عیب‌پوش

روان‌شناسی جمعی‏ (۶ ف، ۱۸ ص) روان‌شناسان اجتماعی‏ (۱ ف، ۵۰ ص) رفتار ضد اجتماعی‏ (۳ ف، ۸ ص)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *